logo
تازه های سایت
کد خبر: ۲۹۰۷۹
تاریخ انتشار: ۰۳ دی ۱۳۹۷ - ۱۰:۲۲
به مناسبت سالروز وفات حكيم عارف و محدث مفسر ملامحسن فيض كاشاني
اهل علم، اگر به علم خود منتفع شوند، فاضل‌تراند از اهل عبادت. در كافى از حضرت امام محمد باقر- عليه السلام- روايت كرده كه فرمود «عالمى كه به علم خود منتفع شود فاضل‌تر است از هفتاد هزار عبادت كننده».
فیض کاشانی در پاسخ به سؤالی درباره اختلاف بین اهل زهد و تصوف با اهل علمرساله ای نگاشته است. وی در این رساله با استناد به اینکه هر دو گروه در زمان پیامبر گرامی اسلام وجود داشته و مورد مدح ایشان بودهاند هردو طریق را ضروری میداند. فیض کاشانی با توجه به حدیثی، فضل اهل علم را بیشتر از فضل اهل زهد میداند ولی مدعی هستند که اگر اهل زهد و تصوف به دنبال علم بروند به معرفتى بالاتر از معرفت اهل نظر دست می یابند. وی بعد از مذمت اختلاف و بیان حرمت تکفیر درباره منشاء اختلاف میگوید: بلى در هر طايفه جمعى مىباشند كه در حقيقت از آن طايفه نيستند، و خود را بر ايشان مىبندند، و تشبه در لباس و منطق مىنمايند، تا جاهلان را در گمان مىافتد كه مگر از ايشانند... و اين جماعتند كه از هر دو طرف با يكديگر جنگ و جدال مىكنند، نه آنان را از حقيقت علم و معرفت خبرى، و نه اينان را از اخلاص و زهد و عبادت اثريست.....سپس به نقل و نقد اعمال ناشایست هر دو گروه میپردازد. در زیر به بخش هایی از این رساله اشاره ای خواهیم انداخت:

«اما بعد: سؤالى چند كرده بودند و محاكمه خواسته بودند، ميان دو فرقه از اهل اسلام، يكى منسوب به علم و معرفت، و ديگرى موسوم به زهد و عبادت. به جهت آنكه گروهى از ناقصان ايشان كه اخلاص نيت در طريقه خود ندارند، با گروه مقابلش كه با ايشان در اين معنى شريكاند، نزاع و شقاق مىكنند و در يكديگر طعن مىنمايند. اگر چه محاكمه در اين مقام سودى ندارد و حرف حق را در دل جهال اين دو گروه تأثير نيست، چرا كه بعضى از ايشان از هر دو طرف كه اراده علو و فساد دارند، حب رياست در دماغ جا گير شده، و مقلدان طرفين را حب تقليد و عصبيت، هر چهار، به حكم «حبك الشئ يعمى و يصم» از صراط مستقيم منحرف شده، مشكل كه به مجرد نصيحت از طريقه خود بر گردند، ليكن چون هر سؤالى را حقّ جوابى هست، و حق جواب مقتضى جواب حق است، ناچار متعرض جواب مىشود. بر وفق آنچه فهميده از قرآن و حديث اهل بيت نبوت- عليهم السلام- بحمد اللّه كه راه حق روشن و احكام شريعت غرّا، مبيّن است. كتاب خداى در ميان آثار اهل بيت نبوت، فراوان جاى شك و شبهه نگذاشتهاند و اعلام هدايت از براى طالبان و سالكان بر پاى داشته.

ضرورت پیمودن هر دو راه

چنانكه تحصيل علم و معرفت راهى است به خدا، همچنين زهد و عبادت نيز راهيست به جناب كبرياء، اگر چه هر يك به ديگرى محتاج است. اما چون همه كس را جمع بين الكمالين، به كمال ميسر نيست، طالب حق و سالك راه حق، اكتفا به هر كدام از اين دو طريق كه مناسب حال او باشد، با مقدار ضرورى از ديگرى مىنمايد، و به يكى از اين دو فرقه ملحق مىگردد، چرا كه همه كس به يك راه نمىتواند رفت، و هر بارى را هر كسى بر نمىتواند داشت «طعمه هر مرغكى انجير نيست».

هر كسى را بهر كارى ساختند

ميل آن در خاطرش انداختند

اهل علم، رياضات نفسانيه مىكشند به فكر و تعلّم و خشوع، و اهل زهد رياضات بدنيه مىكشند به ذكر و تهجد وجوع، آن طلب كار اوست و اين را نيز روى عجز و نياز بدوست «كه بدين در همه را پشت عبادت خم ازوست»، «لِكُلٍّ وِجْهَةٌ هُوَ مُوَلِّيها فَاسْتَبِقُوا الْخَيْراتِ».

مقایسه اهل علم با اهل تصوف

ليكن اهل علم، اگر به علم خود منتفع شوند، فاضلتراند از اهل عبادت. در كافى از حضرت امام محمد باقر- عليه السلام- روايت كرده كه فرمود «عالمى كه به علم خود منتفع شود فاضلتر است از هفتاد هزار عبادت كننده».

و آيات قرآنيه و احاديث در اين باب بسيار است، و صاحب زهد و عبادت اگر قدرى وافر از علم تحصيل كرده باشد، و اخلاص نيتى داشته، گاه باشدكه از راه زهد و عبادت و تقوى او را معرفتى حاصل شود كه بالاتر باشد از معرفت اهل نظر و فكر و تعلم. و بالجمله همچنانكه قومى از حضرت رسول اللّه- صلّى اللّه عليه و آله و سلّم- مسائل دينيه فرا مىگرفتهاند، و تحصيل علم احكام شرع مىنمودهاند جهت رسانيدن آن به ذوى الحاجات، همچنين قومى در صفّه مسجد نشسته خود را بر ذكر حق و مراقبه باطن بسته بكارى ديگر نمىپرداختند، و ايشان را اصحاب صفه مىگفتند و در شأن ايشان اين آيه نازل شد كه «لِلْفُقَراءِ الَّذِينَ أُحْصِرُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ» يعنى مالى را كه مىخواهيد در راه خدا صرف كنيد به درويشان بدهيد كه خود را حبس كردهاند در راه حق عز و جل، و به عبادت او مشغول مىباشند، و به تحصيل معاش نمىپردازند، و اين آيه نيز در شأن ايشان آمده «از پيش خود دور مكن آن جماعتى را كه مىخوانند پروردگار خود را هر صبح و شام، قرب او را مىجويند و رضاى او را مىطلبند، نه تو را با حساب ايشان كار و نه ايشان را با حساب تو كار است، پس به سبب راندن ايشان از جمله ستمكاران خواهى بود.»

مذمت مجادله مسلمین و حرمت تکفیرو آيات ديگر نيز در شأن ايشان آمده. بنابراين مقدمات بايد كه هر كه از اهل اسلام بر جاده شرع سلوك نموده، ملتزم اصول خمسه ايمانيه و فروع خمسه اركانيه باشد، با ديگرى كه شريك او باشد در اين امر مخاصمه و مجادله نكند، و متوجه طعن و لعن نشود، مگر آنكه كفرى صريح و بدعتى فضيح از اوهويدا شود كه موجب تكفير تواند شد، به حيثيتى كه تأويل پذير نباشد، و اگر حرفى از او بشنود يا عملى به بيند كه به ظاهر شرع درست نباشد، تا مىتواند در تأويل و تصحيح آن كوشد، چنانكه در حديث آمده «تا هفتاد محمل صحيح پيدا كند و اگر نتواند خود را ملامت كند كه چرا نمىتواند».

حق تعالى مىفرمايد «إِنَّ بَعْضَ الظَّنِّ إِثْمٌ» يعنى گمان بد به مؤمنى بردن، گناه است. و در حديث آمده كه «ظنوا بالمؤمنين خيرا» يعنى گمان نيكو ببريد به مؤمنان. و در حديث ديگر آمد، كه «ضع امر اخيك على احسنه» يعنى حمل كن كار برادر مؤمن را بر بهترين چيزى كه بر آن حمل توان كرد. و در كتاب كافى از حضرت امام موسى كاظم عليه السلام روايت كرده كه فرمود در جواب شخصى كه گفت گاهى به من مىرسد از برادر مؤمن حرفى ناخوش كه جمعى از ثقات نقل مىكنند و چون به خودش گفتم منكر مىشود، آن حضرت فرمود «تكذيب كن گوش خود را، و چشم خود را از برادر مؤمن، يعنى اگر بدى بشنوى از او يا بينى، ناشنيده و ناديده انگار، پس اگر جمعى پنجاه قسم بر آن ياد كنند، قبول مكن، و حرف خودش را قبول كن، و آن جماعت را تكذيب كن، و فاش مكن بر مؤمن چيزى را كه باعث فتنه و عيب او و سقوط مروت او باشد، پس از اهل اين آيه باشى كه «إِنَّ الَّذِينَ يُحِبُّونَ أَنْ تَشِيعَ الْفاحِشَةُ فِي الَّذِينَ آمَنُوا لَهُمْ عَذابٌ أَلِيمٌ» يعنى بدرستى كه آنان كه دوست مىدارند كه شايع شود بدى و رسوا، در قومى كه ايمان آوردهاند به خدا و رسول، ايشان را است عذاب دردناك. و احاديث در اين معنى بسيار وارد شده هرگز كاملان اهل علم و معرفت، نكوهش اهل زهد و عبادت نكردهاند و نمىكنند و همچنين كاملان اهل زهد و عبادت در شان اهل علم، به جز راه تعظيم نه پيموده و نمىپيمايند...».

 
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر: