به‌روز شده در: ۲۵ آذر ۱۳۹۷ - ۱۵:۵۴
logo
تازه های سایت
کد خبر: ۲۸۸۶۲
تاریخ انتشار: ۲۱ آبان ۱۳۹۷ - ۱۰:۰۳
یادبودی در ایام درگذشت استاد تفسیر و عرفان
علامه طباطبایی (ره) می فرمودند: «حدیثِ «هرکس چهل روز خود را برای خداوند خالص کند، خداوند چشمه های حکمت را از دلش بر زبان وی جاری و روان می کند.» را خواندم و تصمیم گرفتم بدان عمل کنم. پس از آن چله، هرگاه اندیشه و تصور گناهی به ذهنم می آمد، ناخودآگاه و بی فاصله از ذهنم می رفت.
علامه طباطبایی (ره) می فرمودند: «حدیثِ «هرکس چهل روز خود را برای خداوند خالص کند، خداوند چشمه های حکمت را از دلش بر زبان وی جاری و روان می کند.» را خواندم و تصمیم گرفتم بدان عمل کنم. پس از آن چله، هرگاه اندیشه و تصور گناهی به ذهنم می آمد، ناخودآگاه و بی فاصله از ذهنم می رفت.

همچنین می نویسد: در اوایل تحصیل که به صرف و نحو اشتغال داشتم علاقه زیادی به ادامه تحصیل نداشتم و از این روی، هر چه می خواندم نمی فهمیدم و چهار سال به همین نحو گذرانیدم. پس از آن یک باره عنایت خدایی دامنگیرم شده عوضم کرد و در خود یک نوع شیفتگی و بی تابی نسبت به تحصیل کمال، حس نمودم، به طوری که از همان روز تا پایان تحصیل تقریباً هجده سال طول کشید هرگز نسبت به تعلیم و تفکر، درک خستگی و دلسردی نکردم و زشت و زیبایی جهان را فراموش کردم.»

استاد فاطمی نیا می گوید: «یکی از شاگردان علامه بیان می کرد که با اوکاری داشتم؛ به خانه ایشان رفته و در زدم، اما کسی در را باز نکرد. هیچ کس هم در کوچه نبود و درها و پنجره های همسایگان ایشان هم، همگی، بسته بود. ناگاه شنیدم صدایی گفت: «علامه در قبرستان حاج شیخ است!». هر چه به اطراف نگریستم، کسی را ندیدم. با خود گفتم: «به قبرستان حاج شیخ (نو) می روم؛ اگر علامه آن جا بود، هم مطلبم را عرض می کنم و هم درستی و راستی این آوای (صدای) ناشناس برایم روشن می شود.» به قبرستان که رسیدم، علامه را دیدم و ایشان تا متوجه بنده شدند، فرمودند: «دست و پایت را گم نکن! از این اصوات، بسیار است؛ گوش شنوا نیست!»

دکتر احمد احمدی از شاگردان علامه طباطبایی در خاطره ای از استاد خویش گفت: مرحوم علامه طباطبایی(ره)، یکی از اشعار سعدی را بسیار دوست داشت و مدام این شعر را بر لب زمزمه می کرد که
(بخش هایی از) آن شعر این است:

ره عقل جز پیچ در پیچ نیست

برِ عارفان جز خدا هیچ نیست

... که گر آفتاب است یک ذره نیست

وگر هفت دریاست یک قطره نیست

چو سلطان عزت علم بر کشد

جهان سر به جیب عدم درکشد

 
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر: