به‌روز شده در: ۳۰ آبان ۱۳۹۷ - ۱۱:۴۱
logo
تازه های سایت
کد خبر: ۲۸۸۳۴
تاریخ انتشار: ۱۵ آبان ۱۳۹۷ - ۱۳:۳۳
مرحوم عسگراولادی یک انقلابی واقعی بود. عطوفت تنها خصلت وی نبود، او در برابر دشمنان چنان شدید و محکم بود که رسانه های آنها نام او را با ادبیاتی که آشکار کننده کینه آنها بود به کار می بردند. اما به گمان من نیمه «رحماء بینهم» او نایاب تر است. آنچه من از او آموختم این است که انقلابی بودن به پرخاشگری، خصم انگاری رقیب و تکثیر دشمنان نیست. مبارزه در جنگیدن خلاصه نمی شود و بخشی از آن، تلاش برای یارگیری در جبهه انقلاب و خنثی کردن دسیسه های دشمن در تقلیل عده یاران انقلاب است.

محمد مهدی اسلامی- «آیا عسگراولادی به دامن فتنه افتاده است؟» مرحوم حبیب الله عسگراولادی که این تیتر را بر فراز مقاله ام در هفته نامه شما دید - همان وسط جلسه - رو به من که کنار دستش نشسته بودم کرد و آرام و با محبتی خاص پرسید: «واقعا شما هم فکر می کنی من به دامن فتنه افتاده ام؟»

این سؤال ناشی از یک پس زمینه بود؛ او در نامه نگاری های خود سعی به اصلاح چند نکته داشت. نخست توجه دادن به ریشه فتنه که از سوی دشمنان طراحی شده است و در آینده نزدیک امکان تکرار آن به پرچمداری افراد دیگری نیز هست. (کما اینکه گذر زمان و تلاش های نافرجام احمدی نژادی ها در پرونده بقایی و مشایی و نیز حوادث دیماه 96 نشان داد این دقت نظر به جا بود.)

او به عنوان پیری دنیا دیده پیامدهای جایگزینی ایران به جای اسلام، محوریت یافتن اومانیسم و دیگر نظرات انحرافی پیروز شدگان انتخابات 88 را در آینده می دید و می دانست دشمن اگر از توهم تقلب نتیجه نگیرد، به سراغ نخوت پیروز شدگان خواهد رفت.

دومین توجه مرحوم عسگراولادی ضرورت تلاش برای کاستن از ریزش ها و فراهم کردن مسیر توبه کسانی بود که سوابق قابل اتکایی داشتند. هر چند او همزمان به دشواری این راه به دلیل خصایص فردی و ویژگی های اطرافیان آنها اشراف داشت؛ اما از صرف آبرو و وقت خویش برای نتایج آن – که حداقل آن اتمام حجت بود - دریغ نورزید.

دقت نظر دیگر او تلاش برای حفظ سبد آرای بهره برداری شده از سوی جریان مقابل در فتنه 88 در دامن انقلاب بود. او نگران تزلزل جمهوریت با ترد اقلیت بزرگ شکل گرفته در انتخابات 1388 به دلیل رفتار تشنج جویانه اقلیتی کوچک بود.

همچنین او دلنگران جایگزینی «تنازع» به جای «رقابت سالم» در انتخابات های پسافتنه بود. نگرانی به حقی که در خطبه راهبردی امام خامنه ای پس از انتخابات 88 نیز هشدار دریافت کرده بود.

اما عده ای سخن او را وارونه روایت کردند. برخی با نقاب حمایت از مواضع عسگراولادی – برای تداوم فتنه گری خویش – و برخی در نقد با تعصب و شتاب زدگی چنان پیش رفتند که تصور شد او قصد تطهیر کسانی را دارد که به آنها «مفتون» می گفت. این تصویرسازی وارونه چنان موثر افتاده بود که بسیاری از نزدیکان وی نیز در آن مقطع به نکوهش او می پرداختند و تیتر انتخابی من برای یادداشت، تلاش برای جذب این گروه جهت بازنگری در برداشت خود داشت.

به ایشان گفتم تقاضا می کنم مقاله را بخوانید، بعد وقتتان را می گیرم. چند دقیقه ای که گذشت، سر از نشریه بلند کرد و ضمن تشکر، رو به من گفت حقیقت تلاش من همین نکاتی است که نوشته ای.

آنچه از آن جلسه صبح زود برایم به یادگار مانده است، لحن مهربانانه ایشان در لحظه تلقی نقد از یادداشتم در رسانه رسمی حزب بود؛ درّ نایاب عطوفت با منتقد، به این عضو جوان محدود نبود. در همین ایام، چند جلسه درون حزبی نیز مصروف پرسش و پاسخ درباره رویه اتخاذ شده از سوی ایشان درباره مفتنون های 88 شد. در همه آنها وجه غالب مواجهه وی با ناقدین - که اغلب، نقدشان ناشی از برداشت اشتباه حاصل از فضاسازی دیگر رسانه ها بود- آرامش، لبخند و محبتی پدرانه بود.

سابقه چنین رفتاری منحصر به این مقطع زمانی نبود. روزگاری که به بهانه های گوناگون، رقبای سیاسی میهمان او بودند، می دیدیم که چگونه در ادب می کوشد و قول لین آنچه را حق می داند، بیان می دارد. یکی از نمونه های چنین جلسات، دیدار با جوانان اصلاح طلب در سال 88 بود و تشویق آنها به اینکه امید را در خود زنده نگه دارند و در چهارچوب قوانین و ارزشهای انقلاب، به عنوان فعال سیاسی در میدان باقی بمانند که رشد نظام با حضور سلیقه ها و جناح ها در میدان رخ خواهد داد.

مرحوم عسگراولادی یک انقلابی واقعی بود. عطوفت تنها خصلت وی نبود، او در برابر دشمنان چنان شدید و محکم بود که رسانه های آنها نام او را با ادبیاتی که آشکار کننده کینه آنها بود به کار می بردند. اما به گمان من نیمه «رحماء بینهم» او نایاب تر است. آنچه من از او آموختم این است که انقلابی بودن به پرخاشگری، خصم انگاری رقیب و تکثیر دشمنان نیست. مبارزه در جنگیدن خلاصه نمی شود و بخشی از آن، تلاش برای یارگیری در جبهه انقلاب و خنثی کردن دسیسه های دشمن در تقلیل عده یاران انقلاب است. حدود دو ماه پس از رحلت این مجاهد، امام خامنه ای در دیداری تسلی بخش، مهر تأییدی بر این باور زدند: «... در این اواخر هم با این نامه نگارى ها و این کارهایى که ایشان می کرد؛ همه اینها مبارزه بود دیگر - تدین بود، یعنى واقعا احساس مسئولیت می کرد...»

گمان می کنم اگر می خواهیم معنی دعوت های مکرر سالیان اخیر رهبر معظم انقلاب اسلامی به انقلابی گری را بفهمیم، بد نیست نگاهی به سخنان ایشان در آن دیدار داشته باشیم که خود ایشان نیز در آخر به الگو قرار دادن شیوه مجاهدت او تأکید کردند: « باید یاد بگیریم. همین سه خصوصیتى که من در مورد ایشان گفتم، هر سه خصوصیت براى ما در واقع درس است: هم خصوصیت تدین، هم خصوصیت تخلق، هم خصوصیت تفکر» (بیانات در دیدار با ستاد بزرگداشت مجاهد صادق، ۱۳۹۲/۱۰/۱۷)

 
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر: