به‌روز شده در: ۰۱ آبان ۱۳۹۷ - ۱۵:۰۴
logo
کد خبر: ۲۸۶۴۷
تاریخ انتشار: ۱۶ مهر ۱۳۹۷ - ۱۰:۴۳
نگاهی به زندگی و قیام زید بن علی بن الحسین (ع)
زيد بن على (ع) با ارسال نمايندگانى به برخى از شهرهاى ديگر مانند مدائن، بصره، واسط، موصل، خراسان، رى و جزيره، شيعيان اين مناطق را به قيام ضد اموى دعوت كرد. تنها در كوفه پانزده هزار نفر با او بيعت كرده و اعلان آمادگى براي مبارزه با دستگاه جبار اموي نمودند. در ميان بيعت‌كنندگان فرقه‌ هاى مختلف فقهى و كلامى اهل سنت و پيروان اهل بيت حضور داشتند و همگان در مبارزه بر ضد امويان هم‌ رأى شده بودند.

زيد فرزند امام زين العابدين (ع) يكى از چهره هاى معروف و درخشان خاندان ولايت و امامت است كه در عصر امويان به مبارزه برخاست و با قيام خود بر ضد خلافت هشام بن عبدالملك، حكومت امويان را به لرزه انداخت. شيخ مفيد در ألارشاد درباره شخصيت او مى گويد: «زيد بن على بن حسين (ع) پس از برادر بزرگوارش امام محمدباقر (ع)، از ساير برادران خود بزرگوارتر و برتر بود. وى مردى پارسا، پرهيزكار، فقيه، سخاوتمند و دلاور بود كه شمشير به دست گرفت و با قيام خود امر به معروف و نهى از منكر كرد و از كشندگان امام حسين (ع) خونخواهى نمود.» [الارشاد، ص 520]

شخصیت زید بن علی (ع)

همچنين درباره شخصيت عبادى وى زياد بن منذر معروف به ابوجارود گفت: من به مدينه رفته و از هر كسى درباره زيد بن على (ع) پرسش كردم، به من گفتند: ذاك حليف القرآن؛ او حليف (هم سوگند) قرآن است. همچنين از خالد بن صفوان نقل شده که درباره او گفت: «همان گونه دانستى، او از خوف خدا آن قدر گريه مى كرد كه
اشك
هاى وى با آب بينى اش درهم مى آميخت.»

گفتنى است كه پس از واقعه كربلا و شهادت ابا عبدالله الحسين (ع)، گرچه قيام هايى بر ضد امويان از سوى دوستداران اهل بيت علیهمالسلام براى خونخواهى از شهيدان كربلا و يا براى مقاصد ديگر به وقوع پيوست و حكومت امويان را با خطر جدى روبرو كرد، مانند قيام توابين و قيام مختار بن ابى عبيده ثقفى، وليكن از علويان تا زمان زيد قيام و حركت مهمى پديد نيامده بود و این قيام سرآغاز قيام ها و جنبش هاى علويان بر ضد امويان و پس از آنان بر ضد عباسیان بود.

اين امر نشان مى دهد كه در عصر غربت علويان و خاندان پيامبر صلی الله علیه و آله كه كسى را ياراى مخالفت و مبارزه با امويان نبود، اين علوى زاده دلير با تلاش هاى بى دريغ خود بار ديگر دوستان اهل بيت علیهمالسلام و شيعيان را به حركت درآورد و قيام بزرگى را پايه گذارى كرد.

چگونگی قیام

از برخى روايات بدست مى آيد كه شيعيان و دوستداران اهل بيت در كوفه با آگاهى از روحيه مبارزه جويى زيد بن على علیهالسلام و مخالفت پنهان و آشكار او با دستگاه خلافت بنى اميه از او دعوت كردند كه از مدينه به كوفه رفته و رهبريت قيام ضد اموى را بر عهده گيرد. زيد با برادر بزرگوارش امام محمدباقر (ع) در اين باره مشورت كرد. امام وى را از زودهنگام بودن قيام و بى نتيجه بودن آن باخبر كرد.

به همين جهت، زيد به احترام نظر امام و برادرش در حيات آن حضرت اقدام به قيام و مبارزه نكرد. اما چند سال پس از شهادت امام محمدباقر (ع) كه زورگويى ها و رفتارهاى تبعيض آميز عامل خليفه در مدينه غيرقابل تحمل شده بود، به شام رفت تا از دست وى در نزد هشام بن عبدالملك شكايت نمايد. ولى هشام نه تنها به شكايت هاى زيد اعتنايى نكرد، بلكه او را از شام بيرون نمود. اين امر سبب گرديد كه زيد، تصميم نهايى خود را بگيرد و به سوى كوفه رهسپار گردد تا در جمع مبارزان اين شهر با دستگاه خلافت به مبارزه و قيام برخيزد.

زيد بن على (ع) با ارسال نمايندگانى به برخى از شهرهاى ديگر مانند مدائن، بصره، واسط، موصل، خراسان، رى و جزيره، شيعيان اين مناطق را به قيام ضد اموى دعوت كرد. تنها در كوفه پانزده هزار نفر با او بيعت كرده و اعلان آمادگى براي مبارزه با دستگاه جبار اموي نمودند. در ميان بيعتكنندگان فرقه هاى مختلف فقهى و كلامى اهل سنت و پيروان اهل بيت حضور داشتند و همگان در مبارزه بر ضد امويان هم رأى شده بودند.

زيد در روز اول صفر سال 120 قمرى (به روايتى 121 و به روايتى ديگر 122) با شعار "يا منصور امت امت" كه شعار پيامبر (ص) در جنگ بدر بود، قيام خود را آغاز كرد. تعداد ياران او از 220 تا 500 تن تجاوز نمى كرد. آنان كه با سپاهيان يوسف بن عمر و سپاهيانى كه از شام آمده بودند به جنگ و گريز پرداختند. درگيرى ميان طرفين، دو روز ادامه يافت. تعداد زيادى از سپاهيان شامى به دست ياران زيد كشته و زخمى شدند. با اين كه ياران زيد نسبت به شاميان و سپاهيان يوسف بن عمر بسيار اندك بودند، در عين حال دو روز مبارزه را با سرافرازى به پيش بردند. اما در گرماگرم نبرد تيرى به پيشانى زيد بن على (ع) اصابت كرد و او را از كار انداخت. يارانش با فرارسيدن شب، پراكنده شده و تعداد اندكى از آنان بدن نيمه جان وى را در خانه يكى از شيعيان مخفى كرده و براى درمانش پزشكى آوردند. پزشك پس از تلاش زياد چاره اى جز بيرون آوردن پيكان تير از پيشانى زيد نديد. اما همين كه تير را بيرون آورد، روح شريفش از بدن مفارقت كرد.

بازماندگان سپاه زيد و فرزندان او از جمله يحيى بن زيد پس از دفن بدن وى پراكنده شده و بسيارى از آنان توانستند از كوفه گريخته و به شهرهاى ديگر روند. يوسف بن عمر كه براى پيداكردن جسد زيد جايزه مهمى تعيين كرده بود با راهنمايى يكى از آنانى كه شاهد دفن وى بود، مدفن او را پيدا كرد و پس از نبش قبر سرش را از بدن جدا كرد و براى هشام بن عبدالملك در شام فرستاد و بدنش را در محله كناسه كوفه به دار آويخت.

اين واقعه، به همان صورتى كه امام محمدباقر علیهالسلام و امام جعفرصادق علیهالسلام پيش گويى و پيش بينى كرده بودند، واقع گرديد. به دستور دستگاه خلافت جسد زيد و يارانش بر بالاى چوبه هاى دار باقى ماندند و براى پاسدارى از آن ها چهارصد نفر را مأمور كردند. پس از گذشت چهار سال كه يحيى فرزند زيد در خراسان قيام كرد و به شهادت رسيد و سرش را نزد وليد بن يزيد (دهمين خليفه امويان) در شام بردند، وى دستور داد تا جسد زيد را آتش زده و خاكسترش را بر باد دهند.

 
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر: