اکرم یافتیان- حضرت زهرا (س) در اوج فشارهای سیاسی جبهه کفر متولد میشود که فاقد هر یک از عوامل مهم برای شکل گیری یک نظام ارزشمند در تعیین ارزشهای اجتماعی است به نحوی که به اقرار تاریخ نگاران و پژوهشگران در تعریف از عربستان قبل از اسلام آن را جامعه ای بدوی و عاری از ارزشهای انسانی دانسته که نظام ارزشی آن مبنی بر خرافه و خرافه پرستی و ضد ارزشهای انسانی است که به صورت ارزشهای اجتماعی شکل یافته و در جان و روح مردم آن سرزمین خانه گزیده است و مردم نیز متعصبانه در ادامه این شیوه از حیات با گذشت زمان و به قدرت معجزه کلام خداوند و اسوه حسنه ای که از سوی ذات اقدسش مامور و سفیر نجات این مردم است معماری اولین اجتماع اسلامی به رهبری رسول اکرم (ص) به دست آنها میسر میشود در این اجتماع حضرت زهرا (س) الگوی سنت شکنی است. سه سال محاصره شعب ابی طالب و بعد از آن واقعه هجرت، ازدواج با حضرت امیر (ع) و. . . همه میدانی برای بروز دیدگاههای سیاسی- اسلامی ایشان و ارائه ایدئولوژیهای فاطمی (س) در زمین بود. جالب این که نفس تولد حضرت زهرا (س) پاسخ خداوند به کافران و معاندین دین بوده در حالی که بی پسران با داشتن فرزندان دختر ابتر شناخته میشوند ، فاطمه (س) شناسنامه این میلادمبارک، سوره کوثر قرار داده شده است.
ایام شعب و محاصره سیاسی دشمن، فرصت مناسبی برای لمس سیاست دینی در کنار پدر و مسلمین برای حضرت زهرا (س) فراهم آورد. گذشته از این، همین حضور در شعب و مقاومتهای کودکانه، الفبای فرهنگ سیاسی فاطمه (س) را رقم زد. فاطمه (س) پس از سال عام الحزن و تنهایی پیامبر (ص) با علم به این که بزرگترین فعالیت ایشان میتواند حمایت روحی از پدر، به عنوان محور اسلام باشد، تمام وجود خود را صرف این هدف نمود تا بدان جا که لقب ام ابیها را از پدر گرفت. در اوج فشارهای روحی و شکنجههای جسمی دشمن، فاطمه (س)، استقامت مسلمانان را شاهد بود و همین صحنه ها، روح حماسه را در او تقویت نمود. در شب لیله المبیت که امام علی (ع) در بستر پیامبر (ص) خوابید تا ایشان در میان غفلت کفار، مکه را ترک کنند؛ فاطمه (س) با شجاعت و روحیه ای کاملا حماسی در خانه حضور داشت. اگر سیاست را به معنای آگاهی نسبت به مسائل روز تلقی کنیم حضرت زهرا (س) یکی از آگاه ترین افراد نسبت به مسائل زمان خویش بود. در داستان هجرت به مدینه، که نقطه عطف تاریخ نبوت محسوب میشود؛ حضرت متحمل دشواریهای فراوان شد و با وجود شرایط سخت خفقان و وجود ناامنی و مسدود بودن راهها به همراه علی (ع) و چند تن از زنان مسلمان عازم مدینه شد. اما فصل پیوسته، گسترده و مستقیم فعالیتهای سیاسی فاطمه (س) در زندگی با علی (ع) تجلی پیدا کرد.
فاطمه از ابتدای زندگی با علی (ع) میدانست که جز علی (ع) کسی برای نگهداری امانت پیامبر (س) صلاحیت ندارد. تأیید علی (ع) در حقیقت تایید ولایت او را به دنبال دارد و زهرا (س) از همین مرحله موضع سیاسی خود را در همسویی و مشارکت با جبهه ولایت اعلام میدارد. تجلی این اعلام را در جریانات سقیفه شاهد هستیم. پس از آن که مدعیان خلافت از غفلت و جاهلیت عوامانه مردم سوء استفاده نموده، حق را پوشاندند و ولایت را کنار زدند؛ سراسر زندگی حضرت، مبارزه سیاسی شد. آن گاه که برخی از بی خردان، به همراه جماعتی از مردم فریب خورده برای گرفتن بیعت از علی (ع) به خانه او هجوم بردند، حضرت زهرا (س) برای ممانعت ،خود پشت در قرار گرفت. ایشان در ابتدا به مبارزه سیاسی در قالب تذکر پرداخت:" من هیچ مردمی را بدتر از شما ندیده ام. جنازه رسول خدا (ص) را در دست ما رها کردید و به جانب سقیفه شتافتید و بدون مشورت ما اهل بیت (ع) هر چه خواستید کردید. آن چنان که گویی از حادثه غدیر خم و آن چه پدرم در حق علی (ع) فرمود، هیچ خبر ندارید. "فاطمه (س) با وجود آن که علی (ع) در خانه حاضر بود، خود پشت در ایستاد. چرا که خوب میدانست اگر علی (ع) بایستد؛ در دید دنیاپرستان ایستادن علی (ع) برای مخالفت با حاکمیتی است که مردم آن را پذیرفته اند. ولی فاطمه (س) میخواست ثابت کند که برای مخالفت با خلافت به ناحق تصاحب شده و حمایت از حقیقت ولایت، ایستاده است. ایستادن فاطمه (س) مبازره زنی برای احقاق حق همسر نیست. بلکه پیام فاطمه (س)ایستادگی در احیاء حق ولایت است. ایشان در آن شرایط بحرانی هشدار میدهد و یادآوری میکند که بدترین امتها شمایید که بدون مشورت با ما چنین اقدامی نموده اید. ایشان در حقیقت با توبیخ مردم اعلام میدارد که ما نیازی به همراهی شما نداشتیم،بلکه شما نیازمندانی هستید که به دلیل جهل وغفلت، مشورت و راهنمایی ما را از دست داده اید. همچنین حضرت در ادامه میفرماید:"سوگند به خدا که پیامبر (ص) در آن روز برای ولایت و رهبری علی (ع) از مردم بیعت گرفت تا امید شما فرصت طلبان تشنه قدرت را قطع نماید. ولی شما پیوند میان پیامبر (ص) و خودتان را بریدید و حرمت او و وصی اش را پاس نداشتید؛ اما بدانید که خداوند در دنیا و آخرت بین ما و شما داوری خواهد کرد. . . "
رفتن فاطمه (س) به همراه علی (ع) بر در خانه مهاجر و انصار و اقدام به روشنگری آنها نماد دیگری از حضور سیاسی فاطمه (س) در عرصه اجتماع میباشد.
فراز دیگری از حرکت سیاسی فاطمه (س) را در ماجرای غصب فدک که یکی دیگر از برنامههای سیاسی دشمن بود، میبینیم. خطبه فدکیه، نشان دهنده عرصه کاملی از مبارزه و مقاومت سیاسی حضرت میباشد که به آن پرداخته شده است.
آخرین حرکت سیاسی فاطمه (س) سئوال بزرگی است که در ذهن تاریخ، برای همیشه رقم خورد و ثبت شد و آن بی نشانی مزار حضرت فاطمه (س)است.
مسلم است که وقتی چیزی گم شود، همه علت آن را جویا میشوند و در پی یافتن آن هستند زیرا در این جستجو حقایق بر ملا میشود. حضرت (س) وصیت فرمود که جز عده اندکی که به آرمانهای پیامبر (ص) وفادار ماندند، هیچ کس حق شرکت در مراسم تشییع او را نداشته باشد و از علی (ع) خواست که کسی نشانی مزارش را نداند. او را شبانه و دور از چشمهای غفلت زده مردم به خاک سپردند. این فریاد اعتراض فاطمه (س) ،به تمام دنیا طلبان است،به آنان که سیاست دفاع از حق را اعمال ننمودند، به همه مدعیان اسلام که مسلمانی را جز در محدوده آداب فردی لمس نکرده و بویی از اسلام حقیقی نبرده اند.
آخرین وصیت فاطمه (س) سیاستمدارانه ترین وصیت در تمام تاریخ بوده است. چرا که با ایجاد این علامت سئوال تا ابدیت انسانها را وادار ساخت، تا نام فاطمه (س) میآید، سراغ مزارش را بگیرند، آن را ناشناخته بیابند و بپرسند که چرا؟ مگر مردم با او چه کردند که چنین مظلومانه و غریبانه زیست و چنین ناپیدا به خاک سپرده شد؟
این سئوال میتواند زنگ بیداری ذهن بشر و فراخوانی برای ضرورت حضور در عرصه سیاسی و همچنین تمام میدانهایی که در آن به احیاء حق جهت داده میشود، باشد.
