***
رهبری معظم انقلاب اشاره فرمودند در حالی که منطقه پر از ناامنی است و کشورهای منطقه درگیر هستند، در سراسر کشور ما امنیت وجود دارد و ما باید هوای نیروهای نظامی خود را داشته باشیم، به نظر شما تا به حال ما در این زمینه کوتاهی داشته ایم؟ آیا سیاستهای نظامی و دفاعی دولت تأمین کننده منافع امنیتی ما بوده است؟
شاید این موضوع به همان پیشنهاد دولت به مجلس برای کاهش بودجه نظامی برگردد که با اعتراض نمایندگان روبرو شد و این نشان دهنده این است که با توجه به این که حفظ امنیت در کشور برای مردم از اولویت بالایی برخوردار است و یک امتیاز برای ملت ما است. امروز که در بین همه کشورهای منطقه که در حال جنگ و خونریزی و انفجار و ناامنی هستند، توانسته ایم امنیت کشور را حفظ کنیم، این حفظ امنیت نه به تعاملات دیپلماسی و خارجی بلکه به اقتدار و توانایی نظامی و اطلاعاتی ما مربوط میشود. به همین دلیل باید دولت هم در تقویت نیروی نظامی و تأمین نیازهای آنها جدی تر باشد و به امنیت کشور از طریق تقویت نیروهای نظامی و انتظامی کمک نماید. بنابراین نکته ای که مقام معظم رهبری به آن اشاره فرمودند حاکی از این است که به بخش نیروهای نظامی و تأمین نیازهای آنها کم توجهیهایی شده است که میتواند برای حفظ امنیت کشور مضر باشد.
آیا سیاستهای دولت با بخشهایی که امنیت کشور را بر عهده دارند متفاوت است؟
قطعا همین طور است.زیرا دولت در روشهایی که در مسائل بین المللی دنبال میکند عمدتا روی مذاکره تکیه کرده و میخواهد همه مسائل منطقه را از طریق مذاکره حل نماید. در حالی که مذاکره تنها راه حل نیست و در حال حاضر مذاکره ابزاری برای نجات تروریستها از نابودی شده است. به محض این که نیروی مقاومت میخواهد در جایی بر تروریستها غلبه کرده و مسلط شود، غربیها خواستار مذاکره و به دنبال آن آتش بس میشوند. همیشه هم از این فرصت مذاکره برای بازسازی نیروها و تجدید قوای تروریستها استفاده کرده اند. پس سیاست مذاکره همه جا جواب نداده و نمیدهد. لذا دولت باید در مسیر حل مسائل منطقه تنها به مذاکره اکتفا نکرده بلکه به اقتدار، توان و نیروی مستشاری نظامی تکیه کند و به اینها هم قوای لازم را بدهد و در جاهایی که لازم است به لحاظ نظامی وارد عمل شده و اقدام کند و تن به مذاکره ندهد.
رهبر معظم انقلاب یک نکته را خیلی شفاف مطرح کردند و آن این که باید توان دیپلماسی را در دنیا به صورت متوازن توزیع کرد. باید آفریقا، آسیا و آمریکای لاتین سهم مناسب خود را در روابط سیاسی کشور ما داشته باشند. این نشان میدهد که ما در بخش آفریقا و آمریکای لاتین و حتی آسیا کم کاری کرده ایم؟
همین طور است. این نکته که مقام معظم رهبری فرمودند چند راهبرد در آن وجود دارد. یکی این که اصولا توان دیپلماسی ما چقدر است؟ در حال حاضر دولت توان دیپلماسی را در قوه مجریه متمرکز کرده است در حالی که معمولا تمام کشورهای دنیا که میخواهند به طور فعال در عرصه دیپلماسی بین المللی وارد شوند، از همه ظرفیتهای دیپلماسی خود اعم از دولت، مجلس، نمایندگان، احزاب و گروههای سیاسی که برای ارتباطات خارجی قابل اطمینان هستند، استفاده میکنند. متأسفانه این توان دیپلماسی توسط دولت محصور شده است و نه سازماندهی و برنامه ریزی برای آن میشود و نه دولت از این توان به طور کامل استفاده میکند. پس راهبرد اول این است که باید این توان دیپلماسی را تقویت کنیم.
دولت باید برای توزیع متوازن دیپلماسی در سطح جهان اقدام نماید. نکته دومی که مقام معظم رهبری تاکید کردند بحث سهمی است که در این دیپلماسی باید به آسیا، آفریقا و آمریکای لاتین داده میشده و متأسفانه داده نشده و عمدتا در اروپا و غرب متمرکز شده است. ما بیشتر کشورهای آسیای میانه را از دست داده ایم و علیرغم این که این کشورها موضع مشارکتی و همراهی بسیار زیادی مثل تبادلات اقتصادی، مبادلات سیاسی و فرهنگی، در دولت قبل با ما داشتند، حالا از بین رفته است.
یک مثال در این زمینه بفرمایید.
مثلا جشن نوروز که بین کشورهای فارسی زبان در منطقه آسیا برگزار میشد، که به دلیل بی توجهی به کشورهای آسیای میانه، این کشورها به مخالفین ما تبدیل شدند و حتی نمایندگیهای ما را میبندند. با کمیته امداد و دستگاههای دیگر برخورد میکنند. اینها ناشی از بی توجهی دولت چه به کشورهای آسیای میانه و چه به سایر کشورهای آسیایی است. ما هنوز در جهت حمایت از اتحادیه احزاب سیاسی آسیا، از سوی دولت در سازمان ملل هیچ گامی برنداشته ایم. با این که دولت تعهد کرده است که از 350 حزب آسیا حمایت کند ولی در این زمینه هیچ کاری انجام نداده و در بین اعراب هم مشخص است که وضع ما چطور است. هم چنین موقعیت ما در بین بقیه کشورها هم دچار آسیب شده است. در آفریقا هم همین مشکل را داریم. به دلیل عدم توجه به کشورهای آفریقایی که ایران زحمات زیادی در گذشته در این زمینه کشیده و سرمایه گذاریهای متعددی در آنجا انجام شده است، الان عربستان با خریدن این کشورها و سرمایه گذاری مالی و پولی، این کشورها را با خود متحد کرده است. مثل جیبوتی، کومور و کشورهای دیگر در آفریقا که از دست دادن این سرمایهها، برای جمهوری اسلامی ایران که یک کشور اسلامی است آسیب فراوانی به دنبال دارد. باید از مسلمانان در این مناطق حمایت نماید. الان به علت رسیدگی نکردن به آن کشورها، آنها را به جبهه مخالف خود تبدیل کردیم. در آمریکای لاتین نیز همین طور است. در دوران تحریم و فشارهای آمریکا علیه ما، آمریکای لاتین جزو کشورهای حامی ما بودند و رأیشان در سازمان ملل و جنبش عدم تعهد به نفع ما بود. در مسئله نفت و فشار روی موضعشان همراه ما بودند. متاسفانه اینها را رها کرده و توجهی به مشکلاتشان در آمریکای لاتین نکردیم. در این مدت سه ساله ونزوئلا، بولیوی و اکوادور دچار مشکلات سیاسی شده اند و اینها نشان میدهد که بی توجهی دولت به سرمایه گذاریهایی که در گذشته در این قارهها صورت گرفته است، موجب از بین رفتن زحمات ما شد. البته خوشبختانه سفر اخیر آقای ظریف به آمریکای جنوبی، مقداری این مسئله را جبران کرد ولی نوش داروی بعد از مرگ سهراب است و نمیتوانیم به این سادگی این تأخیر را جبران کنیم.
یک نگرانی وجود دارد و آن این است که دولت به این دلیل سمت این مناطق نمیرود که طرفهای مذاکره کننده برجام از رابطه ایران با آن کشورها ناراحت میشوند. آیا در این یک سال باقی مانده میشود این کمبود سه ساله را جبران نماید؟
نکته ای که مقام معظم رهبری عنایت فرمودند حاکی از همین موضوع است. وقتی به وعدههای هیچ کدام از دولتهای آمریکا و غرب نمیشود اعتماد کرد چه دلیل دارد که در برابر وعدههای نسیه آنها اقدام نقد کنیم؟ آنها با کشورهایی که مستقل، ضد استکبار و ضد آمریکا هستند طبیعی است که میانه نداشته باشند. اما دلیل نمیشود که در مقابل عدم تحقق وعدههای غرب در طی این شش ماه روابطمان را با کشورهای دیگر لغو و قطع نموده و در ابعاد مختلف متضرر شویم. غربیها حق ندارند که برای ما تعیین تکلیف کنند که با کدام کشور ارتباط برقرار کنیم و با کدام کشور ارتباط برقرار نکنیم. دولت نیز نباید در این قضایا منفعل باشد و همان طور که مقام معظم رهبری تأکید فرمودند باید در سیاست خارجه موضع فعال داشته باشیم. مفهوم موضع فعال این نیست که هر چه آنها گفتند عمل کنیم، موضع فعال یعنی ما فعالیت خود را انجام دهیم و سیاست خودمان را دنبال کنیم و گوشمان بدهکار خواستههای غیرعادلانه و زورگویانه غربیها نباشد و خودمان مصالح کشورمان را در عرصه جهانی دنبال کنیم و نباید آنها برای ما تعیین تکلیف کنند.
