به‌روز شده در: ۲۱ آذر ۱۳۹۷ - ۱۴:۱۸
logo
تازه های سایت
کد خبر: ۲۸۵۹۲
تاریخ انتشار: ۰۹ مهر ۱۳۹۷ - ۰۹:۴۹
نکته های ناب
مرحوم علّامه حلی مطابق همه شب های جمعه به زيارت حضرت سيّد الشّهداء (ع) مى‏رفت. تنها بر مرکبی سوار بود و تازيانه بر دست مباركش گرفته و در اثناء راه شخصى عرب پياده به همراه علّامه راه افتاد و با هم به مكالمه مشغول شدند. چون با هم قدرى سخن گفتند بر علّامه معلوم شد كه اين شخص مرد فاضلى است پس درباره مسائل علمي با هم صحبت داشتند و علّامه فهميد كه آن شخص بسيار صاحب علم و فضيلت و متبّحر است.

برگ‏های زرین حیات علامه حلی با تعهد و صداقت مزین و با تار و پودی از اخلاص و محبت شیرازه گردیده است. مرزبان بیداری كه فقه شیعه و معارف اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام را در سایه سار ولایت پاسداری كرد و فقاهت را با درفش ولایت بر افراشت.

در شب 29 رمضان 648 ق . در این شهر فرزندی از خاندانی پاك سرشت ولادت یافت كه از مقربان درگاه باری تعالی قرار گرفت . نامش حسن و معروف به آیه الله علامه حلی است . مادرش بانویی نیكوكار و عفیف ، دختر حسن بن یحیی بن حسن حلی (415) خواهر محقق حلی است و پدرش شیخ یوسف سدیدالدین از دانشمندان و فقهای عصر خویش در شهر فقاهت حله است.

مرحوم علّامه حلی مطابق همه شب های جمعه به زيارت حضرت سيّد الشّهداء (ع) مى‏رفت. تنها بر مرکبی سوار بود و تازيانه بر دست مباركش گرفته و در اثناء راه شخصى عرب پياده به همراه علّامه راه افتاد و با هم به مكالمه مشغول شدند. چون با هم قدرى سخن گفتند بر علّامه معلوم شد كه اين شخص مرد فاضلى است پس درباره مسائل علمي با هم صحبت داشتند و علّامه فهميد كه آن شخص بسيار صاحب علم و فضيلت و متبّحر است.

مشكلاتى كه براى او در علوم مانده بود يكى را از آن شخص سؤال مي كرد و آن شخص حلّ مشکلات او مي نمود تا اينكه سخن در مسئله ای شد و آن شخص فتوایى گفت. علّامه منكر شد و گفت كه حديثى بر طبق فتوى نداريم. آن مرد گفت كه شيخ طوسى در تهذيب حديثى در اين باب ذكر كرده و شما از كتاب تهذيب از اوّل فلان قدر ورق بشماريد پس در فلان صفحه در فلان سطر اين حديث مذكور است. علامه در حيرت ماند كه اين شخص کیست؟ سپس پرسيد كه آيا در اين زمان كه غيبت كبرى است مي توان حضرت صاحب الامر‏(عج) را ديد يا نه؟ و در اين هنگام تازيانه از دست علّامه افتاد. پس آن مرد خم شد و تازيانه را از زمين بر گرفت و در ميان دست علّامه گذاشت و فرمود: چگونه صاحب الزّمان را نمي توان ديد و حال اينكه دست او در ميان دست توست! پس علّامه بى‏اختيار خود را از مرکب به زير انداخت كه پاى آن حضرت را ببوسد پس غش نمود و چون به هوش آمد كسي را نديد. پس بعد از اينكه به خانه برگشت رجوع به كتاب تهذيب نمود و آن حديث را در همان ورق و در همان صفحه و همان سطر كه آن حضرت‏ نشان داده بود يافت و علّامه به خط خود در حاشيه كتاب تهذيب در آن مقام نوشت كه اين حديث آن چيزى است كه صاحب الامر (عج) به آن خبر داد. (الفین، علامه حلی، ترجمه وجدانی، ص۲۸ و ۲۹)

برچسب ها: نکته های ناب
 
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر: