logo
کد خبر: ۳۴۳۲۵
تاریخ انتشار: ۱۷ آذر ۱۴۰۰ - ۰۹:۵۵
عضو شورای مرکزی کارگزاران سازندگی با اشاره به ائتلاف احزاب:
من کلاً پدیده‌هایی تحت عنوان جبهه را به رسمیت نمی‌شناسم علت آن‌هم این هست که احزابی که به‌صورت منطقی شکل نمی‌گیرند و یک گستردگی بی‌رویه پیدا می‌کنند چون در پیش برد گفتمان سیاسی خودشان ناتوان‌اند، با دوستان همفکر ائتلاف می‌کنند. وقتی‌که بنا هست ائتلاف انتخاباتی رخ بدهد از قبلش می‌شود در کسوت یک حزب تمام‌عیار کار مشترک سیاسی انجام داد. ازاین‌رو وقتی دچار این عارضه هستید و هنگامی هم که جبهه تشکیل می‌شود جبهه‌ها هم معمولاً کارکردشان دچار بن‌بست می‌شود و ناتوان خواهند بود
محمد عطریانفر عضو شورای مرکزی حزب کارگزاران سازندگی است؛ حزبی که سالهای طولانی در امور اجرایی کشور حضور داشت؛ عطریانفر در گفتگویی صمیمانه در کنار نگاه به مسئله حزب در ایران؛ به نقش احزاب بزرگ میپردازد که در ادامه آن را میخوانیم:

با نگاهی به فضای سیاسی کشور امروز بعد از گذشت 40 سال حزبها و تشکلها چه جایگاهی در اداره امور جمهوری اسلامی دارند؟

علیرغم اینکه در قانون اساسی به موضع احزاب اشارهشده است و همچنین در مجلس شورای اسلامی قانونی تحت عنوان قانون احزاب داریم ولی نقش احزاب در مناسبات قدرت و جابهجایی قدرت سیاسی فاقد کارکرد لازم است. علت آنهم به این برمیگردد که موضوع فعالیت سیاسی احزاب، مشارکت انتخاباتی از موضع حزب است که از این طریق بتوانند قدرت را جابهجا کنند اما در مدل برگزاری انتخابات جمهوری اسلامی انتخابات فارغ از احزاب شکل میگیرد به معنای دقیقتر کلمه نظام حزبی که وجه مکمل انتخابات در نظام مردمسالار ایران است، این عضو مکمل حضور ندارد و بیمعنا هست. اگر بخواهیم به موضوع احزاب بهطورجدی رسیدگی بکنیم اول نظام سیاسی باید برخی از قوانین را اصلاح بکند و رقابتهای انتخاباتی رو از حالت فرد محور به حزب محور تبدیل کند. با چنین رویکردی آینده احزاب در ایران انشاء الله بهتر خواهد شد.

آیا سیستم جمهوری اسلامی پذیرش این مهم را دارد که احزاب در رأس قدرت قرار بگیرند؟

در شرایط موجود فعلی متأسفانه من این استعداد را در نظام جمهوری اسلامی نمیبینم و به دلیل بیتوجهی به این امر نوعاً نیروهایی که بر سر کار میآیند کسانی هستند که از یک پیشینه قابل دفاع به معنای واقعی کلمه برخوردار نیستند که آیا عملکردشان درگذشته بهگونهای بوده است که بتوانند مسئولیتهای جدید را عهدهدار شوند و معمولاً وقتی این افراد به قدرت میرسند بهصورت آزمونوخطا مدیریت میکنند و آسیب این روشهای آزمونوخطایی دودش در چشم مردم میرود.

برخی از افراد پس از انتخاب شدن دچار نسیان سیاسی میشوند و حزب یا گروهی که رأی آوریشان مرهون تلاشهای آنان است را فراموش میکنند؛ این موضوع ناشی از چیست و احزاب برای اینکه جایگاه خودشان را پس از انتخابات حفظ کنند باید چه کنند؟

در واقع ریشه این مسئله به همان موضوعی برمیگردد که اشاره کردم. افرادی که میآیند در رقابتها شرکت میکنند معمولاً از برخی حمایتهای حزبی برخوردار هستند و این حمایتهای حزبی ناشی از یک مناسبات اخلاقی هست.

وقتی افراد خارج از منظومه نظام حزبی در یک انتخاباتی پیروز میشوند حمایتهای حزبی آنها بیشتر یک نسبت اخلاقی با آنها ایجاد میکند و نسبت دقیق و حقوقی بین فرد منتخب و حزب برقرار نمیشود. به این معنا که حزب بهعنوان پشتیبان برای آن فرد عمل میکند و هم در مقام حساب کشی، کنترل، معرفی نیرو و برنامهریزی و بیشتر در یک قاعده صمیمیت دوست و رفاقت کار انجام میشود. ازاینجهت هر فردی که به یک منصبی میرسد تا جایی که مطابق باسلیقه فردیش باشد ممکن است از فردی در یکحزبی حرفشنوی داشته باشد و نوعاً در ایران افرادی که به قدرت میرسند از همان حزبی که موردحمایتشان قرار داده فاصله میگیرند و این از معایب اقدامات غیر حزبی در انتخابات است.

موضوعی که بعد از انتخابات مطرح میشود احزاب دولت ساخته هستند، ما میبینیم که افراد بعد از این که انتخابات میشوند خودشان اقدام به تشکیل حزب میکنند، احزاب دولت ساخته این میتوانند مخاطراتی را برای نظام حزبی کشور در آینده ایجاد کنند؟

اینیک شعاری بیشتر نیست چونکه ما حزب دولت ساخته نداریم. اینیک نسبت ناروایی هست که مطرحشده و اولین بار هم برای حزب کارگزاران مطرح شد که هیچ نسبتی ندارد، به این معنا که دولت بخواهد ورود کند. اساساً من این نسبت را قبول ندارم ولی ممکن هست که افرادی علاقهمند به دولت باشند یا در دولت کار کنند و بعد از پایان دولت یک کار مشترکی انجام دهند ولی کلاً مقولهای به نام حزب دولت ساخته نداریم.

مهمترین عامل اضمحلال احزاب از درون چیست؟ چون شما طی یک مصاحبهای گفته بودید حزب کارگزاران دچار اضمحلال تشکیلاتی شده این اظهارنظر شما تشکیلاتی به چه علت بوده و اینکه یک حزب چطور دچار اضمحلال میشود؟

نوعاً احزاب دچار فقدان کارآمدی هستند و این فقدان کارآمدی خودبهخود آثار منفی روی مناسبات داخلی بین احزاب میگذارد. ازاینجهت اگر چنانچه بخواهیم یک حزب را فعال نگه بداریم و دچار اضمحلال نشود باید نقشپذیری احزاب را در طول مدتی که در قدرت هستند احساس کنیم و یا زمانی که خارج از قدرت هستند بتوانند بهصورت دولت در سایه ایفای نقش بکنند که در هر دو زمینه ما دچار مشکل هستیم.

موضوعی که در حزب داری و حفظ حزب مطرح است مسئله کادر سازی است احزاب تا چه حد در زمینه کادرسازی توفیق داشتند اعم از احزاب اصلاحطلب و اصولگرا؟

من میتوانم روی دو حزب تأکید کنم که بر روی کادرسازی نه به معنای تمام و کمال بلکه در حد متوسط توانستند گامهایی را بردارند. یکی سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی است که متأسفانه بنا بر یک اقدام قضایی مدتها است که تعلیق شده و یکی هم یک حزب تاریخی تحت عنوان حزب موتلفه است. من بهغیراز این دو جریان بیشتر ندیدم که کار تشکیلاتی بکنند که منجر به ساخت نیرویهای کارآمد و عناصر حرفهای شود.

یکی از مسائلی که در انتخابات مطرح میشود تجمع احزاب در کنار هم و شکلگیری جبهههاست این جبههها که گاها جبهههای موسمی هستند چه کاربردی دارند و اصولاً مؤثر واقع میشوند و چرا بعد از انتخابات و یا حین انتخابات این جبههها هم به اختلاف برمیخورند؟

من کلاً پدیدههایی تحت عنوان جبهه را به رسمیت نمیشناسم علت آنهم این هست که احزابی که بهصورت منطقی شکل نمیگیرند و یک گستردگی بیرویه پیدا میکنند چون در پیش برد گفتمان سیاسی خودشان ناتواناند، با دوستان همفکر ائتلاف میکنند. وقتیکه بنا هست ائتلاف انتخاباتی رخ بدهد از قبلش میشود در کسوت یک حزب تمامعیار کار مشترک سیاسی انجام داد. ازاینرو وقتی دچار این عارضه هستید و هنگامی هم که جبهه تشکیل میشود جبههها هم معمولاً کارکردشان دچار بنبست میشود و ناتوان خواهند بود از اینجهت این امر جزو ایرادات کار سیاسی است. معمولاً معنا ندارد که ما بخواهیم جبهه تشکیل بدهیم، اگر یک حزب به معنای واقعی کلمه متناسب با ضرورتهای زمان شکل بگیرد نیاز ندارد با گروه دیگری ائتلاف کند و خودش میتواند گفتمان و تشکیلات خودش را پیش ببرد.

با توجه به نگاه شما به جبههها؛ مشکلی که معمولاً گریبان گیر آن میشود سهم خواهی پساانتخابات است؛ این سهم خواهی چه آسیبی به احزاب میزند؟

وقتیکه احزاب به معنای واقعی شکل نمیگیرد و بهصورت جبههای باهم توافق میکنند نوعاً جهتگیری توافقیشان به خاطر تأمین همین منافع و سهم خواهی است. کل سیاست سهم خواهی احزاب در درون جبههها یک حرکت باطل و غلط هست و مجموعه فعالیت سیاسی آن گروه را مخدوش خواهد کرد.

شما بهعنوان یک فرد تشکیلاتی، در خصوص تشکیلات موتلفه اسلامی چه نظری دارید؟

موتلفه با توجه به سابقه دیرینهای که در کار تشکیلاتی دارد جزو احزاب ریشهدار است و من موتلفه را جزو احزابی بهحساب میاورم که نسبت به عملکرد، پایمردی و در ارتباطات تشکیلاتی و همدلی اعضای فیمابین خود و حرمتگذاری بین نیروهای مسنتر و کارکشتهتر در صدر احزاب کشور قرار دارد و جزو احزاب بسیار خوب کشور میدانم و موردستایش و قدردانی بنده همواره بود و هست.

 
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر: