به‌روز شده در: ۲۵ مرداد ۱۳۹۹ - ۲۱:۱۳
logo
تازه های سایت
کد خبر: ۳۱۶۰۷
تاریخ انتشار: ۲۳ تير ۱۳۹۹ - ۱۴:۰۴
تمدن اسلامی بیانگر همه‌جانبه سیاسی، فرهنگی و اقتصادی و... جامعه است که ابعاد وجودی فرد و جامعه را پوشش می‌دهد که همه مؤلفه‌های آن بر محور اسلام است. بدین ترتیب تمدن اسلامی از همه ویژگی‌های تمدن الهی در چهارچوب آموزه‌های قرآنی و متکی بر سنت پیامبر اکرم(ص) برخوردار است که استحاله یا تجدد در آن جایی ندارد.

مهدی رشیدی- با بررسی گفتمانهای هویتی غرب به دست میآید که تاکنون در تجدد، حداقل دو گفتمان حول این مسئله شکل گرفته است. گفتمان اول هویت ملی است که بیان کاملی از ایدئولوژی ملیگرایی است و گفتمان دوم که بهنوعی در تقابل با گفتمان اول نیز قرار میگیرد نظریه ما بعد تجددگرایی است که یکی از چالشهای مهم و جدی دنیای اسلام با تمدن غرب همین مواجهه با این دو نظریه و ارائه گفتمان هویت اسلامی است. رویکرد هویتی اسلام از دو منظر قابل بررسی است. منظر ابتدایی رویکرد منفعلانه است که در سه نظر قابل جمعبندی است. نظر اول آنکه تمدن مدرن مبتنی بر ارزشهای جهانی است و مسیر رشد بشر از همین تمدن عبور میکند. این نظر سعی بر آن دارد شخصیت اسلام را با ایدئولوژی تجددگرایی همسو و تطابقسازی کند و این خود بهنوعی استحاله شخصیت تمدنی اسلام است. نظر دوم آنکه میتوان برای تمدن غرب در عین یکپارچگی و نشانگر بودن مسیر رشد بشر که نمیشود از آن عدول کرد، مرزبندی قرار داد و به گزینههای مثبت و منفی آن توجه کرد و در کل هویت اسلامی را با مفاهیم خوب تمدنی غرب پیوند داد که بهنوعی با پذیرفتن استحاله هویتی اسلام گزینههای مثبت غرب را پذیرفت و این هویت را در قالب رویکردهای مثبت غربی تعریف کرد. نظر سوم آن است که غرب دارای تمدن به هم پیوسته و لایههای مختلفی است که بر فرض عناصر مثبت در این تمدن، باید آن را در قالب تمدن اسلامی برد و یا به اصطلاح به عناصر کارآمد تبدیل کرد که از اشکالات مهم این نظر هم آن است که اولاً بهراحتی نمیتوان عناصر مثبت و منفی را از هم جدا کرد و فرآیند تبدیل آن به عناصر کارآمد مشکلاتی دارد و همان عناصر مثبتی که قرار است استحاله شوند باز همراه با عناصر منفی است.

اما منظر اصلی این مقال رویکرد فعال به نظریه ما بعد تجدد یا استحاله است که سه نظر فوق را نپذیرفته و به نظریه الگوی پیشرفت اسلامی معتقد است که به آن خواهیم پرداخت.

رد پای جریان روشنفکری

در سه دستهبندی فوق رد پای جریان روشنفکری کاملاً مشهود است. روشنفکری به لحاظ تاریخی و تئوریک در اصل پدیدهای غربی و محصول رویکرد جنبش اومانیستی است و متعلق به دوران و تمدن جدید است که با روشناندیشی که در تعریف استاد مطهری به موضع و مسئولیت طبقاتی خود آگاه بودن، با فرهنگ و شخصیت ملی خویش آشنا بودن و به روابط خود با انسانهای دیگر آگاهی داشتن و سعی در آگاه کردن جامعه و به حرکت در آوردن مردم برای رهایی و آزادی است تفاوتهای فراوانی دارد. شناخت تفاوت این دو مطلب مورد نظر این مقال نبوده است و میتوان به کتاب ارزشمند «روشنفکری و روشناندیشی در ایران» نوشته استاد دکتر اسدالله بادامچیان اشاره کرد که با خوانش آن این مطلب مورد وثوق خواننده قرار خواهد گرفت.

الزامات اسناد تحول

اما در الگوی تمدنی و پیشرفت اسلامی باید گفت قائلین به تمدن اسلامی نمیتوانند پذیرای استحاله و حتی گزینش مثبت و منفی باشند و وقتی بحث الگوی پیشرفت مطرح میشود علوم انسانی منتهی به علوم دینی میشوند و در مواجهه با تمدن غرب به استحاله تمدن غرب در تمدن اسلامی ختم میشود. یکی از عناصر فکری پشتوانه این رویکرد فلسفه تاریخ است که پشتیبان این نظریه است، اما این رویکرد نیازمند اسناد تحولی است که این اسناد خود الزاماتی را در برمیگیرند که مقام معظم رهبری پس از طرح موضوع الگوی پیشرفت اسلامی به دنبال ایجاد ساختارهای آن با اسناد تحول هستند. به اختصار الزامات اسناد تحول به شرح ذیل است:

1ـ تحول در علوم انسانی مبتنی بر آموزههای وحیانی

2ـ حفظ وحدت و استحکام امت اسلامی

3ـ مبارزه با نظام سلطه

4ـ حمایت از محرومین و مستضعفان جهان

5ـ تحقق عدالت اجتماعی در همه ابعاد

هر یک از اسناد تحول با توجه به الزامات آن بر مبنای یکی از موضوعات دینی، سیاسی، فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی به فراخور آن موضوع باید تبیین شود.

تمدن اسلامی بیانگر همهجانبه سیاسی، فرهنگی و اقتصادی و... جامعه است که ابعاد وجودی فرد و جامعه را پوشش میدهد که همه مؤلفههای آن بر محور اسلام است. بدین ترتیب تمدن اسلامی از همه ویژگیهای تمدن الهی در چهارچوب آموزههای قرآنی و متکی بر سنت پیامبر اکرم(ص) برخوردار است که استحاله یا تجدد در آن جایی ندارد.

ساختاری مزاحم بر سر راه تحقق الگوی پیشرفت اسلامی

تمدنها و الگوهای توسعه طبق قاعده صعود و سقوط پس از مدتی رو به زوال مینهند و جای خود را به الگوها و تمدنهای دیگر میدهند. در این میان تمدن جدید غرب و الگوی ما بعد تجدد که در انتهای حیات خود قرار دارد به مثابه ساختاری مزاحم بر سر راه تحقق الگوی پیشرفت اسلامی در آمده است که طراحی اسناد تحول میتواند این مانعزدایی را تصویرسازی کند. اسناد تحول انقلابی در بستر این نظریه است که میتواند انقلابی را با در بر گرفتن عقلانیت جمعی و تعریف نرمافزاری برای هماهنگسازی همه پژوهشها بر محور دین ایجاد کند که نیازمند نگاهی فراتر از رویکردهای بنیادگرایی است و رویکردی را میطلبد که تمامیت عقلانیت اجتماعی را تسلیم وحی کند و انقلاب اسلامی بستری ابزاری برای ظهور و بروز این اندیشه است.

برچسب ها: مهدی رشیدی
 
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر: