logo
کد خبر: ۶۵۱
تاریخ انتشار: ۲۰ اسفند ۱۳۹۰ - ۱۵:۲۶
سیدمحمدصادق الحسینی:
سال 1390 يك هديه بزرگ داشت و آن خروج آمریکا از عراق بدون اعطای هر گونه مصونیت قضایی بود ...

فاطمه صناعی - سال 1390  يك هديه بزرگ داشت و آن خروج آمریکا از عراق بدون اعطای هر گونه مصونیت قضایی بود، مسئله ای که از سوي تحليلگران شکستی بزرگ برای آمریکا و پيروزي ايران قلمداد و با واکنش تند مقامات سیاسی ايالات متحد در قبال تصمیم باراک اوباما مواجه شد. برای بررسی جزییات عراق پیش از خروج نظامیان آمریکایی و پس از آن، به سراغ کارشناس ارشد مسائل عراق و عرب رفتیم. سیدمحمدصادق الحسینی تحصیلاتش را در رشته علوم سیاسی در آلمان به سرانجام رسانده است. دبیر گفت و گوی ایران و عرب و مشاور وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی بوده است. اکنون عضو دائم دبیرخانه سازمان های مردم نهاد دفاع از فلسطین است. گفت و گوی ما را در زیر می خوانید.

 * آقای حسینی زمان خروج نیروهای آمریکایی بود که نوری مالکی در اظهاراتی آموزش نیروهای عراقی توسط نیروهای آمریکایی را مطرح کرد. این در حالی است که آموزش نیروهای عراق می شود از طریق یک کشور ثالث اتفاق بیفتد. چرا در شرایطی که آمریکا در حال خروج از عراق است، مالکی چنین اظهاراتی را مطرح می کند؟ بحث دومی هم که مالکی مطرح کرد، بحث آبادانی عراق بود که باز هم از آمریکا کمک خواست. آیا این به نفع ملت و دولت عراق بود؟
نوع مدیریت سیاسی حاکم بر عراق مورد انتقادات بسیاری است. همچنین جهت گیری و انقلابی گری خمینی اصیل یا اسلام ناب محمدی که قابل سازش با اسلام آمریکایی نباشد، در عراق دیده نمی شود اما در عین حال ما یعنی مردم عراق احساس کردند که باید اولویت سنجی کند و اصل و فرع را تشخیص دهد. عراق دو حالت داشت؛ یا اینکه دعوای داخلی را به اوج خود برساند که چه نوع عراقی بعد از اشغالگری بسازیم یا اینکه اول اشغالگری را حل کنیم بعد سر ساختن عراق دعوا کنیم. در این لحظه حساس نیروهای معاند، تکفیری، کشورهای همجوار متاسفانه یک بازی و فتنه خطرناک را شعله ور کردند و ایاد علاوی را انتخاب کردند تا با پول عربستان، توطئه ترکیه، همکاری اردن از لحاظ جاسوسی و استخبارات و دخالت حدود 55 شرکت اسراییلی در کردستان و غیر کردستان که با نام های مستعار و وابسته به غرب مستقر شدند، خود آمریکایی ها به شکل شرکت های امنیتی با خریدن برخی نخبگان عراقی در روزنامه ها، وزارت خانه و سطوح مختلف دست به کار شدند برای اینکه از وقوع فاجعه خروج اشغالگران جلوگیری کنند تا حکومتی بر سر کار بیاید که در راس آن ایاد علاوی باشد که خودش اعتراف کرد؛ "من امتیاز صحبت کردن، همکاری و تعامل با 15 سازمان جاسوسی دنیا را دارم" اگر این اتفاق می افتاد می دیدید که چه فاجعه ای رخ می داد.
در اینجا عرب ها یک ضرب المثل دارند؛ بین الامرین، یعنی یا تلخ یا تلخ تر. عراق در زمان اشغالگران چنین وضعیتی داشت و ملت عراق مجبور شدند تازه با همکاری شبانه روزی سوریه و ایران و لبنان و تمام دوست داران عراق تلخ را در قبال تلخ تر انتخاب کنند و این توهین به هیچ کس نیست. حالا متاسفانه نابسامانی هایی که شما می گویید بود اما دستاورد بزرگ تر در اینجا خروج آمریکایی ها بدون شرط و شروط بزرگ بود. مردم الان هنوز از شرکت های امنیتی که در عراق هست، ترس و وحشت دارند. 15 هزار تن عضو یک وزارت خانه هستند. اینها جاسوس اند. کجای دنیا یک وزارت خانه 15 هزار عضو دارد. اینها هر لحظه می توانند کارهای تروریستی را مدیریت کنند که الان هم دارند این کار را می کنند. الان دارند انتقام می گیرند. تمام انفجارها و ترورها که علیه زوار ایرانی، علیه زوار عراقی در نقاط مختلف عراق انجام می شود، به دو دلیل است. یکی اینکه نتوانستند علاوی را بر سر کار بگذارند و دوم انتقام گیری از خروج ذلیلانه و مفتضحانه آمریکا از عراق. اینها خودشان را کشتند که به جهان بگویند ما آزادانه از عراق خارج شدیم اما این طور نیست، تحت فشار آتش های نیروهای عراق خارج شدند و به کویت فرار کردند. لذا اینها می خواستند از شکست در این دو مرحله انتقام بگیرن. اردوغان می آید و به مالکی می گوید شما طایفه گری و جنگ مذهبی در عراق به راه انداخته ای. مالکی به راه انداخته یا اردوغانی که با عربستان سعودی العراقیه را آورده است. قائم العراقیه دخالت مستقم حزب اردوغان را بر عهده دارد. چه کسی دارد عراق را از بین می برد؟ اینها چرا می خواهند از عراق انتقام بگیرند چون ایستاد و از حکومت بشار اسد مقابل صهیونیست ها دفاع کرد. وقتی مالکی نزد اوباما رفت؛ گفت من به هیچ وجه درخواست شما برای برکناری اسد را قبول ندارم و در کنفرانس مطبوعاتی هم این مسئله را عنوان کرد و گفت حکومتی که شما می خواهید بعد از اسد روی کار بیاید، این حکومت ضرقاوی (رهبر تروریست القاعده در عراق که کشته شد) خواهد آمد تا همان کارهایی را که در مورد ما در عراق انجام دادند، در سوریه نیز تکرار کنند. دوباره کشتار شیعیان، علویان، اسماعیلی ها و مسیحیان به دروغ به نام مذهب اهل تسنن انجام شود.
الان اتفاقی که می افتد این است؛ دو اردوگاه یا دو جبهه در حال حرکت است. یک اردوگاه قطری ـ عربستانی ـ ترکی ـ آمریکایی ـ اروپایی که طرح شان متوقف کردن مقاومت است و در مقابل هلال مقاومت که شامل ایران، سوریه، عراق، لبنان و فلسطین است، قرار دارند که اینها در ادامه راه مقاومت را می خواهند حرکت کنند. اینکه عراق آمد و به هلال مقاومت ملحق شد و به دروغ می گویند هلال شیعه است که نیست. این هلال مقاومت است به این معنی که هر کس اعم از شیعه، سنی و با هر مذهب و از هر طایفه و نِژادی می آید و جهاد می کند. مگر حماس یا جهاد اسلامی شیعه هستند؟ نیروهایی که اکنون در یمن، لیبی و مصر و اینها مبارزه می کنند، مگر شیعه هستند؟ این هلال مقاومت حافظ هر کسی است که علیه امپریالیسم مبارزه می کند و ادامه روند فرهنگ مقاومت است. در مقابل آنها قوس اسلام آمریکایی یا قوس مبارزه با اسلام انقلابی و اسلام ناب محمدی هستند و با استراتژی هایشان می خواهند از اشاعه این انقلاب جلوگیری می کنند تا به نفع ایران و انقلابیون منطقه تمام نشود.

 * خب، همین جا بپردازیم به بحث طارق الهاشمی به عنوان نیروی جاسوسی که منافع آمریکا در عراق را هموار می کرد. آیا دولت عراق پیش از اعتراف محافظان طارق الهاشمی و رسانه ای شدن این مسئله از فعالیت های او مطلع بود؟
طارق الهاشمی الان عملا نماینده طرح اسلام آمریکایی و مبارزه با هلال مقاومت است. دولتمردان عراق هم پیشتر متوجه این امر شده بودند اما باز هم همان مسئله انتخاب بین تلخ و تلخ تر بود. اگر این مسئله افشا می شد، یک جنگ داخلی به وجود می آمد. آنها می دانستند. اسناد داشتند اما رو نکردند. منتظر بودند اول از مخمصه و مشکل بزرگتری که خروج آمریکایی ها و مسلط شدن به کلیدهای قدرت بود، خارج شوند بعد این مسئله را باز کنند. چون اگر در آن لحظه مسئله باز می شد، آمریکایی ها که می آمدند و عراق را به تجزیه به الانبار و صلاح الدین تحریک می کردند تا مثل کردستان شود، به هدف شان نزدیک تر می شدند. جو بایدن دو بار آمد و این تجزیه را مطرح کرد. آن وقت شیعیان هم می گویند ما در مقابل البصره می خواهیم و عملا می شود همان توطئه ای که انگلیس در سال 1920 می خواست اجرا کند و عراق را به سه قسمت تقسیم کند. وهابی ها پول گذاشتند. خب اینها ایران را از دست دادند. لبنان را از دست دادند وسعد حریری هم شکست خورد. دولتی روی کار آمد که در آن حزب الله حرف اول را می زند. یعنی نبض سیاسی لبنان در دست حزب الله است و این را همه می دانند. فلسطین هم باز با تمام مساعدت هایشان به محمود عباس نتوانستند کاری کنند. انقلابیون حاکمند و نمی گذارند مذاکرات تمام شود. اینها می خواستند با همکاری حاکمان عرب امثال قطر پرونده فلسطین را هم ببندند. اردوغان هم کم کم داشت عقب نشینی می کرد و دست از مطالباتش مقابل رژیم صهیونیستی برمی داشت. اخیرا هم که اعلام کرد ما در مورد کشتی مرمره نه عذرخواهی می خواهیم نه دیه!
در مقابل چنین توطئه بزرگی عراق دو حالت داشت؛ یا پای کشمکش های داخلی را باز می کرد و مسئله طارق الهاشمی را افشا می کرد یا اینکه صبر می کرد نیروهای آمریکایی خارج شوند و بعد مسئله را حل و فصل کند که انتخاب دوم اتفاق افتاد. الان اتفاقی که می افتد برای انتقام جویی از این سیاست مدبرانه است.

 * در شرایطی که تقابل گروه های مختلف قومی قبیله ای و مذهبی پیش از خروج آمریکا از عراق تبدیل به یک فرصت شد و اکنون این خطر هست که پس از خروج با توجه به اختلافات داخلی این مسئله تبدیل به یک فرصت شود، پیش بینی شما از آینده عراق چیست؟
آمریکایی ها به شدت به دنبال همان هدف قبلی یعنی تقسیم عراق هستند. به کشتار شیعیان، فتنه گری بین گروه های سیاسی و حمایت از گروه های تندرو، وهابی و تکفیری با حکام عرب منطقه که علیه مقاومت قسم خورده اند، ادامه خواهند داد و از عراق مقاوم جلوگیری می کنند تا نگذارند عراق ساخته شود. می خواهند عراق بی ثبات بماند در صورتی که هلال مقاومت می خواهد عراق ساخته شود و با استقلال ثباتش را به دست بیاورد و به راه مقاومت ادامه دهد. در این مسیر آمریکایی ها می خواهند به ترور مقامات مهم دست بزنند.

 * در همین وضعیت بود که طارق الهاشمی رسما از آمریکا خواست برای ترور نوری مالکی تلاش کند.
بله، اینها ممکن است به ترور اسد، مالکی و شخصیت های جمهوری اسلامی که در کنگره درخواست رسمی از اوباما کردند، دست بزنند. اسراییلی ها در همین روزها به این نتیجه رسیده اند که ما نمی توانیم ایران را جز با ترور از حرکت هسته ای متوقف کنیم.

 * شخص نوری مالکی و دولت فعلی عراق با توجه به تهدیدات فعلی که در پیش روی جامعه عراق است، این قدرت را دارند که طارق الهاشمی یا هر شخص و گروه تروریستی دیگر را متوقف کنند؟
سئوال بسیار خوبی است. این واقعا یک نقص است. اگر این  خط می خواهد موفق شود، حالا آقای مالکی یا هر کسی جز او که می خواهد در راس حکومت بیاید، چون ممکن است در پروسه طولانی مدت شخص عوض شود، باید اولا و قبل از هر چیز خانه داخلی شیعیان را سر و سامان دهد. متاسفانه اختلافات بسیار شدیدی بین مالکی، مجلس اعلا و صدریون و گروه های مختلف هست. اینها احساس می کنند مالکی با خوی تک محوری و فردی دارد کار می کند و از اینکه اگر میدان برای مالکی باز شود، کم کم از امتیازات آنها کاسته شود و آنها را نیز به استیصال بکشاند و حکومت فردی تک حزبی ایجاد کند، وحشت دارند. این نه به صلاح شیعیان و نه به صلاح عراق است. لذا اول وحدت خانه داخلی شیعیان باید ایجاد شود. امیدواریم مالکی از عقل جمعی شیعیان در این مسیر بهره ببرد چرا که هیچ کس به تنهایی نمی تواند در مقابل این توطئه عربستانی قطری بین المللی علیه شیعیان جان به در برد. مرحله دوم باید وحدت میان شیعه و سنی در عراق ایجاد شود.

 * لطفا واقعیت صحنه سیاسی عراق را شرح دهید. اینکه نقطه آرمانی عراق چیست خب یک مسئله مشخص است.
الان میان شیعه و سنی اختلاف وجود دارد. صدری ها یک ساز می زنند. مجلس اعلا یک خط مشی دارد. مجلس اعلا از سیاسیون عراق راضی نیست. اینها الگو نیستند و باید کمی به ارزش ها فکر کنند، نه فقط به دنیای سیاست و قدرت گرفتن فکر کنند. نوری مالکی هم که هست. گروه های جهادی هنوز مطالبات شان را از حزب الله نگرفته اند. مرجعیت در این میان مانند خیمه ای تمام این گروه ها را دربر گرفته و حفاظت می کند. الان همه می گویند بیایید عراق را بسازیم. آقای مالکی شما به تنهایی که نمی توانی بسازی. باید همه اینها دست به دست هم بدهند. تنها با شیعیان نمی شود. آنقدر افراد سالم و خیر در میان سنی ها هست، افراد ملی گرا، ملی مذهبی ضد استعماری که می توانند با ما متحد شوند. فقط طارق الهاشمی و دو نفر دیگر که خائن اند، تنها نمایندگان اهل سنت نیستند. اهل سنت نمایندگان خوبی دارند که باید با ما بیایند. گروه های مختلف مطالبه شان از نوری مالکی این است که شما دیدت را وسیع تر کند تا وحدت شیعه و سنی اتفاق بیفتد.
سوم همکاری با کشورهای همجوار است. این ایراد است که شما از کشورهای استعماری چون آمریکا کمک بخواهی. مگر ایران نیست، کشورهای دیگر نیستند. گروه های مختلف مداوم در حال مذاکره و فشار آوردن به مالکی هستند. حتی درباره بازسازی عراق، مگر ایران کم کشوری است. ایران می تواند در زمینه های آب، برق، انرژی، راه، سدسازی، کشاورزی و ... بهتر از آمریکا به عراق کمک کند چون با عراقی ها هم خو، هم دین و همسایه هستند. اینها عوامل مساعدی است که می تواند مشوق همکاری های قوی میان دو کشور باشد. عین همین مسئله میان عراق و سوریه هم هست که کم کم این دارد اتفاق می افتد. الان روابط تجاری و اقتصادی عراق با ایران خیلی بهتر از پیش از خروج آمریکا از عراق شده است.

 * یکی از انتقادات پررنگ نسبت به اوباما درباره خروج از عراق، همین بحث محکم شدن جاپای ایران در عراق بود که توسط سناتورها و مقامات آمریکایی مطرح شد.
به نظرم به مرور زمان اتحاد منطقه قوی تر خواهد شد و مالکی و غیر مالکی به ضرورت همکاری با کشورهای همجوار اذعان خواهد کرد. اما احتمال می دهم مجموعه قوای سیاسی عراق یک نوع تقیه برای یک مدتی به خرج دهند تا بتوانند خوب خودشان را تثبیت کنند و تمام کلیدها در دست شان بیفتد تا نفوذی ها را اخراج کنند. یعنی پاکسازی قدرت از نفوذی های بعثی و تکفیری و مرتبط به اجنبی که در ارتش و پلیس و وزارت خانه ها زیاد هستند. این لزوم پاکسازی را کسی انکار نمی کند اما در عین حال در آن طرف قضیه مشکلاتی هست که باید رفع شود.

 * پس در واقع این انحرافات در مواضع نوری مالکی سبب شده تا صدریون اعلام کنند که با وی همکاری نمی کنند.
بله، خلاصه به شما بگویم که از زبان مقتدی صدر شنیده شده که مالکی "اکل میته" است. وقتی شما در جایی که ذبح اسلامی نیست مجبور هستی به قدر رفع احتیاج از گوشت دیگر استفاده کنی. در شرایط فعلی عراق مالکی چنین انتخابی است. بعضی مراجع از جمله مقتدی صدر بیان می کنند که باید این حالت را قبول کنیم تا ان شاءالله آمریکایی ها دور شوند، ما قوی تر شویم. بحث اختلافات کمرنگ تر شود و کشورهای همجوار هم بیشتر کمک مان کنند، ما هم عاقل تر شویم و دموکراسی و جمهوری را بهتر تمرین کنیم و از کسانی که دید وسیع تر دارند در حاکمیت استفاده شود.

 * لطفا یک نگاهی هم به احزاب سنی و دیگر احزاب در عراق داشته باشید.
حزب دموکرات بارزانی، اتحادیه میهنی جلال طالبانی. در کردستان حزب دموکرات کردستان و اتحادیه اسلامی کردستان عراق هست که اینها مخالف اینها هستند. احساس می کنم این دو حزب بارزانی و طالبانی یک نوع انحصارطلبی دارند. یک انشعابی از جلال طالبانی هست که فراکسیون پارلمانی دارد. ترکمان ها هم یک فراکسیون مجزا دارند. کردهای شیعه عراق هستند. صابئی داریم، اینها بین اسلام و مسیحیت دست و پا می زنند. ایزدی ها هستند که به غلط و اشتباه به آنها در عراق یزیدی ها می گویند چون نمی دانند معنی ایزدی چیست.
سنی ها هم حزب اسلامی دارند که طارق الهاشمی رهبر آن است. هیئت علمای مسلمین است که شیخ حارث الضاری رهبر آن است. جمعیت علمای مسلمین هم هست که در مجمع بیداری اسلامی عضو هستند. یک گروه هست که به آن لیست آزاد یا لیست سفید می گویند که از طارق الهاشمی انشعاب گرفته اند.
 
 *  رقمی از اموال به تاراج برده شده در 9 سال اشغال عراق دارید؟
حداقل رقمی که متداول است، 18 میلیارد دلار است. این رقم اعم از سرقت های نفتی و غیرنفتی است.

 * موضع گیری های ترکیه درباره پناهندگی دادن به طارق الهاشمی چطور ارزیابی می کنید؟
این همان جنگ طایفه گری و حس تبعیض آمیزی است که متاسفانه اردوغان نسبت به عراق و سوریه پیدا کرده است، همان احیای امپراتوری عثمان یعنی می خواهد یک نیوعثمانیسم جدید ایجاد کند که فکر می کند حالت امپراطوری دارد و بقیه ایالات منطقه را می تواند به نظام سیاسی ترکیه پیوند بزند. این را نه سوری ها، نه عراقی و نه هیچ انسان عاقل و آزاده قبول می کند. اردوغان می خواهد رهبر سنی جهان عرب و جهان اسلام شود که نمی تواند. انگیزه این تحرکاتش نسبت به عراق و سوریه از نگاه تبعیض آمیز نشئت می گیرد یعنی یک تبعیضی را میان سنی و شیعه قائل است.

 


برچسب ها: عراق ، خروج آمریکا
 
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر: