به‌روز شده در: ۲۶ اسفند ۱۳۹۷ - ۰۱:۲۸
logo
تازه های سایت
کد خبر: ۲۹۵۴۶
تاریخ انتشار: ۲۲ اسفند ۱۳۹۷ - ۱۴:۴۶
امام در جواب این شخص، بنا به نقل فرمودند «شما خیلی تشکر کنید که من شما را نمی‌کوبم. شما را باید کوبید. اما من که شما را نمی‌کوبم، برای این است که تعداد زیادی از جوانان ما فریب خورده اند. ما باید کاری کنیم که این فریب خورده‌ها نجات پیدا کنند.»
مرحوم حبیب الله عسکراولادی - یک یادگاری هم از حضرت امام دارم. در همین شرایط که ما در زندان مشهد هستیم،. یکی از رهبران مجاهدین خلق همراه یکی از اسلام شناسان مورد اعتماد حضرت امام، در نجف خدمت امام می‌رسند. آن اسلام شناس مورد اعتناء و اعتماد امام و امت، خدمت امام عرض می‌کند «ایشان یکی از اعضای کادر مجاهدین خلق است، آمده و خدمت شما مطالبی دارد.» این شخص به امام عرض می‌کند «در ایران همه ما را تأیید کرده اند. مراجع تقلید ما را تأیید کرده. آقای شریعتمداری ما را تأیید کرده است.» تعدادی از علما را اسم می برد که ما را تأیید کردند. بعد می گوید «اگر شما ما را تأیید کنید کار تمام است.» من می خواهم برای نسل جوان می‌خواهم این حدیث را در وجود امام ترجمه کنم. معصوم از پیامبر نقل می‌فرماید «اتقوا من فراست المؤمن و انه ینظر به نورالله، از زیرکی مؤمن راستین احترام دارید. او با نور خدا می‌بیند.» خب امام آن زمان در نجف است. آن روز نجف محدوده‌ای نبود که مسائل سیاسی خیلی حاد و روشن در آن منعکس باشد. امام در جواب این شخص، بنا به نقل فرمودند «شما خیلی تشکر کنید که من شما را نمی‌کوبم. شما را باید کوبید. اما من که شما را نمی‌کوبم، برای این است که تعداد زیادی از جوانان ما فریب خورده اند. ما باید کاری کنیم که این فریب خورده‌ها نجات پیدا کنند.» این جمله را به این جهت عرض کردم‌ که بگویم شرایط کنونی ما، شرایطی است که باید در جوانهایمان بین جانی و خائن و فریب خورده، تفاوت قائل بشویم. اینجور نباشد که همه اینها را مساوی بنگریم گرچه کارتهای مساوی در جیب آنها باشد. امام با آنها در نجف برخورد جدی نفرموده تا عده‌ای به هوش بیایند، عده‌ای هم به هوش آمدند. خیلی از نیروهای مخلص صدر انقلاب به بعد، از کسانی بودند که در دوره ای فریب اینها را خورده بودند. امام مجال داد که اینها به آغوش اسلام و ایران اسلامی و امت برگردند.
سه تا نکته را من در زمینه کار مجاهدین خلق و چریکهای فدایی خلق عرض کنم. یک نکته اینکه اینها به ظاهر دو سازمان بودند، ولی روابط آنها زیر پرده بود و مثل دو بخش یک سازمان عمل می‌کردند.
در بیرون در بعضی از جاها همکاریهایی داشتند. سیاستمداران در بیرون متوجه نمی‌شدند ولی ما در داخل متوجه می‌شدیم. به تعبیر خودشان به عنوان بخش راست و بخش چپ عمل می‌کردند. اما هر دو یک واقعیت را داشتند. هر کدام برای اینکه مؤثر باشند تا تشکلهای دارای ایده و عقیده را ریشه کن کنند، تندترین روش را نسبت به قضاوت و تفسیر و تحلیل تشکلهای دیگر داشتند.
بسیاری از مسائلی که به مؤتلفه اسلامی تهمت زده شده، چه در دوران زندان و بعد از زندان را این ها کردند، چه اکنون هم اوامر اینها که در داخل در بعضی از تشکلها هستند، انجام می‌دهند. به دلیل اینکه می‌دانند مؤتلفه اسلامی جز اسلامیت ایران و جز ایران اسلامی چیز دیگری را نمی‌خواهد. می‌خواستم این گریز را ببندم. به اصل برگردم.

 
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر: