logo
کد خبر: ۸۷
تاریخ انتشار: ۱۵ دی ۱۳۹۰ - ۱۵:۴۲
سرمقاله


سید مهدی جولایی *
مهرماه سال فتنه بود که مقام معظم رهبری، با یادآوری آنکه در طول چند سال گذشته همیشه بر روى بصیرت تأکید کرده‌اند، خاطر نشان کردند که باید در مسیر با بصیرت گام برداشت و در جبهه‌ى جنگ نقشه‌خوانى بلد بود که ناغافل در محاصره‌ دشمن قرار نگیریم. اینک با آغاز عملی انتخابات نهمین دوره مجلس شورای اسلامی و قطعی شدن اسامی کسانی که وارد عرصه شده‌اند تا در معرض آزمون رای ملت قرار بگیرند؛ شناخت صف بندی‌ها بیش از گذشته اهمیت یافته است. اگر این شناخت جغرافیای مواجهه در انتخابات آتی به خوبی صورت پذیرد؛ می‌توان امید داشت که دشمن در ایجاد فتنه و آشوبی دیگر ناکام بماند و اگرنه، باید چشم انتظار‌ همان «اغتشاش مدل روسی» بود که این روز‌ها سخن از طراحی آن توسط استکبار برای انتخابات آینده می‌رود.
به نظر می‌رسد یکی از نقاط آسیب ما در شناخت جغرافیای مواجهه در انتخابات‌های گذشته، دو قطبی کردن رقابت‌ها به سوی خیر و شر مطلق بوده است. حال آنکه از نیروهای خودی تا نیروهای دشمن طیفی از آرایش سیاسی وجود دارد که بر مبنای جذب حداکثری و دفع حداقلی می‌توان بخش عمده‌ای از آنها را جذب و نیز از متحد شدن بخشی از آن با دشمن پیشگیری نمود.
در یک مدل کلی شاید بتوان این طیف را در ۵ دسته تعریف نمود.
۱- عناصر خودی: در مبنای ما کسانی خودی هستند که ریشه اعتقادات آنها انطباق کامل با تئوری ولایت فقیه امام دارد و در این وادی به درک شهید صدر رسیده اند که می‌گفت: «ذوبوا فی الخمینی کما هو ذاب فی الإسلام» کسانی که ولایت فقیه را از جنس ولایت رسول اکرم می‌دانند.
۲- شریک: گروهی که اگرچه درک گروه اول از ولی فقیه را ندارند، اما در مسیر انقلاب متحد او هستند؛ پیشاپیش ولی خدا سپر بلا نخواهند شد اما پشت سر ایشان حرکت می‌کنند؛ نظر ارشادی او را شاید جامه عمل نپوشانند، اما در هنگام حکم کردن امامت امت، اطاعت خواهند کرد.
۳- رقیب: گروه سوم اما اگرچه رقیب دو گروه اول هستند، اما در چارچوب نظام و در مسیر قانون گام بر می‌دارند. قانون شکنی نکرده و ولایت فقیه را محصور در ده بند ذیل اصل صد و ده تعریف می‌کنند بدون توجه به الزامات قید «ولایت مطلقه فقیه» در قانون اساسی
۴- حریف: اگر از خطوط قرمز عبور کنیم به حریف خواهیم رسید. کسانی که اعتقادات آنها کاملا در نقطه مقابل ما قرار دارد اما هنوز دست بر اقدام عملی در دشمنی با نظام نزده‌اند.   ادامه در صفحه 3
 در ادبیات دینی ما این گروه تفاوت آشکاری با کسانی که بر علیه حکومت بغی انجام داده‌اند؛ خواهند داشت.
۵- دشمن: ‌نهایت عدم تطابق اعتقادی با مبانی حزب الله و اصلیترین ستون خیمه حزب الشیطان است. گروهی که در عمل دشمنی خود را با ولایت فقیه ابراز نموده است و باغی گردیده است.
تعاریف فوق اگرچه مجمل است و جامع و مانع نیست، اما در گذر به سوی مقصود نگارنده کفایت خواهد کرد. در فضای انتخابات اگر ما رقیب و یا حریف را در خط دشمن تعریف کردیم، عملا شرایط الحاق او به دشمن را مهیا و صف دشمن را تقویت نموده‌ایم. این رویکرد قطعا به دور از طی مسیر بر اساس بصیرت است.
در بازخوانی تاریخ پس از انقلاب اما گاهی چنین استباط می‌شود که دو قطب بیشتر در عرصه سیاسی صف آرایی نکرده است. هنگامی که «ائتلاف بزرگ» با محوریت حزب جمهوری اسلامی رخ می‌دهد؛ در برابر آن عملا کسانی قرار می‌گیرند که اگرچه در دو دسته اول نبوده اما در دسته پنجم نیز نبودند. لکن با عدم مرزبندی با دشمن و پذیرش حمایت دشمن از خود همگی در مدت زمانی اندک متحدان دشمنان نظام شدند.
این رویکرد متاسفانه‌گاه دردناک‌تر از این بود. به عنوان نمونه زمانی که جریان مدعی خط امام سعی بر اثبات خود داشت، جریان مقابل که مملو از صفوف مریدان امام و عناصر دسته اول بود را برچسب «اسلام آمریکایی» زد و سعی بر الحاق آن به دشمن داشت که با صبر و بصیرت آنها، چنین موضوعی محقق نگردید.
در انتخابات‌های متعدد بعدی نیز چنین دسته بندی‌هایی رخ داد. اینکه الحاق دسته سوم و چهارم به دشمن رخدادی متاثر از مواضع و عملکرد آنها بوده است، امری تردید ناپذیر است. اما به راستی آیا جلوگیری از سقوط آنها به دامن دشمن نیز در دستور دلسوزان نظام بوده است؟
سخن از گذشته نه برای مچ‌گیری از جریانهای مختلف در خصوص میزان اشتباهات در عدم ممانعت از افزوده شدن بر صفوف دشمن از یک سو و بصیرت‌افزایی جهت متراکم شدن نیروهای مستقر در خیمه ولایت بلکه برای در پیش گرفتن این مسیر در آینده است. که در گذشته اگرچه حزب موتلفه اسلامی در این مسیر کارنامه درخشانی دارد اما عملکرد حزب ما نیز بی‌شک خالی از نقاط ضعف نیست.
آنچه مسلم به نظر می‌رسد انتخابات آینده انتخاباتی چند ضلعی و با مشارکت گروه‌هایی است که هیچ یک در زمره دشمنان نمی‌گنجند. برای جامعه سیاسی ایران که عادت به مدل دو قطبی دارد شاید تن دادن به شیوه جدید قدری دشوار به نظر می‌آید اما لازمه گام بر داشتن بصیرت مدارانه شناخت دقیق جغرافیای انتخاباتی جدید بر اساس میزان نزدیک یا دور بودن مبنای اعتقادات آنها با ستون خیمه نظام، ولایت فقیه است تا در آرایش نیروهای خود در این جنگ نرم نظام استکبار در برابر‌ام القرای جهان اسلام با توفیق و پیروزی قرین گردیم.
                  * قائم مقام مركز مطالعات و عضو شوراي مركزي حزب موتلفه اسلامي

 
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر: