ادب و هنر

زین قند پارسی که به بنگاله می‌رود

با نگاه به آثار صائب و سبک هندی، تجربه حفظ و صیانت از زبان فارسی به شکل اصیل خود از طریق شعر گواه نوعی کشورگشایی فرهنگی مبتنی‌بر ادب فارسی است، شاید این روزها دیگر کمتر زور شمشیر و صدای اسلحه عاملی برای صدور تمدن و فرهنگ باشد و انقلاب فرهنگی بتواند از طریق حفظ میراث زبان و انتقال و تزریق آن به سایر ملل صورت بگیرد و مطابق تجربه نفوذ زبان فارسی در هند، از گیرایی و ماندگارری بیشتری نیز برخوردار گردد.
نفیسه زارعی- در روزگاری که مرزهای جغرافیایی بر مقیاس اسب تازاندن و کشورگشایی پیش میرفت، شاید مثل همه جنگها حتی نبردهای روزگار ما، قبل از هرچیز فرهنگ و ادبیات کشورها دستخوش تغییر قرار میگرفت و به تعبیر بهتر شمشیر راه قلم را باز میکرد، البته نباید از نظر دور داشت که در جریان این فتوحات، اگر فرهنگها ریشه یکسانی داشته باشند این تطابق به شکلی ژرف در پوست و استخوان کشور مرجع نفوذ میکند و اصلا به همین خاطر است که حالا بعد از گذشت قرنها از حضور سیاسی سرداران فاتح ایرانی در هند هنوز واژههای فارسی درست مثل یک جریان سیال در زبان و فرهنگ کشور هفتاد و دو ملت جاری است.

با درنظرگرفتن این پیشینه و این مهم که نفوذ زبان فارسی در هند مرهون سیاست حاکمان و رسوخ دین اسلام در زندگی هندیان است باید گفت عامل سومی هم باعث ترویج فارسی در هند شد، این عامل در عصر صفویه و در دوران شاه طهماسب بیش از همیشه بروز و ظهور پیدا کرد، شاه جوان که طبع
ثروت
اندوزیش مانع از توجه به شعر و ادب بود باعث مهاجرت گسترده هنرمندان، شعرا و ادیبان به شبه قاره هند شد و حمایت دربار گورکانیان هم شعلههای آتش اشتیاق حضور در این سرزمین را بیش از بیش کرد، اصلا انگار گورکانیها به هند آمده بودند تا به جریان ورود زبان فارسی سامان بدهند و هند را که به نوعی خواهر خوانده ایران به حساب میآمد از طریق پیوندهای زبانی بیش از بیش به هم نزدیک کنند.

این جریان طی زمان آنقدر عمیق شد که در دانش سبک شناسی شعر، به ناگاه سبکی به نام سبک هندی رشد پیدا کرد، سبکی که بستر اصلی آن زبان و شعر فارسی بود که یادگار قرنها تلاش خستگیناپذیر از رودکی تا آن دوران بود، پرچمدار این سبک شاعر تبریزی ما است که از نصف جهان عازم سرزمین طوطیان شکرسخن شد، او که تا سالهای پایانی عمر شاه عباس مورد دلجویی او است بعد از این پادشاه به افغانستان سفر کرده و مقدمه حضورش در دربار شاه جهان محقق میشود، او که اکنون ملک الشعرای دربار هند است نمیتواند به اصفهان بازگردد و بالاخره بعد از شش سال عزم وطن میکند این درحالی است که شاه عباس از دنیا رفته بود و قدرت صفویه روبه افول است؛ اما همچنان ادب فارسی درخشان است و قهوهخانهها مرکزی برای بحث و بسط زبان به حساب میآمدند و حضور صائب در اجتماعات این چنین فرصت مغتنمی برای او و برای حضار بود، صائب در زمان شاه عباس دوم ملک الشعرای دربار میشود، موقعیت سیاسی، اجتماعی به انضمام مهارت و تجربه حضور در هند باعث میشود تا او پرچمدار اصیل سبک هندی شود و مهمترین مولفه شعر سبک هندی در اشعارش تجلی پیدا میکند و آنقدر در این سبک شاخص و روشنگر باشد که تمام شاعران سبک هندی در ذیل صائب تعریف میشوند و از همان تاریخ سرایش اشعار صائب تاکنون وی تاثیر شگرفی بر شاعران بعد از خود میگذارد تا جایی که امروز هم بسیاری از شاعران غزل سرا و حتی رباعی سرای معاصر خواسته یا ناخواسته درقدمها و قلمهای خود پا جاپای صائب میگذارند، در حقیقت صائب نخستین شاعر دنیا است که دنیای کلاسیک را بهدنبال معاصر و دنیای مدرن امروز گره میزند و اولین شاعری در تاریخ ادبیات ما است که نوعی نگریستن تازه را به فرهنگ و ادبیات کشور هدیه میکند و نتیجه این هدیه بدون چشم داشت او حفظ زبان فارسی از حوادث گوناگون مثل کشورگشاییها و نفوذ زبان به شبه قاره هند است، شبه قارهایکه بدون هیچ کشورگشایی و برق شمشیر در مقطعی از تاریخ در برابر زبان و ادبیات دری تعظیم کرد.

شاید اگر سبکی به نام هندی در دوران تحول ادبیات ایجاد نمیشد، کمتر شاعری به فکر این می افتاد تا در چارچوبی تازه غزل بگوید و اگر بخواهیم در مقام قضاوت سبک هندی بربیاییم باید غزل را عامل اصلی نفوذ زبان فارسی در دربار هند در عصر گورکانی بدانیم، غزلیاتی که سرشار از عنصر عشق هستند و درست همین واژههای عاشقانه و احساسی است که هنوز در بین هندیها رواج دارد، کافی است به پراکندگی واژگان فارسی در گویش مردم هندوستان توجه کنیم آن وقت میبینیم کلماتی مانند زندگی، عشق، محبت و مانند آن با وجود دگرگونیهای جدی که زبان و فرهنگ مردم هند در اثر سیطره استعمار مواجه شده است، هنوز در محاورات آنها مورد استفاده قرار میگیرد.

البته در شاعران وطنی امروز هم ته ماندههای سبکی که یادگار صائب تبریزی است بهخوبی مشاهد میشود؛ زیرا این سبک تلفیقی از سنت و مدرنیته است و با تمام دشواریهای زبانی که ممکن است داشته باشد به دلیل وجود عناصر زنده نظیر تشخیص مورد اقبال غزل سرایان معاصر قرار گرفته است.

با نگاه به آثار صائب و سبک هندی، تجربه حفظ و صیانت از زبان فارسی به شکل اصیل خود از طریق شعر گواه نوعی کشورگشایی فرهنگی مبتنیبر ادب فارسی است، شاید این روزها دیگر کمتر زور شمشیر و صدای اسلحه عاملی برای صدور تمدن و فرهنگ باشد و انقلاب فرهنگی بتواند از طریق حفظ میراث زبان و انتقال و تزریق آن به سایر ملل صورت بگیرد و مطابق تجربه نفوذ زبان فارسی در هند، از گیرایی و ماندگارری بیشتری نیز برخوردار گردد.
https://www.shoma-weekly.ir/ysWKlw