به‌روز شده در: ۲۶ دی ۱۳۹۷ - ۱۴:۳۹
logo
تازه های سایت
کد خبر: ۲۹۱۶۲
تاریخ انتشار: ۱۶ دی ۱۳۹۷ - ۱۵:۱۶
مهندس سیدمصطفی میرسلیم :
عملى كردن الگو به هيچ مسئولى مجال نخواهد داد كه به رفاه تجملى خود و خانواده خود بپردازد بلكه در اين راه تنزل درجه هم خواهد يافت
یکی از موارد مهمی که در خصوص سند الگوى پيشرفت باید در نظر گرفت بحث و نحوه اجرای آن هست.سند چشم انداز بیست ساله و مرور آن نشان می دهد در بسیاری از موارد اصلی آن کشور در بحث اجرا موفق نبوده است.مهندس میرسلیم در این خصوص بیان می کند: براى عملى كردن الگو به دست كسانى ممكن است كه براى رأى آوردن از مردم و سررشته امور را به دست گرفتن به نمايندگى از مردم ، به دنبال عوام فريبى نباشند و بيت المال را با ترفندهاى مختلف و ظاهراً

عدالت خواهانه ، براى به قدرت رسيدن خود هزينه نكنند. اينها انحرافاتى است كه در مردم سالارى ما هم رخ داده است.

مشروح گفتگوی خبرنگار هفته نامه شما را با مهندس سیدمصطفی میرسلیم نایب رئیس شورای مرکزی حزب موتلفه اسلامی را در ادامه مطالعه فرمایید.

سند مهمى را که مقام معظم رهبرى درباره الگوى پيشرفت ابلاغ فرموده اند؛ نظر كلى شما درباره اين سند چيست؟

بسم الله الرحمن الرحيم. الگوى اسلامى ايرانى پيشرفت سندى است كه با پشتوانه هفت سال كارشناسى آماده شده و دربرگيرنده مطالعات و تتبعات متنوع تاريخى ، اجتماعى، سياسى ، فرهنگى، امنيتى و اقتصادى، فلسفى و اعتقادى است و اكنون براى بررسى تكميلى و انتقادى ، ازجمله ، در اختيار مجمع تشخيص مصلحت نظام قرارگرفته است. اين سند جنبه ابداعى ندارد ولى كار ارزشمندى را به لحاظ شناخت و كشف آن الگو، منطبق بر شرایط كنونى كشور، نشان مى دهد و به نظرم كوشش موفقى است كه ان شاءالله با اين بررسى هاى تكميلى شكل نهايى كاربردى مناسبى را پيدا خواهد كرد.

آيا در تدوين اين سند ، به لحاظ محتوايى، تمام شرایط داخلى و خارجى منظور شده است؟

در هنگام تدوين سند چشم انداز بيست ساله كه از جنس همين سند الگوى اسلامى ايرانى پيشرفت است، على رغم تذكراتى كه داده شد، تهديدهايى كه متوجه كشور بود منظور نگرديد بويژه تحريمها. اين قبيل سندها كه صرفاً جنبه نظرى ندارند و همان طور كه از نامشان پيداست ويژگى الگويى دارند، هدفشان كاربردى است و نمى توانند بدون توجه به زمينه هاى كشورى و جهانى موجود و دشمنى هايى كه عليه ما ابراز و اعمال مى شود و فارغ از مجموعه تهديدها تدوين شوند. حتماً بايد برآورد دقيقى از آن تهديدها و آثار و تبعات آن بر سرنوشتمان داشته باشيم و چگونگى خنثى سازى آنها را پيش بينى كنيم والا دچار همان وضعى مى شويم كه امروز پس از گذشت ١٣ سال از ابلاغ سند چشم انداز بيست ساله گرفتار آن شده ايم. سند چشم انداز نيز بسيار مهم و جالب و نويد بخش است ولى اگر بگويم در اين سالها يك قدم نتوانستيم براى تحقق اهداف آن برداريم اغراق نيست ، حتى پسرفت داشته ايم! چرا؟ چون از ابتداى تنظيم سند در سال ٨٢ نخواستيم واقعيت دشمنى و خباثت استكبار و تحريمها را در زمينه آن منظور كنيم.

منظورتان اين است كه ما در چهل سال گذشته هيچ پيشرفتى نداشته ايم؟

ابداً! ما در چهل سال گذشته با
كوشش هاى علما و دانشمندان اين آب و خاك و ايثار بى نظير مردم و جانفشانى جهادگران و تلاش رزمندگان و زحمات كشاورزان و صنعتگران و كارمندان مخلص... اجازه نداده ايم تمدن اسلامى ايرانى مان خدشه دار شود و در اين مسير دستاوردهاى ارزشمندى به لطف خدا نصيبمان شده است؛ اما اگر وضع خود را با آنچه در آرمان هاى قانون اساسى ذكر كرده ايم يا اهدافى كه اخيراً در چشم اندازبرشمرده ايم مقايسه كنيم ، متوجه مى شويم كه در اغلب موارد از آرمانها فاصله گرفته ايم و از اهداف دور شده ايم. آنچه مى خواهم در اين جا بر آن تأكيد كنم فقدان پژوهش همه جانبه و عميق درباره چرايى عدم نزديك شدن به آرمانها و عدم تحقق اهداف است و نه نفى دستاوردهاى ارزشمندى كه بخش عمده آن مرهون ايثار رزمندگان و خون شهداى والامقام ما و قلم علماو دانشمندان اهل عمل و مخلص ما است. اگر بدون تعصب و عالمانه به آن سؤال و آن چرايى جواب ندهيم و نواقص خود و تهديدهاى خارجى را تجزيه و تحليل نكنيم ، نبايد پنجاه سال بعد از امروز ، خداى ناكرده براثر عدم جامه عمل پوشيدن الگوى اسلامى ايرانى پيشرفت جز ملامت و سرزنش خود حسرت ديگرى بخوريم.

غير از تهديدها، در مسير پيشرفت به چه نكات ديگرى بايد عنايت داشت؟

اين بحث طولانى را در بسيارى از انتشارات مركز الگوى اسلامى ايرانى پيشرفت ، بزرگوارانى به صورت مفيد و آموزنده انجام داده اند. به طور خلاصه در سه بند پاسخ سؤالتان را مى توان هدايت كرد:اولاً بايد به آن مقصدى كه مى خواهيم برسيم و آن مقصودى كه نتيجه پيشرفت بايد باشد عنايت كنيم و فراموش نكنيم كه مقصد و مقصود ما باعث خشنودى خداى متعال باشد. اين جا فرق عمده ما و ديگران در زمينه پيشرفت هويدا مى شود. براى ما پيشرفت مادى و معنوى، بدون كسب رضايت حق تعالى نه مطلوب است و نه پسنديده.

ثانياً با حفظ عشق و علاقه به آرمانها و اهداف مقدسمان از واقعيت هاى اجتماعى و تاريخى نبايد فاصله بگيريم و فكر كنيم ره صد ساله را يك شبه مى توان طى كرد. ايرانيان در گذر تاريخ نقاط اوج داشته اند ، نقاط حضيض را هم تجربه كرده اند: گاهى قدرت اول جهان بوده اند و گاهى پس از هجوم اسكندر مقدونى خفت سيطره سلوكيان را تحمل كرده اند؛ در دورانى زنجيرهاى ظلم و تبعيض ساسانيان را گسستند و به لطف خدا به آغوش عدالت اسلامى پناه بردند و براى حقانيت اسلام با خلفاى اموى و عباسى در افتادند و سعى كردند از مفاسد آنها خود را در امان نگهدارند و در همان ايام سرمنشأ پيشرفتهاى حيرت آور علمى و تمدنى در تاريخ بشر شوند؛ سپس گرفتار يورش هاى چنگيزى و تيمورى شدند كه هضم آنها سه قرن از تاريخ ما را به حضيض كشاند. پس از فراز و فرودهاى صفويان و به دنبال آنها افشاريان و زنديان، گرفتار دو قرنبى لياقتى قاجاريان و از خودباختگى پهلويان مى شويم كه منجر به ظهور نهضتهايى همچون مشروطه و استقلال صنعت نفت از بيگانگان مى شود و در نهايت به قيام ١٥ خرداد ٤٢ و پيروزى انقلاب شكوهمند اسلامى در ١٣٥٧ مى رسد كه ما اينك وارث آنيم. همه اينها كه بسيار به اختصار يادآورى كردم، نشانمى دهد كه ظرفيتهايى در ايرانيان وجود دارد كه مانع از بين رفتن آنها و منحل شدنشان در ساير تمدنها گشته است. ما موظفيم آن ظرفيتها و نقاط برجسته را بشناسيم همان طور كه موظفيم نقاط ضعفمان را كه در مقاطعى از تاريخ ما را به سقوط كشانده ايت شناسايى كنيم. هيچ پيشرفتى در آينده بدون شناخت نقادانه آن قوت و ضعفها ميسر نمى شود. آن نقاط قوت است كه نشان مى دهد ما تا كجاها مى توانيم اوج بگيريم و نيز آن نقاط ضعف است كه مشخص مى كند از كجا ممكن است شكست بخوريم.

ثالثاً بعد از شناخت دقيق قابليتها و استعدادهاى اجتماعيمان بايد به اين نكته عنايت كنيم كه همه استعدادها ناگهان شكوفا نمى شود و همه ضعفها با يك تصميم محو نمى شود : اصلاح كاستى ها و شكوفايى استعدادها روندى را مى تواند طى كند كه در آن گسست و ناپيوستگى راه ندارد و غير از اعتقاد قلبى و نيت صادق نيازمند تمرين و ممارست است؛ همه استعدادها ناگهان شكوفا نمى شود و همه قابليتها آناً بارور نمى گردد؛

ما مى توانيم با طراحى مناسب الگو، شيب تحول مثبت اجتماعى را به صورت پيوسته افزايش دهيم. اين همان حالتى است كه از نظر اجتماعى و نه فردى، ميسر است و عملا رخ خواهد داد.

الزامات عملى شدن الگو را در چه امورى مى دانيد؟

با اين الگوى پيشرفت ما مى خواهيم در راهى گام برداريم كه راه خدا است. قرارگرفتن در اين راه و كوشش كردن در آن و باقى ماندن بر آن ، نسل اندر نسل، البته ما را به اوج پيشرفت مى رساند اما مستلزم زحمت كشيدن مسئولان و مديران حكومتى از يك سو و قاطبه مردم كه خود در نظام مردم سالارى دينى ، بخش مهمى از حاكميت اند، از سوى ديگر است.

منظورتان از اهتمام مسئولان و مديران دقيقاً چيست؟ مگر هم اكنون آنها زحمت نمى كشند؟

چرا! همه تقلا مى كنند ولى جهد و كوشش براى عملى كردن الگو به دست كسانى ممكن است كه براى رأى آوردن از مردم و سررشته امور را به دست گرفتن به نمايندگى از مردم به دنبال عوام فريبى نباشند و بيت المال را با ترفندهاى مختلف و ظاهراً عدالت خواهانه براى به قدرت رسيدن خود هزينه نكنند. اينها انحرافاتى است كه در مردم سالارى ما هم رخ داده است: گنج بدون رنج را به مردم قول دادن و بدعت توزيع يارانه نقدى بدون هدفمندى را ايجاد كردن و ادامه دادن؛ رفاه طلبى و آسايش آنى را به مردم وعده دادن و مقتضيات برحق آن را كه اشتغال مولد است تفهيم و پيگيرى نكردن! آرى، عملى كردن الگو به هيچ مسئولى مجال نخواهد داد كه به رفاه تجملى خود و خانواده خود بپردازد بلكه در اين راه تنزل درجه هم خواهد يافت ، پس اگر فردى كه نامزد مى شود ، آمادگى چنان فداكارى را ندارد، نبايد وارد صحنه مسئوليتهاى حكومتى شود. قانون انتخابات موجود اجازه نمى دهد اصالتها محترم شمرده شود؛ اجراى الگو نيازمند انتخاب افرادى است كه با دامن زدن به عقلانيت مردم رأى آورده باشند و نه با تحريك احساسات دنياطلبانه و منفعت جويانه آنى. ما بايد بدانيم كه رسيدن به قله پيشرفت در بلند مدت الزاماً توأم است با سختكوشى و قناعت در كوتاه مدت : هيچ قومى در هيچ مقطعى از تاريخ بشريت تجربه اى جز اين الزام را به دست نداده است.

بنابراين در مورد مردم نيز شما قائليد به مراعات الزاماتى؟

تكرار مى كنم در مردم سالاريها به طور كلى و در مردم سالارى دينى بويژه ، مردم بخش مهمى از حاكميتند و بدون همراهى و هميارى و همدلى آنها به پيشرفتى نائل نخواهيم شد. ما بايد ياد بگيريم و به فرزندان خود ياد بدهيم كه قانون را محترم بشماريم نظم را مراعات كنيم، پايبند اخلاق و تقوا باشيم. اينها در دوران نوجوانى خصوصاً و سپس در دوران جوانى نهادينه مى شود؛ در اين جا است كه وظيفه اساسى آموزش و پرورش كه شغل انبياء است يعنى تزكيه جانها و تعليم كتاب و حكمت ، روشن مى شود. از رايگان بودن آموزش و پرورش ما فقط جنبه اقتصادى آن را گرفته ايم و همان را هم بسيار بد پيش برده ايم در حالى كه اصل رايگانى نشان دهنده اجبارى بودن است يعنى هيچ بهانه اى حتى عدم تمكن مالى اوليا نبايد مانع آموزش و پرورش شود. پدران و مادران بايد با اصرار خواهان آن باشند كه منزه ترين و فداكارترين و آگاه ترين افراد براى تربيت فردندانشان گزينش شوند و بر اين فرآيند جداً و مستمراً نظارت كنند. اگر مشتاق ترويج الگوى اسلامى ايرانى پيشرفتيم بايد قبل از هرچيز خود را مهيا كنيم تا نسلى با برخوردارى از موجه ترين آموزگاران براى فداكارى اعتقادى و ميهنى تربيت شوند و سپس آن نسل مهيا و مجهز شود براى حضور و عمل در صحنه فداكارى و تداوم بخشيدن آن به نسل بعدى. مردم راهى جز اين براى نجات و فلاح ندارند. از خدا مى خواهيم توفيق آن را نصيب همه ما بفرمايد.

برچسب ها: میرسلیم
 
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر: