تعریف جامعهشناختی «انحراف» و مشابه آن تعریف روانشناختی «ناهنجاری» عبارت است از: عدول و عدم انطباق رفتار شخص با نرم عادی جامعه. حالا سؤالی که میتوان مطرح کرد این است که: اگر یک رفتاری رواج پیدا کند دیگر نمیتواند عنوان ناهنجاری به خود بگیرد. مثلا در سطح جامعه رایج شده که وقتی دو دستگاه خودرو باهم کوچکترین برخوردی پیدا میکنند؛ بلافاصله بیتوجه به سهویبودن رفتار، به یک درگیری حداقل لفظی دامن میزنند. آیا این رفتار به دلیل شیوع افراطی آن در حالت عادی جامعه، دیگر ناهنجاری محسوب نمیشود؟
از دیدگاه روانشناسی اجتماعی پرخاشگری یا خشونت آسیبرسانی عمدی بهطرف مقابل است. حالات خصمانه عمدتا با احساسات کینهتوزانه مشخص میشوند و ممکن است به شکل خشم، نفرت، تحقیر و حسادت تظاهر کنند. خشم نوجوانان گاه ناشی از ناتوانیهای خودشان در انجام یک آزمایه یا کاری است که قصد انجامش را دارند. آنها از اشتباهات خود عصبی میشوند وقتی نمیتوانند تصویری که میخواهند رسم کنند یا رتبهای را که دوست دارند در جامعه به دست آورند، به سرخوردگی دچار میشوند. مثلا آنها از گرفتن نمره امتحانی پایین یا از ناتوانی خود در ورزش، عصبانی میشوند. بهطورکلی نوجوانان از افراد بیش از موقعیتها خشمگین میشوند. افرادی که به نظرشان بیملاحظه، غیرمنصف، فضول، خودپسند که به تمسخر، انتقاد، توهین، آزار و استثمار دیگران میپردازند.
چرا پسران خشنترند؟
در نوع ابراز و نیز در اسباب ایجاد خشم، جنسیت تأثیر بسزایی دارد. نوجوانان پسر از کارنکردن اشیا بیشتر از نوجوانان دختر خشمگین میشوند. خشم دختران بیشتر ناشی از مردم و موقعیتهای اجتماعی است. بیان هرگونه هیجانی بهجز هیجان خشم بهطورکلی برای دختران راحتتر از پسران است و در عوض پسران هیجانات خود را تبدیل به هیجان خشم کرده و آن را بروز میدهند. در بیشتر فرهنگها مردان را به بیان هیجان خشم و زنان را به واپس رانی آن ترغیب میکنند. نمود این مشروعیت فرهنگی خشم را در کتککاریها و فریادهایی دیده میشود که برای پسران نقطهضعف محسوب نمیشود.
عوامل تشدیدکننده
بهبیاندیگر دختران بیشتر احتمال دارد که متوسل به پرخاشگری غیرمستقیم شوند. منظور از پرخاشگری غیرمستقیم اعمالی است که به پرخاشگر امکان میدهد هویت خود را از قربانی پرخاش پنهان کند. چنین اعمالی شامل شایعهها درباره شخص آماج، غیبتکردن پشت سر این شخص، زیرآبزدن شخص قربانی. یافتههای پژوهشی نشان میدهد که تفاوتهای جنسیتی در مورد پرخاشگری غیرمستقیم در میان کودکان حتی هشتساله وجود دارد و در پانزدهسالگی این تفاوت افزایش مییابد؛ بنابراین به نظر میرسد که این تفاوتها ازنظر گستره کاملا عمومیت دارد.
برترینمایی به دلیل تحریک مستقیم، معمولا اقدام مقابل بهمثل و حتی گاهی از آن شدیدتر را بهعنوان تلافی در پی دارد، بهویژه وقتی که تعمدیبودن رفتار مسجل باشد.
اعتمادبهنفس یا اعتماد به سقف؟!
نوجوانان را بسیار در حال براندازکردن خود پای آینه میتوان دید این گونهای از تجلی خودشیفتگی در این دوران است. جملاتی شبیه «اگر من رئیسجمهور میشدم قابلیتهای بهمراتب بهتری داشتیم» و امثالهم تجلی کلامی خودشیفتگی است. خودشیفتگی باعث میشود که کمترین کممحلی از سوی دیگران یا کوچکترین انتقادها را به دلیل تناقض با طرحواره و خود پنداره اغراقآمیز خود، عامل ایجاد خشم و برانگیختگیشان شود.
در زمان حاضر بسیاری از مدارس آمریکا تأکید خود را برساختن عزتنفس بالا در دانشآموزان خود قرار دادهاند. این کار تا مرحلهای ممکن است سودمند باشد؛ اما اگر از آستانهای بالاتر رود باورهای آنها نسبت به خودشان غیرواقعبینانه و خودشیفته میشوند که حاصل آن افزایش توان بالقوه خشونت و نیز سرخوردگی از انتظارات برآورده نشدهشان خواهد بود.
عوامل فرهنگی
در فرهنگ ما و پارهای از فرهنگها هنجارهای قوی وجود دارد که پرخاشگری را در پاسخ به توهین به شرافت شخص نهتنها مناسب، بلکه الزامی میدانند. به این فرهنگها در روانشناسی اجتماعی «فرهنگ افتخار» گفته میشود.
وقتی پسری دست به اقدام خشونتآمیز برای دفاع از شرافت خود چه به لحاظ هتک شرافت خانوادگی چه به لحاظ حسادت جنسی از دوست جنس مخالف خود، به چشم افتخار دیده میشود و این فرهنگ در نمایشها و فیلمهای قدیم و جدید ما هم قابلمشاهده است.
آیا تابستان مقصر است؟
از دایره واژگانی هر زبانی بهویژه زبان فارسی میتوان نقش گرما را در تشدید ابراز خشم مشاهده کرد. واژگانی نظیر «داغکردن، جوشآوردن، گرمای خشم، گرگرفتن».
دعواهای تابستانه یکجور استفاده از مکانیسم دفاعی جابهجایی است، به شکلی که در اوج گرما حوصله منطقی صحبتکردن یا تحمل جواب غیرمنطقی دیگران با زبانی آرام کم است.
بسیاری از روانشناسان بر این باور هستند که با گرمشدن هوا امکان بروز خشونتها در جامعه افزایش مییابد؛ چراکه برخی مطالعات نشان داده که هوای گرم با رفتار خشونتآمیز ارتباط دارد.
بنابراین مطالعات دیدهشده که نمودار خشونت با افزایش دما بالا میرود؛ اما این روند تنها تا یک نقطه خاص ادامه مییابد. به لحاظ علمی نیز گرما به علت افزایش ضربان قلب و سوختوساز بدن و از سوی دیگر با افزایش تستوسترون در بدن میتواند در افزایش خشونت البته با زمینههای موجود آن مرتبط باشد.
بر پایه گزارشهایی که از این مطالعات منتشرشده است اکثر مردم در شرایطی که هوا خیلی گرم است، در درست فکرکردن دچار مشکل میشوند.
