به‌روز شده در: ۳۰ آبان ۱۳۹۷ - ۱۱:۴۱
logo
تازه های سایت
کد خبر: ۲۸۸۲۸
تاریخ انتشار: ۱۴ آبان ۱۳۹۷ - ۰۹:۳۲
روایت یحیی آل اسحاق از مشی مرحوم عسگراولادی مقابل انتقاد و توهین ها:
مرحوم عسگر اولادی کظم غیظ بسیار فراوانی داشتند و وقتی فشار عصبی به وی وارد می شد کاملا" این فشار را در خود هضم نموده و خشم خود را مهار می نمود.
زندگی زاهدانه، اسلامی و انقلابی مرحوم عسگر اولادی از او شخصیتی ساخته بود که ضمن ارتباط نزدیک با همه بزرگان و مسئولان کشور به صورت شبانه روزی با کار کردن جهادی در راستای رفع مشکلات مردم به دنبال کسب رضای الهی بود

در این خصوص گفتگوی خبرنگار شما با دکتر یحیی آل اسحاق کارشناس مسائل اقتصادی و معاون مرحوم عسگر اولادی در دوران وزارت ایشان را می خوانید:

مرحوم عسگراولادی را در سالهایی که از نزدیک با ایشان در ارتباط بودید، به لحاظ شخصیت فردی چگونه انسانی دیدید؟

از خصوصیات انبیاء و اولیای الهی این است که آنچه را می دانند و علم به آن دارند باور کرده و به آن عمل می کنند و علم و باور و عمل آنها یکی است، موحوم عسگر اولادی از این روحیه نصیب فراوانی داشت که آنچه را در طول سالهای عمر از منابع دینی و اخلاقی و احکام فقهی و ادب آموخته بود و علم به آن داشت باور کرده و به باور خود در زندگی شخصی و مدیریتی عمل می نمود و انسانی متعهد و عالم و عامل در حد اطلاعات خود بود و قیمت تمام شده برای فعالیت های خود هم محاسبه نمی کرد و هرجا تشخیص می داد وظیفه ای به عهده دارد در هر حوزه ورود کرده و دست به عمل می زد و خود را موظف به انجام وظیفه دانسته و نتیجه کار را به دست خدا می دید.

ویژگی بارز ایشان بخصوص در باب مدیریت جهادی به نظر شما چه بود؟

از ویژگی ها و خصوصیات بارز مرحوم عسگر اولادی که مقام معظم رهبری نیز بر آن تاکید داشتند این بود که وی خود را هیچ زمان بازنشسته نکرد و تا آخرین لحظات عمر حتی در بیمارستان در حال رسیدگی به مشکلات مردم بود و اینکه رفتار وی ضمن قاطعیت در مدیریت کاملا" اخلاقی و الهی بود حتی در برخورد با مخالفان خود که باید بگویم مرحوم عسگر اولادی کظم غیظ بسیار فراوانی داشتند و وقتی فشار عصبی به وی وارد می شد کاملا" این فشار را در خود هضم نموده و خشم خود را مهار می نمود.

در این باره خاطره ای از دوران مدیریتی ایشان دارید؟

به یاد دارم در دوران وزارت مرحوم عسگر اولادی در وزارت بازرگانی که بنده معاون بودم و در یکی از جلساتی که برگزار شده بود حضور داشتم جمعی از مخالفین وی به عنوان معاون و مسئول نهادهای زیر نظر وی با تکیه بر یکی از مسئولان وقت به عناوین مختلف در رابطه با کارهای مدیریتی و برخوردهای اخلاقی و سیاسی به ایشان فشار می آوردند و برخوردهای غیر منصفانه داشتند، این افراد از ابتدای جلسه که با قرائت سوره تکاثر شروع شد اقدام به رفتارهای ناشایست نمودند، افرادی که سابقه دوره قبل انقلاب و فعالیت های دانشگاهی و عملکرد آنان برای همه آشکار بود و تطبیقی هم با انقلاب و اسلام نداشت، لذا با برخوردهای تند و سخیف به مرحوم عسگر اولادی در همان جلسه گفتند:« تو طرفدار سرمایه دارها هستی و پایبند به شعارهای انقلاب و دلسوز مستضعفان نیستی» و تخریب و توهین بسیار نمودند و من که با برخی از این افراد زمان دانشگاه همکلاسی بودم و سابقه آلوده آنها جلوه چشمم بود همزمان به یاد دوران دانشگاه این افراد و دوران زندان و شکنجه و سوابق آقای عسگراولادی افتادم و بی اختیار رو به شخص مربوطه نموده و گفتم: «خجالت نمی کشید، بگویم دوران دانشگاه شما را که چه کثافتی بودید» که ناگهان دیدم آقای عسگر اولادی دست مرا گرفته و کنارم ایستاده و می گوید:« کاری که به تو ندارند، تحمل نداری، برو بیرون» و مرا از جلسه بیرون کردند تا مخالفان هرچه می خواهند بگویند، گفتند:« بگذارید هرحرفی دارند بزنند من گوش می دهم و جواب می دهم» کظم غیظ قابل تاملی در مدیریت آنهم در مورد مخالفین سرسخت و بی ادبی خود داشتند که قابل تامل بود چون همواره دنبال اقناع اذهان بودند و می گفتند «اینها اگر بگذارند بروند که نمی شود، این جریان فکری باید برای همه روشن شده و ذهن ها اقناع شود»

عملکرد جهادی ایشان در بعد سیاسی چگونه بود؟

در رابطه با شرایطی که برای مهندس موسوی بعد انتخابات پیش آمد، ایشان جمع 5 نفره ای را شکل دادند که یک نفر این جمع بنده بودم، نزد آقای مهندس موسوی رفتیم و مرحوم عسگر اولادی از روی دلسوزی آقای موسوی را پدرانه نصحیت نمود که اگر شما حرف حقی دارید از راه آن وارد شوید و ادبیات شما درست نیست، آقای موسوی هم عنوان نمود نگران نباشید، من بسیجی ام و از انقلاب و کشور دفاع می کنم و از این صحبت ها، ولی موقع خروج با افرادی روبرو شدیم که آقای عسگر اولادی با دیدن این افراد گفتند اشتباه کردیم متاسفانه اطراف مهندس موسوی را عده ای گرفتند که اصلا" اجازه نخواهند داد وی درست فکر کند لذا وی هرگز از نصیحت مهندس موسوی مایوس نشد، در رابطه با برخوردهای سیاسی با جریانات مختلف و نامه هایی هم که به سران احزاب و جریانات نوشت در داخل شورای مرکزی موتلفه اسلامی مورد سوال و اعتراض بود که چرا اینطور برخورد می کنید که وی عنوان می نمود در شرایط کنونی وظیفه من این است و اگر فکر می کنید لازم است از حزب بیرون بروم اینکار را می کنم ولی به وظیفه خود عمل می کنم.

در سمت های مدیریتی در ارتباط با مردم به چه صورت رفتار می نمودند؟

در کمیته امداد که عمر خود را گذاشته بودند برای فقرا و محرومین در دفاع از خط انقلاب هم از افراد شاخص مدافع انقلاب وحریم ولایت بودند با جدیت و نهایت اخلاق مداری، بدون اینکه احساس خستگی کنند و خدا رحمت شان کند که علاوه بر مدیر بودن الگوی مسلم اخلاق اسلامی بودند یکی از مدیران وزارتخانه ای که با تغییر جریان سیاسی کنار گذاشته شده بود و در کمیته امداد در یکی از بخش ها مشغول به کار شده بود می گفت روزی وی مرا با شرایط سخت در پارکینگ سوار بر موتور دید و پرسید شما ماشین ندارید که گفتم خیر و ایشان پیگیری کرده بود که چرا ماشین ندارم و چقدر حقوق می گیرم که فهمیده بود هنوز حقوقی نگرفته ام لذا مسئول مربوطه را توبیخ کرده بود که چرا به فکر مردم نیستید و فکر نمی کنید این فرد خانواده دارد و زمانی از مدیران بوده و اکنون با وی اینگونه برخورد می کنیدکه با موتور باید بیاید سرکار و حقوق هم نگیرد.

برچسب ها: یحیی آل اسحاق
 
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر: