به‌روز شده در: ۲۷ شهريور ۱۳۹۷ - ۱۵:۳۷
logo
تازه های سایت
کد خبر: ۲۸۴۳۲
تاریخ انتشار: ۱۸ شهريور ۱۳۹۷ - ۱۶:۲۸
گاهی اوقات در بیان برخی از مشکلات مبالغه می کنیم، گاهی اوقات در بیان آن انتقادی که نسبت به یک دستگاهی یا به یک شخصی داریم، مبالغه میکنیم. این مبالغه مضر است؛ این مبالغه در آلوده کردن و هرچه بیشتر مضطرب کردنِ افکار عمومی به کار خواهد رفت؛ این کاری است که باید به آن توجّه کرد. و ویروس بدبینی را نباید گسترش داد.
حمیدرضا ترقی- گاهی اوقات در بیان برخی از مشکلات مبالغه می کنیم، گاهی اوقات در بیان آن انتقادی که نسبت به یک دستگاهی یا به یک شخصی داریم، مبالغه میکنیم. این مبالغه مضر است؛ این مبالغه در آلوده کردن و هرچه بیشتر مضطرب کردنِ افکار عمومی به کار خواهد رفت؛ این کاری است که باید به آن توجّه کرد. و ویروس بدبینی را نباید گسترش داد. مقام معظم رهبری 15/6/97

تحلیل شرایط کنونی انقلاب اسلامی توسط ولی فقیه و رهبر معظم انقلاب درجمع خبرگان ملت حاوی نکات مهم ونگاه عمیق بر زوایای مغفول سیاسی و اجتماعی کشور وتوطئه های دشمنان بود.

نگاه به شرایط کشور از زاویه ای جدید

ما در دوره حسّاسی قرار داریم؛ الان -آن دورهای که ما داریم میگذرانیم- دورهی حسّاسی است؛ نه به این معنا که دشمن بیشتری داریم یا دشمن قویتری داریم؛ نه، این دشمن های امروز، همه از روز اوّل انقلاب بودهاند و چیزی اضافه نشده؛ علاوه بر این، آن کسانی که قبل از اینها بودند، از اینها قویتر بودند؛ بلکه از این جهت که یک جامعه و یک نظام، وقتی در یک راه نویی قدم میگذارد و یک مدّعای غیرمتعارفی را، یک مدّعای متفاوتی را مطرح میکند، و با این مدّعای متفاوت و راهِ نو وارد این جنگل انبوه تعارضات بینالمللی می شود، با این خصوصیّات طبعاً در دورههای مختلف، اوضاع گوناگونی پیدا می کند که بایستی برطبق آن اوضاع، شرایطِ خودش را تطبیق کند و برطبق آنها پیش برود. در صدر اسلام هم همینجور بوده است، امروز هم همینجور است؛ تعارضهای جهانی وجود دارد؛ این دنیای سیاست بینالمللی یک جنگل انبوهی است، ما هم برخلاف جریان داریم حرکت میکنیم. جریان کلّی دنیا، جریان استکبار و جریان نظام سلطه است؛ یعنی یک عدّه سلطهگرند، یک عدّه هم زیر بار این سلطه می روند، سلطهپذیرند؛ ما برخلاف این جریان داریم حرکت می کنیم؛ در این چهل سال اینجوری پیش رفتهایم، اینجوری حرکت کردهایم. طبعاً اوضاع و احوالی برای ما پیش میآید که ناگزیر بایستی نسبت به این اوضاع و احوال حواسمان جمع باشد، دقّتمان زیاد باشد، جوانب گوناگون قضیّه را دائماً رصد کنیم و و بسنجیم و ببینیم.15/6

پس شرایط کنونی چند ویژگی دارد:

1-حرکت انقلاب اسلامی خلاف جهت نظام سلطه است

2-ادعای نظام جمهوری اسلامی (حکومت مبتنی بر دین) نامتعارف ومتفاوت از ادعای انقلابهاست

3-این راه نو ،چهل سال است علی رغم همه توطئه ها، استوار و باصلابت ادامه داردوهیچ قدرتی نتوانسته مانع آن شود

4-درشرایط کنونی علاوه بر جنگ اقتصادی علیه نظام اسلامی ؛دشمنان جنگ رسانهای، جنگ فضاسازی عمومی، جنگ تبلیغاتی را هم شروع کرده اند.

مستند جنگ رسانه ای علیه ملت ایران

اطّلاعات ما نشان میدهد که -یعنی اینها اطّلاع است، تحلیل نیست- تشکیلاتی به وجود آمده است بهوسیله دستگاه جاسوسی رژیم صهیونیست و دستگاه جاسوسی آمریکا، اینها تشکیلات درست کردهاند، از سوی قارونهای منطقه هم دارند پشتیبانی مالی میشوند؛ در اطراف کشور، در بعضی از این کشورهای نزدیک به ما، اصلاً نشستهاند برنامهریزی میکنند و بهطور جدّی دارند کار میکنند. بعضیهایشان لازم است زبان یاد بگیرند، زبان یاد میگیرند؛ بعضی لازم است با شرایط کشور آشنا بشوند، پول میدهند این کار را میکنند؛ برای اینکه بتوانند فضای فکری و تبلیغاتی کشور را آلوده کنند. و این مسئله، مسئله مهمّی است؛ بسیار مسئلهی حسّاسی است؛ اینکه فضای تبلیغاتی کشور، فضایی باشد که مردم را، یا دچار اضطراب کند، یا دچار یأس و ناامیدی کند، یا دچار بدبینی کند -نسبت به یکدیگر و نسبت به دستگاهها- یا احساس بُنبست به مردم بدهد، یا حتّی مشکلات مربوط به اقتصاد را افزایش بدهد. حالا شما اشاره کردید به مسئلهی سکّه و ارز و کاهش ارزش پول ملّی و بالا رفتن قیمت ارزهای بیگانه؛ بله، این درست است؛ بخش مهمّی از این بهوسیلهی همین تبلیغات دارد اتّفاق میافتد؛ یعنی همین تبلیغات است، همین رسانههایند که دارند زمینهسازی میکنند، شما ناگهان میبینید که یک قیمت، دو برابر شد؛ [یعنی] به فاصلهی کمی ارزش پول ملّی نصف شد، مثلاً توان و قدرت خرید پول ملّی در مدّت کوتاهی نصف شد؛ این رسانهها این کار را دارند انجام میدهند.15/6/97

جنگ رسانه ای تشدیدکننده فشار اقتصادی

بحران اخیر ارز و سکه در یک سال گذشته دلایل متفاوتی داشته که مهمترین آن دلایل اقتصادی و سیاستهای اقتصادی است که منجر به افزایش نقدینگی نامولد و آسیب دیدن تولید ملی و افزایش فعالیتهای سفتهبازی و دلالی به خصوص در حوزهی ارز و سکه شده است.

در این میان، عوامل جانبی نیز در تشدید این بحرانها مؤثر بودهاند و بر شدت آن افزودهاست. یکی از این عوامل جانبی نقش رسانههاست که با اهداف متفاوت، اخبار مربوط را پوشش دادهاند حتی اوضاع به جایی رسید که بازار تهران دچار هرجومرج و بیقانونی مفرط شده و برخی از بازاریان البته ناخواسته فعالیت خود را چند روز تعطیل کردند! در هر حال احتکار، عدم پایبندی به اصول اخلاقی، هرجومرج اقتصادی و گرانفروشی در روزهای اخیر فراوان به چشم میخورد

بدون شک رسانهها، در دوران کنونی، بخشی جداییناپذیر از زندگی مردم شدهاند. مردم در طول شبانهروز از محتوای اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و آموزشی و سرگرمی رسانهها استفاده میکنند. نسل کنونی جامعه از ابتدای حیاتش با رسانهها بزرگ میشود و در دنیای اطلاعاتی و ارتباطی امروز، این نسل بخش عظیمی از فرهنگ، ارزشها و هنجارهای جامعهی خود و دیگر جوامع را از رسانهها دریافت میکند. به عبارتی در دوران معاصر، که به عصر اطلاعات و جامعهی اطلاعاتی و ارتباطی معروف است، بخش عظیمی از جامعهپذیری نسلها از طریق رسانهها انجام میشود و نفوذ و تأثیر رسانه تا جایی است که برخی از نظریهپردازان ارتباطی بر این باورند که رسانهها اولویت ذهنی و حتی رفتاری ما را تعیین میکنند و اگر چگونه فکر کردن را به ما یاد ندهند، اینکه به چه چیزی فکر کنیم را به ما میآموزند.نمونه ای از رفتار رسانه ها در بحران ارزی را ملاحظه کنید:.

1-از اخبار لحظه به لحظه در سایتها گرفته تا تیترهای اول روزنامهها عمدتاً رنگوبوی ارزی داشتند. همه و همه در ایجاد حساسیت و توجه در مردم عادی نقش بسیار مهمی داشتند.

2- پخش شایعات در مورد قیمت ارز به نحوی ماهرانه صورت گرفت که از ارز 7 هزار تومانی در بسیاری از محافل علمی و غیرعلمی به راحتی به عنوان نرخ ارز در روزهای آینده نام برده میشد.

3- در چنین شرایطی، حتی در شهرستانهایی که فرسنگها از بازار مکاره ارز تهران فاصله داشتند، ثروتهای اندک و پساندازهای مردم به سمت بازار ارز و سکه هدایت شد و موجب افزایش تقاضا و به تبع آن افزایش شدید قیمت ارز و سکه شد.

4-تیترهای اول روزنامهها برای جلب خواننده و فروش بیشتر عموماً در ایجاد فضای ملتهب و تشدید آن نقش اساسی داشت،

ویروس بدبینی مکمل جنگ اقتصادی

این مسئله، مسئلهی مهمّی است؛ بسیار مسئلهی حسّاسی است؛ اینکه فضای تبلیغاتی کشور، فضایی باشد که مردم را، یا دچار اضطراب کند، یا دچار یأس و ناامیدی کند، یا دچار بدبینی کند -نسبت به یکدیگر و نسبت به دستگاهها- یا احساس بُنبست به مردم بدهد، یا حتّی مشکلات مربوط به اقتصاد را افزایش بدهد.15/6/97

معنی بدبینی:

بدبینی و بدگمانی که در منابع اسلامی از آن به سوء ظن تعبیر شده یک حالت درونی است که موجب عدم اعتماد شخص به دیگران و اطرافیانش می شود، از این رو نسبت به حوادث، وقایع، افراد و کارهای آنان با دید منفی نگریسته و آنها را به صورت نادرست تفسیر می کند. بدبینی "سوء ظن" یکی از گناهانی است که در مقابل آن خوش بینی (حسن ظن) می باشد که از صفات خوب است.

علل بدبینی :

1-آلودگی درون و بیرون: افرادی که خود آلوده به فساد هستند؛ دیگران را مانند خود می بینند.

2- همنشینی با بدان: وقتی که افرادجامعه با افراد فاسد ، منحرف و ضد انقلاب ؛ مخالف نظام نشست و برخاست داشته یا نگاهشان به ماهواره ها و شبکه های دشمن باشد طبیعی است که نسبت به همه افراد بدبین شود؛ در حدیثی امام علی (ع) می فرماید: "همنشینی با بدان سبب بدگمانی به نیکان می شود"

3-. زندگی در محیط های پر از مخالفین و ضد انقلاب وعدم حضور درمیان طرفداران انقلاب

4-داشتن عقده حقارت. کسان و جریان هائی که گرفتار خود کم بینی هتند و یا از سوی دیگران مورد تحقیر واقع گشته اند، چنین اشخاصی سعی می کنند دیگران را هم در محیط فکر خود حقیر و پست و آلوده و گنه کار حساب کنند تا از عقده خود بکاهند و آرامش کاذبی به خود بدهند.

5- قرار گرفتن در جایگاه تهمت: گاهى بعضى از افراد خود را در معرض گمان بد (سازش با دشمن خیانت ؛)مردم قرار مى ‏دهند؛ یعنى کارهایى مى‏ کنند که هر کسى مشاهده کند، درباره آنان گمان بد مى‏کند. این کارها از نظر اسلام، مجاز نیست؛ زیرا در چنین صورتى، انسان با اراده خود، گمان بد دیگران را متوجه خود ساخته و مقدمات آن را فراهم نموده است.

امیر مؤمنان (ع) می فرماید: هر کس به جاهاى بد، وارد شود، متهم مى‏ شود. کسى که خود را در معرض تهمت قرار دهد، پس ملامت نکند کسى را که به او گمان بد برده است

آثار اجتماعی بدبینی

این خوى ناپسند و بیمارى اخلاقى اعتماد افراد را نسبت به یكدیگر از بین مى برد و به آبرو و اعتماد آنها آسیب مى رساند. بدبینى بزرگ ترین مانع همكاری هاى اجتماعى، اتحاد و به هم پیوستگى دل هاست و انسان را گوشه گیر ، تك رو و خودخواه بار مى آورد. بدگمانى سرچشمه خشم ها، جنگ و خونریزى هاست.

1- عدم اعتماد متقابل: بدگمانى، روح اعتماد جمعى را خدشه دار کرده و امنیت ‏اجتماعى را از بین مى‏ برد، به گونه ای که هیچ کس به دیگرى اعتماد و اطمینان نمى ‏کند. افراد با دیده خیانتکار به هم مى ‏نگرند و از هم دیگر مى ‏گریزند.

2-کارهاى شایسته به فساد کشانده میشود؛ زیرا بدگمانى، بى اعتمادى پدید مى‏ آورد و بى اعتمادى، واکنش هاى منفى را در دیگران بر مى‏ انگیزد و به جاى انجام کارها از روى دلسوزى و علاقه، آنان را به برخوردهاى تصنّعى-براى جلب اعتماد- یا به کار شکنى، مشکل تراشى و پیچیده ساختن انجام کارها وادار مى ‏سازد. به عبارت دیگر؛ بدگمانى، انسان هاى قابل اعتماد و درستکار را به استفاده از روش هاى نادرست مى ‏کشاند.

حضرت على در این باره (ع) فرمود: بدگمانى، کارها را تباه مى‏کند و انسان را به بدی ها مى ‏کشاند

3-. زوال امنیت: شخص بدبین به حریم شخصیت مسلمانان تجاوز می کند.واشخاص و مسئولین امنیت اجتماعی ندارند

4-. کنجکاوی در امور دیگران: شخص بدبین برای پیدا کردن شاهدهایی بر بدگمانی خود با تجسس از مسلمانان سلب آزادی می کند.

5-. ابتلا به غیبت برادران مؤمن چون نسبت به کسى سوء ظن پیدا کرده است، غیبت را تجویز مى‏کند

6-از دست دادن دوستان خوب که بدگمانی آنهارا بدجلوه داده : امام علی (ع) می فرماید: "هر که بدگمانی بر او چیره شود جای آشتی با هیچ دوستی را باقی نمی گذارد

7-بدبینی موجب میشود که مردم به وضعی دربیایند که هرچه تبلیغات مثبت در یک جهتی انجام بگیرد، قابل باور نباشد برای مردم، [امّا] یک کلمه دروغ از طرف دشمن تا گفته میشود، قابل باور باشد برای مردم؛ این چیز خیلی خطرناکی است؛15/6/97

راه مقابله با ویروس بدبینی

1-. تقویت عقل و خرد: بدبینی از آثار کمبود عقل و خردو آگاهی است که هر چیزی را نادیده قبول می کند. امام علی (ع) می فرمایند گمان درست از ویژگی های خردمند است آحاد جامعه باید هر حرفی را براحتی وبدون یقین نسبت به صحت آن نپذیرند .

2-پرهیز از شتابزدگى: یکى از راه هاى مبارزه با بدگمانى این است که اگر انسان درباره برادران مسلمان خود چیزى شنید فوراً قضاوت نکند و ترتیب اثر ندهد، بلکه صبر کند تا آن خبر براى او تأیید و یا تکذیب شود. در صورتى که به طور اطمینان آورى تأیید شد، آن گاه ترتیب اثر دهد.

پیامبر اکرم (ص) فرمود: هر گاه گمان «بد» بردى، (آن را مطلبى ثابت و محقق نگیر و زود) قضاوت نکن

3-انتقاد سازنده باذکر نقاط مثبت و منفی: انتقاد باید انجام بگیرد. گاهی اوقات انتقاد بایستی عمومی هم باشد؛ ما همیشه معتقد نیستیم که انتقاد بایستی درِگوشی باشد؛ نه، گاهی هم باید عمومی باشد، امّا اینکه ما به نحوی انتقاد بکنیم که آن شنوندهی انتقاد به تعبیر رایج بندِ دلش پاره بشود و بگوید «دیگر همه چیز از دست رفت، پدرمان درآمد»، اینجوری نباید انتقاد بکنیم؛ ما گاهی اوقات اشتباه می کنیم در کیفیّت انتقاد کردن و اینجوری کار می کنیم. این دستگاههایی هم که مورد انتقاد قرار می گیرند، خب کارهای خوب هم دارند، آن کارهای خوب را هم باید گفت. بنده چند روز پیش از این در یک جلسهای که با آقایان داشتیم، به آقایان دولتیها گفتم که کارهای مثبت را باید دید، کارهای منفی را هم باید دید؛ اینجور نباشد که ما همهی کارهای منفی را ببینیم. دولت، هم کارهای مثبت دارد، هم مشکلاتی دارد؛ مجلس همینجور، قوّهی قضائیّه همینجور، دستگاههای گوناگون همینجور؛ همهمان اینجور هستیم که یک چیزهای مثبتی داریم؛ (خَلَطوا عَمَلًا صالِحًا وَ ءاخَرَ سَیِّـئًا عَسَی اللهُ اَن یَتوبَ عَلَیهِم،) این خَلط عمل صالح و سیّئه، یک چیزی است که در همه وجود دارد، در همهجا وجود دارد. ما اگر عمل سیّئه را ذکر میکنیم، عمل صالح را هم ذکر کنیم؛ این موجب میشود که مردم، هم متوجّه بشوند که اینجا اشکال دارد، هم این موجب نشود که به کلّی مأیوس بشوند و بگویند «آقا! همه چیز از دست رفت»؛ این[طور] نباید باشد. کارهای خوب هست، کارهای بد هم هست؛ همه را باید انسان ببیند و بگوید. آن آیهی شریفه [میگوید]: یا اَیُّهَا الَّذینَ ءامَنُوا اِتَّقُوا اللهَ وَ قولوا قَولًا سَدیدًا * یُصلِح لَکُم اَعمالَکُم وَ یَغفِرلَکُم ذُنوبَکُم، اگر چنانچه بخواهیم قول سدید داشته باشیم -قول سدید یعنی قول با پشتوانه- باید اینجوری حرکت بکنیم، اینجوری باید عمل بکنیم. لَولا یَنهاهُمُ الرَّبانِیّونَ وَ الاَحبارُ عَن قَولِهِمُ الاِثمَ وَ اَکلِهِمُ السُّحت، این دو نکتهی مهم [در این آیه] این است که قرآن نهیب میزند که چرا احبار و رهبّانیّون، اینها را از این دو چیز منع نکردند [که از] این دو چیز یکیشان «قَولِهِمُ الاِثم» است، [یعنی] حرف دروغ، حرف غلط، حرف نسنجیده، قولِ بغیرعلم؛ یکی هم «اَکلِهِمُ السُّحت» -که همین مسائل اقتصادی است، روابط اقتصادی ناسالم، همین فسادها و مفسدین و امثال اینها- هر دوی اینها را بایستی بکلّی علاج کرد.15/6

4- ارتباط مردم با دستگاههای مدیریّتی کشور

مردم باید با چه دستگاه قضائی، چه قوّهی مجریّه، چه بقیّهِی دستگاهها- ارتباط پیدا کنند؛ انسجام. البتّه بخش مهمّی از این اعتمادسازی به عهدهِی خود دستگاهها است؛ یعنی خود دولت، خود قوّهی قضائیّه، خود دستگاههای دیگر بایستی رفتارشان، عمل شان جوری باشد که جلب اعتماد بکند؛ این بخش به عهدهی آنها است، امّا بخشی هم به عهدهی من و شما است، بخشی هم به عهدهی کسانی است که مخاطب دارند؛ کسانی که بلندگو دارند که بایستی در این بلندگوهای رسمی و غیررسمی، حرفهایی زده بشود. هیچ دولتی هم بدون کمک و پشتیبانیِ مردم قادر به کار نیست، نه دولتِ ما و نه هیچ دولتی در دنیا. ما نباید کاری کنیم که این پشتیبانی و اعتماد مردم نسبت به دستگاههای دولتی و دستگاههای اجرائی کشور -چه در بخش قضائی، چه در بخش قوّه مجریّه و بقیّه بخشها [مانند] نیروهای مسلّح- سلب بشود. علاجِ مشکلات این نیست که ما پشت دولت را خالی کنیم؛ علاج مشکلات این نیست که ما تبرّی کنیم از آنچه دستگاههای مسئول انجام میدهند؛ نخیر، علاج این است که ما انتقاد کنیم، حرفمان را بزنیم، کمک کنیم، کمک فکری بکنیم و کمک عملی بکنیم؛ علاج این است.15/6/97

برچسب ها: حمیدرضا ترقی
 
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر: