زنان

تفاوت های حقوقی بین زن و مرد در فرهنگ اسلام و غرب

در حقیقت در قالب حقوق و تکالیف، زن و مرد با یک دیگر برابر هستند البته نقش های متفاوتی نیز بر اساس تکوین وجود دارند که این امر خود موجب ایجاد نظم در نظام آفرینش می شود

همه افراد ملت اعم از زن و مرد یکسان در حمایت قانون قرار دارند و از همه ی حقوق انسانی، سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، و فرهنگی با رعایت موازین اسلام برخوردارند." ورای ظاهر این اصل یک واقعیت نهفته است که می تواند خطراتی را متوجه حقوق زن کند. زیرا گفته شده زن و مرد یکسان در حمایت قانون قرار دارند، اما از ذکر این ضرورت خودداری شده است که قانون باید برای زن و مرد در امور مشابه حق مساوی قائل شود. لذا یکسان نگری که در این اصل بدان سفارش شده است، منجر به رفع تبعیض از زنان نمی شود. می دانیم قانون در موارد مختلف ممکن است حامل دیدگاه برابری یا نابرابری است. در این راستا به سراغ زهرا امین مجد عضو هیأت علمی دفتر مطالعات زنان رفته و به گفتگو نشستیم:
گفت و گو:نفیسه زارعی- اکرم یافتیان
* تفاوت غرب در نگرش به زن در همان دوران نخست تمدن چگونه بوده است؟
در چهارده قرن پیش یعنی زمان نزول اسلام، قرآن، روایات و نص اسلام بر حقوق انسانی افراد تأکید کردند در این دیدگاه در واقع به زن به عنوان یک ارزش نگریسته می شود و برای زن جایگاه ارزشی متصور شده است.در این دیدگاه که با دیدگاه غرب در تضادی فاحش است برای زن منزلتی ویژه قائل شده است. بر خلاف اسلام تفکر غرب در یک مرحله نسبت به زن، او را موجودی فاقد شعور و بی عقل می دانست و حتی عشق به زن عشقی پلید و حیوانی بود که توصیه نمی شد و به عنوان موجودی که تزاید نسل می کرد نگریسته می شد و هنگامی که تصویری از زن در ذهن ترسیم می شد زنان اولین موجوداتی بودند که از دایره شمول حقوق انسانی خارج بودند و حتی در نشر قوانین نیز زن جایگاهی نداشت این شرایط تا قرن هجدهم و نوزدهم میلادی ادامه داشت و زنان به مناسبت اقتضائات روزگار بورژوآزی برای به بازار کشاندن زنان و آزادی برای اشتغال گمان می رفت که زنان حقوق از دست رفته خود را بازیابند .

 * آیا دست یابی به تفاوت های حقوقی زن و مرد بین دو فرهنگ اسلام و غرب امکان پذیر است؟
بله، دستیابی به تفاوت‌های بنیادین حقوق زن در اسلام و غرب، ممکن نیست جز از راه بررسی در منابع حقوقی آنها. به عبارت دیگر باید در تحلیلی تطبیقی این نکته مورد بررسی واقع شود که چه اصول و مبانی نظری‌ای موجب پیدایش این سیستم حقوقی خاص در اسلام و یا غرب شده است. البته وقتی مراد ما از حقوق، Law و مفاد و بند‌های مختلف آن است، می‌توان ابتدا موارد اختلاف یا برتری یکی بر دیگری را از قوانین (اعم از قانون اساسی یا قانون عادی) استخراج نمود و سپس به بررسی علل و زمینه‌های پیدایش و ایجاد آنها پرداخت، امّا مسلماً راه اول معقول‌تر و صحیح‌تر است زیرا از طرفی به دلیل رسیدن به کلیات و اصول حاکم بر سیستم و اندیشه‌ی حقوقی، حتی در مسائل مستحدثه و مواردی که تاکنون در مورد آنها سکوت کرده است، می‌توان حکم مسأله را به دست آورد و از طرف دیگر می‌توان یک نظام داوری درون مبنایی را از این میان استخراج نمود و آنگاه با استفاده از آن به کشف استثنائات و پارادوکس‌ها دست یافت و انسجام و پیوستگی درونی آن سیستم حقوقی خاص را ـ که علی القاعده باید برخاسته از همان دستگاه فکری پیشین باشد ـ ، مورد بررسی و تحقیق قرار داد.

 * آیا قوانین حقوقی زنان در قانون اساسی کشور ما با کشورهای غربی قابل قیاس است و آیا آنها در تدوین قوانین مربوط به زنان با بن بست مواجه شده اند؟
برتری قوانین کشور اسلامی ما بر قوانین کشور‌های غربی دقیقاً در نگارش قانون آشکار می‌شود، یعنی در اتکاء قوانین ما به وحی الهی و انفکاک قوانین غربی از این منبع. عقل انسان نیز هدیه‌ای از جانب همان خدای وحی کننده است امّا به دلیل نقصان عقل بشر نسبت به همه احوال و شرایط و همه زمان‌ها از سویی و آمیختن مُدَرکات عقل با هواهای نفسانی و جهت گیری‌های قومی و سیاسی، از سویی دیگر، نمی‌تواند به عنوان منبع کاملاً مستقلی برای قانون دست‌کم در همه جا به حساب آید. جالب اینجاست که هر گاه در غرب برای تدوین قانونی حتی به طور غیرمستقیم از آموزه‌های وحیانی استفاده شده است آن قانون در مرحله‌ی اجرا به طور مشهودی از بقیه قوانین فاصله گرفته است، یعنی توانسته در موقعیت‌هایی خاص لااقل پاره‌ای از مشکلات زندگی بشر را به نحو صحیحی حل نماید به طوری که پارادوکس و بی نظمی سیستمی به دنبال آن نیاید.

 * آیا اقداماتی در خصوص رفع تبعیض و به دست آوردن حقوق از دست رفته زنان در دهه های اخیر انجام شده است؟
بله،هر چند در سال های اخیر برای برابر نشان دادن حقوق زن و مرد اقداماتی صورت گرفته است ولی متأسفانه هنوز هم در سطح قوانین هرگز در هیچ جای دنیا برابری بین زنان و مردان حتی روی کاغذ به طور کامل وجود ندارد البته در این سال ها  مواردی نظیر کنوانسیون رفع تبعیض علیه زنان در صدد بر آمد تا این تبعیض ها را رفع کنند اما همین امر به نابرابری ها دامن زد و نقش هایی نظیر مادری و همسری را از آنها گرفت و آنان را به موجوداتی تبدیل کرد که باید در یک رقابت نابرابر با مردان وارد صحنه شوند و این در حالی است که به دلیل ویژگی های بدنی قادر به رقابت با مردان در بسیاری از میادین نبودند و این در حالی بود که اسلام به ویژگی های انسانی و شعور عقلانی زن پایبند است و به عنوان یک دین جامع و خاتم با دید جامعیت خود به زن می نگرد .

 * به نظر شما زن از دیدگاه اسلام چگونه موجودی است؟
زن از دیدگاه اسلام یک انسان کامل با تمام ویژ گی های انسانی است و در مجموع اسلام آن حقوق اولیه را نسبت به همه ی انسان ها قائل است زن در آیات قرآن حق حیات دارد و نسبت به این حق خداوند مصرانه ایستاده است نشانه ی این امر زنده به گور نمودن دختران است و بعدها در روایات این دیدگاه به صورت دیگری متجلی می شود و دختر به عنوان رحمت معرفی می گردد که در قبال او حقوق بسیاری بر ضمه ی پدر و مادر است و حتی این کرامت زن تا جایی ادامه می یابد که برای قتل نفس محترم وی دیه در نظر گرفته می شود و در حقیقت زن در اسلام نه تنها انسان بلکه انسانی شریف و ریحانه وار دیده می شود. این دیدگاه در زندگی امیرالمؤمنین (ع) و حضرت زهرا(س) متجلی می شود و در زندگی زناشویی و اجتماعی مطابق نص اسلام زن حقوقی برابر با مرد دارد .

 * آیا برابری در دیدگاه اسلام با برابری دیدگاه غرب تفاوت دارد؟
البته، تصویری که در جایگاه برابری زن و مرد در اسلام وجود دارد بر مبنای معیاری متفاوت تر از معیار غرب است. بر مبنای دیدگاه اسلام معیار برابری و کمال برای انسان ها اعم از زن و مرد سعادت است بنده خودم مقاله ای در این زمینه در نشست اندیشه های راهبردی در حضور مقام معظم رهبری دامه برکاته ارائه دادم و در آنجا به اثبات رساندم هیچ تفاوتی به لحاظ جنسیت بین زن و مرد وجود ندارد و معیار ارزشمندی انسان این گونه امور نیست بلکه بر مبنای آیات و روایات میزان برابری عمل صالحی است که به سعادت منتج می شود.

 * در خصوص حرمت اجتماعی زن اسلام چگونه برخوردی دارد؟
می توان گفت اسلام در خصوص حرمت اجتماعی زن و منزلت وی از این بعد جایگاهی به مراتب ویژه برای زن در نظر گرفته است. این جریان در قرآن اینگونه آمده که مسلمانان به طور جدی حرمت زن را نگه دارند. همچنین در رابطه زدن تهمت به ویژه به زن مسلمان به شدت مبارزه می کند با کسی که تهمت و بهتان ناروا می‌زند. از طرفی از هجو شدن حریم اجتماعی و خانوادگی زن جلوگیری می‌کند، خانوادگی زن و در رابطه با رعایت مردان و حیای زنان به لحاظ تکوینی از زن حمایت می شود .

 * در مرحله تبیین جایگاه حقوقی نیز آیا این مسائل صدق می کند؟
از نظر جایگاه حقوقی زن و مرد دارای جایگاه برابر هستند در مرحله ی تکوین و تشریع نیز این برابری به سبک اسلامی مشاهده می شود به طوریکه حتی در مسئله نان آوری به جهت این که قوای بدنی زن کمتر از مرد است این امر بر دوش مرد گذاشته شده و در این بین برای ایجاد خانواده به عنوان ساختاری ترین بخش جامعه حفاظت از حریم داخل خانه و ایجاد آرامش به عنوان یک مسئله تشریعی و تکوینی برای برقراری عدالت بین افراد جامعه بر دوش زن نهاده شده است و در حقیقت در قالب حقوق و تکالیف زن و مرد با یکدیگر برابر هستند البته نقش های متفاوتی نیز بر اساس تکوین وجود دارند که این امر خود موجب ایجاد نظم در نظام آفرینش می شود ولی در مجموع در اسلام توجه خاص به زن و نیازها و عواطف او دیده می شود و به مردان توصیه می شود تا از موقعیت برتر فیزیکی و جسمی خود در قبال برخورد اخلاقی با زن وارد عمل نشوند و بدین ترتیب به حرمت انسانی زن و شخصیت و منزلت او توجه شده است.

https://www.shoma-weekly.ir/3HsWRg