به‌روز شده در: ۲۳ تير ۱۳۹۹ - ۱۴:۱۹
logo
کد خبر: ۳۱۳۸۴
تاریخ انتشار: ۱۲ خرداد ۱۳۹۹ - ۱۱:۱۱
مبانی ولایت فقیه از دیدگاه امام خمینی (ره)
در اسلام قانون حکومت مى‏کند. پیغمبر اکرم هم تابع قانون بود، تابع قانون الهى، نمیتوانست تخلف بکند. اگر پیغمبر یک شخص دیکتاتور بود و یک شخصى بود که از او مى‏ترسیدند که مبادا یک وقت همه قدرت‏ها که دست او آمد دیکتاتورى بکند، اگر او شخص دیکتاتور بود، آن وقت فقیه هم میتواند باشد!

امام خمینی (ره) بارها به شرح و توضیح و تفسیر مبانی ولایت فقیه در نوشتارها و سخنانشان پرداختند. و چه زیرکانه پاسخ شبهات سال‌های بعد را دادند تا کسی نتواند در آینده به استناد استدلالها یا نقل شنیده هایش ایرادی به اساس ولایت فقیه وارد کند.

در این مجال به برخی از بیانات امام راحل در این زمینه اشاره می نماییم:

شرایطى که براى زمامدار ضرورى است مستقیماً ناشى از طبیعت طرز حکومت اسلامى است. پس از شرایط عامه مثل عقل و تدبیر، دو شرط اساسى وجود دارد که عبارتند از:
۱- علم به قانون
۲- عدالت
چنانکه پس از رسول اکرم )ص( وقتى در آن کسى که باید عهده‏ دار خلافت شود، اختلاف پیدا شد باز در اینکه مسئول امر خلافت باید فاضل باشد، هیچ گونه اختلاف نظرى میان مسلمانان بروز نکرد. اختلاف فقط در دو موضوع بود.
۱- چون حکومت اسلام حکومت قانون است، براى زمامدار علم به قوانین لازم می باشد، چنانکه در روایات آمده است. اشکالاتى هم که علماى شیعه بر دیگران نموده‏ اند در همین بوده که فلان حکم را از خلیفه پرسیدند نتوانست جواب بگوید، پس لایق خلافت و امامت نیست. فلان کار را بر خلاف احکام اسلام انجام داد، پس لایق امامت نیست ... .(۱) عقل همین اقتضا را دارد. زیرا حکومت اسلامى حکومت قانون است، نه خودسرى و نه حکومت اشخاص بر مردم.
۲- زمامدار بایستى از کمال اعتقادى و اخلاقى برخوردار و عادل باشد و دامنش به معاصى آلوده نباشد. «لا ینالُ عَهدى الظالمین» خداوند تبارک و تعالى به جائر چنین اختیارى نمی دهد.

## شرط مرجعیت لازم نیست

من از ابتدا معتقد بودم و اصرار داشتم که شرط مرجعیت لازم نیست. مجتهد عادل مورد تأیید خبرگان محترم سراسر کشور کفایت می کند. اگر مردم به خبرگان رأى دادند تا مجتهد عادلى را براى رهبرى حکومتشان تعیین کنند، وقتى آنها هم فردى را تعیین کردند تا رهبرى را به عهده بگیرد، رهبرى او مورد قبول مردم است. در این صورت او ولى منتخب مردم می شود و حکمش نافذ است.

## فقیه هرگز دیکتاتور نمی شود
در اسلام قانون حکومت مى‏کند. پیغمبر اکرم هم تابع قانون بود، تابع قانون الهى، نمیتوانست تخلف بکند. اگر پیغمبر یک شخص دیکتاتور بود و یک شخصى بود که از او مى‏ترسیدند که مبادا یک وقت همه قدرت‏ها که دست او آمد دیکتاتورى بکند، اگر او شخص دیکتاتور بود، آن وقت فقیه هم میتواند باشد!
فقیه، مستبد نمیشود، فقیهى که این اوصاف را دارد عادل است، عدالتى که غیر از عدالت اجتماعى، عدالتى که یک کلمه دروغ او را از عدالت می اندازد، یک نگاه به نامحرم او را از عدالت می اندازد، یک همچو آدمى نمی تواند خلاف بکند، خلاف نمیکند.

## محدوده اختیارات فقیه چقدر است؟

اگر فرد لایقى که داراى این دو خصلت باشد، بپا خاست و تشکیل حکومت داد، همان ولایتى را که حضرت رسول اکرم «ص» در امر اداره جامعه داشت، دارا میباشد و بر همه مردم لازم است که از او اطاعت کنند.
این توهّم که اختیارات حکومتى رسول اکرم ‏«ص» بیشتر از حضرت امیر «ع» بود، یا اختیارات حکومتى حضرت امیر «ع» بیش از فقیه است، باطل و غلط است. البته فضائل حضرت رسول اکرم «ص» بیش از همه عالم است و بعد از ایشان فضائل حضرت امیر از همه بیشتر است، لکن زیادى فضائل معنوى، اختیارات حکومتى را افزایش نمیدهد. (صحیفه نور، ج ۳، ۱۰، ۲۱)
 
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر: