به‌روز شده در: ۲۲ آبان ۱۳۹۸ - ۱۵:۴۱
logo
تازه های سایت
کد خبر: ۳۰۳۴۵
تاریخ انتشار: ۱۷ شهريور ۱۳۹۸ - ۱۰:۲۵
راهپيمايي روز عاشورا در مركزيت مبارزات تصميم‌گيري شد و مورد تاييد امام امت قرار گرفت. احمد بهاري فرد از همراهان شهيد عراقي در پاريس در اين خصوص مي‌گويد «امام به شهيد عراقي فرموده بودند كه برنامه راه‌پيمايي تاسوعا و عاشورا را درست كنيد و دو مرتبه برگرديد به پاريس. از پاريس به تهران ‌آمد و راه‌پيمائي تاسوعا و عاشورا را راه انداخت. شهيد عراقي از شب قبلش برنامه‌ها را رديف كرد. منزل شهيد عراقي براي همان راه‌پيمائي جلسه‌اي بود. آقاي عسگراولادي و آقاي توكلي‌بينا و خيلي از آقايان بودند.»

محمد مهدی اسلامی- «اشخاص متدين را، به جرم آنكه در عاشورا دسته راه انداخته‏اند و شعار ضداسرائيل با خود داشته‏اند، به حبس و زجر و شكنجه كشيدند و اكنون هم در حبس به سر مى‏برند، با آنكه با كمال آرامش حركت مى‏كردند...»

اين بخشي از پيام امام امت به ملت ايران در فروردين ماه ۱۳۴۳ است. زماني كه پس از زندان و حصر و ... فرصتي براي امام جهت اظهار تأسف از تسلط اسرائيل و عمال آنها بر شئون مملكت و تمجيد از مبارزات ياران مبارزش در عاشوراي حماسي ۱۳۴۲ پدید آمده بود.

برنامه های محرم سال ۱۳۴۲ شمسی، در حقیقت با انبوه بیشمار شرکت کنندگان در راهپیمایی عاشورا، ادعاهای شاه درباره رفراندوم و رای مردم و رای چهار هزار و خرده ای مخالفان که رژیم اعلام کرده بود، باطل گشت و ادامه آن منتهی به جریان قیام مردمی و اسلامی ۱۵ خرداد و مراسم‌های بزرگداشت آن و تعطیل سراسری در هفتم شهدای ۱۵ خرداد ۴۲ و مهاجرت مراجع و علمای شهرها به تهران، و تعطیل های بازارها و خیابانها، و تحریم انتخابات و مجلس فرمایشی دوره ۲۱ شاه، فعالیت های دوران محصور بودن امام خمینی، آزادی ایشان، جریانات قم و جشن مدرسه فیضیه و ... شد.

عاشورای سال ۴۲ با عاشوراهای سال های دیگر متفاوت بود. مردم با رهنمود امام خمینی (ره) به دنبال فرود آوردن ضربه ای دیگر بر رژیم شاه بودند. استاد عسگراولادي در اين خصوص مي گويد « راه‌پیمائی عاشورا محصول چند جلسه پی‌درپی است. امام در فرودین ماه به ما اجازه ندادند برای شهدای فیضیه برنامه‌ای داشته باشیم، بلكه در اردیبهشت ماه به عنوان چهلم شهدای فیضیه اجازه دادند كه ما در تهران برنامه داشته باشیم. برنامه‌ها اول یكی در مسجد بازار دروازه حضرتی بود و به تعبیری كوچه ارمنی‌ها، مسجد آسید علی‌نقی بود كه آمدند و جلوی آن را گرفتند. دیگر آنجا به ترتیب آشنا شدیم. فردا شب را اعلام كردیم مسجد امین‌الدوله، پس فردا شب را مسجد حمام گلشن آقای غروی و همین طور گسترش پیدا كرد و بعضی شب‌ها تا ۲۰ جا برای مدرسه فیضیه برنامه برگزار می‌شد. اداره كردن این مراسم، ما را به هم نزدیك كرد. خدا رحمت كند شهید صادق امانی را، روی بارهای انبار آنها می‌نشستیم و برنامه‌ریزی می‌كردیم. انبارشان كنار سر قبر آقا بود و شاید صد تا كیسه بار روی هم می‌چیدند و ما می‌رفتیم آن بالا می‌نشستیم كه اصلا كسی حدس هم نمی‌زد كه آنجا دور هم جمع شده‌ایم! در آنجا برنامه‌ریزی كردیم كه از امام درخواست كنیم به ما اجازه بدهند كه ما دسته ممتازی در روز عاشورا داشته باشیم. آقای توكلی و بنده و مرحوم شفیق رفتیم خدمت امام و شیوه راه‌پیمائی را كه از جنوب تا شمال تهران آن روز، از مسجد حاج ابوالفتح به طرف دانشگاه و بازگشت به مدرسه صدر بود، برای امام گفتیم. ما گفتیم كه علم و كتل نمی‌آوریم و با پلاكاردها و پرچم‌های بلند و با قرآن حركت كنیم. امام فرمودند كار خوبی است و اجازه دادند.»

شهید اسلامی می گوید: «از کارهای مهم این جمعیت [مؤتلفه اسلامی] ترتیب یک راهپیمایی بزرگ در عاشورای قبل از ۱۵ خرداد بود که از همه دسته جات مذهبی دعوت کردیم که در این راهپیمایی شرکت کنند. و امام هم تایید کردند و مخصوصاً یکی از شعارهای ما را اصلاح کردند. این راهپیمایی اثر به سزایی در برخورد با رژیم داشت وشعارها عموماً ضد رژیم بود.»

در روز عاشورا و فردای آن ، خیابانهای تهران مملو از جمعیت عزاداری بود که با در دست داشتن تصاویر امام خمینی فریاد می زدند: "خمینی ، خمینی خدا نگهدار تو بمیرد، بمیرد، دشمن خونخوار تو" هنگام عبور عزاداران از مقابل کاخ مرمر نیز شعار "مرگ بر این دیکتاتور" از سوی مردمی که اشاره به کاخ شاه داشتند تکرار می شد. محرم آن سال ، محرم عجیبی بود دسته های عزادار یاری امام خمینی را همچون یاری سیدالشهدا علیه السلام در روز عاشورا می دانستند و ایران و قم را کربلا، شعار می دادند : "قم دشت کربلا، هر روزش عاشورا، فیضیه قتل گاه ، خون جگر علما، شد موسم یاری مولانا الخمینی"

شهید حاج مهدی عراقی در خصوص محرم و عاشورای ۱۳۴۲ در کتاب ناگفته ها شرح مفصلی دارد ازجمله اینکه با توجه به رهنمود امام، با مداحهای معروف تهران که بقیه از آنها حرف شنوی داشتند نظیر حاج عباس زریباف و حاج ناظم ملاقات کردند و از همه شان قول گرفتند که شعرهایی که می سازند، نوحه هایی که می گویند، همه اش در رابطه با مدرسه فیضیه باشد.

در سالگرد نخستین عاشورای نهضت و قیام ۱۵ خرداد شورای مرکزی هیئت های مؤتلفه اسلامی به جهت زنده نگه داشتن یاد و خاطره شهدای ۱۵ خرداد و روشن نگه داشتن مشعل مبارزه، با توجه به رهنمود امام و با استفاده از تجربه گذشته خود در راه اندازی تظاهرات و راهپیمایی تصمیم به برپایی راهپیمایی در ایام تاسوعا و عاشورا گرفت.

شهيد مهدي عراقي درباره راهپیمایی سال ۱۳۴۳ می گوید: «بچه‌ها مقدمات دسته روز عاشورا را فراهم كردند، اين دفعه از مسجد شاه قرار شده بود راه بيفتيم بياييم خيابان سيروس و از آنجا هم بياييم مجلس و از آنجا برويم به طرف دانشگاه. عكسهاي بزرگي از حاج آقا انداخته (شده بود) و آماده شده بود و پلاكاردها هم همان پلاكاردهاي سال گذشته يك مقدارش بود... زد و خورد شد بين بچه‌ها و پليس... البته توي آن درگيري و زد و خورد ۳۸ نفر دستگير شدند كه از جمله خود من بودم.»

یکی از محورها در راهپیمایی عاشورای سال ۱۳۴۳ خورشیدی، مقابله با ذلت پذيري در برابر دشمنان اسلام بود. شهید لاجوردی که در همه صحنه های مبارزه علیه شاه و استکبار، نقش موثری را در جمع یاران داشت ، در این خصوص می گوید « شهيد هميشه زنده ما "مهدي" در تظاهرات عظيم سال ۴۳ كه به ابتكار جمعيت هاي موتلفه اسلامي ترتيب يافت،‌سخنراني پر هيجاني را ايراد كرد كه در آن زمان و در چنان تظاهراتي، كمتر كسي را جرات چنين كاري بود. »

این راهپیمایی تحرکی مجدد پس از کشتار بی نظیر شاه در ۱۵ خرداد بود كه موجي نو را آغاز كرد. محور مبارزات امام از اين پس در مقابله با کاپیتولاسیون آمریکایی شاه بود. مبارزاتي كه به تبعید امام خمینی (ره) و فرزند بزرگوارشان حاج آقا مصطفی به ترکیه منجر شد و پس از آن موجي از افشاگری راه افتاد كه بسیاری از مبارزين دستگیر، محاکمه و به زندان های متفاوتی محکوم شدند.

پایان سال ۱۳۴۳، با دستگیری بخش عمده‌ای از مبارزان مؤتلفه اسلامی همراه شد. اما زندان مانع از دميدن حس حماسي عاشورا به زندانيان نگشت. تا آنجا كه شهيد عراقي توانست با هماهنگي با مسئولين زندان و مديريت زندانيان، برگزاري مراسم هاي مناسبي در زندان را انجام دهد.

این چندان دور از انتظار نبود؛ چه آنکه عمده ارتباطات تشكيلاتي موتلفه اسلامي از مراسم عزاداري هاي محرم و صفر آغاز گرديده بود. بخشي از اين ارتباط، ارتباط گيري با روحانيت بود. اين ارتباط با علما تا آنجا ادامه يافت كه هسته اصلي مبارزات در سالهاي ۵۶ و ۵۷ با مشاركت چهره هاي شاخص موتلفه و روحانيت شكل گرفت. يكي از شاخص ترين برنامه هاي آن سال راهپيمايي عاشوراي ۱۳۵۷ بود.

پس درج مقاله‌ای در ۱۷ دی ماه ۱۳۵۶ (۲۷ محرم) در روزنامه اطلاعات، که امام خمینی و قیام کنندگان پانزده خرداد را مورد اهانت قرار داده بود، مجالس محرم و صفر آن سال، دوباره رنگ قیام گرفت. قیام ۲۹ محرم یا ۱۹ دی ماه در قم که از سوی امام ادامه قیام ۱۵ خرداد ۱۳۴۲ دانسته شد، با برپایی اربعین شهدای شهر به شهر، ادامه یافت و از تبریز به یزد، کرمان و سراسر کشور گسترش یافت. محرم سال ۱۳۵۷ براي رژيم شاه يك كابوس وحشتناك بود. امام براي مردم شخصيت امام‌حسين عليه‌السلام و شاه، يزيد را تداعي مي‌كرد.

امام‌خميني(ره) در سخنراني اول ماه محرم در نوفل‌لوشاتو، با اشاره به فلسفه قيام امام‌حسين(ع) و مسئوليت مردم ايران در اين مقطع فرمودند: «مقابل يك نفري كه دارد همه حيثيات اسلام و مسلمين را مي‌برد و سلطه پيدا كرده است بر مقدرات مسلمين و سلطه مي‌دهد كفار را بر بلاد مسلمين، ارتش ايران را به دست مستشارهاي امريكايي مي‌سپارد، مخازن ايران را به جيب اين و آن مي‌كند، فرهنگ ايران را ضايع كرده . . . يك همچو آدمي كه بر مسندي نشسته است، اين استنكار لازم دارد؛ يعني بر همه مردم لازم است كه اين را به او بگويد كه بيا پايين از اين مسند، همه مكلف هستند.»

به دنبال اين سخنراني و تمهيدات هسته مركزي هماهنگي مبارزات براي برگزاري هرچه‌باشكوه‌تر تظاهرات عزاداري ماه محرم، مقامات رژيم روزهاي پرتنشي را پيش‌بيني مي‌كردند. دولت نظامي ازهاري‌، به مثابه آخرين تيرِ تركشِ رژيم شاه بود كه شايد بتواند در سايه ايجاد ترس و هراس‌، به اوضاع ناآرام انقلابي خاتمه دهد. ولي مبارزان مذهبي و در راس آن شوراي انقلاب، اهميت فرصت به‌وجودآمده در محرم را دريافته و آماده بهره‌برداري از اين فرصت بودند. روز اول محرم، تظاهرات آرامي در اكثر نقاط كشور برگزار شد.

شركت مردم در راهپيماييها در اعتراض به شاه و رژيم پهلوي هر روز بيش‌ازپيش گسترده‌تر مي‌شد. خبر تدارك اين راهپيمايي، مسئولان رژيم شاه را به تكاپو انداخت تا از برگزاري آن جلوگيري نمايند.

راهپيمايي روز عاشورا در مركزيت مبارزات تصميم‌گيري شد و مورد تاييد امام امت قرار گرفت. احمد بهاري فرد از همراهان شهيد عراقي در پاريس در اين خصوص مي‌گويد «امام به شهيد عراقي فرموده بودند كه برنامه راه‌پيمايي تاسوعا و عاشورا را درست كنيد و دو مرتبه برگرديد به پاريس. از پاريس به تهران ‌آمد و راه‌پيمائي تاسوعا و عاشورا را راه انداخت. شهيد عراقي از شب قبلش برنامه‌ها را رديف كرد. منزل شهيد عراقي براي همان راه‌پيمائي جلسه‌اي بود. آقاي عسگراولادي و آقاي توكلي‌بينا و خيلي از آقايان بودند.»

تظاهرات روز تاسوعا به صورت مقدمه‌اي براي تظاهرات گسترده و باشكوه روز عاشورا درآمد. بادامچيان در اين خصوص مي‌گويد « در راهپيمايي روز تاسوعا مي‌خواستيم همه گروه‌ها شركت كنند، اما عده‌اي مثل نهضت آزادي گفتند به شرط آنكه شعار مرگ بر شاه ندهيد، حاضريم اين راهپيمايي را تاييد كنيم ... آن روز خيلي مراعات وحدت را كرديم. بعد كه به سر كوچه مسجد قبا رسيديم، تمام كساني كه هماهنگ كننده بودند، ناراحت بودند كه مردم به ما خيلي فشار آوردند كه شعار مرگ بر شاه بدهيم، چرا نگذاشتيد. گفتيم مي‌خواستيم ميزان تبعيت پذيري توده مردم را از هسته مركزي آزمايش كنيم. انصافا ديديم كه با بينش همراهي كردند و شعار ندادند، اما فردا هرقدر خواستيد شعار مرگ بر شاه بدهيد. مدتي بعد در خيابان آزادي بودم كه محمد خليل‌نيا از جبهه ملي را ديدم، گفتم آقاي بادامچيان خيلي عالي شد، گفتم خدا به ملت بركت بدهد. گفت اما شما و آخوندها خراب كرديد، فردا مردم خسته‌اند و نخواهند آمد و آبروي حركت امروز را هم از بين خواهيد برد. گفتم دفترچه يادداشت همراهت داري؟ كنارش يادداشت كن، فردا با اينكه شماها نخواهيد آمد جمعيت بيشتر خواهد شد و فردا آنچنان مرگ بر شاه خواهيم گفت كه آمريكا هم بشنود. گفت حالا خواهيم ديد. روز عاشورا كه آن جمعيت عظيم در خيابانها جوشيد و شعار مرگ بر آمريكا گفتند، ياد او بودم و او تا چند وقت خود را نشان ما نمي‌داد.»

آنتوني پارسونز، سفير وقت انگلستان در ايران كه اتاق محل كارش مشرف به مسير تظاهرات بود، روايتي زنده و گويا از اين واقعه ارائه مي‌دهد: « من ارقام يك تا يك‌ونيم‌ميليون را اغراق‌آميز نمي‌دانم. بيشتر تظاهركنندگان از كسبه و بازاريان و افراد طبقه متوسط بودند و بسياري از آنان زنان و مردان خوش‌لباس و مرتب بودند. منظره آن را من هرگز فراموش نمي‌كنم [...] در خيابانها حتي يك سرباز يا پليس هم ديده نمي‌شد ولي نظم جمعيت فوق‌العاده بي‌نظير بود.» ۲۰ آذر ۱۳۵۷، با چنین راهپیمایی بزرگی نقطه عطفی شد که کمتر از دوماه بعد از آن، پیروزی انقلاب اسلامی رقم خورد. عاشورای پیش رو، چهل و دومین عاشورایی است که پس از آن تاریخ ایرانیان پیام حسینی را تکرار می‌کنند؛ چهار دهه‌ای که «جبهه مقاومت»، متأثر از نهضت کربلا و در ادامه انقلاب اسلامی در خاک کشورهای متعددی حتی فراتر از مرزهای ایران کهن پرچم «هیهات منا الذله» برافراشته‌اند.

 
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر: