به‌روز شده در: ۲۷ آذر ۱۳۹۷ - ۱۴:۵۴
logo
تازه های سایت
کد خبر: ۲۸۵۲۰
تاریخ انتشار: ۰۱ مهر ۱۳۹۷ - ۱۴:۴۶
به مناسبت نوزدهم محرم سالروز حركت كاروان اسيران كربلا از كوفه به طرف شام
رسولان و سفیران سرافراز عاشورا، پیش از این فاصله میان مکه تا کربلا را، با ترس پیموده بود و کربلای خون و تازیانه و تیغ و آتش و غارت و طعنه را پشت سر نهاده و از آزمون 70 کیلومتر فاصله کربلا تا کوفه با شتران بی جهاز، تازیانه و گرسنگی و زنجیر سربلند بیرون آمده بود و کوفه جشن و سرور را به سوگ و اشک و تحقیر عبیدالله زیاد رسانده بودند.
پس از قضایاى دلخراش كربلا، بنى امیه جنایتكار اسراى اهل بیت را به عجله تمام به طرف كوفه حركت دادند. پس از توقف اسرا در كوفه و گزارش ابن زیاد به یزید و صدور فرمان وى مبنى بر حركت دادن اسرا به سوى شام، اسباب سفر شام را تهیه دیدند. البته پس از سخنان شجاعانه اهل بیت کاروان اسرای کربلا، فضا تغییر کرد و مردم جرات اعتراض پیدا کرده و قیام هایی علیه عبیدالله بن زیاد به وقوع پیوست. لذا در این مجال به گوشه ای از این وقایع تاریخی مرتبط با روزهای اسارات کاروان اشاره خواهیم داشت.

رسولان و سفیران سرافراز عاشورا، پیش از این فاصله میان مکه تا کربلا را، با ترس پیموده بود و کربلای خون و تازیانه و تیغ و آتش و غارت و طعنه را پشت سر نهاده و از آزمون 70 کیلومتر فاصله کربلا تا کوفه با شتران بی جهاز، تازیانه و گرسنگی و زنجیر سربلند بیرون آمده بود و کوفه جشن و سرور را به سوگ و اشک و تحقیر عبیدالله زیاد رسانده بودند.

به درستی نمی دانیم کدام روز دستور حرکت قافله اسیران به شام صادر شد. آنچه مسلم است میزان درنگ در کوفه پس از رسوایی و تحقیر و تغییر رفتار مردم از یک سو و انتظار یزید بن معاویه در شام از دیگر سو، نباید طولانی باشد. در نتیجه میزان توقف در کوفه را 3 یا 4 روز یا حداکثر 6 روز باید دانست. تذکره الخواص مدت توقف در کوفه را 2 روز می داند.

جزئیاتی از چگونگی حرکت کاروان

به سوی شام

بر گردن امام سجاد (ع) طوق آهنین و بر دست و پایش زنجیر بسته بودند. زنان و کودکان را بر شتران نشاندند. به گونه ای که صورت ها و موها آشکار بود. در این کاروان نام علی بن الحسین (ع)، فاطمه بنت حسین، سکینه بنت حسین، زینب بنت علی، و دختران و زنان و کودکان را ذکر کرده اند.

عبیدالله دستور داده بود سریع و با عجله حرکت کنند. در برخی منابع اشاره شده است که سرها را جلوتر فرستاد و اسیران را پشت سر آنها روانه کرد. تعداد همراهان با قافله اسیران که با همه امکانات نظامی و تدارکاتی حرکت کردند و کار حفاظت از سرها را به عهده داشتند هزار نفر ذکر شده است. این گروه ماموریت داشتند سرها را در همه شهرهای سر راه بچرخانند. نوشته اند در طول راه امام سجاد (ع) با هیچ کس تا رسیدن به شام سخن نگفت و سکوت اختیار نمود. کسی در راه، حق گریه کردن نداشت. سید بن طاووس از امام محمدباقر (ع) نقل کرده است که پدرم فرمود: «چون ما را به نزد یزید می بردند، مرا بر شتر برهنه سوار کرده بودند و مخدرات اهل بیت را بر اشترهای برهنه سوار کرده بودند و در عقب من بودند و سر بزرگوار پدر عالی مقدارم بر سر نیزه بود و در پیش روی ما می بردند و نیزه داران آن کافران بر دور ما احاطه کرده بودند و هر یک از ما را می دیدند که آب از دیده ما جاری می شود، نیزه را بر سر ما می کوبیدند.» حاملان سرها هر چند ماموریت داشتند از شهرهای بین راه بگذرند و برای قدرت نمایی و ارعاب و وارونه نشان دادن حقیقت در آن شهرها تبلیغ کنند و سرها را بر نیزه افراشته کنند اما ترس از درگیری و شورش قبایل عرب باعث می شد که گاه از بی راهه ها حرکت کنند، به همین سبب مسیر طولانی تر و گاه با بی نظمی مواجه می شد. فاصبه مستقیم کوفه تا شام حدود 750 کیلومتر بوده است که بر اساس محاسبه ورود کاروان به شام در اول ماه صفر، در حدود 15-16 روزه طی شده است. نکته مهم این است که طول زمان حرکت از کوفه به شام را نباید معادل بازگشت از شام به کربلا دانست چرا که رفتن همراه با توقف در شهرها بوده است و بازگشت، بی درنگ و بی توقف و از حاشیه فرات بدون نیاز به ورود به شهرها صورت پذیرفته است. مسیر حرکت قافله نیز به درستی و دقت در مقاتل و تواریخ ثبت نشده است. نوعی تشتت و جابجایی در منازل راه کاملا مشهود و معلوم است. تنها ردپا برای بررسی مسیر حرکت، نقاطی است که به مشهد نقطه و مشهد راس الحسین (ع) مشهورشده اند و نکته دیگر اینکه جمعیت فراوان سربازان و فرماندهان، در راه نیازمند تامین نیازها به ویژه علوفه برای مرکب ها و غذای روزانه کاروان و دیگر مایحتاج بودند و معلوم است که درنگ و توقف در راه کم نبوده است، هر چند عبیدالله به فرماندهان توصیه کرده بود که سریع حرکت کنند و خود را به شام برسانند.

خرابه و دیر نزدیک فرات

نیاز به آب و تراکم شهرها و روستا ها در حاشیه فرات، باعث شد تا کاروان مسیر خویش را از کنار فرات انتخاب کند. گزارش آن است که به دیری از نصاری که احتمالا مخروبه بود، رسیدند. فرماندهان و سربازان برای استراحت و صرف غذا متوقف شدند و به خوردن و آشامیدن شراب و شادی پرداختند. سرها را از صندوق بیرون آوردند و دست به دست گرداندند.

سلیمان بن مهران اعمش می گوید: در طواف کعبه بودم، دیدم مردی می گرید و می گوید: "اللهم اغفرلی و انا اعلم انک لا تغفر." (خدایا مرا بیامرز هرچند می دانم که مرا نخواهی بخشید) گفتم چرا چنین می گویی!؟

پاسخ داد: من یکی از چهل نفری بودم که سر حسین (ع) را به شام می بردند. وقتی به اولین منزل بر دیر نصارا رسیدیم، سر را بر نیزه کردیم و به طعام نشستیم. ناگهان دستی پیدا شد و با قلمی آهنین بر دیوار نوشت: «اترجوا امة قتلت حسینا شفاعة جده یوم الحساب» (آیا امتی که حسین را به شهادت رساندند امید شفاعت پیامبر را در روز رستاخیز دارند!؟) بسیار ترسیدیم. یکی از ما تصمیم گرفت دست را بگیرد اما دست ناپدید شد.

در برخی روایات، وقتی از راهب پرسیدند گفت: 500 سال قبل از بعثت پیامبر شما، این جمله نگاشته شده است. (در برخی اقوال 300 سال) این ابیات را به خط سریانی نیز نقل
کرده اند.

 
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر: