logo
کد خبر: ۳۰۸۲۱
تاریخ انتشار: ۲۱ بهمن ۱۳۹۸ - ۱۰:۱۴
شرح روایت امام صادق (ع) توسط مقام معظم رهبری:
بنده حقیر که سال‌های جوانی‌ام را در مبارزه گذرانده ام اگر به ما می‌گفتند بناست در سال 1357 چنین اتفاقی بیفتد حاضر بودیم قسم بخوریم که چنین چیزی نمی شود، خیالات است! چه کسی خیال می‌کرد؟ اما می بینیم که در واقعیت اتفاق افتاد. یقین به وعده های الهی یعنی این، ما اینها را دیدیم. کسی که این چیزها را به چشم خودش ندیده بود باید از قرآن اطمینان پیدا می کرد.

محمدهادی صفاری- فی الکافی عن الصادق (ع) قال لحمران بن اعین: ... واعلم! أنّ العمل الدائم القلیل علی الیقین علی الیقین أفضل عند الله تعالی من العمل الکثیر علی غیر یقین. (الشافی، صفحه 850)

حضرت می فرمایند کار نیکی که از روی یقین بوده و استمرار داشته باشد فضیلتش بیشتر از کار زیادی است که از روی یقین نیست. به نظر می رسد مراد، یقین به همان چیزهایی است که در معارف الهی و اسلامی یقین به آنها لازم است. غیر از اصول دین و مبانی اصلی دین یک امور دیگری هم هست که انسان باید به آنها یقین داشته باشد مانند یقین به نصرت الهی، چنانچه در قرآن کریم خدای متعال کسانی را که به او ظن سوء دارند مذمت می کند.

اینکه بگوید خدای متعال که وعده کرده بود نصرت می کند، نصرت نمیکند! وعده کرده بود که بر اثر استغفار، بر اثر توبه به ما نعمت می دهد، ولی نمیدهد! نقطه مقابلش یقین است. یقین به استجابت دعا، یقین به اینکه خدای متعال خواهندگان و جویندگان را به نتیجه می رساند، یقین به اینکه وعده های الهی وعده های واقعی است.

به نظر من آن چیزی که یقین انسان را به وعده های الهی افزایش میدهد انس با قرآن است. تامل و تدبر در قرآن اثر معجزه آسایی دارد. من و شما که اقبالمان گرفت و در این دوره از زمان واقع شدیم یک چیزهایی را از تحقق وعده های الهی، آرزوهای بزرگ دیدیم که کسی تصورش را هم نمی کرد. ما عادت کردیم و اهمیت قضیه را نمی فهمیم.

در دورانی که مادیگری همه دنیا را گرفته، صد سال، صد و پنجاه سال علیه کل دین و علیه اسلام بالخصوص قوی ترین تبلیغات شده، روحانیت به کلی سرکوب شده، روحانیت شیعه بالخصوص بیش از دیگران سرکوب شده، فرهنگ غربی که فرهنگ لاابالی گری در جامعه رواج پیدا کرده بود... در این شرایط ناگهان یک ملتی در این نقطه مهم جغرافیایی عالم با این همه حساسیتی که روی آن هست به انگیزه دین، پشت سر یک مرجع تقلید دینی راه بیفتد، حرکت کند، تیر و تفنگ و همه اقسام مقابله هم اثری نکند. آن حکومت جبار را سرنگون کند، بعد هم یک حکومتی به نام اسلام، به نام فقاهت سر کار بیاورد، باور کردنی است!؟

بنده حقیر که سالهای جوانیام را در مبارزه گذرانده ام اگر به ما میگفتند بناست در سال 1357 چنین اتفاقی بیفتد حاضر بودیم قسم بخوریم که چنین چیزی نمی شود، خیالات است! چه کسی خیال میکرد؟ اما می بینیم که در واقعیت اتفاق افتاد. یقین به وعده های الهی یعنی این، ما اینها را دیدیم. کسی که این چیزها را به چشم خودش ندیده بود باید از قرآن اطمینان پیدا می کرد.

 
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر: