اندیشه

خندق نبرد تمام اسلام در برابر تمام کفر

جنگ خندق از آنجا آغاز شد که حُیِّی بن أخطب، برخی از سران یهودی که پس از خیانت به مسلمانان و شکست در برابر قدرت اسلام به خیبر پناهنده شده بودند و نیز گروهی از قبیله بنی وائل، در مکه با قریش دیدار کردند و آنان را به جنگ با پیامبر تشویق نمودند
مهدی رشیدی مهرآبادی- پس از هجرت پیامبر (ص)  کفار جنگ هایی برضد مسلمانان و حکومت نوپای آنها به راه انداختند. یکی از این نبردها که عظمت خاصی دارد، جنگ خندق یا احزاب است که در هفدهم شوّال سال پنجم هجری(1)به وقوع پیوست.

جنگ احزاب در قرآن
قرآن کریم در واقعه جنگ احزاب، به بررسی روحیه مردم مدینه در این نبرد می پردازد و آنها را به گروه هایی تقسیم می کند. عده ای از مردم مسلمان، ولی نه مؤمن، قلوبشان به لرزه افتاد و در مورد خداوند، گمان های نابه جا کردند(2).گروهی از منافقان نیز وعده های پیامبر (ص) را فریب خواندند و بر دیگران فریاد کشیدند که مقاومت نکنند.(3) البته خداوند درباره منافقان تذکر می دهد که این افراد اگر حتی همراه شما هم بودند، جز اندکی همراه شما جهاد نمی کردند.(4) اما مؤمنان با دیدن گروه ها در اطراف مدینه، خشنود گشتند و گفتند که این همان چیزی است که خدا و رسول به ما وعده داده اند و البته حمله دشمنان جز به ایمان آنها نمی افزود (5و6)

جنگ احزاب
جنگ خندق از آنجا آغاز شد که حُیِّی بن أخطب، برخی  از سران یهودی که پس از خیانت به مسلمانان و شکست در برابر قدرت اسلام به خیبر پناهنده شده بودند و نیز گروهی از قبیله بنی وائل، در مکه با قریش دیدار کردند و آنان را به جنگ با پیامبر تشویق نمودند و حتی قول همه گونه همکاری را نیز به آنان دادند. سپس سران یهود بنی نضیر به سراغ قبیله بنی غَطْفان، بنی سُلَیْم و بنی اسد رفتند و موافقت آنها را نیز کسب کردند. از این رو، یهودیان بنی قریظه پیمان عدم تجاوز با مسلمانان را نقض کردند و از سپاه احزاب پشتیبانی نمودند.  فاش شدن این توطئه، روحیه مسلمانان را که در وضعیت نامناسبی قرار داشتند، تضعیف کرد. بنی قریظه نه تنها به نقض پیمان بسنده نکردند، بلکه افزون بر رساندن آذوقه و خواروبار به سپاه احزاب - که سخت به آن محتاج بودند - برای ایجاد رعب و وحشت در درون شهر و در میان پناهگاه های زنان و افراد غیرنظامی، به یک سلسله عملیات دست زدند.(7) قرآن کریم از این اوضاع، چنین یاد کرده است:"إِذ جَاءُوکُم مِن فَوقِکُم وَ مِن أَسفَلَ مِنکُم وَ إِذ زَاغَتِ الأَبصَارُ وَ بَلَغَتِ القُلُوبُ الحَنَاجِرَ وَ تَظُنُّونَ بِاللهِ الظُّنونًا * هُنَالِکَ ابتُلِیَ المُؤمِنُونَ وَ زُلزِلُوا زِلزَالًا شَدِیدًا"(8)؛ هنگامی که از بالای [سر ]شما و از زیر [پای ]شما آمدند و آن گاه که چشم ها خیره شد و جان ها به گلوگاه ها رسید و به خدا گمان هایی [نابه جا] می بردید، آنجا [بود که ]مؤمنان در آزمایش قرار گرفتند و سخت تکان خوردند.  پس از ناکامی و عقب نشینی سپاه احزاب، پیامبر به دستور خدا به سراغ بنی قریظه رفت تا کارشان را یکسره کند.

یهودیان عامل اصلی جنگ خندق
همگام شدن زبانی و عملی یهودیان با منافقان داخلی و دشمنان خارجی مهم ترین مسئله ای بود که پیامبر(ص ) را به این اندیشه واداشت کـه مـحـیـط مـدیـنه را به طور کل از این عنصر فاسد پاک نماید؛ چرا که فتنه انگیزی و مـراوده آنـهـا بـا دشـمـنـان، بـه قـصـد بـرانـدازی اسـلام و حـکـومـت اسـلامـی بـود کـه رسول الله (ص ) سالهای سال برای نیل به آن زحمت کشیده بود. سـران بـنـی نـضـیر پس از اخراج از مدینه نیز براساس آن ذات کینه توز خویش دست از تـوطـئه بـرنـداشـتـنـد. در سـال پـنـجم هجری جمعی از رؤسای این قبیله به همراه سایر بـزرگـان یـهـود بـرای تـحـریـک قریش و بادیه نشینان سوی آنان رفتند و با تجدید انـدیـشه خطر دولت مدینه برای اشراف شبه جزیره، آتش کینه و جنگ طلبی را ـ که با سـیـاسـتهای سنجیده پیامبر(ص ) تا حدودی فروکش کرده بود ـ در وجودآنها دوباره شعله ور سـاخـتـنـد.
غزوه احزاب آشکارترین و بارزترین نمود ائتـلاف و هـمـبـسـتـگـی دشـمـنـان اسـلام بـود کـه زمـیـنـه سـاز و عامل اصلی شکل گیری و بروز آن از توطئه یهودیان نشاءت می یافت .ناکامی دشمنان در این رویارویی نه تنها موجب رسوایی مشرکان مکه گشت بلکه به پاک شـدن مـحیط مدینه از بقایای آخرین دسته از جماعت یهودیان مدینه انجامید.

پی نوشت ها:
1.علی حائری و همکاران، روز شمار قمری، قم، مرکز پژوهش های صدا و سیما، 1381، چ1، ص 287.
2.نک: روز شمار قمری، ص 287؛ سیری در سیره نبوی، صص 247 ـ 249؛ تاریخ سیاسی اسلام، ص 194.
3.نک: احزاب: 10.
4.همان.
5.احزاب: 20.
6.احزاب: 22.
7.نک: رسول جعفریان، تاریخ سیاسی اسلام، تهران، سازمان چاپ و انتشارات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، پاییز 1369، چ2، ج 2، صص 192-193.
8.احزاب / 10 و 11.

https://www.shoma-weekly.ir/TMLIHW