به‌روز شده در: ۲۵ آذر ۱۳۹۷ - ۱۵:۵۴
logo
تازه های سایت
کد خبر: ۲۸۸۶۶
تاریخ انتشار: ۲۱ آبان ۱۳۹۷ - ۱۰:۱۴
گزارشی از خبرنگاران فارسی زبان،آمریکایی
کسی که عکس سرباز فداکار خوزستانی در حال نجات یک دختر در حادثه تروریستی اهواز را به‌عنوان عکس اصلی حساب کاربری‌اش انتخاب کرده است چطور می‌تواند با شبکه‌ای همکاری کند که با پول مسببین این حادثه اداره می‌شود و بدتر از آن مسئولانش جنایت اهواز را یک حادثه تروریستی نمی‌دانند؟ این سقوط اخلاقی و این تناقض‌ها چیزی است که خبرنگار را تبدیل به مزدور می‌کند ولو این که قرارداد رسمی مزدوری در کار نباشد.
سیدحسین قائمی- دهم مهرماه بود که جمال خاشقجی خبرنگار باسابقه عربستانی وارد کنسولگری سعودی در استانبول شد. ورودی که هرگز خروج نداشت.

بنابر آنچه تا امروز از طرف دربار سعودی تایید شده خاشقجی در محل کنسولگری کشته شده است. کشتن یک خبرنگار در سفارت کشورش که اتفاقا جزو حامیان سفت و سخت کلیت نظام سعودی به حساب میآید و تنها با سیاستهای محمدبنسلمان، شاهزاده فعلی مشکل دارد عملی فراتر از جنایت است. حکومتهای مستبد نیز دست به چنین کاری نمیزنند و از آنجایی که حاکم و صاحب قدرتاند با برگزاری دادگاه و صدور حکم خواسته خود را محقق میکنند. این اتفاق در بین کاربران شبکههای اجتماعی، خبرنگاران و تحلیلگران سیاسی ایرانی بازتابهای گوناگونی پیدا کرد. عدهای با محکومیت این اتفاق آن را نشانه تازهای بر جنایتکار بودن حکومت سعودی دانستند و عده دیگری با یادآوری ماجرای قتلهای زنجیرهای تلاش کردند جمهوری اسلامی ایران را حکومتی مرتجعتر از عربستان معرفی کنند. در این گزارش به مرور آخرین افشاگریها علیه کارمندان این شبکهها پرداختهایم.

حمله به راوی مستند «درباره ندا»

پس از کمپین علی علیزاده با عنوان #شفافیت_مالی_منوتو سعید کمالی دهقان، خبرنگار روزنامه گاردین در گزارشی به نقل از یک منبع آگاه سعودی نوشت: محمد بنسلمان 250میلیون دلار برای تأسیس شبکه ایراناینترنشنال اختصاص داده است. علی علیزاده و سعید کمالیدهقان پس از این افشاگری مورد حملات سنگین اعضا و خبرنگاران این شبکهها قرار گرفتند. سعید کمالیدهقان خبرنگار ایرانی گاردین بهخاطر نوشتن مقالهای درباره منابع مالی ایران اینترنشنال با چنین جملاتی روبهرو شد: «شیوه شما در حالت خوشبینانه آدم رو یاد قصه شنگولومنگول میندازه»، «روزنامهنگار ذوب در جمهوری اسلامی»، «سپاهی حامی روحانی».

این جملات تنها بخش کوچکی از قسمت انتشارپذیر حملات به این خبرنگار روزنامه گاردین بود. چنین برچسبهایی زمانی حیرتآور میشود که شما بدانید سعید کمالیدهقان راوی مستند «درباره ندا» بوده است. مستندی که به شکلی رادیکال و رمانتیک سعی در اثبات ادعای تقلب در انتخابات دهم ریاستجمهوری دارد. حملهکنندگان به کمالیدهقان سابقه همکاری او با خبرگزاری فارس را نشانهای بر سوگیرانه بودن گزارشش گرفتهاند و به این حکم، حمله به او را مباح و بلکه واجب دانستند.

معاون فرهنگی وزیر

طعنهآمیز است که بدانیم سردبیر تلویزیون ایراناینترنشنال علیاصغر رمضانپور از کارمندان سابق بخش فارسی بیبیسی و معاون فرهنگی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی و رئیس نمایشگاه بینالمللی کتاب تهران است. علیزاده بارها مورد هجومهای رسانهای واقع شده است. اما نمونه جدید و تا حدی بامزه این حملهها مربوط به مورد آقای پناه فرهادبهمن است. پناه فرهادبهمن خبرنگار سابق بیبیسی فارسی است. او که از حلقه اول همکاران بیبیسی فارسی از زمان تاسیساش در سال1388 بود دو ماه پیش با سر و صدای زیاد از این شبکه جدا شد. او با انتشار متنی جنجالی در حساب توئیترش استعفای خود را علنی کرد. فرهادبهمن در بخشی از این متن نوشته است: «هشت ماه اخیر در اعتراضی صنفی از حضور در خروجی رادیووتلویزیون امتناع کردم. هرچند مدیریت ارشد به حقانیتم و بازنگری تصمیمهای ناعادلانه مدیران بخش فارسی رأی داد اما متاسفانه عریانشدن عمق بیصداقتی و بیکفایتی مدیرانم، تحملشان را برایم غیرممکن کرد و نگذاشت این گره با دست باز شود.» وی در بخشی از متن توئیت خود نوشته که مدیران بخش فارسی بسیار غیرمنطقی و زورگواند که این رویه و مشی سیاسیشان باعث شده در یک سال اخیر بیش از ۱۰نفر از بخش فارسی جدا شوند و عطای کار در این شبکه را به لقایش ببخشند. پس از این جدایی پرحاشیه، خبری از فرهادبهمن نبود

دعوای بهمن و علیزاده

تا این که علی علیزاده در صفحه شخصیاش از او پرسید که آیا برای تلویزیون ایران اینترنشنال کار میکند یا نه؟ فرهادبهمن در پاسخ به سؤال علیزاده او را بازجوی جمهوری اسلامی خطاب کرد. علیزاده یک بار دیگر این سؤال را پرسید و این بار پاسخ شنید که «خفهشو». علیزاده برای بار سوم این سؤال را پرسید و شش ساعت به فرهادبهمن فرصت داد که پاسخ این سؤال را بدهد.

پس از این بود که علیزاده در اقدامی آگاهانه یک روز حساب توئیترش را غیرفعال کرد. در این یک روز فرهادبهمن و دوستانش که گمان میکردند علیزاده از رینگ بیرون افتاده با جسارت وارد صحنه شدند و پستهای متعددی با هدف حمله به علیزاده و بیاعتبار کردن حرفهایش منتشر کردند. فرهادبهمن با شکستن سکوتش علیزاده و امثال او را شارلاتان و مغلطهکار قلمداد کرد. او با تصور این که علیزاده از میدان به در شده و تحت فشارها و به خاطر دست خالی بودنش صحنه را ترک کرده است در توئیتی دیگر نوشت: «باید درس بگیریم که زدن حرف مفت، همهجا هم مفت نیست و گفتن حرف مفت گاهی میتونه برای گوینده خیلی گرون تموم بشه...»

پس از این توئیت بود که قسمت بامزه ماجرای شروع شد. علیزاده حسابش را فعال کرد و در قالب دو ویدئو و پستهایی که بعداً منتشر کرد متن ایمیل مدیر شبکه ایراناینترنشنال که فرهادبهمن را به سایر اعضا معرفی میکند و همچنین متن ایمیل تشکر فرهادبهمن از او را منتشر کرد.

کمپینهای اثرگذار

دو نکته از کل ماجرای فرهادبهمن جلب نظر میکند: اول این که فشارهای رسانهای اخیر درباره افشای منابع مالی شبکههای فارسیزبان ماهوارهای جواب داده است و حتی کسی همچون فرهادبهمن را هم برای اعلام همکاریاش با ایران اینترنشنال دچار تردید و واهمه کرده است.

نکته دوم مربوط به شخص پناه فرهادبهمن است، کسی که عکس سرباز فداکار خوزستانی در حال نجات یک دختر در حادثه تروریستی اهواز را بهعنوان عکس اصلی حساب کاربریاش انتخاب کرده است چطور میتواند با شبکهای همکاری کند که با پول مسببین این حادثه اداره میشود و بدتر از آن مسئولانش جنایت اهواز را یک حادثه تروریستی نمیدانند؟ این سقوط اخلاقی و این تناقضها چیزی است که خبرنگار را تبدیل به مزدور میکند ولو این که قرارداد رسمی مزدوری در کار نباشد.

 
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر: