به‌روز شده در: ۲۰ آذر ۱۳۹۸ - ۱۴:۲۴
logo
تازه های سایت
کد خبر: ۳۰۱۸۰
تاریخ انتشار: ۱۳ مرداد ۱۳۹۸ - ۱۵:۵۱
ناامیدی از بهبود امور و به ویژه ناامیدی از اصلاح نظام مدیریتی می‌تواند جامعه را به سوی حرکت‌های افراطی سوق بدهد

حمیدرضا ترقی- تقوا در اجتناب از ناامیدسازی جوانان؛ بعضی‌ها هستند -چه در مدرسه، چه در دانشگاه، چه در محیط‌های گوناگون کسب و کار- کیفیّت حرف زدنشان ناامیدکننده است: «آقا فایده‌ای ندارد، آقا به درد نمیخورد»؛ جوان را از آیند‌ه‌ی خودش و آینده‌ی کشور ناامید میکنند؛ یعنی در واقع، قدرت جوان و فرصت وجود جوان را از کشور و از اجتماع اسلامی میگیرند؛ خب، این یک منکری است [امّا] توجّه ندارند. تقوای در این امر، این است که مراقبت کنند. مقام معظم رهبری دردیدار با ائمه جمعه کشور 25/4/98 .

جوانی فصل شورانگیز زندگی و مظهر نشاط و سازندگی است . روح لطیف و قلب ظریف جوان جلوه ی زیبای آفرینش و صحیفه ی مصفای هستی است .شور زندگی و آهنگ سازندگی درنگاه روشن و امید وار جوان متجلی است .

اگر شور و احساس جوانی با شعور عمیق دینی و سلاح توانای ایمان الهی تجهیز شود ، سعادت نسل جوان و سلامت جامعه تضمین خواهد شد .

جوانان همواره کانون توجه مصلحان و آماج تهاجم مفسدان بوده اند زیرا عالم جوانی همانگونه که منشا شور انگیز ترین تجلیا ت عاطفی ، روحی و بالندگی است. در معرض فتنه انگیز ترین آسیبهای فردی ، اخلاقی و اجتماعی نیز هست .

بر این اساس غفلت از تربیت و هدایت نسل جوان ، موجب خسران و مایه ی حرمان دولتها و ملتهاست.

در دنیای امروز ، که به تدریج ارزشهای انسانی تضعیف و آسیبهای اجتماعی تشدید می شود و جوانان به اقتضای طبیعت جوانی در معرض بحران هویت و استخفاف شخصیت قرار میگیرند، تنها راه نجات و امیدواری ، احیای فکر دینی و قداست مذهبی درپاسخ به ندای فطرت الهی آنان است .

تجربه نشان داده است که روح نا آرام و قلب پر التهاب نسل جوان جز در پرتو شعاع جاودانه دین و نوای شور انگیز ایمان و نسیم ملکوتی وحی وتفکر تمدنی و مهدویت آرامش و تسکین نمی یابد

پیروزی انقلاب اسلامی ایران چون مشعلی فروزان و معیاری جاویدان توانست بارقه امید را دردلهای نومیددبرافروزد

آرمانی که انقلاب اسلامی برای جوان مسلمان ترسیم کرد ه است جوان طالب کمال را به حرکت وتلاش و امید واداشته وآثار و برکات معجزه آسایی را برای پیشرفت کشور در ابعاد گونگون به ارمغان آورده است

جوانان سرمایه اصلی و آینده سازان میهن اسلامی هستند وهمانطور که پیروزی در انقلاب وجنگ تحمیلی مرهون فداکاریها و ایثارگریهای نسل جوان است بی شک درگام دوم انقلاب برای تحقق دولت اسلامی و جامعه سازی اسلامی و دستیابی به تمدن نوین اسلامی باید به این نسل تکیه کرد ؛ البته نسلی که تربیت اسلامی و انقلابی یافته و هویت انقلاب اسلامی را درک و دشمنان راه را بصیرانه شناخته باشند و خود را برای پذیرش مسئولیتهای سنگین اداره ی کشور آماده کرده باشند .

عوامل ناامیدی جوانان

الف)-کند شدن حرکت علمی کشور

اگر این حرکت علمی دچار دشمنی‌ها بشود و ما نفهمیم و از آن مراقبت نکنیم، یک نتیجه‌ی بسیار سنگین و تلخی خواهد داشت. میدانید آن نتیجه چیست؟ آن نتیجه عبارت است از ایجاد یأس در نیروهای جوان کشور؛ اگر این به وجود آمد، درست کردن و رُفو کردنش دیگر به این آسانی‌ها نیست. یک امیدی در جامعه‌ی جوانِ فرزانه‌ی درس‌خوان در طول این چند سال وجود پیدا کرده -خب سالها است که اینجا با جوانها می‌نشینیم و می‌آیند صحبت میکنند؛ من مقایسه میکنم، صحبتی را که امروز این بچّه‌ها کردند، با صحبتی که مثلاً چند سال قبل اینجا می‌شنفتم، زمین تا آسمان فرق کرده؛ جوانهای ما رشد کرده‌اند، پیش رفته‌اند، پخته شده‌اند، عمق پیدا کرده‌اند، گستره‌ی نگاهشان وسیع شده؛ اینها خیلی قیمت دارد- اگر این جوانها مأیوس بشوند، ناامید بشوند، به این آسانی نمیشود آنها را برگرداند 28/5/97.

ب)- بزرگ نشان دادن مشکلات کوچک دررسانه ها

یکی ازعواملی که در ذهنیّت کلّ جامعه، به قول روانشناسان «روان‌پریشی» به‌وجود میآورد،ناامیدیو یأس است. گاهیعواملگوناگونی هم پیدا میشود که به‌طور طبیعی ایجاد یأس مینماید یا امید را ضعیف میکند. همینها را تشویق نمودن وناامیدیدر مردم ایجاد کردن، خیلی خطاست. باید در مردم امید ایجاد شود. بنده گاهی اوقات به دوستان صدا و سیما تذکّر داده‌ام که گاهی یک مشکل کوچک - مثلاً مشکل یک منطقه - را در تلویزیون مطرح میکنند، های و هوی و جنجال به راه میاندازند که مثلاً جاده‌ی فلان جا خراب است یا پل هواییاش کشیده نشده یا فلان چیز دیگر. خیلی خوب؛ این مشکل باید حل شود، اما معنایش این نیست که این را در تلویزیون بیاوریم؛ چون وقتی چنین چیزی را در تلویزیون آوردیم، به‌طور طبیعی در ذهن مخاطب تعمیم پیدا میکند؛ یعنی از نظر مخاطب مشکل این نیست که یک پل در فلان خیابان وجود ندارد، بلکه معنایش این است پلی که برای مردم لازم است، ساخته نمیشود. حرفهای مأیوس کننده و چیزهایی را که به‌راحتی در ذهن مردم شمول و عمومیت پیدا میکند، نباید در تلویزیون مطرح کرد. در گوشه‌ای مشکلی وجود دارد، مسؤولان مستقیم و غیرمستقیم باید تلاش کنند؛ آن را برطرف نمایند؛ اما تعمیم دادن مشکل اصلاً درست نیست.15/11/81

پ)-تعریف غلط از رژیم گذشته

گاهی میآیند، مثلاً در میزگرد در زمینه‌ی آموزش و پرورش یا کتاب یا غیره حرف میزنند که «بله؛ یادش به‌خیر! آن گذشته‌ها و قدیمها این‌طور بود». کدام قدیمها!؟ به یک قدیم موهوم اشاره میکنند که آن‌طور بود و حالا این‌طور شده! چنین حرفهایی اصلاً قابل استدلال نیست. کدام قدیم!؟ طوری حرف زده میشود که مخاطب تصوّر میکند ما هرچه از قدیم دور میشویم، به سمت خرابتر شدن حرکت میکنیم. همین 15/11/81

ج)- تاریک نشان دادن افق آینده

ما منکر وجود عیوب نیستیم؛ منتها منکر این هستیم که این عیوب ما را ناامید کند؛ این را نمیگذاریم؛ یعنی بنده خودم و مسئولانی که مسئولان این بخشها هستند، با همه‌ی وجود باناامیدیمبارزه میکنیم. برای اینکه مهمترین مانع پیشرفت یک شخص و یک ملت،ناامیدیو تاریک دیدن افق است؛ نه، افق روشن است و میتوان جلو رفت.،ناامیدیاست. شما باید بعکس بگویید. واقعیّت هم بعکس است25/6/85.

د)- ناکارآمدی مجریان درحل مشکلات مردم

در سند آینده پژوهی ایران ۱۳۹۶ حدود سه چهارم از مردم در پاسخ به این پرسش که چقدر امیدوارند این مسائل و مشکلات در آینده حل شود، اظهار کرده‌اند امیدی ندارند وضع بهتر شود یا اوضاع به همین ترتیب خواهد بود و بخشی هم اظهار کرده‌اند که اوضاع بدتر خواهد شد. پاسخ مردم به چنین پرسش‌هایی معمولاً براساس تجریه گذشته یا بر اساس روندی است که تا به حال با آن مواجه بوده‌اند. در واقع قاعدتاً کسانی که این گونه درباره آینده داوری می‌کنند به روندی که در مسائل مختلف طی شده می‌نگرند و چون می‌بینند این مسائل و مشکلات نه تنها کمتر نشده، بلکه افزایش هم پیدا کرده و در مواردی بغرنج‌تر و پیچیده‌تر هم شده است، از بهبود اوضاع در آینده نیز ابراز ناامیدی می‌کنند. در واقع از یک سو روند مشکلات را می‌بینند و از سوی دیگر توانایی‌ها و ظرفیت‌های مدیریتی کشور و فرهنگ عمومی را نگاه می‌کنند و به این نتیجه می‌رسند که با توجه به توانایی و کارآمدی شیوه مدیریتی فعلی، احتمالاً این شیوه مدیریت از عهده حل مشکلات برنمی‌آید. بنابراین می‌توان استنباط کرد که این ناامیدی در واقع ناامیدی از توانایی شیوه مدیریتی کشور برای حل مسائل است که بر اساس تجربه زیسته مردم حاصل شده است.

ذ)-القائات دشمنان انقلاب

جوانها بروند تحلیل کنند، بنشینند، فکر کنند و ببینند که اینجا چه چیزی نقشآفرینی کرد؟ کدام عنصر تأثیر گذاشت که آن نهضتها نتواند باقی بماند و نتواند به نتایج نهایی خودش برسد امّا این انقلاب توانست قدرتمندانه بایستد؟ علّت چه بود؟ اینها را بنشینند جوانهای ما تحلیل کنند. اگر ما بتوانیم تحلیل درستی از این حوادث پیدا کنیم، آنوقت دیگر این بذر ترس و رعب وناامیدیکه بعضی در دل مردم میپاشند بکلّی خواهد پوسید و از بین خواهد رفت؛ [اگر] بتوانیم درست بفهمیم، راه آیندهی این کشور کاملاً روشن خواهد شد. باقی ماندن، ماندگاری، طاقت آوردن برای یک حادثهی اجتماعی، خیلی عنصر مهمّی است. خب بله حوادثی در دنیا رخ میدهد که گاهی خیلی هم بزرگ [است‌] امّا زائلش میکنند، دشمن بر آن تسلّط پیدا میکند و آن را از بین میبرد؛ اینکه یک انقلاب بتواند بماند خیلی مهم است. البتّه اینها بحثهای طولانی لازم دارد و جوانها باید یک قدری بروند مطالعه کنند.19/10/94

ر)-فساد اقتصادی دربعضی مسئولان

فساد اقتصادی؛ چه دست داشتن در فساد اقتصادی، چه چشم بستن بر فساد اقتصادی، چیزهایی است که حرکت عمومی کشور را کُند میکند. فساد اقتصادی، هم خودش یک کُندکننده است، از جهت اینکه فساد است و مسئله‌ی مالیه‌ی عمومی کشور را دچار مشکل میکند، هم انعکاسش در ذهن مردم از جهت دیگری موجب فساد است، کهناامیدیایجاد میکند؛ لذا چه شرکت داشتن در یک فساد - العیاذباللَّه و خدای نخواسته - چه دیدن و چشم بستن بر یک فساد؛ یا کشاندن مردم به فساد؛ نوع ادبیات، نوع حرف و کاری که مردم را نسبت به مسائل مفسدانه جَری و گستاخ کند - چه فساد مالی، چه فساد امور جنسی و امثال اینها - کُند کردن حرکت کشور است، و اینها گناهان ماست.18/7/85

ز)- ایجاد اختلاف وتفرقه

یکی از چیزهایی که حرکت کشور را کُند میکند، تفرقه، اختلاف و دست به گریبان شدن است؛ این ایجاد اختلاف یا دامن زدن به اختلاف، جزو گناهان مخصوص طبقه‌ی ماها مجموعه‌ی مسئولان و سیاستمدارها – است 18/7/85

آثاروتبعات ناامیدی در جوانان

1-کاهش سرمایه اجتماعی

این ناامیدی بسیار نگران کننده است و برای مدیران، حکومت و نظام مدیریتی و سیاسی کشور نوعی هشدار جدی محسوب می‌شود که باید برای آن چاره­جویی اساسی کنند.ابراز ناامیدی بخش عمده مردم از آینده مسائل مختلف را نشان می‌دهد. سرمایه اجتماعی دولت (به معنای اعم آن) کاهش یافته و اعتماد به آن کم شده است. در واقع برداشت مردم این است که شیوه مدیریتی کشور کارآمدی لازم برای حل مشکلات جامعه را ندارد. همه این‌ها نشانه‌های پایین آمدن سرمایه اجتماعی است.

2-گرایش به حرکتهای افراطی

ناامیدی از بهبود امور و به ویژه ناامیدی از اصلاح نظام مدیریتی می‌تواند جامعه را به سوی حرکت‌های افراطی سوق بدهد؛ یعنی میلی به رفتارهای تند را در جامعه ایجاد کند. درواقع این ناامیدی می‌تواند برای جامعه نیز عوارض نامطلوبی به دنبال داشته باشد. برخی از اتفاق‌هایی که اخیراً رخ داد؛ اینکه ناگهان در تعداد زیادی از شهرهای کشور اعتراض‌های نسبتاً گسترده و عمیقی رخ داد، می‌تواند تا حد زیادی ناشی از چنین ناامیدی­هایی باشد.

3- دشوارشدن جامعه سازی اسلامی
یكی از مهم‌ترین خطرات ناامیدی دشوار شدن جامعه سازی است. به این معنا كه در جامعه فرسایش سرمایه‌های اجتماعی رخ می‌دهد. اعتماد اجتماعی افول می‌كند و امكان هم‌زیستی دشوار می‌شود. فرار مغز و سرمایه‌ها، تخریب منافع جمعی و دنبال كردن منافع فردی و... از اثرات ناامیدی است.

4-جلوگیری از رشد و پیشرفت کشور

عزیزان من! امید، بزرگترین قوّه محرّکه انسان است. امید به پیروزی، امید به پیشرفت و امید به موفقیّت، هر انسانی را به حرکت وادار میکند. اگر شما بخواهید هر انسان فعّال و سرزنده و شادابی از حرکت بیفتد، کافی است او را ناامید کنید. اگر ناامید کردید، دستهای فعّالْ سست خواهد شد؛ زانوان فعّال و استوار به لرزه خواهد افتاد. میخواهند ملت ایران را ناامید کنند. چرا؟ چون میبینند که ملت ایران امروز به سوی یک آینده خوب و روشن که در آن، هم دنیای مادّی او تأمین است و هم عزّت و سربلندی و ایمان و نفوذ او در سطح دنیای اسلام تأمین میشود، حرکت میکند.24/7/76


امروز هر كس كه مردم را ناامید كند و به خود، به مسئولین و به آینده بی‌اعتماد كند، به دشمن كمك كرده است.۱۳۸۶/۰۱/۰۱

امیدواریم ائمه محترم جمعه ضمن امید بخشی به مردم نسبت به حل مشکلات آنها پیگیر باشتد.
 
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر: