به‌روز شده در: ۲۸ مرداد ۱۳۹۷ - ۱۵:۰۷
logo
تازه های سایت
کد خبر: ۲۸۲۰۱
تاریخ انتشار: ۱۶ مرداد ۱۳۹۷ - ۱۵:۳۱
آمريكا امروز از ديپلماسي چماق و هويج عبور كرده است. در هيچ چشم‌اندازي از مذاكره اثري از «هويج» نيست. آنچه كه از اين سو و آن سوي مرزها ديده مي‌شود، تنها «چماق» است. عده‌اي كه كمترين بهره از عقلانيت سياسي را ندارند باز دولت را تشويق به مذاكره مي‌كنند. بايد از اين بلاهت عبور كرد.
محمد کاظم انبارلویی- دكتر حسن روحاني، رئيس‌جمهور محترم در كتاب «انديشه‌هاي سياسي اسلام» جلد دوم كه اختصاص به سياست خارجي دارد، 10 سوال كليدي را در مناسبات ايران با كشورها مطرح مي‌كند كه پاسخ به هر سوالي، خود يك مقاله مفصل را مي‌طلبد. وي در طرح سوال اول مي‌گويد؛ «پرسش نخست اين است؛ آيا ما حاضريم در مقاطعي سياست خارجي را هزينه پيشرفت و توسعه كنيم يا نه؟ اينكه مي‌گوييم استراتژي ملي ما، توسعه است يا در چشم‌انداز به توسعه تاكيد مي‌كنيم، آيا حاضريم براي اين توسعه سوبسيدي هم پرداخت كنيم؟ تاكنون هميشه از جيب اقتصاد كشور براي سياست خارجي هزينه كرده‌ايم. آيا مي‌توان جهت را عوض كرد و براي رسيدن به توسعه، مقداري هم از جيب سياست خارجي خرج كرد؟» (1)

اين پرسش، يك پرسش شيرين و در عين حال فريبنده است. فقط نرخ هزينه سياست خارجي براي توسعه و پيشرفت در آن با عدد و رقم تقويم نشده است. بايد ديد با اين رويكرد از جيب سياست خارجي چقدر براي توسعه خرج كرد و حد يقف آن چيست؟

دالان ورود به چنين عرصه‌اي گفت‌وگو و مذاكره است. گفت‌وگو و مذاكره هيچ‌گاه در طول تاريخ انقلاب نه كاملا مسدود بوده و نه باز. بسته بودن يا باز بودن آن تابعي از متغير محاسبات دو طرف بوده است. در باب گفت‌وگوهاي هسته‌اي اين كانال هيچ‌گاه بسته نبود، چون بهانه رقيب اين بود كه ما مي‌خواهيم بمب بسازيم. ما مي‌توانستيم با باز بودن اين باب، هم روشنگري كنيم و هم بهانه را از دست دشمن بگيريم.

لذا در دو دولت گذشته هميشه اين باب باز بود، اما طرف مقابل با پررويي و زياده‌طلبي هميشه درصدد اين بود كه نه در يك جنگ نظامي، بلكه در يك جنگ ديپلماتيك، كل بساط دانش هسته‌اي كشور را كه خود كليدي براي توسعه بود، جمع كند.

دولت جديد براي پرداخت هزينه توسعه از جيب سياست خارجي، اول هزينه حيثيتي كرد و با سياست لبخند، در كنار غارتگران و روسياهان جهاني نشست و محصول دو سال گفت‌وگو را به يك پيمان سست با تفسيرهاي مضيق، وارونه و عجيب و غريب از سوي دشمن و اشكالات فني و حقوقي بسيار رسيد. دولت چون عزم خود را جزم كرده بود «توافق به هر قيمت» را كليد بزند، از برخي شروط مجلس، شوراي عالي امنيت ملي و رهبري عبور كرد و ميلياردها دلار هزينه زيرساخت‌هاي هسته‌اي كشور را كه به قيمت خون دانشمندان عالي قدر اتمي كشورمان تمام شده بود، درهم ريخت و چرخ شمار زيادي از سانتريفيوژها را از كار انداخت، پروژه آب سنگين اراك را بتن‌ريزي كرد، ميلياردها دلار اورانيوم غني‌شده 20 درصد را در معرض تاراج دشمن قرار داد. در عوض نه‌تنها تحريم‌ها كاسته نشد، بلكه دشمن به آن افزود و رفت دنبال خلع سلاح موشكي و... آن هم از طريق تداوم گفت‌وگوها! امروز، روزي است كه هزينه گفت‌وگو و تعامل با غرب به‌ويژه‌آمريكا بايد مورد ارزيابي قرار گيرد و از جيب سياست خارجي براي هميشه از هر هزينه‌اي براي توسعه روابط با غرب خودداري كرد. امروز جهان به سمت چندجانبه‌گرايي پيش مي‌‌رود. نگاه به شرق و تغيير زيرساخت‌هاي تماس در وزارت خارجه به سمت شرق ضرورت اجتناب‌ناپذير دارد.

روابط راهبردي ايران و روسيه در منطقه تاكنون آورده خوبي داشته است. امروز ضرورت دارد نگاه به روسيه جديد با دقت ارزيابي شود. جامعه روشنفكري در روسيه پس از فروپاشي شوروي سابق به وجود آمده كه تاثير تعيين‌كننده‌اي در سياست داخلي و خارجي روسيه دارد و از ايدئولوژي الحادي ماركسيسم فاصله گرفته است و از ديدگاه معرفتي خاصي كه به ديدگاه ما نزديك است برخوردار مي‌باشد.

الكساندر دوگين و شاگردان او نماد چنين جامعه‌اي هستند. آنها در تصحيح نگاه روسيه به ايران نقش تعيين‌كننده‌اي دارند. متاسفانه وزارت خارجه از درك تحولات و مواضع جديد روسيه عقب است. در روابط با چين همين كاستي‌ وجود دارد. امروز چين در سكوي دوم اقتصاد جهان ايستاده است. در خط توليد چيني‌ها، از شير مرغ تا جان آدميزاد پيدا مي‌شود. امروز با وجود چين اصلا نيازي به تكنولوژي غرب و آمريكا نداريم. در شرايط خطير كنوني روابط ما با چين بلاتكليف است، ايران در چين چند ماه است سفير ندارد.

اگر همان اراده‌اي كه تئوري هزينه‌كرد سياست خارجي براي توسعه را دنبال مي‌كرد، طي 5 سال گذشته همه همّ و غم خود را براي برقراري روابط راهبردي با چين و روسيه مي‌‌گذاشت، مي‌توانست ادعا كند كه از جيب سياست خارجي براي توسعه دارد هزينه مي‌كند.

خيلي دور نرويم. در همين پاكستان، همسايه مسلمان كه يك قدرت اتمي هم هست و 199 ميليون نفر مسلمان دارد، مدار هزينه‌كرد وزارت خارجه براي توسعه که نگاهي ولو محدود به پاكستان داشت، يک منفذ تنفسي براي فشارهاي آمريكا بود. نتايج انتخابات جديد پاكستان نشان مي‌دهد فصل جديدي از روابط خارجي با پاكستان را مي‌توان سامان داد و منافع نظام را در حوزه سياسي و اقتصادي و حتي نظامي تامين نمود.

ظرفيت تركيه به عنوان يك قدرت اقتصادي كه تمام‌‌ قد در برابر زياده‌خواهي‌هاي آمريكا ايستاده و حاضر نيست از اوامر واشنگتن در دور جديد تحريم‌ها اطاعت كند، يك فرصت مثال‌زدني است. در عراق، سوريه، لبنان و يمن روابط راهبردي با رزمندگان فلسطيني و حماس بايد شبانه‌روز تلاش كرد تا از تز خرج كردن از جيب سياست خارجي براي توسعه به تفسير و تأويلي كه روحاني مدعي بود و هست، دفاع كرد.

تز هزينه‌كرد سياست خارجي براي توسعه و مبتني بر رويكرد تعامل با آمريكا و غرب امروز با مواضع رسمي و غير رسمي واشنگتن شكست‌خورده است. آنها برجام را پاره كردند و هزينه‌هاي زيادي را روي دست سياست خارجي جمهوري اسلامي گذاشتند. آنها با بدعهدي باب گفت‌وگو را بستند، به طوري كه حداقل در دوران سلطنت ترامپ در كاخ سفيد امكان برقراري مجدد گفت‌وگو حتي ضعيف آن وجود ندارد.

امروز به تعبير استراتژيست‌هاي خارجي دولت، ما به نقطه صفر برگشته‌ايم، آن‌هم به گونه‌اي كه رئيس‌جمهور روحاني در بي‌سابقه‌ترين موضع‌گيري عليه آمريكا كه حتي در دوران روساي جمهور گذشته بي‌سابقه است، براي درگيري با آمريكا اعلام آمادگي مي‌كند.

موضع صريح رئيس‌جمهور مبني بر اينكه؛

- آقاي ترامپ! با دم شير بازي نكن. پشيمان مي‌‌شوي

- جنگ با ايران، مادر جنگ‌هاست

- تنگه‌هاي زيادي داريم، تنگه هرمز فقط يكي از آنهاست

- نفت ايران صادر نشود،‌ نفت هيچ كشوري هم صادر نخواهد شد.

روزنامه ايران، ارگان دولت اين سخنان رئيس‌جمهور در ديدار سفراي ايران در خارج از كشور را «خطابه ديپلماتيك» ناميده است. (2) اين مواضع را مي‌توان تير خلاص به تعامل با غرب و آمريكا تحت عنوان تعامل با جهان تلقي كرد.

امروز بايد بدانيم جهان، اروپا و غرب و آمريكا نيست. جهاني وسيع‌تر از اين حوزه وجود دارد كه بايد جمهوري اسلامي تمام توان خود را براي گفت‌وگو و مذاكره و برقراري روابط راهبردي با آن به كار گيرد.

هزينه‌ كردن از جيب سياست خارجي با تصميمات درست مي‌تواند چشم‌انداز «توسعه» و «پيشرفت» را شفاف كند. اگر درست عمل كنيم، اين «هزينه» نيست، تمام آن «درآمد» است، به شرط آنكه ديدگاه معرفتي ديپلمات‌هاي ما نسبت به تحولات جهان به‌ويژه فروپاشي قريب‌الوقوع جهان سرمايه‌داري و ايدئولوژي ليبراليسم تغيير كند.

آمريكا امروز از ديپلماسي چماق و هويج عبور كرده است. در هيچ چشم‌اندازي از مذاكره اثري از «هويج» نيست. آنچه كه از اين سو و آن سوي مرزها ديده مي‌شود، تنها «چماق» است. عده‌اي كه كمترين بهره از عقلانيت سياسي را ندارند باز دولت را تشويق به مذاكره مي‌كنند. بايد از اين بلاهت عبور كرد.

پي نوشت ها:

1- انديشه سياسي اسلام، جلد دوم، سياست خارجي، صفحه 51، حسن روحاني

2- روزنامه ايران، اول مرداد 97، سخنان رئيس‌جمهور در ديدار با سفرا

 
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر: