به‌روز شده در: ۰۴ اسفند ۱۳۹۸ - ۱۵:۴۳
logo
تازه های سایت
کد خبر: ۲۸۰۹۶
تاریخ انتشار: ۰۴ مرداد ۱۳۹۷ - ۱۱:۰۷
اداره یک کشوری که تمام دولت های استعماری و استکباری و تمام مزدوران منطقه با آن مخالفت می کنند کار ساده ای نیست. پس مصلحت ما در جلوگیری از دعواها و در یافتن وظیفه امروز و فردای کشور، ملت و جریان های سیاسی اصیل است.
اسدالله بادامچیان- اگر دولت ما مردمی باشد و به قول رجایی کابینه 35 میلیونی داشته باشیم (دوران شهید رجایی جمعیت کشور 35 میلیون نفر بود) مشکلات به آسانی حل می شود. بعضی های دیگر هم می گفتند اما رجایی بود که واقعا تمام وجودش با مردم می جوشید. وقتی مسئولی مردمی شد همه مردم با او هستند؛ وقتی دولت مردمی شد همه مردم با دولت هستند. وقتی دولت مردمی و الهی شد همه برکات الهی هم نصیب دولت مردمی الهی می شود. در زمان آقای رجایی، خداوند او را رحمت کند، جنگ بود، درآمد ارزی پایین بود، به این دلیل همه مردم با رجایی همراهی می کردند که رجایی مردمی و انسانی الهی بود.

به آقای رجایی گفتند که قند و شکر و چای کم داریم. ایشان گفت صبح به مردم می گویم. گفتند این کار را نکنید؛ اگر بگویید مردم قند و شکر خود را پنهان می کنند و گران می شود. من خودم شاهد بودم که آقای رجایی گفت شما رابطه من با خدا و مردم و رابطه مردم با من را نمی دانید. شب به درگاه الهی التجاء کرد و صبح به مردم گفت که ما قند و شکر کم داریم؛ دو راه داریم، یکی اینکه من کارهای دیگر بکنم و دیگری اینکه شما مصرف را کم کنید. مردم طوری مصرف را کم کردند که قند و شکر موجود کفایت کرد. مادر من، خدا رحمتش کند، روزی 6 عدد چای می خورد؛ چای خوردن را کرد روزی یک عدد و آن را هم با یک نصف قند می خورد.

بانک به آقای رجایی گفت که موجودی اسکناس کم شده و دچار مشکل شده ایم و باید اسکناس چاپ کنیم. آقای رجایی گفت اگر اسکناس چاپ کنید تورم می شود؛ من چه جوابی به خدا بدهم؟! اگر گرانی شود و مردم در زندگی خود دچار مشکل شوند، من نمی توانم جواب خدا را بدهم. من به مردم می گویم. گفتند یک بار بانک شاهنشاهی این کار را کرده و مردم هجوم آورده اند و پول های خود را جمع کرده اند و این خطر دارد. صبح آقای رجایی به مردم گفت که اسکناس موجودی بانک های ما کم شده است؛ هرچقدر پول دارید به حسابهایتان واریز کنید. خدا می داند که هنوز دو بعد از ظهر نشده، انقدر اسکناس در بانک ها جمع شده بود که قابل تصور نبود.

این یک دولت مردمی و خدایی است؛ که خدا و مردم به او یاری می دهند. من شاهد رجایی بودم که در زندان اوین شب بلند می شد و در نماز شب دعای «اللَّهُمَّ إِنَّا نَرْغَبُإِلَیْکَفِیدَوْلَةٍکَرِیمَة» می خواند. دولت کریمه دولتی است که در آن همه با کرامت برخورد می کنند؛ سیاسی، غیر سیاسی و زندگی مردم با کرامت و عزت است نه اینکه مردم دچار این همه مشکل باشند و باز هم کاری نشود. لذا اگر آدم خالصا برای مردم کار کند و برای جیبش کار نکند و برای حقوق نجومی کار نکند، مردم خدمتگزار خودشان را دوست دارند. مگر امام برای مردم چه کرد؟ با آن همه مراجع محترم و پر سابقه مثل مرحوم آیت الله العظمی گلپایگانی و مرحوم آیت الله العظمی نجفی، چرا مردم به امام روی آوردند و هیچ رقابت و اختلافی هم پیش نیامد؟ چون آن مراجع و امام همه وجودشان خدایی و مردمی بود و «ید واحده» بودند.

ما بحران تحریم خارجی نداریم و مشکل تحریم خارجی داریم. ما سال ها در این کشور زندگی کرده ایم و تجربه داریم. با هفت میلیارد دلار در زمان جنگ و با آن تحریم شدید، کشور به خوبی اداره شد. اما چگونه بود که آن روز آن پیرزن روستایی چند تخم مرغ خود را می داد؟ چرا امروز کسی این کار را نمی کند؟ این را حل کنیم. وقتی که آدم خدایی و مردمی عمل کرد، از یک طرف خدا به او کمک می کند و از طرف دیگر مردم با او همراه می شوند. إن شاء الله این طور شود.

البته دنیا پر از مشکلات است. هیچ وقت این طور نیست که مشکلی وجود نداشته باشد. شما روزنامه های اطلاعات و کیهان سال 57 را نگاه کنید و ببینید که چقدر مشکلات بوده؛ با اینکه آن موقع سانسور بود و یک کمی آزاد گذاشته بودند که مشکلات بیان شود. چقدر وضع بد بوده است؟ مردم یادشان می رود. امروز کشور ما قدرت و اقتدار و موفقیت دارد و مردم هم اینها را می دانند و به این علت مشکلات را تحمل می کنند. آن دولتی می تواند مشکل را حل کند که خدایی و مردمی عمل کند.

امیدواریم خداوند به مسئولین ما توفیق دهد و آنها هم از خدا کمک بگیرند و این مسائل را حل کنند.

ما که امروز به این نقطه از اقتدار رسیده ایم که آمریکا عاجزانه ما را تحریم می کند، عاجزانه، به خاطر روحیه استکباری، مجبور است که از برجام کنار برود و برای آمریکا آبروریزی و ننگ بود، گرچه این دعواهای داخلی ما نمی گذارد بگوییم که خروج آمریکا از برجام برای آنها ننگ بود؛ همین طور که خروجش از منشور حقوق بشر ننگ بود. اگر ما به اینجا رسیدیم، از دولت آقای بازرگان تا دولت آقای روحانی در آن سهم دارند. البته در اصل به خاطر رهبری امام خمینی(س) و رهبر معظم انقلاب و حضور در صحنه مردم آگاه و قهرمان ایران است.

منفی کردن همه هم صحیح نیست؛ تعصب هم صحیح نمی باشد. نقاط مثبت را قدردانی کنیم و از نقاط منفی عبرت بگیریم. ما همه را منفی نمی کنیم و نمی دانیم. اداره یک کشوری که تمام دولت های استعماری و استکباری و تمام مزدوران منطقه با آن مخالفت می کنند کار ساده ای نیست. پس مصلحت ما در جلوگیری از دعواها و در یافتن وظیفه امروز و فردای کشور، ملت و جریان های سیاسی اصیل است.

امام روز 16 بهمن که بازرگان را نصب کردند فرمودند که ملت نظرش را درباره بازرگان بدهد. مردم روزهای بعد به نفع بازرگان شعار دادند و حمایت کردند. روزی که احساس کردند بازرگان با امام درگیر است و دارد دعوا می کند و با خانم فالاچی مصاحبه کرده و می گوید همه کار ما با امام با تشنج و تنش و درگیری همراه است، ملت از او جدا شدند و همان کسانی که شعار می دادند «بازرگان پیر چریک ایران، رهرو راه قرآن» علیه بازرگان شعار دادند. حتی مردم در نماز جمعه شعار دادند و امام به مرحوم حاج سید احمد آقا فرمودند بگویید علیه آقای بازرگان شعار ندهند. آقای بازرگان خیال می کرد که مردم پیرو او هستند و نمی خواست قبول کند که مردم پیرو امام هستند؛ یا مثلا بنی صدر می گفت من از امام بیشتر رأی دارم.

من می گویم اشتباه نکنید؛ مردم با امامت هستند. ممکن است انتقاد هم داشته باشند اما رهبر معظم انقلاب را به همه ترجیح می دهند. اگر اندیشمندی ایشان نبود در همین قضیه اقلیم کردستان عراق جنگ و درگیری بود شاید به داخل ایران هم می رسید. وقتی آمریکا به عراق حمله کرد هیأت های گوناگونی از سراسر جهان به ایران آمدند و به ما گفتند که شما با صدام همراهی کنید. بعضی از دوستان ساده اندیش ما هم از تریبون مجلس گفتند که صدام خالد بن ولید شده و بیایید با او همراهی کنیم. اینها متوجه نبودند که اگر ما به کنار صدام می رفتیم، دولت های استکباری صدام را رها می کردند و ما را مورد هجمه قرار می دادند.

مقام معظم رهبری، آقای هاشمی، مسئولان و دلسوزان مملکت متوجه بودند. لذا آقای هاشمی با صدام طوری برخورد کرد که صدام هواپیماهای مسافربری خود را به ایران داد و نامه نوشت و اسیران را آزاد کرد؛ بعد هم بهره هایی که بردیم و هنوز نمی شود خیلی از آنها را گفت. اگر ما با او همراه می شدیم، به عنوان همدست صدام، همان بلایی که در مورد سلاح شیمیایی می خواستند بر سر صدام بیاورند علیه ایران انجام می دادند. این کشور با این تدبیر پیش رفته است. مردم هنوز خیلی از مسائل پشت پرده و نقش امام و مقام معظم رهبری را نمی دانند؛ البته هم قدر امام و هم قدر مقام معظم رهبری و مرحوم آقای هاشمی را می دانند. ان شاء الله سعی کنیم در خط ولایت حرکت کنیم، مشکلاتمان حل می شود.

 
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر: