به‌روز شده در: ۰۱ مرداد ۱۳۹۸ - ۱۴:۰۹
logo
تازه های سایت
کد خبر: ۲۹۱۸۰
تاریخ انتشار: ۱۷ دی ۱۳۹۷ - ۱۰:۲۲
پاسخ به سه پرسش درباره اهمیت تقلید و اهمیت فتاوای مراجع
عقل حکم می کند که به مجتهاد اعلم مراجعه نماییم. در واقع، دلیل مقلد برای پذیرش فتوای مجتهد، همان دلیل او بر لزوم تقلید است. پس او با دلیل، به فتوای مجتهد عمل می کند، نه بدون دلیل.
به راستی چرا ما باید در احکام شرعی، از شخص دیگری تقلید کنیم؟ این پرسشی است که در فضای جامعه امروز ممکن است برای بسیاری از جوانان پیش بیاید. اهمیت آگاهی از فلسفه تقلید، نسبت به دیگر احکام، بیشتر است؛ زیرا اولاً اصل لزوم تقلید، از مسائلی است که مکلف باید خودش به آن دست یابد و نمی تواند در این مسئه تقلید کند. ثانیاً فلسفه تقلید، در واقع همان دلیل و مدرکی است که لزوم تقلید را برای مکلف اثبات می کند؛ بر خلاف دیگر احکام شرعی که دلیل آنها امر و نهی هایی است که در قرآن و روایات موجود است.

در شریعت اسلام، واجبات و محرماتی وجود دارد که خدای حکیم، آنها را برای سعادت دنیا و آخرت انسان تشریع کرده است ولی از سوی دیگر، چنین نیست که هر مسلمانی بتواند به آسانی، احکام شرعی را از قرآن و روایات و یا از عقل خود دریابد. نه قرآن مانند یک کتاب حقوقی یا رساله عملیه، احکام شرعی را به طور صریح بیان کرده و نه روایات چنین است و نه عقل بشر به تنهایی می تواند همه احکام را دریابد.

برای شناخت احکام شرعی، آگاهی های فراوانی، از جمله فهم آیات و روایات، شناخت حدیث صحیح از غیرصحیح، کیفیت ترکیب و جمع روایات و آیات، و ده ها مسئله دیگر لازم است که آموختن آنها نیازمند سال ها تلاش جدی است. در چنین حالتی، مکلف، خود را در برابر سه راه می بیند: نخست این که راه تحصیل این علم اجتهاد - را پیش گیرد؛ دوم این که در هر کاری، آرای موجود را مطالعه کرده، به گونه ای عمل کند که طبق همه آرا، عمل او صحیح باشد (یعنی احتیاط کند) و سوم این که از رأی کسی که این علوم را کاملاً آموخته، در شناخت احکام شرعی کارشناس است، بهره جوید. بی شک، او در راه اول اگر به اجتهاد برسد، کارشناس احکام شرعی خواهد شد و از دو راه دیگر بی نیاز خواهد شد اما قطعاً هرکسی توان و انگیزه این کار را ندارد. راه دوم، احتیاط است که هم نیازمند مطالعات فراوان است و هم اجرای آن سخت و در بسیاری از موارد، به دلیل سختی احتیاط، زندگی عادی او مختل می شود. این سه راه، اختصاص به برخورد انسان با احکام شرعی ندارد و در هر مسئله تخصصی دیگر نیز وجود دارد. مثلاً یک مهندس متخصص را فرض کنید که بیمار
می شود. او برای درمان بیماری خود، یا باید خود شخصاً به تحصیل علم پزشکی بپردازد، یا تمام آرای پزشکان را مطالعه کرده، به گونه ای عمل کند که بعداً پشیمان نشود و یا به یک پزشک متخصص رجوع کند

او در عمل به رأی پزشک متخصص، نه تنها خود را از پشیمانی آینده و احیاناً سرزنش دوستان نجات می دهد، بلکه در اغلب موارد، درمان نیز می شود. مکلف نیز در عمل به رأی مجتهد متخصص، نه تنها خود را از پشیمانی آخرت و عذاب الهی نجات می دهد، بلکه به مصالح احکام شرعی نیز دست می یابد.

جهل کلی و جهل نسبی!

شبهه: تقلید همانگونه که از نامش پیداست به معنای رجوع جاهل به عالم است. علت این که مجتهدان، تقلید را بر مردم واجب کرده اند، این است که مردم را جاهل و بی سواد می دانند. همین نکته باعث می شود قشر تحصیل کرده هرگز سراغ تقلید نرود.

در پاسخ باید گفت: این که تقلید، رجوع جاهل به عالم است، هیچ بارِ منفی برای مقلّد ندارد؛ زیرا جاهل در این جا به معنای جاهل نسبی است؛ یعنی کسی که در مسائل شرعی، مجتهد و کارشناس نیست، گرچه خودش در مسائل دیگری متخصص و کارشناس باشد و یا حتی در مسائل فقهی از آگاهی نسبی خوبی برخوردار باشد. خود مجتهدان نیز در مسائل دیگر، به متخصص رجوع می کنند و این را از باب رجوع جاهل به عالم و اهل خبره می دانند. مگر مراجع تقلید به بیمارستان و پزشک مراجعه نمی کنند؟ این کار چه نام دارد؟ آن مرجع در مساله پزشکی جهل نسبی دارد.

مردم به طوری عادی، در زندگی روزمره خود، هر جا به کاری نیاز پیدا کنند که تخصص کافی را در آن ندارند، به متخصص و خبره آن کار رجوع می کنند. پزشک برای تعمیر ماشین خود به مهندس و مکانیک رجوع می کند و مهندس برای درمان به پزشک و هیچ یک از آنها، جهل خود در آن زمینه را اهانت به خود حساب نمی کنند؛ زیرا رجوع به خبره، یعنی دنبال علم و تخصص متخصصان رفتن.

در جهان امروز، تحقیق در همه علوم برای یک نفر، کاری است غیرممکن و غیرضروری. امروز اکثر قریب به اتفاق روحانیون، در مسائل شرعی تقلید می کنند؛ زیرا یا هنوز مقدمات اجتهاد را تحصیل نکرده اند و یا نیازی به آن احساس نمی کنند و وقت خود را در تخصص های دیگر علوم دینی صرف کرده اند.

این سخن که گفته شود: «مجتهدان، تقلید را بر مردم واجب کرده اند» صحیح نیست. زیرا لزوم تقلید، از مسائلی نیست که فتوای مجتهد در آن، برای مقلد سودمند باشد؛ زیرا لزوم تقلید، مسئله ای است عقلی که هر عاقلی، آن را درمی یابد. برای نمونه هیچ پزشکی نمی تواند بگوید نزد او برای درمان رفتن واجب است ولی عقل سلیم حکم می کند بیمار به مطب مراجعه و دستورات طبیب را عمل نماید.

چرا بدون تعقل چیزی را بپذیریم؟

شبهه دیگر این است که تقلید، پذیرفتن بدون دلیل است و عقل انسان، چیزی را بدون دلیل نمی پذیرد. این کار به حکم همان عقل باطل و غلط است.

پاسخ این شبهه نیز چنین است که عقل انسان، هرگز چیزی را بدون دلیل نمی پذیرد؛ اما تقلیدی که مسلمانان از آن بحث می کنند، پذیرش بدون دلیل نیست. مثلاً مجتهد به مسئله وجوب خمس فتوا می دهد و دلیل او، آیه مبارکه 41 سوره انفال و روایاتی است که در این زمینه وارد شده است. مقلد نیز هرگز این فتوا را بدون دلیل نمی پذیرد؛ دلیل او برای پذیرش فتوای مجتهد، این است که می داند خداوند حکیم، تکالیفی را برای انسان معین کرده است؛ یعنی بعضی کارها را بر او واجب یا حرام کرده است و احتمال می دهد که یکی از این واجبات، وجوب خمس باشد. همین مقدار از علم او به احکام، او را مسئول می کند. لذا باید آن احکام را بشناسد و ببیند آیا خمس واجب است یا نه و چه شرایطی دارد؛ اما فهم این احکام از قرآن، سنت، عقل و اجماع، نیازمند مقدمات فراوان و آشنایی با علوم بسیاری است. پس او که در این علوم متخصص نیست، باید از راه دیگری، این احکام را بشناسد و آن راه، رجوع به متخصصان این علوم است که این مسئله در بحث فلسفه تقلید، به طور مفصل توضیح داده شد. حتی عقل حکم می کند که به مجتهاد اعلم مراجعه نماییم. در واقع، دلیل مقلد برای پذیرش فتوای مجتهد، همان دلیل او بر لزوم تقلید است. پس او با دلیل، به فتوای مجتهد عمل می کند، نه بدون دلیل.

به عبارت دیگر، عقل، حکم به لزوم تقلید می کند؛ پس تقلید، مبتنی بر عقل است. تقلیدی که قرآن به بت پرستان نسبت داده است، تقلید بدون دلیل و صرفاً از روی عادت است. اسلام، تقلید یهودیان از علمایشان را نکوهش کرده است (آیه 31 سوره توبه و آیه 78 سوره بقره). امام صادق (ع) درباره علت این نکوهش، فرمود: «یهودیان می دانستند که علمایشان احکام خدا را به دلیل مصالح شخصی خود تغییر می دهند و باز از آنها تقلید می کردند. اگر مردم ما نیز چنین کنند، مانند آنها نکوهش می شوند. هر فقیهی از امت ما که نفس خود را مواظبت کند و از دینش پاسداری نماید، با هوای نفس، مخالفت و فرمان مولای خود را اطاعت کند، سزاوار است که مردم از او تقلید کنند».

 
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر: