به‌روز شده در: ۰۱ خرداد ۱۳۹۸ - ۱۴:۲۶
logo
تازه های سایت
کد خبر: ۲۹۷۲۸
تاریخ انتشار: ۱۵ ارديبهشت ۱۳۹۸ - ۱۵:۴۶
آنچه بنده سالهای متمادی درباره‌ی نقش معلّم و دانشجو یا معلّم و آموزش و پرورش اظهار کرده‌ام، برخاسته‌ی از این احساس است؛ برخاسته‌ی از این باور است که معلّم یک چنین نقشی دارد. در واقع، پایه‌ریز تمدّن نوین، شما هستید؛ چون نیروی انسانیِ شایسته اگر نباشد، تمدّنی به وجود نخواهد آمد.
حمیدرضا ترقی- برای یک کشور، برای یک تمدّن، برای یک ملّت، مهم‌ تر از همه‌ی سرمایه‌ها، سرمایه‌ی انسانی است؛

آنچه بنده سالهای متمادی درباره‌ی نقش معلّم و دانشجو یا معلّم و آموزش و پرورش اظهار کرده‌ام، برخاسته‌ی از این احساس است؛ برخاسته‌ی از این باور است که معلّم یک چنین نقشی دارد. در واقع، پایه‌ریز تمدّن نوین، شما هستید؛ چون نیروی انسانیِ شایسته اگر نباشد، تمدّنی به وجود نخواهد آمد. مقام معظم رهبری 11/2/98.

نقش تربیت منابع انسانی در تمدن سازی

از آنجایی که محور مهندسی فرهنگی، انسان است، هدف از آموزش و پرورش آن است که انسان با مشخصه های خاصی تربیت شود. بنابراین، گفتمان اسلامی مانند هر گفتمان دیگر فرهنگی تمدنی بر آن است تا انسانی را تربیت کند که فلسفه و سبک زندگی او براساس آموزه های اسلامی باشد. اینجاست که تعلیم و تربیت، نقش اساسی و کلیدی می یابد و به عنوان ماموریت پیامبران از جمله پیامبر اسلام (ص) معرفی می شود. (بقره، آیات ۱۲۹ز ۱۵۱؛ آل عمران، آیه ۱۶۴؛ جمعه، آیه ۲)

از نظر اسلام، فرهنگ، جامعه و تمدن، برمحور انسان به وجود می آید و معنا و شکل می یابد. بنابر این، افراد انسانی به عنوان پایه های فرهنگ و جامعه و تمدن، موضوع تعلیم و تربیت قرار می گیرد. از این رو تعلیم و تزکیه یکایک افراد جامعه برای رسیدن به هدف جامعه عالم و سالم و متمدن و فرهنگی در دستورکار قرار گرفته است. (انفال، آیه ۲۵، رعد، آیه ۱۱)

به سخن دیگر، همه چیز فرهنگ ها و تمدن ها و جوامع، انسان است و تعلیم و تربیت انسان به معنای تحقق اهداف همه جانبه خواهد بود. پس تعلیم به معنای آموزش افکار و اندیشه ها تا خط و معماری و فن آوری و علوم دیگر، یک بخش اساسی مهندسی فرهنگی را به خود اختصاص می دهد؛ چنانکه تربیت و تزکیه به معنای ایجاد ملکه و عادت خاص رفتاری، بخش دیگر این مهندسی را در برمی گیرد.

اگر جامعه ای دارای افراد تعلیم دیده و تربیت شده باشد. می تواند تمدن بزرگ اسلامی را به دست آورد و درجهان معاصربازسازی، ایجاد کند.

با توجه به فقدان تمدن اسلامی در جهان معاصر می توان این معنا را اثبات کرد که منابع انسانی فاقد فرهنگ اسلامی است؛ زیرا اگر روح فرهنگ اسلامی در جان مسلمانان وجود داشت. بطور طبیعی تمدن اسلامی تحقق می یافت. بنابر این، می بایست تمام تلاش و همت خود را مبذول این معنا کنیم که منابع انسانی را براساس فرهنگ اسلامی تعلیم و تربیت کنیم.

پس لازم است که همه تلاش ها بر این متمرکز شود که منابع انسانی جامعه به درستی از نظر فکری و فرهنگی ساخته و تربیت شوند. از این رو گفته می شود که برای دست یابی به تمدن اسلامی نخست آموزشهای فرهنگی بر آموزه های اسلامی انجام شود و مسلمانانی مومن براساس فلسفه زندگی اسلامی تعلیم و تربیت شوند.

آموزه های قرآنی از آغاز تا انجام برآن است که فرهنگ خاصی را تولید و معرفی نماید تا بر اساس آن انسانی خاص تعلیم و تربیت شود تا بتواند سبک زندگی اسلامی راتحقق بخشد و تمدن اسلامی را بسازد و به جامعه بشری ارایه دهد. الگوهای رفتاری که اسلام ارائه می دهد نمونه های عینی و ملموسی است که براساس آن فکر و فرهنگ، آموزش و پرورش یافته اند به گونه ای که دیگران نیز می توانند با استفاده از این الگوهای رفتاری جامعه ای را بسازند و به جهانیان معرفی کنند.

پس لازم است که پیش از هر چیزی در راه رسیدن به غایتی به نام تمدن اسلامی، بر منابع انسانی توجه شود. به سخن دیگر، توجه به تربیت وآموزش اسلامی به عنوان مهم ترین کلید ورود به دنیای تمدن اسلامی، امری لازم است؛ چرا که بی توجه به تغییر اساسی در فرهنگ جامعه بویژه نسل جوان ، نمی توان امید به تحقق تمدن داشت و اقتصاد را به شکوفایی رسانید تا موتور تمدنی باشد. در حقیقت آنچه سوخت موتور تمدن اسلامی را تشکیل می دهد و اقتصاد جامعه را به حرکت درست و سازنده وامی دارد، فرهنگ اسلامی است که می بایست در جان و روح مسلمانان و جامعه اسلامی دمیده شود.

آموزه های اسلامی همواره تلاش خود را به این معنا مبذول داشته که انسان تراز اسلام را تولید و تعلیم و تربیت نماید تا بتوان با مجموعه انسان های تربیت شده به عنوان امت، تمدن اسلامی را ساخت و به جهانیان معرفی کرد. اگر بتوانیم انسان هایی را براساس آموزه های اسلامی داشته باشیم تا جامعه ای را شکل دهند، این امکان وجود دارد که بتوانند در جهان معاصر، تمدن اسلامی را بازسازی کنند؛

انديشمندان جهان به اين نتيجه رسيده اند كه اگرجامعة مي خواهد به سمت توسعة پايداراقتصادي برود و شرايط ايده آلي داشته باشد بايداز نظر فرهنگي و علمي به رشد و بالندگي برسد .سوق دادن دانش پژوهان و دانشجويان به سوي فرهيختگي و بستن راه هاي نفوذ فرهنگ هاي بيگانه بر عهدة ی معلمان واستادان و پشتباني نهاد هاي مسوول آموزشي از ايشان است.شايد در همه موضوعات مربوط به زندگي دركشور عنواني به بزرگي ، عظمت و سهمگيني تحصيل نباشد .تحصيل و آموزش وتربیت يعني دو عامل انسان سازيكه بايد ايجاد سازگاري بين زندگي مادي ومعنوي را جا بيندازد و نيروهايي معنوي واخلاقي انسانی اي را كه در دنياي امروززندگي مي كنند راطوری تربيت كند كه متناسب با آرمان جامعة اسلامی باشند و براي اين كار بايد انساني تربيت شود كه گرايش هاي معنوي در او قويتر از گرايش هاي نفساني باشد و عقل او بر هوسش غلبه كند.

فقدان نیروی کار آمد مانع تمدن سازیست

استاد شهید مرتضی مطهری میگفت :

اوّلین و مهم­ترین مسئله در تمدّن سازی، نیروی انسانی و جایگاه آن است. به طوری که تمدّن جلوه‌­ی متراکم ابزارسازی و بهره‌مندی انسان‌­های یک اقلیم مادّی و معنوی است. بدین معنا که قابل وام‌گیری یا دریافت وارداتی نیست. اگرچه تمدّن‌­ها دارای آثار جدّی بر یکدیگر هستند؛ تمدّن هر جامعه بیش از هر چیز محصول توانمندی انسان‌­های همان جامعه است و عوامل دیگر در این فرآیند نقش‌­های بعدی را دارا هستند و هیچ تمدّنی از نیروی انسانی بی‌­نیاز نیست. (مطهری، ج۱۵، ص ۳۹۰)

مقام معظّم رهبری نیز به وجود نیروی انسانی کارآمد در شکل گیری تمدّن اسلامی اشاره کرده می‌­فرمایند: «ثروت واقعی یک کشور، نیروی انسانی آن کشور است؛ بخصوص اگر جوان و هوشمند و کارآمد باشد». (بیانات مقام معظّم رهبری، در تاریخ ۲۷/۷/ ۱۳۹۴)

نکته قابل ذکر این‌که، انسان در نقش احیاگر، پذیرنده و انتقال دهنده‌­ی یک تمدّن، نقش اساسی دارد. اگر این عامل به ادلّه­‌ی گوناگون دچار رخوت، سستی، بی­انگیزگی، فساد اخلاقی و روحی، دوری از تعالی، رشد، تفکّر و خلّاقیت شود، نمی‌­تواند احیاگر، حافظ و ناقل تمدّن خویش باشد. پس فقدان نیروی انسانی کارآمد و کافی از موانع مهم تحقّق تمدّن نوین اسلامی است. بنابراین انسان بر اساس نوع آفرینش خود و امّتیازاتی که بر دیگر موجودات دارد، قدرت تمدّن سازی دارد و تمدّن‌­ها نمایانگر هویّت اجتماعی برپاکننده خود هستند.

 
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر: