چرا حسین بن علی (ع) شهید شد؟
ترور رهبری سیاسی در جامعه اسلامی که از زمان خلیفه سوم در صدر اسلام توسط افراطی های خوارج باب شد, توسط همان جریان دردوران حکومت امیر مومنان علی ع که علاوه بر مشروعیت الهی به خواست و اراده مردم روی کار آمده بود, ادامه یافت .دردوران امام حسن مجتبی ع از طریق عامل نفوذی در درون خانواده ی امام بازهم توسط همان جریان اقدام به ترور امام شدولی در دوران امام حسین ع این گروه به جریان غالب و مسلط در جامعه تبدیل شد.
کد خبر: ۲۵۸۴۷
تاريخ: ۱۰ مهر ۱۳۹۶ - ۱۴:۲۹

حمیدرضا ترقی- ترور رهبری سیاسی در جامعه اسلامی که از زمان خلیفه سوم در صدر اسلام توسط افراطی های خوارج باب شد, توسط همان جریان دردوران حکومت امیر مومنان علی ع که علاوه بر مشروعیت الهی به خواست و اراده مردم روی کار آمده بود, ادامه یافت .دردوران امام حسن مجتبی ع از طریق عامل نفوذی در درون خانواده ی امام بازهم توسط همان جریان اقدام به ترور امام شدولی در دوران امام حسین ع این گروه به جریان غالب و مسلط در جامعه تبدیل شد.

اگر چه سردمداران این اقدام همان وابسته گان به جریان خوارج بودند ولی توانسته بودند عواملی از رزمندگان طرفدار امام علی ع و حاضرین در صحنه های جنگ با قاسطین و مارقین وناکثین را هم جذب کنند و گفتمان خود را به گفتمان غالب جامعه تبدیل سازند .

چرائی پدید آمدن این شرایط را با استفاده از سخنان امام حسین ع در مکه قبل از رفتن به کربلا میتوان فهمید ؛ این سخنان که در تحف العقول ص 240 آمده است بسیار عبرت آموز و دقیق است که هرکدام از علل و عوامل ذکر شده اش جای بحث و تحلیل فراوان و قابل انطباق با شرایط کنون ماست .

اینکه چطور پس از 50 سال بعد از پیروزی انقلاب اسلامی پیامبر ص چنین انحرافی در جامعه اسلامی پدید آمد که جانشینان رهبر انقلاب اسلامی بدست اسلام نماها و منافقین و مسلمانان بی بصیرت وعهد شکن مدعی مسلمانی به شهادت میرسند نیازمند واکاوی و تامل جدی برای انقلاب اسلامی ماست .

اگر علل و عوامل چنین تغییری در جامعه اسلامی دوران حکومت امویان را بخواهیم احصاء کنیم باید ابتدا به جریان شناسی آنها از دوران پیامبر اشاره کنیم .

جریان امویان

این جریان که بازماندگان ضد انقلابیون فتح مکه هستند که پیامبر به آنها امان داد .ولی از این آزادی سوء استفاده کرده و در جنگهای بدر و احد به مقابله با حکومت اسلامی پیامبر آمدند ؛ بخاطر از دست دادن حکومت اشرافی و ظالمانه قبلی

واز دست دادن طرفدارانشان در این جنگها ؛ کینه عمیقی نسبت به انقلابیون ونخبه گان و سران حکومت اسلامی پیامبر ص داشتند . به همین دلیل برای براندازی حکومت پیامبر اسلام ص با نفوذ در صحابی و نزدیکان پیامبر در صدد توطئه برای تلافی بودند .

آیات مربوط به غدیر خم و معرفی و انتصاب امیر مومنان به ولایت و رهبری بعد از پیامبر ص که بر ایشان نازل گرددیه نشان میدهد که پیامبر ص نگران اقدامات آنان بعداز رحلت خوداست . که خداوند میفرماید: والله یعصمک من الناس .

شورای سقیفه

این جریان که در اطرافیان رهبر انقلاب اسلامی و یاران وی نفوذ کرده بود بلافاصله بعد از رحلت پیامبر ص با تشکیل یک شورا از سران قبایل و بصورت غیر دموکراسی و بااستفاده از زور وموقعیت همان صحابی ؛ علی رغم توصیه و دستور پیامبر ص و وجود 120 هزار شاهد بر بیعت مردم با علی ع , ولایت ایشان رالغو و جناب ابوبکر را به جانشینی و رهبری جامعه اسلامی انتخاب و اعلام کرده و همه را موظف به بیعت با او میکنند.

این تغییر در قواره سیاسی نظام اسلامی که توسط پیامبر ص ایجاد شده بود؛ اولین انحرافی است که درسیره ء آنحضرت وبرخلاف آیات الهی قران کریم ودستور الهی صورت گرفت .

این تغییر دین را از سیاست جدا وحکومت در جامعه اسلامی را بسوی سکولاریسم سوق داد.

برخورد بسیار بد با انقلابیون از رقیب اصلی حاکم برگزیده یعنی علی ع ودختر پیامبر ودیگر یاران و صحابی رهبر انقلاب مثل سلمان و ابوذر و مقداد ومیثم گرفته تا مصادره فدک فاطمه زهرا س و آتش زدن درب خانه دختر پیامبر ص

و.... نتیجه ی این انحراف از خط پیامبر ص و رهبر انقلاب اسلامی بود.

روند تحریف شده در انتخاب رهبری جامعه اسلامی وفقدان صلاحیت خدا پسند و قرآنی آنان زمینه بازگشت ضد انقلابیون کینه توز علیه نیروهای وفادار به آرمانها وراه انقلاب اسلامی پیامبر ص را به درون حکومت فراهم ساخت .

فساددر دولت اسلامی خلیفه سوم و سوء استفاده از قدرت و رابطه بازی وسپرده شدن مسئولیتها ی اجرائی به افراد ناصالح

زمینه نارضایتی مردم از حاکم جامعه اسلامی رافراهم و موجب شورش اجتماعی علیه حکومت شد. ولی در کنار آن با تضعیف حکومت مرکزی و نارضایتی ها و انتقادات شدید علیه سران دولت اسلامی عثمان ؛ معاویه فرزند ضد انقلاب ابوسفیان؛که طرفدار حکومت سلطنتی و ضد نظام اسلامی بود برشام حاکم و خودمختار شد و زمینه تجزیه در دولت اسلامی را فراهم ساخت .

دوقطبی شدن جامعه اسلامی و بیعت با علی ع

ناراضیان جامعه در دوران خلیفه سوم دوگروه بودند :

1-گروهی که بافساد و انحراف و پارتی بازیها وحیف و میل ها ی غیر اسلامی درحکومت خلیفه مخالف وبدنبال بازگشت به سنت نبوی بودند.

2-گروهی که اصولا با حکومت اسلامی ولو سکولار مخالف و طرفدار حکومت سلطنتی معاویه بودند .

همراهی واتحاد عناصر تندرووافراطی که به قتل عثمان متهم بودند با گروه اول به مقبولیت اجتماعی ولایت امیر مومنان ع که در اثر بیعت مردم با ایشان بدست آمده بود, آسیب زد وتلاش حضرت برای تفکیک ایندو از یکدیگر در فضای سیاسی فتنه گون وپرهیجان و احساسی آن زمان امکانپذیر نشد .

جریان طرفدار جدائی دین از سیاست ؛ مخالفین سنت پیامبر ص و طرفداران حکومت سلطنتی اپوزسیون نظام اسلامی در گروه دوم ائتلاف کرده بودند که عامل جنگهای جمل ؛ صفین و خوارج در زمان حکومت کوتاه امیر مومنان ع شدند.

اثر این دوقطبی در جامعه :

1-اختلاف و شبهه افکنی در درون نیروهای انقلابی

2-آسیب پذیر شدن جبهه نیروهای طرفدار ولایت بخاطر عناصر افراطی

3-سست شدن نیروهای انقلاب در دفاع از کیان نظام اسلامی ورواج عافیت طلبی ونافرمانی مدنی

4-رواج پوپولیسم و ظاهر بینی و شعار زدگی در جامعه ودین حداقلی.

5- مقاوم شدن مردم دربرابر ارزشگرائی و عدالت گستری و دین حداکثری

این عوارض را در خطبه ها و نامه های امیرمومنان ع در نهج البلاغه میتوان به وفور یافت که چگونه حضر از بی وفائی و سستی و بیحالی شیعیانش گله میکند واز عدم بصیرت عوام و بعضی خواص می نالد .

حذف ولایت وامامت ازراس حکومت اسلامی

اقدام خوارج به تروروحذف امیر مومنان ع اگر چه با حذف معاویه درداخل یک سناریو بود ولی طرح حذف امام موفق وطرح حذف معاویه با شکست روبروشد.

با این اقدام شرایط به نفع طرفداران رژیم سلطنتی و مخالفان نظام ولایتی اسلام تغییر کرد وآنها توانستند با استفاده از کانون های ثروت و قدرت امام حسن مجتبی ع را خلع سلاح کرده و نیروی نظامی حکومت را از زیر فرماندهی وی خارج سازند وامام را وادار به پذیرش صلح با معاویه نمایند .

دوگانگی قدرت سیاسی و دینی درجامعه مسیر حکومت سلطنتی اموی را به سوی فاصله گرفتن بیشتر جامعه و حکومت از اسلام و سیره نبوی و علوی سوق دادتا آنجا که امام حسین ع در توصیف آن شرایط در سخنرانی مهمشان در مکه خطاب به خواص جامعه اسلامی فرمودند

ا-فریضه ی امر به معروف و نهی از منکر درجامعه به فراموشی سپرده شده بود

2-خواص در برابر فساد و زشتی ها و رشد منکرات در جامعه بی تفاوت شدند

3-خواص و انقلابیون از حقوق ولایت و رهبری کوتاه آمدندو حاضر به پرداخت هزینه دفاع از اونشدند

4-مومنین و انقلابیون در برابر شکسته شدن هنجارهای اسلامی و پیمانها و تعهدات مجریان بی حساسیت و بی تفاوت شدند

5-مجاری امور جامعه به خاطر اختلاف انها درسیره پیامبرع از دست علما و اسلام شناسان متعهد خارج شد.

6-کم تحملی خواص وطرفداران ولایت نسبت به سختی هاوناشکیبائی بر آزارهای مخالفین.

7-فراهم شدن زمینه اجتماعی برای روی کار آمدن شبهه اندازان وناشایسته گان قدرت طلب دراثر عقب نشینی انقلابیون

8-اداره کشورراازمطابق رای قانون به رای شخصی مسئولین و حاکمان تغییر دادن

9-ابتلاء مجریان به عافیت طلبی و دنیاطلبی و انتخاب زیردستان از افراد ناکارآمدومطیع وبی انگیزه معنوی

10- تسلط رسانه های دولتی بر افکار عمومی جامعه درجهت هموارکردن فضای و شرایط اجتماعی برای پذیرش حکومت براندازان . .

11-بی اعتقادی مجریان به معاد و آخرت وتحت فشار قرار دادن اقشار ضعیف جامعه برای بریدن از اسلام

12- واگرائی جامعه از پشتیبانی و حمایت از ولایت بخاطر ترس از رقیب ووعده های دروغین مادی او

13-خارج کردن دستگاه قضائی از مدار قضاء اسلامی به مدار قضاوت به نفع براندازان برای دادن حکم خروج بر

حاکم برای امام حسین ع.

اصلاح وضع فوق و جلوگیری از تثبیت آن شرایط بعنوان حکومت اسلامی در جامعه ومهر باطل زدن بر شیوهِ حکومت داری یزید و یزیدیان ؛ و افشاء مفاسد و انحرافات حکومت غیر قانونی و غیر مشروع یزید وتن ندادن به بیعت و مصالحه با او وپدید آوردن جریان دائمی حسینی در برابر یزیدی در تاریخ برای حفظ شاخصه های دینداری وتعیین خط اصلی انقلاب اسلامی پیامبر ص و امیر مومنان ع برای نجات بشریت وارائه الگوی مقاومت وایستادگی در برابر دشمن با تمام وجود و هستی ؛ این امام بزرگوار را به سالار شهیدان ومنجی دین پیامبر ارتقاء داد.