نگاهی از درون کشور به انتخابات آمریکا
یک خط فکری بنا دارد نتیجه انتخابات آمریکا را بر روند امور داخلی کشورمان تأثیرگذار نشان دهد و یا اینکه نیاز به برخی تغییرات یا الزام و یا ضرورت آنها را وابسته به حزبی بداند که در آینده بر نظام سیاسی آمریکا حاکم می‌شود.
کد خبر: ۲۲۶۷۱
تاريخ: ۲۴ آبان ۱۳۹۵ - ۰۹:۳۱
نصر عزیزی- یک خط فکری بنا دارد نتیجه انتخابات آمریکا را بر روند امور داخلی کشورمان تأثیرگذار نشان دهد و یا اینکه نیاز به برخی تغییرات یا الزام و یا ضرورت آنها را وابسته به حزبی بداند که در آینده بر نظام سیاسی آمریکا حاکم میشود.

نادرستی و غلط بودن این دیدگاه به چند دلیل زیر میباشد:

الف- بروز و ظهور و شفاف شدن بحرانهای جاری و پنهان آمریکا که در این انتخابات به طور رسمی و آشکار به سمع و نظر جهانیان رسید این بحرانها عبارتند از:

1-بحران در مبانی سیاسی و جامعهشناسی جامعه آمریکا آنها که با نظریهپردازان علوم سیاسی و جامعهشناسی غربیها آشنا هستند، صرف نظر از بحران ناشی از عقیده آنها به این واقعیت پی میبرند که حتی چارچوبهایی که این نظریهپردازان در حوزه سیاست و جامعهشناسی و حتی روانشناسی اجتماعی تجویز کردهاند، در رویکردهای انتخاباتی دو حزب حاکم نادیده گرفته و معنیاش این است که جامعه آمریکا برای اداره جمعیت محدود کشورش به آخر خط رسیده تا چه رسد به اینکه نقش کدخداگری جهان را به عهده داشته باشد. یعنی سردمداران آمریکا نه جامعه خود را بدرستی میشناسند و نه طرحی برای اداره پایدار جامعه دارند.

2- بحران در مبانی ساختاری و قانونی، ساختارهای فعلی جامعه آمریکا اعم از ساختارهای نرمافزاری و سختافزاری به دلایل زیاد پاسخگوی اداره صحیح حتی یک انتخابات را ندارد. تبعیض رأی، رأی الکترال، دموکراسی ضد خود، دموکراسی بزک شده، فریب دو قطبیسازی جامعه با بهانهها، بندگی بت پول و تبلیغات، نگاه حیوانی به انسان دارای فطرت و عقل، بی عدالتی و تبعیض با نماد یک درصد در مقابل نودونه درصد، مصادیق پوسیدگی این نوع ساختارها است که در اعتراضات روزهای پس از انتخابات به بهانههایی خود را نشان داد. این پدیده نه چندان جدید نیاز به شرح و تحلیلهایی دارد که در عصر بیداری الهی، باید دانشمندان و قلم بدستان و صاحبان رسانهها به آن بپردازند.

3- بحران در مبانی اخلاقی، انتخابات اخیر آمریکا بیش از گذشته نشان داد اخلاق به پای ارزشهای خود ساخته و مادی غربیها ذبح گردید. نه اینکه لایههایی از مردم آمریکا طرفدار ارزشهای حقیقی اخلاق نیستند، بلکه نظام سلطه حاکمیت صهیونیستها چنین بداخلاقی را لازم دارد و البته بر تربیت اجتماعی جامعه آمریکا و دیگر جوامع غربی اثرگذار است. نماد این بی اخلاقی آمار 40 درصد فرزندان نامشروع جمعیت فعلی آمریکا و قانون همجنس بازی است. حال چه انتظاری از کلینتون و یا ترامپ وجود دارد که در انظار مناظره میلیونها انسان نه تنها برهنگی اخلاقی و پشت پرده آمریکا را نشان بدهند، بلکه برای اثبات مدعایشان به برهنگی جسمی در فیلمها و مناظره و تبلیغات فضای مجازی متوسل بشوند که شدند.

ب- غلط بودن تفاوت اساسی بین دو حزب حاکم آمریکا به دلایل:

1- در روند صعودی و رو به پیشرفت 45 انتخابات گذشته آمریکاییها چه تغییر اصلاحی و انساندوستانه و ضد استکباری در نظامهای مورد قبول دو حزب حاکم ایجاد گردید؟

2- آیا اختلافات دو حزب در رویکردهای جهانخواری به ده یا پنج درصد میرسد و آیا این اختلاف در نفی جهانخواری وسلطهگری و یا شیوههای مطلوبتر آن است؟

3- آیا در نوع تعاملی که آمریکاییها در همین خباثت و دشمنی و اقدام با جمهوری اسلامی دنبال میکردند و بارها برای رهبری نامه نوشته و پیغام دادهاند و سفیر فرستادهاند، کوچکترین تغییری ایجاد شد؟

4- آمریکایی که بنایش بر چپاول و غارتگری و سیطره بر جهان و کودتا و براندازی و توسعه پایگاههای نظامی و فروش میلیارد دلاری اسلحه و راهاندازی جنگها و نابودی منابع مادی و معنوی جهان اسلام و ایجاد دهکده جهانی و نبرد نرم برای همسانی فرهنگ جهان و... است، چه دلیلی دارد که با جا به جایی مهرهها و بدون دستکاری سیستمها، تفاوتی بین دموکرات و جمهوریخواه قائل شد؟

5- آمریکاییها اعلام کردهاند بطور رسمی به جنگ اسلام و مسلمانان و بالاتر از آن به جنگ خدا میروند یا باید بت صهیونیزم جهانی و لیبرالیسم اقتصادی و فرهنگی پرستش شود و یا باید جمهوری اسلامی که سردمدار مبارزه با این بت است، نابود شود. در کجای محاسبات عقلی میتوان خطکشی بین بد بدتر را ترسیم نمود که متأسفانه رئیس جمهور محترم به آن اشاره کردند؟

چرا نگوییم بین بدترینها و تساوی بدترینها برای ما چه تفاوتی دارد که این بدترین باشد یا آن بدترین؟

ج- نصیحتی مشفقانه و دلسوزانه به آن رگههای فکری که با وجود عده و صدای گم شده اندکشان، بین دموکرات و جمهوریخواه تفاوت قائل هستند، با یک جو عقل و منطق به خود آیند که این آمریکا به حکم تجربه فقط زبان اقتدار و زور را میفهمد و هیچ تاریخ سمتکبر و قلدری به زیر افکنده نشد مگر با اتحاد ملت و ضرب زور، و اینکه پشیمان شدن و دنیازدگی و استحاله با راهبردها و مشی نظام اسلامی همخوانی و تطابق ندارد و مردم باید در جریان انتخابات آینده به این نوع طرز تفکر نوکرصفتی توجه داشته باشد.