به‌روز شده در: ۳۰ آبان ۱۳۹۷ - ۱۱:۴۱
logo
تازه های سایت
کد خبر: ۲۸۷۶۱
تاریخ انتشار: ۳۰ مهر ۱۳۹۷ - ۱۲:۰۴
در گفتگو با کارشناس مسائل اجتماعی بررسی شد:
برای پاسخ به این سؤال باید بگویم 30 درصد از ازدواج‌های ما در سنین زیر ۱۸ سال رخ می‌دهد و میانگین سن فرزندآوری مادران ایرانی ۲۷ سال است، اگر این ۳۰ درصد از ازدواج منع شوند، میانگین سنی ازدواج به ۲۶ تا ۲۷ سال می‌رسد و سن فاصله‌گذاری برای فرزندآوری مادران به بالای ۳۰ سال خواهد رسید و به دلیل شرایط فیزیولوژیکی زنانه، شاهد رشد خانواده‌های تک‌فرزند خواهیم بود.
ایجاد محدودیت سن ازدواج از سوی مجلس شورای اسلامی و اهتمام نمایندگان در این زمینه بدون توجه کافی به عواقب احتمالی آن موضوع بحث برانگیزی در رسانه های گوناگون و در میان کارشناسان شده است، طیبه ایمانی کارشناس مسائل اجتماعی و فعال حوزه زنان درخصوص لایحه افزایش سن ازدواج و منع ازدواج زیر ۱۶ سال که با قید یک فوریت تحویل مجلس شده و حداقل سن ازدواج برای دختران ۱۶ سال و برای پسران ۱۸ سال پیش بینی شده است با ما به گفتگو نشست:

خانم ایمانی به عقیده شما، انگیزه های افراد و جریانات سیاسی از طرح محدودیت ازدواج چیست؟

متأسفانه اینطور میان روشنفکران جا افتاده که ازدواج زیر شانزده سال مختص حاشیه شهرهای بزرگ یا شهرهای کوچک و مرزی است، اما آمار و اطلاعات موجود خلاف این تصورات را ثابت میکند، کسانی که ازدواج زیر شانزده سالگی را تقبیح میکنند، عموما آن را ریشه در فقر میدانند و معتقدند خانوادهها از سر فقر در سنین پایین فرزندانشان را به اجبار به ازدواج ترغیب میکنند. البته با نگاه دقیق به جامعه ایرانی به سادگی می توان دریافت که واقعیت جامعه خلاف این ادعا را ثابت میکند، خانواده ایرانی به دلیل شرایط اجتماعی - اقتصادی خاص خودش، ازدواج فرزندان را امری دفعی نمیداند که بخواهد برای فرار از مسئولیت، فرزندانش را به ازدواج ترغیب کند. البته ممکن است در برخی کشورهای اطراف، مسئله مرسوم باشد، اما خانواده ایرانی که به مرز یک یا دو فرزند رسیده است چنین تصمیمی نمیگیرد، خانواده ایرانی بر پایه شرایط اجتماعی و اقتصادی برای ازدواج فرزندانش در سنین خاص برنامهریزی میکند، این برنامهریزی ریشه در سبک زندگی ایرانی دارد.

با این مقدمه آیا می توان اعتمادی به آمارهای ارائه شده از سوی نهادهای گوناگون در زمینه پراکندگی ازدوج در سنین پایین داشت؟

متأسفانه باید در این زمینه به جرأت این حقیقت را گفت که آمار بدون سندی که از طریق برخی فعالان حوزه زنان و کودکان ارائه میشود دقیق نیست. اطلاعات سالنامههای آماری ثبت احوال کشور در ده سال اخیر نشان میدهد این نوع ازدواجها در شهرهای بزرگ و کوچک کشور، و شهرهای حاشیه مرزی با درصد بالایی رواج دارد و این نوع ازدواج حتی با گرایشهای مذهبی شیعه و سنی نیز معمول است.

آیا می توان گفت که ازدواج در سنین پایین ناشی از فقر مادی و مالی است؟

نتایج حاصل از این آمارها نشانگر این مسئله است که ازدواج در سنین پایین ناشی از فقر نیست بلکه یک رفتار اجتماعی عام تلقی میشود.

ازدواج در بازه سنی ۱۵ تا ۱۹ سال برای مثال در زاهدان در سال ۸۴، ۴۸ درصد بوده و در سال ۹۴ به ۳۸ درصد رسیده است، این آمار بیانگر این است که از هر سه ازدواج یک ازدواج در این بازه سنی ثبت میشود. این شرایط در شهر قم ۳۵ درصد در سال ۹۴ و در شهر قزوین ۲۴ درصد ثبت شده که به معنای ثبت یک چهارم ازدواجها در این سنین است.

اگر یک سوم ازدواجهای کشور با مانع مواجه شود، آن هم به بهانهای که نتوانستهایم به اثبات برسانیم، میانگین سنی ازدواج حال حاضر کشور (دختران ۲۴ سال، پسران
۲۹ سال) افزایش یافته و میانگین سنی از ۲۴ سال به ۲۶ سال برای دختران و از ۲۹ به ۳۰ سال برای پسران افزوده می
شود که این افزایش سن ازدواج نوید جامعهای سالم را به ما نمیدهد. حالا در این میان یک سؤال را مطرح می کنم؛ اگر ازدواج در این سنین در بعضی شرایط خاص با نابسامانیهایی مواجه باشد، این نابسامانیها قابل سیاستگذاری نیست؟ ۱۱۵ هزار ازدواج در این سنین با موانعی مواجه میشوند و در ادامه این سؤال مطرح میشود که این ۱۱۵ هزار زوج از ازدواج منع شوند، آیا راهی غیر از ازدواج نیازهایشان را برآورده میکند؟ باید تأکید کنم که نیازهای عاطفی و جنسی نیازهای طبیعی هر شخصی هستند، اگر افراد برای رفع نیازهایشان با مانع روبهرو شوند، چه تأثیری بر روی روابط اجتماعیشان خواهد داشت؟ آیا این موضوع جامعه را با مخاطره مواجه نمی کند؟ مسئله ای که در زمینه سیاستگذاریهای اجتماعی باید مورد توجه واقع شود این است که این سیاستگذاری ها باید جامع باشند،همچنین نمیتوان محوری را در سیاستگذاری اجتماعی ممنوع کنیم و برای آن جایگزینی درنظر نگیریم حال به عقیده مجلس شورای اسلامی که چنین طرحی را مطرح می کند آیا می تواند جایگزینی برای ازدواج در این سنین مطرح کند و آیا تبعات سیاسی و اجتماعی این قانون را در نظر آورده و آن را برآورده کرده است و یا به صرف یک اقدام و کپی برداری از اسناد بین المللی این طرح وارد صحن شد و با لابی گری در جریان قرار گرفت؟

آیا اجرای چنین طرحی در شهرهای بزرگ و کوچک از سوی شهروندان قابل پذیرش است؟

اجرای این دست قوانین برای شهروندان شهرهای بزرگ راحت تر خواهد بود؛ زیرا افراد در شهرهای بزرگ برای محروم نماندن از حقوق شهروندیشان شاید تن به اجرای این قوانین دهند، اما شرایط در مناطق حاشیهای و شهرهای کوچک اینگونه رقم نمیخورد و با قانونی شدن این مسئله، خیلی از ازدواجها ثبت نخواهد شد و تبعات خاص خود را دارد.50 درصد ازدواج در برخی شهرهای کشور در بازه سنین ۱۵ تا ۱۹ سال اتفاق میافتد و منع قانونی برای آن ۵۰ درصد به مشکلات قانونی کشور مثل گرفتن نفقه و مهریه افزوده میشود.

وجود موانعی برای استفاده از فرصتهای اجتماعی برای دخترانی که در سنین پایین ازدواج میکنند را شاید بتوان ناشی از ضعف یا خلأهای قانونی دانست ضمن اینکه ما به لحاظ فرهنگی نمیتوانیم بپذیریم که جلوی تصمیم ازدواج افراد را بگیریم و حتی برخورد قانونی نیز مانع آن نخواهد شد و بلعکس افراد را در معرض دور زدن قوانین که تبعات سنگینی برای دختران خواهد داشت.

برخی معتقدند یکی از انگیزه های قانونی کردن امری که آن را کودک همسری می نامند، بازداشته شدن دختران از تحصیل است؟ این موضوع در کشور ما تا چه اندازه صحت دارد و برای آن فرای این قانون چه تدبیری می توان اندیشید؟

براساس گزارش مرکز پژوهشهای مجلس، تنها یک درصد علل ترک تحصیل دختران مربوط به ازدواج بوده، آن هم به خاطر مقررات در این زمینه است در این مورد می توان گریزی برای کسانی که این شبهه را مطرح می کنند و البته علاقه های وافری به غرب دارند زد، در آلمان دولت این کشور برای زوجهای جوان در حال تحصیل تصحیلاتی را درنظر گرفته است: این دولت سالانه ۲ میلیارد یورو از بودجه عمومیاش را صرف حمایت از دانشجویان متأهل میکند و نهادی در این زمینه شکل گرفته که با اختیاراتی در حل امور روزمره هزینه تحصیل و نگهداری از فرزندان اقدام میکند. در واقع هدف این طرح این است که از افرادی که قصد تشکیل خانواده دارند حمایت شود تا پیشرفتشان پس از تشکیل خانواده سلب نشود، نه اینکه برای سلب نشدن فرصت پیشرفت، ازدواج را ممنوع کنند. این در حالی است که ۴۰ درصد موالید کشور آلمان خارج از چارچوب خانواده است و در واقع برای آنان خانواده نهاد تأثیرگذاری محسوب نمیشود، اما دولت خود را موظف به حمایت از تصمیم افراد برای تشکیل خانواده میداند.

مهمترین عارضه ای که حوزه تشکیل خانواده باتوجه به احتمال افزایش سن ازدواج با آن مواجه می شود چیست؟ آیا این تصمیم تأثیر مستقیمی بر نرخ موالید خواهد داشت؟

برای پاسخ به این سؤال باید بگویم 30 درصد از ازدواجهای ما در سنین زیر ۱۸ سال رخ میدهد و میانگین سن فرزندآوری مادران ایرانی ۲۷ سال است، اگر این ۳۰ درصد از ازدواج منع شوند، میانگین سنی ازدواج به ۲۶ تا ۲۷ سال میرسد و سن فاصلهگذاری برای فرزندآوری مادران به بالای ۳۰ سال خواهد رسید و به دلیل شرایط فیزیولوژیکی زنانه، شاهد رشد خانوادههای تکفرزند خواهیم بود.

 
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر: