logo
تازه های سایت
کد خبر: ۶۷۷۶
تاریخ انتشار: ۱۳ مرداد ۱۳۹۲ - ۱۶:۱۳
عسگراولادي:
رجال سياسي را بايد در ايام شکست هم شناخت نه فقط در ايام فتح. عدم توفيق ما در انتخابات يک امر طبيعي است براي همين به راحتي پذيرفتيم. ما دمکراسي را به شرط چاقو قبول نداريم. راي ملت را ميزان مي‌دانيم، به آن احترام مي‌گذاريم و اگر مورد اقبال قرار گرفتيم مي‌رويم خدمت مي‌کنيم و اگر مورد عدم اقبال قرار گرفتيم تلاش مي‌کنيم مواضع و روش‌هاي خود را اصلاح کنيم و در انتخابات بعدي حاضر مي‌شويم. معناي جمهوريت و دمکراسي همين است.

مثل بعضي‌ها که بهانه ماه رمضان را مي‌آوردند تا گفت‌وگو را به بعد از ماه مبارک موکول کنند نبود. من را به دفترش متصل کرد و ترتيب کارها براي گفت‌و‌گوي حضوري با او داده شد؛ کارها سريع انجام نشد اما آنقدر منظم بود که مرا به اين باور برساند که اصولگراياني که با چراغ روشن، کار تشکيلاتي و حزبي انجام مي‌دهند، از صحبت با رسانه‌هاي اصلاح‌طلب فرار نمي‌کنند. صحبت از حبيب‌الله‌عسگراولادي مسلمان است؛ دبير کل جبهه پيروان خط امام و رهبري و عضو باسابقه حزب موتلفه اسلامي که علي‌رغم آنکه در انتخابات رياست جمهوري يازدهم شکست خوردند اما کناره‌گيري نکردند و مواضع خود را به روشني بيان کردند. همين موضوع موجب شد من هم درباره موضوعات مختلفي از او سوال کنم؛ از شکست اصولگرايان در انتخابات اخير تا مواضع او درباره آيت‌الله‌هاشمي رفسنجاني، سيد محمد خاتمي و حتي موسوي و کروبي. او هم بدون آنکه تلاشي براي تغيير سوال‌ها و مصلحت انديشي داشته باشد به پرسش‌هايم جواب داد. عسگراولادي، از مبارزان سياسي قبل از پيروزي انقلاب اسلامي است که در دهه 1340 به دليل همين مبارزات به حبس ابد محکوم شد و پس از گذراندن 13 سال از دوره حبس خود، از زندان آزاد شد. نخستين سمت او پس از پيروزي انقلاب اسلامي، عضويت در شوراي کميته امداد بود که از 14 اسفند آغاز شد و سپس به نمايندگي مردم تهران در دوره اول مجلس شوراي اسلامي حضور يافت. عسگراولادي در دومين و چهارمين دوره انتخابات رياست جمهوري هم کانديدا شده بود که در دوره دوم در بين چهار نفر که خودش، محمدعلي رجايي، عباس شيباني و سيداکبر پرورش بودند چهارم شد و در انتخابات رياست جمهوري چهارم نيز که 25 مرداد سال 64 برگزار شد در رقابت با آيت‌الله‌سيد علي خامنه‌اي و سيد محمود کاشاني، در رده سوم قرار گرفت. عسگراولادي در سال‌هاي اخير فعاليت‌هاي سياسي خود را در قالب حزب موتلفه ادامه داده و در انتخابات اخير نيز در قالب دبيرکل جبهه پيروان خط امام و رهبري وارد عرصه انتخابات شد که اين جبهه پس از تشکيل گروهي پنج نفره از کانديداها شامل مصطفي پورمحمدي، يحيي آل اسحاق، منوچهر متکي، محمد حسن ابوترابي فرد و محمدرضا باهنر به حمايت از حجت الاسلام ابوترابي فرد پرداخت؛ هر چند که متکي بر خلاف سه کانديداي ديگر به نظر شورا تمکين نکرد و سرانجام متکي ردصلاحيت شد و ابوترابي فرد هم که زمزمه‌هاي ردصلاحيتش شنيده مي‌شد انصراف داد و در نهايت، جبهه پيروان خط امام و رهبري از علي اکبر ولايتي در انتخابات رياست جمهوري يازدهم حمايت کرد. اما گفت و گو با عسگراولادي را بيش از آنکه به شکست اصولگرايان در انتخابات رياست جمهوري معطوف کنم، به سمت مواضع متفاوت و حاشيه ساز او درباره اصلاح‌طلبان سوق دادم؛ مواضعي که ابتدا در مورد ميرحسين موسوي و مهدي کروبي مطرح شد و او به صراحت از آنها به عنوان برادر ياد کرد و گفت که به زعم او آنها فتنه گر نيستند و عليرغم انتقادات شديد برخي اصولگرايان به موضع او درباره آنها، اعلام کرد که اگر اظهارات او براي حزب مؤتلفه اسلامي مشکل‌ساز شده، حاضر است از اين حزب برود، اما اظهاراتش بر اساس يک وظيفه الهي مطرح شده و خواسته که قبل از مرگ به وظيفه‌اش عمل کند و ناگفته‌هاي باقي‌مانده را بگويد. گفت و گوي من را با اين سياستمدار 81 ساله اصولگرا بخوانيد.

جنابعالي از پيشکسوتان مبارزات و انقلاب اسلامي و داراي سابقه طولاني در فعاليت‌هاي حزبي از جمله در قالب حزب موتلفه و هم اکنون در قالب جبهه پيروان خط امام و رهبري هستيد. برخي بر اين باورند که با وجود ولايت فقيه، احزاب در کشور جايگاهي ندارند. نگرش جنابعالي درباره جايگاه تحزب در نظام ولايت فقيه چيست؟

اصل بيست‌و‌ششم قانون اساسي مي‌گويد احزاب، جمعيت‌ها، انجمن‌هاي سياسي و صنفي و... آزادند مشروط به اينکه اصول استقلال، آزادي، وحدت ملي، موازين اسلامي و اساس جمهوري اسلامي را نقض نکنند. هيچ‌کس را نمي‌توان از شرکت در آنها منع کرد يا به شرکت در يکي از آنها مجبور کرد. اين اصل خيلي روشن و شفاف است و مغايرتي هم با اصل ولايت فقيه ندارد. حتي ولايت فقيه چه در دوره امام و در دوره مقام معظم رهبري مويد شکل‌گيري احزاب بوده‌اند. يکي از دلايل عدم شکل‌گيري احزاب مربوط به شروطي است که در اين اصل آمده است.

غرب و به ويژه آمريکا با دخالت در امور داخلي ايران و اخلال در سياست داخلي کشور مقدمات سقوط برخي از احزاب را فراهم کردند.

شما ملاحظه کنيد منافقين و گروه‌هاي مارکسيستي و گروه‌هاي محارب سر و سري با آمريکا داشتند و آزادي و استقلال کشور را نقض مي‌کردند طبيعي بود که مشمول اصل 26 نمي‌شدند. لذا احزاب و گروه‌هايي که وحدت ملي، موازين اسلامي و اساس جمهوري اسلامي را نقض کنند محکوم به فنا هستند.

طي سال‌هاي اخير اظهارات مختلفي در مورد شکل نظام سياسي کشور از جمله تبديل به يک نظام پارلماني يا حفظ نظام رياستي فعلي و مسايلي از اين دست مطرح شده و مقام معظم رهبري نيز راه تغيير را در اين عرصه در صورت لزوم باز گذاشته اند. جنابعالي که داراي تجربيات فراواني در عرصه سياسي هستيد فکر مي‌کنيد با توجه به وجود ولي فقيه در راس نظام، کدام شکل از اشکال فوق مي‌تواند هر دو جنبه اسلاميت و جمهوريت نظام را تامين کند يا به عبارت ديگر، با چه ساختار سياسي مي‌توانيم اسلاميت و جمهوريت نظام را به موازات يکديگر حفظ کنيم؟

نظام پارلماني منوط به داشتن احزاب قوي در کشور است که مسووليت حسن و قبح برنامه‌هاي خود را پذيرفته باشند. فعلا ما فاقد اين احزاب قوي هستيم.

اما بايد به چنين سمتي حرکت کنيم و فکر نمي‌کنم امري نشدني و مذموم باشد.

اما اگر بخواهيم کار اساسي کنيم بايد مدلي از رقابت‌ها را براساس جامعه سياسي خود تعريف کنيم که براي ديگر کشورها الگو باشد. طراحي اين مدل احتياج به تحقيق و بررسي و مطالعه مناسب و عميق دارد.

جنابعالي تا چه حد به اين تئوري که بيان مي‌کند انقلاب فرزندان خود را مي‌خورد باور داريد؟

بنده اين فکر را قبول ندارم و قرار نيست انقلاب فرزندان خود را بخورد يا فرزندان انقلاب، انقلاب را بخورند. حداقل اين موضوع در انقلاب ما جواب نمي‌دهد. هرکس که خود را با معيارهاي اسلام و انقلاب تطبيق ندهد در زير چرخ پرشتاب حرکت انقلاب از بين مي‌رود. همه بايد دقت کنيم انقلاب چک سفيد به هيچ‌کس نداده است و بايد حرکت ما براساس ارزش‌ها و اهداف نظام و انقلاب باشد.

پس از پيروزي انقلاب اسلامي، به مرور زمان برخي از بزرگان انقلاب از قطار انقلاب اسلامي پياده شدند يا رانده شدند که بحث در مورد آن مجال جداگانه اي را مي‌طلبد. اما اينکه شخصيتي همچون آيت‌الله‌هاشمي رفسنجاني در انتخابات رياست جمهوري اخير از سوي شوراي نگهبان احراز صلاحيت نشود، تا چه حد صحيح است و اصولا نگرش به ياران انقلاب چگونه بايد باشد؟

بنده در جريان چند و چون بررسي صلاحيت آيت‌الله هاشمي در شوراي نگهبان نيستم.

اما يک چيز را بايد به عنوان اصل قرار دهيم و آن اينکه هيچ رجل سياسي و مذهبي حق ندارد و مجاز نيست که تصميم‌گيري و داوري نهادهاي فيصله‌بخش نظام را زير سوال ببرد يا از آن تمرد کند.

نظام ارکاني دارد و هر رکن برحسب مراتبي که در قانون اساسي آمده مشروعيت خود را دارد. خوشبختانه آيت‌الله‌هاشمي به اين داوري گردن نهاد و اعتراضي هم نکرد. اين به معناي اين نيست که تصميم شوراي نگهبان درست بوده يا آقاي هاشمي صلاحيت تصدي اين پست را ندارند. بلکه ايشان يک سنتي را پاس داشت و آن سنت احترام به قانون و نهادهاي قانوني است، اين جلوي توطئه و دسيسه‌چيني دشمن در تدارک جنگ نرم را مي‌گيرد. متاسفانه برخي دوستان در انتخابات سال 88 اين دقت را نداشتند و مفتون قرار گرفتند و هنوز هم از اين دايره نتوانستند خود را خارج کنند.

آيا به اعتقاد شما زمان آن نرسيده که شاهد حضور مجدد آيت‌الله‌هاشمي رفسنجاني در تريبون نماز جمعه باشيم؟

حضور آيت‌الله‌هاشمي رفسنجاني در نماز جمعه به خود ايشان و شوراي سياست‌گذاري ائمه جمعه بر مي‌گردد.

بنده از روي خيرخواهي و نصيحت به ائمه مسلمين عرض مي‌کنم خوب است ايشان مسير را براي حضور مجدد در نماز جمعه تهران هموار کنند. الان بحمدالله شرايط عمومي کشور از نظر سياسي و اقتدار ملي خوب است و آقاي هاشمي مي‌تواند بعضي سوء تفاهم‌ها را با موضع‌گيري هماهنگ با مقام‌معظم رهبري و در چارچوب مصالح انقلاب و نظام برطرف کند و اين کار مقدمه‌اي خواهد بود تا مردم از خطبه‌هاي مفيد ايشان در نماز جمعه استفاده کنند.

جنابعالي از اصولگراياني محسوب مي‌شويد که با صراحت و شجاعت مواضع خود را در مورد مسايل مختلف بيان
کرده ايد و در شرايطي که ديگران در بيان برخي مسايل واهمه داشته‌اند شما همواره پيشقدم بوده ايد. از جمله در مورد موضوع حوادث پس از انتخابات سال 88 و ذکر اين نکته که آقايان مهدي کروبي و ميرحسين موسوي فتنه‌گر نيستند و مفتون شده‌اند که موضعي متفاوت بود. با توجه به مواضع پيشين شما در اين مورد و در شرايط کنوني که چهار سال از انتخابات 88 سپري شده و انتخابات رياست‌جمهوري يازدهم نيز برگزار شده، به اعتقاد جنابعالي، در مورد آقايان کروبي و موسوي چه بايد کرد؟

بنده به صراحت از آقاي کروبي و موسوي با عنوان برادر ياد کردم اما آنها پاسخي به اين برادري ندادند.

بنده اعلام کردم آنها از سران فتنه نيستند بلکه آمريکا و اسرائيل و انگليس مکار سران فتنه هستند.

عرض کردم آنها مفتون قرار گرفته‌اند. بنده خواستم راه را براي بازگشت آنها به مردم و آغوش پر مهر انقلاب و نظام و رهبري باز کنم اما متاسفانه هنوز تغييري نشان نداده و در موضع خود ايستاده‌اند. يک رجل سياسي و مذهبي اگر اشتباه کرد بايد آنقدر شجاعت داشته باشد در برابر مردم ظاهر شود و بگويد اشتباه کردم و عذر تقصير به پيشگاه خداوند متعال ببرد.

به عقيده من وقتي خداوند راه را براي توبه باز گذاشته است. ما نبايد اين باب را بسته ببينيم و اين آموزه ارزشمند امام راحل که فرموده باشد اينکه بگوييم حرف مرد يک کلمه است لاغير چنين نيست اگر مرد ببيند آنچه گفته اشتباه يا خطا بوده بايد صريح اقرار کند و حرف و کلمه دوم را در تصحيح بگويد و تصور نکند چون بايد حرفش يکي باشد براشتباه و خطا پافشاري کند(البته عبارات اين خاطره نقل به معناست.)

آقاي سيد محمد خاتمي رييس‌جمهور دوره اصلاحات، به دليل جايگاهي که در عرصه بين‌المللي دارند به اعتقاد برخي صاحبنظران مي‌توانند نقش مثبتي در چارچوب نظام ايفا کنند و مي‌توان از ظرفيت‌هاي ايشان براي پيشبرد اهداف کلان کشور استفاده کرد. جنابعالي در اين مورد چه نظري داريد و به طور کلي براي فعال کردن ظرفيتهاي نهفته در شخصيتهاي با سابقه انقلاب و کشور چه بايد کرد؟

بنده به آقاي خاتمي احترام مي‌گذارم. شما به جايگاه ايشان در عرصه بين‌المللي اشاره کرديد.

بنده مي‌خواهم همين جايگاه را در داخل مورد مداقه قرار دهم. بنده گلايه دارم چرا ايشان از موقعيت خود براي مهار خشونت‌هاي سال 88 استفاده نکردند. ده‌ها نفر دراين خشونت‌ها کشته شدند، حداقل 22 نفر از حزب‌اللهي‌ها شهيد شدند.

مسبب اين قتل نفس‌ها کيست؟ ايشان که مبتکر جامعه مدني هستند چرا اجازه دادند با فرمان انگليسي‌ها و آمريکائي‌ها و عناصر پست موساد نافرماني مدني در ايران صادر شود؟ اگر بزرگان اصلاح‌طلب مصالح نظام را رعايت مي‌کردند اين اتفاقات رخ نمي‌داد. شما ملاحظه بفرماييد در همين انتخابات اخير از دماغ کسي خون نيامد همه هم نتايج را پذيرفتند و به رئيس‌جمهور منتخب با آنکه اختلاف راي بسيار پايين بود تبريک گفتند اما چه شد که در سال 88 ، اختلاف بيش‌از 11 ميليون راي فرد منتخب با رقيب اصلي انکار شد و فرمان شورش صادر شد؟ فرد مورد حمايت آقاي خاتمي قبل از پايان راي‌گيري و قبل از شمارش آرا خود را پيروز انتخابات ناميد؛ در کجاي دنيا يک چنين رفتار سياسي مورد قبول است؟ آقاي خاتمي بايد مردانه در اين معرکه حاضر مي‌شد و از جمهوريت نظام دفاع مي‌کرد. آقاي خاتمي بعد از حادثه عاشوراي 88 که اسلاميت نظام هدف قرار گرفته بود بايد از نقش و جايگاه خود بهره مي‌برد و در کنار مردم و نظام مي‌ايستاد. هنوز هم دير نشده است. ايشان اول از ظرفيت خود در تحکيم وحدت ملي استفاده کند فضا براي استفاده از ظرفيت ايشان در تحکيم مناسبات خارجي هم فراهم مي‌شود.

جبهه پيروان خط امام و رهبري در انتخابات رياست جمهوري يازدهم همانند ساير گروه‌هاي اصولگرا نتوانست موفقيتي کسب کند و کانديداي مورد نظر جبهه از حضور در انتخابات انصراف داد. با عنايت به اين موضوع، عملکرد جبهه پيروان را در انتخابات اخير چگونه ارزيابي مي‌کنيد و برنامه‌هاي آينده شما چيست؟

رجال سياسي را بايد در ايام شکست هم شناخت نه فقط در ايام فتح. عدم توفيق ما در انتخابات يک امر طبيعي است براي همين به راحتي پذيرفتيم. ما دمکراسي را به شرط چاقو قبول نداريم. راي ملت را ميزان مي‌دانيم، به آن احترام مي‌گذاريم و اگر مورد اقبال قرار گرفتيم مي‌رويم خدمت مي‌کنيم و اگر مورد عدم اقبال قرار گرفتيم تلاش مي‌کنيم مواضع و روش‌هاي خود را اصلاح کنيم و در انتخابات بعدي حاضر مي‌شويم. معناي جمهوريت و دمکراسي همين است. ما اکنون در حال بررسي عملکرد و آسيب‌شناسي مشکلات خودمان هستيم.

گروه‌هاي سياسي بويژه اصولگرايان که رقيب رييس جمهور منتخب بودند در قبال دولت آينده چه وظايفي بر عهده دارند و به اعتقاد شما براي تحقق اهداف دولت تدبير و اميد چه نقشي مي‌توانند داشته باشند؟

ما عملکرد دولت را رصد هوشمندانه مي‌کنيم. هر جا اشکال ديديم نقد منصفانه مي‌کنيم و هر جا عملکرد را صحيح ديديم حمايت مي‌‌‌کنيم و اين حمايت را از باب حفظ اقتدار و امنيت ملي و صيانت از مصالح ملي انجام مي‌دهيم و منتي هم بر کسي نداريم.

انتظار شما از دولت دکتر حسن روحاني چيست و اولويت‌هاي دولت جديد را چه مي‌دانيد؟

اولويت دولت جديد را خلق حماسه اقتصادي مي‌دانيم. ما هيچ انتظاري از دولت جز حرکت در مدار قانون و سياست‌هاي کلي نظام نداريم حتي در اين وادي در حد توان به دولت يازدهم کمک هم مي‌کنيم.

 
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر: