به‌روز شده در: ۱۸ آذر ۱۳۹۸ - ۱۰:۵۹
logo
تازه های سایت
کد خبر: ۳۰۰۷۲
تاریخ انتشار: ۲۳ تير ۱۳۹۸ - ۱۵:۲۰
واداده های دل سپرده به غرب که این دوره هم دنبال برد انتخاباتی هستند، واعتراف نمی کنند که این همه نکبت وبدبختی را در سایه برجام وامید به آفتاب تابان آمریکا ییها و اروپاییها به ملت ما تحمیل کرده‌اند، همانهایی هستند که 8سال دفاع مقدس، آن زمان که وطن وناموس این ملت در معرض تهاجم بود، چهار میخی به وزارت علوم واقتصاد وبانک مرکزی وسایر مناصب چسبیدند، وهنگام در خون غلتیدن فرزندان شما، بورس آمریکا واروپا را باارز 7تومانی گرفته ودکترهایی شدند
نصر عزیزی- از اردوگاه اصلاح طلبان خبر می رسد در تدارک و چاره جویی برای انتخابات درصدد انتخاب شعار هستند. یکی از مشکلات اساسی آنها این است که با کدام شگرد و مهندسی افکار عمومی به آرای جامعه بپردازند. امید آنها به این بود که با سازش با کدخدای جهان، و ذیل شعار اصلاح طلبی، و دردست گرفتن کلیدهای رمز گشا، مجموعه ای از وعده ها را عملی سازند و با هیاهوی برای تغییر آمده ایم، امید واهی وکاذب در جامعه ایجاد کردند.

گفته می‌شود اتاق فکر این جریان با نظارت ویا هدایت محمد خاتمی، از معدودی به اصطلاح جامعه شناس بریده از جامعه ولیبرال مسلک و فعالان عرصه فتنه و دل بسته به اردوگاه غرب به خود فشار آوردند تا شعاری را برای جذب رای مردم انتخاب کنند، که ضمن برخورداری از جذابیت ظاهری، در بر گیرنده موارد دیگری باشد، که ‌؛ اول، مدعی خواسته این جریان برای نوعی زندگی مرفهانه بی دغدغه وبی درد سر باشد، به عبارتی در رویکرد بعضی از اینها حتی اگر با دزدی وغارت بیت المال باشد، اشکال ند ارد.
دوم، جایگاه اپزویسیونی این جریان رادر مقابل نظام حفظ کند ، هرچند که 98درصد مسؤولیتهای اجرایی، صد درصد اختیارات برنامه و بودجه، رای یکپارچه فراکسیون به اصطلاح امید وبرخی نمایندگان مذبذب مسلکرادر اختیار داشته باشند.
سوم ، اصلاح طلبان، همانگونه که درمراحل مختلف از نظر مبانی اندیشه‌ای وگرایشی ثابت کردند برای حفظ و کسب قدرت، به ااصول بنیادی انقلاب اسلامی وارمانهای امام رحل ونظام امامت و فقه حکومتی اسلام ومصداق آن یعنی مقام ولایت فقیه اعتقادی ندا رند، و حتی زمان امام راحل نیز چنین بوده اند، طبیعی و بدیهی واثبات شده است، که ناگزیر باید از شیوه ها وسبک انتخابات غربی برای جذب رای مردم استفاده کنند. مردم هم شاهد بوده اند، حسن روحانی هم، با مشورت اعضای ستاد انتخاباتی همین طایفه، رقیب خودرا قاتل معرفی می کرد . به عبارتی از نگاه اینها هرکس را که به حکم دین وشرع وفقه حکومتی، انتقام خون امام حسین (ع) وشهدا ومردم مظلوم در خون غلطیده را بگیرد، با فرعون و نمرود وابوسفیان ومعاویه و رجو ی تفاوتی ندارد. یعنی ته دیگ این تفکر غرب باوری این است. که انتخابات را باید برد، چه با تفنگ، چه بامشت، چه با دروغ، چه باحیله، چه باتقلب، چه با اردوکشی کف خیابان، چه با فتنه، چه با گرفتن پول تبلیغات از شاه سعودی، وحالا هم بگو ییم زندگی می‌خواهیم، همانگونه که دیروز مقابل قانون می ایستادند ومی گفتند رای ما چه شد؟
چهارم، نسل جوان بدانند، واداده های دل سپرده به غرب که این دوره هم دنبال برد انتخاباتی هستند، واعتراف نمی کنند که این همه نکبت وبدبختی را در سایه برجام وامید به آفتاب تابان آمریکا ییها و اروپاییها به ملت ما تحمیل کرده‌اند، همانهایی هستند که 8سال دفاع مقدس، آن زمان که وطن وناموس این ملت در معرض تهاجم بود، چهار میخی به وزارت علوم واقتصاد وبانک مرکزی وسایر مناصب چسبیدند، وهنگام در خون غلتیدن فرزندان شما، بورس آمریکا واروپا را باارز 7تومانی گرفته ودکترهایی شدند، که امروز در محضر محمد خاتمی شعار پیروزی انتخابات می سرایند والبته هیچ شرمی هم ندارند که با چنین کارنامه افتضاح، طراحی کنند که به هر طریق و وسیله ای باید رای مردم راگرفت وپیروز انتخابات شد. یک نمونه از هزآران شگرد این جریان، مزخرف خواندن وتعطیل نمودن مسکن مهر که حاصل خدمت صادقانه نیروهای خدمتگزار، منهای جریان انحرافی بود که بعد از 7سال ویران ساختن مسکن مردم به همان تصمیم به اصطلاح مزخرف باز گشته اند. انصافا پررویی و پوست کلفتی سیاسی هم حدی دارد. والبته معلوم است، زندگی میخواهم، یعنی بصورت شفاف تر وساده تر، نظام اسلامی حق زندگی کردن را از من سلب نمود. دقیقا روی دیگری از خواسته همه چپهه کفر در مقابل جپهه اسلام است. ضمن اینکه لطایف و ظرافت‌های دلربایی دارد که حلاوت وشیرینی آن در صندوق رای است اما این بار خاتمی نمی تواند بگوید ‌؛تکرار می کنم، بلکه می‌گوید‌؛ بگویید حق حیات ندارم، زندگی میخواهم.
پنجم، این سبک از تبلیغات غربی که از هرجهت درنظام ما مذموم است، روی دیگری دارد. یعنی باید مردم دست از مقاومت مقابل ظلم استکباری بردارند، در اقتصاد بین الملل آمریکا خواسته، حل شوند، در فرهنگ لا ابا لیگری، درسیاست جدایی از دین، در نظام مدیریتی، معیارهای دموکراسی، در روابط بین الملل، بدون شاخ وشانه کشیدن وهمراهی با ابرقدرت‌های جهان، در آرمانگرایی انقلابی عقب نشینی، ودر انتخابات شیوه توجیه هدف با هر وسیله،. ودر نهایت اینکه دریک کلام تغییر نظام، رو یکر دی است که لایه هایی از این جریان، حتی از تبلیغ آن، ابایی ندارند.

 
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر: