به‌روز شده در: ۳۰ آبان ۱۳۹۷ - ۱۱:۴۱
logo
تازه های سایت
کد خبر: ۲۸۷۶۰
تاریخ انتشار: ۳۰ مهر ۱۳۹۷ - ۱۲:۰۳
نگاهی به رمان «خورشید بر شانه راستشان می‌تابید» اثر جواد افهمی
رفت و برگشت در موقعیت‌ها به نوعی در زمان خطی صورت می‌گیرد و تنها خواننده از یک مکان به مکان دیگری رفت و آمد می‌کند و چندان با شکست زمان روبه‌رو نیست، بلکه مانند یک اثر سینمایی تنها رفت و برگشت‌ها با کات خوردن صورت می‌گیرد و زمان در تمام موقعیت‌ها نسبتا یکسان جلو می‌رود. افهمی در «خورشید بر شانه راستشان می‌تابید» ادبیات انقلاب خلق کرده بدون اینکه اشاره‌ای مستقیم به انقلاب و حوادث آن دوره کرده باشد.

فهیمه اسماعیلی- رمان «خورشید بر شانه راستشان میتابید» اثری است که درباره آن میتوان گفت افهمی برای خلق آن سراغ سوژهای رفته که بسیار دستنخورده بوده و با دقت تمام آن را به یک اثر خواندنی تبدیل کرده است و اگر بگوییم خواننده در این اثر بهخاطر نحوه پرداخت افهمی با یک رمان مدرن روبهرو است حرفی به گزاف نگفتهایم.

این رمان اثری است که افهمی آن را پس از تجربه زیستی در محیط گرمسیری بلوچستان خلق کرده و از همین رو خواننده با آن احساس بیگانگی نداشته و به نویسنده اعتماد میکند تا هر جا که میخواهد او را دنبال خود بکشد. «خورشید بر شانه راستشان میتابید» اثری است که به سالهای پیش از انقلاب باز میگردد و پرده از فساد مالی و اخلاقی خاندان پهلوی برداشته و به خواننده نشان میهد با سرمایه و اعتبار ایرانی چه خیانتهایی نهتنها به کشور بلکه به بشریت میکردهاند. «خورشید بر شانه راستشان میتابید» در ارتباط با سوداگری مرگ یعنی مواد مخدر از طریق ایران است؛ خط مواصلاتی که میان کشورهای تولیدکننده یعنی افغانستان و پاکستان و کشورهای مقصد و مصرفکننده یعنی جوامع اروپایی بوده و در این میان اشرف پهلوی بهعنوان دلال سود خود را میبرده و با آن در کشورهای اروپایی به خوشگذرانی میپرداخته است.

افهمی در این اثر با استفاده از لهجهها و گویشهای بلوچی و افغانی خواننده را در حال و هوای واقعی منطقه قرار میدهد و به نحوی دقیق و ظریف از لهجه و گویش محلی استفاده کرده که به هیچ وجه در ذوق مخاطب زده نمیشود و حتی یکپارچگی متن را نیز از بین نبرده است. متن کتاب ساده و روان است و افهمی از پیچاندن مخاطب در متن خودداری کرده و روایتی مشخص را به وی ارائه کرده است. همچنین بیان جزئیات در این رمان به نحوی است که خواننده هر موقعیت را در ذهن مجسم میکند و این شیوه بیان جزئیترین نکات از ویژگیهای قلم افهمی است.

رفت و برگشت در موقعیتها به نوعی در زمان خطی صورت میگیرد و تنها خواننده از یک مکان به مکان دیگری رفت و آمد میکند و چندان با شکست زمان روبهرو نیست، بلکه مانند یک اثر سینمایی تنها رفت و برگشتها با کات خوردن صورت میگیرد و زمان در تمام موقعیتها نسبتا یکسان جلو میرود. افهمی در «خورشید بر شانه راستشان میتابید» ادبیات انقلاب خلق کرده بدون اینکه اشارهای مستقیم به انقلاب و حوادث آن دوره کرده باشد.

برای مثال وقتی سیل در منطقه بلوچستان جاری میشود نشان میدهد مردم هستند که برای خودشان دل میسوزانند و مسؤولان کمتر به آنها توجه دارند و غیرمستقیم نشان میدهد که حکومت پهلوی کمترین توجهی به ملت ندارد و رنج مردم را به تصویر کشیده است. این اثر را انتشارات هیلا منتشر کرده است.

 
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر: