به‌روز شده در: ۲۹ آبان ۱۳۹۷ - ۱۴:۳۲
logo
تازه های سایت
کد خبر: ۲۸۷۰۱
تاریخ انتشار: ۲۳ مهر ۱۳۹۷ - ۱۰:۴۴
به مناسبت بزرگداشت سلمان فارسی
سلمان پس از فتح مدائن، به فرمانروایی در این شهر منصوب شود. او مقر حکومت خود را، کاخ کسری، که محل حکمرانی شاهان ساسانی بود انتخاب نکرد بلکه در کنار بازار شهر، خانه برای خود ساخت، تا بهتر بتواند بر اوضاع شهر حاکم باشد.

عده ای معتقدند سلمان فارسی به عنوان اصلیترین عامل در پیدایش و گسترش تشیع مردم ایران، نقش ایفا کرده است. سلمان فارسی، بزرگترین صحابی پیامبر شخصیتی است که در نوع خود، در تاریخ اسلام، و در بین مسلمانان، بی نظیر و عقل سلیم به خود اجازه نخواهد داد که مانندی برای این حقیقت تاریخ، تصور کند. به همین دلیل است که بعضی او را افسانه، اسطوره یا دارای شخصیتی پیچیده خوانده اند.

جالب آن است که بعضی از اعراب ناسیونالیست، باوری به وجود این حقیقت ندارند، چرا که مطرح می کنند، چطور ممکن است شخصی از موالی، بزرگ عرب شود. هر چند، بسیاری از مورخان با انصاف، این نظریات را مردود دانسته اند زیرا این شخصیت هر مرحله از زندگی اش، آموزه گرانبها برای مسلمانان (و حتی غیر مسلمانان) خواهد بود. به فرموده رسول مکرم اسلام (ص)، سلمان فارسی، دریایی است که انتهایی ندارد و کنزیست که تمامی ندارد.

آنچه در این نوشتار به آن می پردازیم بررسی نقش سلمان فارسی، در پیدایش و گسترش تشیع در ایران است. ایران ما، که در حدود 1700 سال پیش از میلاد، دو قبیله مادی و پارسی (که متدینان دین زرتشت بودند) به نواحی جنوبی آن کوچ، و در دشتهای سرسبز و خرم آن ساکن و در آنجا به کشاورزی مشغول شدند. اما بعد از مدتی بر اثر اشرافیگری و فساد در دستگاه عالمان زرتشتی و طبقات حاکم و حکومت، تغییر نظر در دین خود دادند، که این تغییرات، تقریبا، مصادف با ورود مسلمانان به این سرزمین مقدس شده بود.

اما، مسئله که قابل توجه و بررسی است، وجود تشیع، در سالهای ابتدایی ورود مسلمانان به ایران است، که مورخین، علل مختلف و متفاوت (و بعضا ضد و نقیض) در این مورد مطرح کرده اند. لکن، در اکثریت نقل ها به نقش سلمان فارسی اشاره نشده است و این غفلت، محل تامل و تعجب و سوال است. چطور شخصیتی مانند سلمان، با آن قدرت اسلامی و نقش شیعی، که در قبل از مسلمانی و در زمان حیات رسول اعظم، و بعد از حیات ایشان، و در فرمانروایی بر مدائن، نتوانسته جزو علل مطرح در شیعه سازی مردم ایران نقش داشته باشد!؟ در حالی که بعضی او را آنقدر صاحب نفوذ در اسلام و تشیع می دانند که او را یکی از ایدئولوژیستمنهای اسلامی و موثر در شکلگیری عقاید شیعی مطرح می کنند.

ماهو یا روزبهبن خشبوزان

نام او، ماهو یا روزبه بن خشبوزان است و بعضی او را، فیروزان نامند. اما بعد از اسلام آوردن، به نام "سلمان" بدستور نبی مکرم اسلام (ص)، مفتخر شد. کنیه اش، ابو عبدالله است. در خانواده زرتشتی (که پدر خانواده از دهقانان بود) چشم به جهان گشود. در کودکی (بدون اطلاع خانواده) به دین مسیح گرایید و چون از کشیشان شنیده بود که ظهور پیغمبر تازه ای نزدیک شده است، خانه پدر را ترک گفت و در پی یافتن آن پیغمبر به سفر پرداخت. چون به سوریا رسید چندی در شام و موصل و نصیبین اقامت جست تا آنکه در بلاد عرب به اسارت بنی کلب افتاد و مردی از بنی قریظه او را خرید و به یثرب برد.

در این شهر از ظهور پیغمبر آگاه شد و چون گفته ها و علائم و نشانه هایی که از کشیش و مراد خود شنیده بود در پیغمبر دید اسلام آورد. رسول اکرم (ص) او را از خواجهاش خرید و آزاد کرد، که از آن موقع سلمان ملازم حضرت و نزد ایشان صاحب منزلتی خاص شده بود.

سلمان، از آن زمان به بعد، جزو، محارم اسرار رسول خدا شد تا حدی که، رسول مردم را به زیارت چهره مبارک او، ترغیب میفرمود. او و قومش (ایرانیان) را، مصداق و یا شأن نزول آیات معرفی می فرمود. آنقدر برای او ارزش قائل شد که، عهدنامه در آزادی خانواده او نوشت. همه این توجهات به یک سو، کسب مدال " منّا اهل البیت " از سوی دیگر، که شایان توجه عظیمی است. این همه، نقش او را در جامعه نو پای دینی، که در مدینه متولد شده بود، سنگینتر می سازد. تا جایی که، مهمترین مشاورات رسول با او انجام می شد.

در کنار پیامبر (ص)

شایان ذکر است که ایرانیان مسلمان در زمان حیات پیامبر یا در مدینه حضور داشتند (که نوعا کنیز و بنده و از موالی بودند) مانند ام الفارسیه (اولین زن مسلمان ایرانی که سلمان را در بدو ورود به مدینه، برای تشرف به محضر رسول راهنمایی کرد)، ابو شاه (که طبق نقل تاریخ، در پای منبر رسول علیه السلام نشسته بود که بعد از پایان سخنان ایشان، خواست کسی از حاضرین متن سخنرانی را برایش بنویسد)، جوان ایرانی که در جنگ احد شرکت کرده بود، زاذان (از مریدان امیر المومنین علیه السلام، و از خدمتکاران سلمان در مدائن) و...

و یا در خارج مدینه بودند (ولی ارتباطات خود را از زمان مسلمانی به بعد حفظ کردند) مانند ایرانیان مقیم یمن (به رهبری باذان بن تیجان)، ایرانیان در ایران و عراق (از قبیل قبیله عبد القیس، که از موالیان بودند).

اما نکته قابل تامل آنست که آیا سلمان فارسی با آن مقام و جایگاهی که در بین مسلمانان پیدا کرده بود، می تواند با این ایرانیان، هیچگونه ارتباطی نداشته باشد. و همچنین، آیا این ارتباط قابل حدس تقریب به واقعیت، میتواند یک ارتباط معمولی مانند دو شخصی که در یک امری مانند ایرانیت و یا مسلمانیت، مشترکند، برقرار باشد.

و آیا، این ارتباط نمی تواند، یک ارتباط و رابطه، کلیدی و اصلی برای رشد اسلامیت در بین ایرانیان آنزمان داشته باشد؟ لذا با تقریب به یقین، شکی در این تاثیر نیست. به همین لحاظ، نام سلمان به عنوان شیعیان اولی و اصیل، و تا جایی که شیعه در زمان حیات رسول، به ایشان و افرادی مانند اباذر و مقداد شناخته می شد.

پس آیا ممکن است اسلامی که سلمان فارسی به هموطنان خود معرفی میکند، مثلا در ترجمه قرآن، در تبلیغ اسلام به ایرانیانی که، شاید زرتشتی و یا اصلا دینی نداشته باشند، شیعی، و با هدایت و رهبری، رسول مکرم (که اولین شیعه و بنیانگذار شیعه است) و امیر المومنین علیهم السلام نباشد؟ لذا با مختصر اطلاعات به دست آمده، این امر تقریب به محال به نظر می رسد.

سلمان در زمان امامت امیر المومنین (ع)

این صحابی جلیل القدر رسول گرامی اسلام، بعد از شهادت مولای خود، به وصی و جانشین بحق ایشان، اقتدا کرد و لحظه از حضرت جدا نشد، و به قول امام جعفر صادق (ع)، او هوای امیرالمومنین (ع) را بر هوای نفس خود ترجیح می داد. لذا، با غاصبین خلافت، به هر روشی که مقدور بود، مقابله می کرد. این مخالفتها، صحنه تاریخ اسلام را به جایی کشاند که، این صحابی بزرگ (به همراه اصحاب جلیل القدر دیگر مانند اباذر)، مورد هتک حرمت و ضرب و شتم قرار می گیرند.

سلمان در مدائن

سلمان پس از فتح مدائن، به فرمانروایی در این شهر منصوب شود. او مقر حکومت خود را، کاخ کسری، که محل حکمرانی شاهان ساسانی بود انتخاب نکرد بلکه در کنار بازار شهر، خانه برای خود ساخت، تا بهتر بتواند بر اوضاع شهر حاکم باشد. او، علاوه بر حکمرانی که تمامی حاکمان بر آن پافشاری می کنند، برنامههایی را به اجرا گذاشت که کمتر حاکمی به آنها توجه می کرد. به دنبال فتح شهر های ایران توسط مسلمانان، به آن شهرها سفر می کرد، محصول این سفرها، تبلیغ تشیع (اسلام شیعی) بود که، به قول لویی ماسینیون، باید به مسلمانان بیاموزد که علی را امام شرعی بشاسند. و از این جهت در تاریخ، نمونه هایی را مطرح می کنند، که دال بر تشیع مردم در آن زمان را دارد.

اینچنین است که سلمان در بعد از شهادت رسول معظم اسلام، مبلغ اصلی و قدرتمند شیعه، در سرزمین ایران و عراق به حساب می آید. مخصوصا در ایران، که از فرمانروایی مدائن و سفر به شهرهای ایران، که در گامهای ابتدایی آشنایی با اسلام بودند، توانست تشیع را، با اندازه توان خود و مردم، گسترش دهد. البته باید اذعان کرد که مطالب تاریخی، اقناع کننده درباره سلوک او در این مدت، وجود ندارد و لذا، فرضیات فوق، از روشنایی لازم برخوردار نیستند.

 
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر: