به‌روز شده در: ۲۷ شهريور ۱۳۹۷ - ۱۵:۳۷
logo
تازه های سایت
کد خبر: ۲۸۴۶۷
تاریخ انتشار: ۲۰ شهريور ۱۳۹۷ - ۱۵:۵۵
ميليون‌ها ايراني كه در صف و ستاد ايستادگي در برابر تجاوزات آمريكا ايستاده اند اصلاً مطالبه اقتصادي ندارند و از طبقات محروم و مستضعف جامعه هستند. آنها جز انجام وظايف الهي و لقاي حق هيچ مطالبه اي ندارند.
محمدكاظم انبارلويي- رهبر معظم انقلاب در اول فروردين سال 93 در حرم رضوي فرمودند؛ «اقتصاد مقاومتي، اقتصاد مردمي و مردم بنياد است. با اراده، سرمايه و حضور مردم تحقق پيدا مي كند.»

گاهي در سيما با كارآفرينان بزرگي در عرصه كشاورزي، دامپروري، صنعت و خدمات گفتگو مي‌شود كه بيان كننده نوعی نبوغ ايراني در عرصه اقتصاد و جنگ اقتصادي با دشمن است. آنها از هيچ شروع كرده و به همه چيز رسيده ‌اند و هر كدام يك گوشه كار توليد را گرفته ‌اند و افتخار كشور هستند. مردم پيام رهبري را گرفته‌اند و دارند در عرصه اقتصاد مقاومتي كار مي‌كنند. آمارها در باره كساني كه بار توليد ناخالص ملي را به دوش مي‌كشند اميدوار كننده است. به همين دليل با تحكيم زيرساخت‌هاي توليد در كشور، بازار کشور هيچ وقت از كالا و خدمات خالي نبوده است. بر حسب آنچه كه آمار و كارشناسان مي‌گويند بيش از 60 درصد توليد ناخالص ملي اصلاً به واردات متكي نيست و درون زاست.

كار در اين حوزه هر روز بيشتر به سمت و سويي با يك روحيه جهادي به پيش مي‌رود. اينكه رهبري معظم انقلاب در ديدار با خبرگان فرمودند: «كشور در حال پيشرفت است، اين رجزخواني نيست»، يك واقعيت ملموس است. امروز مسئولین، كشور را با يك جمعيت 80 ميليوني اداره مي‌كنند، حال آنكه جمعيت كشور در آغاز انقلاب 30 ميليون نفر بود.

بر اساس نتايج سرشماري نفوس و مسكن در آبان سال 1395 افراد زير 39 سال اعم از زن و مرد، بالغ بر 55 ميليون نفر بودند. 8/68 درصد جمعيت كنوني بعد از انقلاب متولد شده‌اند. يك مقايسه دم ‌دستي كساني كه قبل و بعد از انقلاب را ديده‌اند بر هر انسان منصفي معلوم مي‌كند كه سطح رفاه و برخورداري ‌هاي امروز ايرانيان قابل مقايسه با 40 سال پيش نيست. در اين 40 سال با آنكه با انواع توطئه ‌هاي داخلي و خارجي روبه‌رو بوده ‌ايم اما ملت و دولت‌هاي پس از انقلاب مثل كوه ايستادند و حيات انقلابي و جهادي را در مرئي و منظر جهانيان به پيش بردند. ما يك ملت زنده و پيشرو، پيشگام، آزاد و مستقل هستيم. هزينه‌هاي آن را با ده ها هزار شهيد و صدها هزار مجروح پذيرفته‌ايم. با تعميق مردم‌سالاري ديني، مردم خود مي‌فهمند كجا بودند، الآن كجا هستند و فردا چه آينده پر افتخار و درخشاني در انتظار ملت ايران است. امام بزرگوار ما كه پرچمدار استقلال و شرافت ملي ايرانيان بود، به پشتوانه ملت شجاع ايران در مقابل قدرت‌هاي جهاني ايستاد و عزت و شرف ملي ما را در جهان، به نمايش گذاشت. جهان، ما را امت خميني (ره) و خامنه ‌اي عزیز مي‌داند و دنياي اسلام به چنين رجال سياسي و مذهبي كه سينه به سينه در مقابل آمريكا و رژيم صهيونيستي ايستاد، افتخار مي‌كند.

اينكه يك ضعف و ايراد و اشكال اقتصادی بلافاصله زير ذره ‌بين ارتش رسانه‌اي دشمن چند برابر مي‌شود، نشان حقد و كينه و حسد دشمن است. امروز هيچ دولت و ملتي در جهان مثل ایران مورد كينه‌ توزي آمريكا و اسرائيل نيست. اين واقعيت نشان قدرت فزاينده ملت ماست. اين قدرت متكي به قدرت لايزال الهي است، هيچ‌گاه كاستي نمي پذيرد. چرا كه بار عظيم پيشرفت كشور بر شانه اراده‌هاي پولاديني است كه از كوه‌ها و صخره‌ها سخت‌تر و صداي آزاديخواهي و خداخواهي آنها از امواج خروشان اقيانوس‌ها فراتر است.

برگرديم به مولفه‌هاي اقتصاد مقاومتي؛ درست است كه اقتصاد مقاومتي، اقتصادي مردمي و مردم بنياد است، اما دولت برحسب آنچه رهبر معظم انقلاب در فروردين سال 93 نيز فرمودند، مسئوليت و وظيفه «برنامه‌ريزي» ، «زمينه‌سازي» ، «ظرفيت‌سازي»، «هدايت» و «كمك» دارد. دولت يازدهم و دوازدهم يك دولتي است كه همين مردم به آن رأي داده اند، مثل دولت‌هاي پيشين در سر و سامان دادن اقتصاد كشور بر حسب سياست‌هاي كلي اعلام شده از سوي رهبري و نيز قانون اساسي وظايف مهمي دارد كه البته در مقولاتي كه گفته شد وظايف ذاتي دارد. بايد ديد دولت كنوني به اين وظايف خطير و مسئوليت‌هاي تاريخي عمل كرده است؟

در درون دولت نهادهاي نظارتي قوي وجود دارد، در بيرون دولت، در دستگاه قضائي و مجلس هم وظايف ذاتي براي كنترل و نظارت دولت وجود دارد. اگر اينها به وظايف خود عمل كنند فرايند پيشرفت كشور در ريل‌هاي تعيين شده قانوني، مسير خود را طي مي‌كند. فشارهاي اقتصادي آمريكا و رژيم صهيونيستي يك فرصت است تا دولت و ملت بقيه بار توليد ناخالص ملي را در «درون» جستجو كنند و دولت از نگاه به «بيرون » پرهيز كند.

اينكه ايران بدهي خارجي ندارد، نشان مي‌دهد كه در نگاه به پيشرفت، به بيرون متكي نيست. همه چيز از جمله «سرمايه» در درون کشور وجود دارد به شرطي كه دولت بتواند هنر خود را در هدايت حجم نقدينگي عظيمي كه در داخل داريم به سمت توليد، به نمایش بگذارد.

دولت بايد برحسب سياست‌هاي كلي اصلي 44 قانون اساسي بار توليد در صنعت، كشاورزي و تجارت را از دوش خود بردارد و بر دوش مردم بگذارد. دولت بايد از تصدي‌گري پرهيز كند. سياست توليد ملي بايد متكي به كار و سرمايه ايراني باشد.

متأسفانه برخي در دولت بدون درك شرايط انقلابي كشور و موقعيت جهاني ايران و عدم درك ميزان خصومت دشمن، دل به مذاكره و تعامل با جهان، آن‌هم با آمريكا بسته‌اند و همه تخم مرغ هاي خود را در سبد برجام گذاشته‌اند. دشمن هم با يك لگد به اين سبد، كار خود را كرد.

متأسفانه امروز هم برخي در دولت هنوز معتقدند مسائل اقتصادي راه حل اقتصادي ندارد، راه حل سياسي دارد. آنها هنوز به گفتگو و مذاكره با دشمن اميدوارند و مي‌خواهند دستاوردهاي بزرگ انقلاب را در 40 سالگي اين حركت عظيم تاريخي، با ثمن بخس به دشمن بفروشند. بدون اينكه كمترين چشم انداز روشني از آن داشته باشند.

اگر به سياست‌هاي اقتصاد مقاومتي و سياست‌هاي كلي اعلام شده از سوي رهبري در حوزه اقتصاد عمل شده بود، ملت و دولت كيلومترها از اهداف از پيش تعيين شده جلوتر بودند كما اينكه امروز قبل از سال 1404 به بسياري از اهداف چشم انداز برنامه رسيده ايم.

خيزش اقتصاد مقاومتي بايد متكي به فرهنگ جهادي، دانش و توليد با كيفيت باشد. قوام آن بايد متكي به عدالت و مردمي بودن و استقامت، آن هم بر مبناي انعطاف‌پذيري، درون زايي و ضد شكنندگي باشد. ملت به طور طبيعي و اجتناب ‌ناپذير به اين سمت مي‌رود. بايد ديد كه دولت عزم آن را دارد به اين سمت حركت كند؟ مردم در وضع فعلی اثری از «خیزش»، «قوام» و «استقامت» از دولت در اجرای سیاست های اقتصاد مقاومتی نمی بینند. مانع اين راه، ذهن چپ زده نئوماركسيستي و نئوليبرالي برخي مسئولین كشور است. آنها بايد اين بيماري را از خود دور كنند و بيش از این به كشور و مردم آسيب نزنند. دولت بايد راه اقتصاد مقاومتي را در اين سال‌ها هموار مي كرد. به دليل همين نگاه غلط، تعلل كرد. دولت بايد با «كادرسازي» و «نهادسازي» مسير «هموارسازي» را طي مي كرد. در اين امر كوتاهي هايي دارد، اما ملت در اين فاصله به پيش رفت.

آنچه امروز به عنوان كالاي باكيفيت ايراني در بازار مي بينيم و كارآفرينان جهادگر مردمي پشتوانه اصلي آن هستند، نشان مي‌دهد مردم در مسير اقتصاد مقاومتي حركت مي‌كنند و زيرساخت‌هاي همين «راه‌سازي»، «كادرسازي» و «نهادسازي» زيرپوست اقتصاد مردمي شكل گرفته است.

آمريكا به زودي مي فهمد تحريم‌ها، تهديدها و تحقيرها نتيجه نمي دهد. آن روز خيلي دير نيست. اما اين فهم كمكي به درك راهبرد آنها در منطقه و جهان نمي‌كند. چون آن روز كه به اين فهم برسد، بساط سلطه او در منطقه برچيده شده است. آمريكايي‌ها در جهان زير چكش آهنين خيزش اسلامي بايد ضربات سنگين تري را پذيرا باشند. آمريكا هنوز نفهميده است سوخت موتور انقلاب در ايران، منطقه و جهان چيست؟ نه از تركيب آن اطلاع دارد و نه از نوع سوخت و ساز آن!

تجربه 40 ساله انقلاب نشان مي دهد نتايج اين فشارها، سازه اين موتور را كامل مي ‌سازد و تركيبات سوخت آن را تقويت مي کند.

ميليون‌ها ايراني كه در صف و ستاد ايستادگي در برابر تجاوزات آمريكا ايستاده اند اصلاً مطالبه اقتصادي ندارند و از طبقات محروم و مستضعف جامعه هستند. آنها جز انجام وظايف الهي و لقاي حق هيچ مطالبه اي ندارند.

شهدا، جانبازان و ايثارگران كشورمان از اين جنس هستند. آمريكا در برابر رزمندگان مقاومت، هيچ حرفي براي گفتن ندارد. آمریکا به دو ماه آینده امید بسته است که تحریم ها اثر خود را بگذارد و در 13 آبان شعار مرگ بر آمریکا قطع شود. در حماقت آمریکایی ها همین بس که محرم و صفر فریاد ایرانیان علیه یزید زمان اوج می گیرد و آنها زمان مناسبی را برای تشدید تحریم ها انتخاب نکرده اند.

 
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر: