به‌روز شده در: ۲۵ آذر ۱۳۹۷ - ۱۵:۵۴
logo
تازه های سایت
کد خبر: ۲۸۵۳۸
تاریخ انتشار: ۰۲ مهر ۱۳۹۷ - ۱۰:۴۳
در گفتگو با بانوی رزمنده مطرح شد:
من خودم با چشم هایم دیدم که زن همسایه مان که شوهر و بچه-هایش را از دست داده بود وقتی دید دشمن تمام هستیش را گرفته با دست خالی و تنها با یک خیش مزرعه به مقابله با عراقی ها رفت، کجای دنیا ما می توانیم چنین دلاوری هایی را از زنان سراغ بگیریم؟ شما در هیچ کجای دنیا سراغ ندارید که زنی بدون اینکه به هیچ نیروی نظامی وابسته باشد دست به دفاع می زند.

طاهره تاتی- جنگ که شروع شد 14 سال بیشتر نداشت، می توانست از پایین ارتفاعات بازی دراز همه نوجوانیش را ببیند، روزهایی که با برادرهایش اینجا شیطنت های کودکانه داشتند و بعد از درگیری های کردستان دیگر روزها به درخشانی آن زمان نبود، آسمان آبی کردستان ناگهان غبارآلود شد عاصمه رستمی بانویی که اکنون با او درست در حاشیه جاده باریکی که به بازی دراز منتهی می شود نشسته ایم و گپ

می زنیم از روزهای جنگ می گوید روزهایی که اکنون در آغاز هفته دفاع مقدس خواندنی تر از هر زمان دیگری است:

از خودتان برای خوانندگان ما بگویید؟

اسمم عاصمه است، پدر خدابیامرزم این اسم را برایم انتخاب کرد، بعد از چهار برادر به دنیا آمدم و همه روزهای بچگیم با آنها می گذشت، حالا از بین برادرهایم فقط جلال و کمال هستند که آنها هم به تهران رفته اند و هرازگاهی به اینجا می آیند تا سری به ما بزنند و فاتحه ای برای شهدایمان بخوانند.

حتما زمان جنگ و شروع جنگ کردستان را به یاد دارید؟

مگر می شود آن روزها را کسی از یاد ببرد، روزهایی که عراقی ها در عین نابرابری و نابرادری به ما حمله کردند، البته جنگ کردستان جنگ پیچیده ای بود، از یک طرف کردهای کومله شیطنت می کردند و از طرف دیگر عراقی ها. خدا آقای چمران و صیاد و همه شهدایی که به اینجا آمدند تا امنیت به ما بدهند بیامرزد. آنها هم خیلی نابرادری از کومله ها دیدند، کردهای دموکرات ایران خیلی فاجعه ها با نام مثلا خلق مسلمان ایجاد کردند شما بروید تاریخ جنگ کردستان را ورق بزنید آن وقت متوجه می شوید که همین دشمنان خارجی چقدر شیطنت کردند و چقدر با آدم هایشان در داخل کردستان از اورامانات تا جاهای دیگر زنان و مردان و کودکان بی گناه را به خاک و خون کشیدند مگر می شود خاطره خواهر پنج ساله ام را که با تیر خلاص دشمن شهید شد از یاد ببرم.

قصد آزرده خاطر کردنتان را نداشتیم، لطفا از ماجرای حضور زنان کرد در جنگ بگویید؟

وقتی هنوز بعد از سال ها از جنگ از من می پرسند درست روزهایی را به یاد می آورم که همه زندگیمان به یکباره از بین رفت، اما باز به خاطر عشق به کشورمان و عشق به امام خمینی ایستادیم زنان کرد کم شیرزن نبودند همیشه یک جمله از آقا را خوب یاد دارم ایشان در زمان جنگ فرمودند ما همگی مدیون شجاعت های زنان شهیده هستیم. در کردستان این شهادت با خون زن و مرد آمیخته شده است ما در کردستان چیزی در حدود 562 زن شهید داریم که هفتاد و یک نفر آنها شهدای ترور و 13 نفر از آنان از زنان پیشمرگ کرد مسلمان بودند این تعداد نشان از حضور مستقیم زن های کرد در جریان جنگ دارد، وقتی پای دفاع از کشور و ناموس و دین در میان باشد عرب و عجم، کرد و لر و مسلمان و غیرمسلمان ندارد همه با هم برادر و خواهر می شویم در هشت سال جنگ با دشمن بعثی این مسئله خیلی خود را بروز و ظهور داد.

یک سؤال در تمام گفتگو ذهن من را مشغول کرده، در بعد دفاع زنان چگونه فعالیت هایی انجام می دادند؟

شاید شما بیشتر از حضور زن ها در پشت جبهه و ستادهای پشتیبانی شنیده باشید اما کمتر به حضور زنان در جبهه اشاره شده است، البته در سال های اخیر به این موضوع بیشتر مورد توجه قرار گرفته است، اما حضور زن ها در میدان جهاد در شهرهایی مثل پاوه، قروه و از همه مهمتر خرمشهر دیدنی است، هرچند اتفاقات خیلی تلخی در این شهرها افتاد، اتفاقاتی که اصلا شاید در میان روایات جنگ بیان نشده است و یا کسی توانایی بیان آنها را نداشته باشد اما زنان هم در شهرها جایی که ناگزیر به جهاد می شدند حضور داشتند مثلا در همین کردستان زنانی مثل همشهری ما سمیه کردستان آنقدر ایستادگی کردند که تاریخ محال است اسم آنها را فراموش کند من خودم با چشم هایم دیدم که زن همسایه مان که شوهر و بچه-هایش را از دست داده بود وقتی دید دشمن تمام هستیش را گرفته با دست خالی و تنها با یک خیش مزرعه به مقابله با عراقی ها رفت، کجای دنیا ما می توانیم چنین دلاوری هایی را از زنان سراغ بگیریم؟ شما در هیچ کجای دنیا سراغ ندارید که زنی بدون اینکه به هیچ نیروی نظامی وابسته باشد دست به دفاع می-زند.

شما به عنوان یک بانوی رزمنده برای ما از یکی از صحنه های برخورد خود با نیروهای عراقی بگویید؟

ما از بچگی با پدر و برادرهایمان تمرین تیراندازی می کردیم و استفاده از اسلحه را می دانستیم وقتی که اوضاع جنگ شدت گرفت و ما مجبور به ترک آبادیمان شدیم یکی از بهترین لحظه ها که من آن را هرگز فراموش نمی کنم آموزش نظامی به زنان پرستاری بود که برای خدمت اعزام شده بودند، البته این خواهرها خودشان به خوبی با اسلحه آشنا بودند ولی بعضی هایشان که برای اولین بار اسلحه به دست می گرفتند واکنش های جالبی داشتند اما همین تجربه برای ما جالب بود اینکه زنانی بدون ترس لباس خدمت به تنشان کرده بودند و به میدان مبارزه و جهاد برای امداد و نجات آمده بودند جالب توجه بود در یک بیمارستان صحرایی وقتی دشمن حمله کرد ما در کنار این خواهران صحنه های زیبایی را شاهد بودیم.

اگر بخواهید در شرایط فعلی که نوعی شرایط دفاع است توصیه ای به بانوان کنید آن چیست؟

من کوچکترین این هستم که بخواهم توصیه ای کنم اما می توانم بگویم شرایط فعلی همانطور که شما گفتید شرایط جنگ و دفاع است، ما باید اول درک درستی از وضعیت این جنگ داشته باشیم، ما وقتی روزهای جنگ را با چشم های خودمان دیدیم متوجه شدیم که اگر دفاع نکنیم دشمن همین عصر در خانه های ماست و به قول قدیمی ترها ناموس و مال و اموالمان را به تاراج می برد الان هم باید درک درستی از شرایط جنگ داشته باشیم اینکه امروز بعضی ها اموال و وسایل مورد نیاز مردم را احتکار می کنند یعنی خوب می دانند جنگ است پس از شرایط جنگی سوءاستفاده می کنند، اصولا دشمن از شرایط جنگی خوب استفاده می کند اما متأسفانه بعضی از ما اصلا درکی از جنگ اقتصادی نداریم، حضرت آقا بارها فرموده اند که ما در شرایط جنگ اقتصادی قرار داریم این جنگ نیازمند این است که همه در آن مشغول دفاع شویم، پشت جبهه دیگر معنا ندارد همه ما درست در وسط میدان هستیم ما الان در منطقه خودمان با محرومیت های زیادی مواجه هستیم، شما هم زبان های ما را در کرمانشاه ببینید با وجود زلزله ای که البته هنوز ادامه دار است شکایتی نمی کنند این خودش یک جهاد است در جاهای دیگر شما می بینید که باوجود دشواری هایی که وجود دارد بسیاری از افراد کارهای جهادی می کنند این یعنی آنها درک موقعیت جنگ را دارند اما متأسفانه برخی از مسئولین درک درستی از جنگ و شرایط جنگی ندارند.

 
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر: