به‌روز شده در: ۲۳ مهر ۱۳۹۷ - ۱۱:۱۸
logo
تازه های سایت
کد خبر: ۲۸۰۷۱
تاریخ انتشار: ۰۲ مرداد ۱۳۹۷ - ۱۰:۲۶
به مناسبت سالروز ولادت شیخ مفید
اگر بر همراه پیامبر سکینه فرود آمده باید مؤید به لشکریان نامرئی خدا شده باشد و اگر بخواهی بگویی هر دو (سکینه و یاری لشکر نامرئی) برای او بود، باید پیامبر‌ را در این ‌جا از نبوّت خارج سازی! بنابراین اگر به این کلام (آیه غار) برای رفیقت استدلال نکنی بهتر است! شیخ می گوید او نیز دیگر نتوانست پاسخ مرا بدهد و مردم از دورش پراکنده شدند، و من از خواب بیدار شدم.
شیخ مفید که نام کاملش «محمد بن محمد بن نعمان» است در سال 336 هجرى در حوالى بغداد دیده به جهان گشود.او از چهره‏هاى بسیار درخشان شیعه در جهان اسلام است. ابن حجر عسقلانى از علمای اهل سنت درباره شیخ مفید مى‏گوید: «او بسیار عابد و زاهد و اهل خشوع و تهجد بود و مداومت بر علم و دانش داشت. جماعت بسیارى از محضر او بهره بردند. او بر تمام شیعیان حق دارد.»

طبرسی در کتاب احتجاج نقل میکند که شیخ مفید (ره) گفت: شبی در خواب دیدم به راهی میروم، ناگاه چشمم به جمعیّتی افتاد که به دور مردی حلقه زده بودند، و آن مرد برای آنها موعظه میگفت، پرسیدم آن مرد کیست؟ گفتند: خلیفه دوم است.نزدش رفتم و سخنانش را قطع کرده و گفتم: ای شیخ بگو دلیل بر برتری ابوبکر، در آیه غار (آیه 40 سوره توبه: ثانی اثنین اذهما فی الغار...) چیست؟

گفت: شش نکته در این آیه وجود دارد که بیانگر فضیلت اوست:

1- خداوند در قرآن از پیامبر یاد کرده، و ابوبکر را دومین نفر قرار داده است.

2- خداوند در آیه فوق، آن دو را در کنار هم، در یک مکان یاد کرده، و این بیانگر پیوند آن دو است.

3- خداوند در آیه مذکور، او را به عنوان صاحب (رفیق) پیامبر یاد نموده تا آنها را هم رتبه کرده باشد.

4- خداوند از مهربانی پیامبر به او خبر داده، آنجا که طبق آیه مذکور، پیامبر به همراهش میگوید: «وَ لا تَحْزَنْ» اندوه مخور.

5- پیامبر به او خبر داده که خداوند یاور هر دوی ما به طور مساوی، و مدافع ما است.

6- خداوند در این آیه از نازل شدن سکینه و آرامش به او خبر داده است، زیرا پیامبر همیشه دارای آرامش بود و نیازی به فرود آمدن آرامش نداشت.

این شش نکته از آیه مذکور، بیانگر برتری است، که برای تو و دیگران قدرت بر ردّ آن نیست.

شیخ مفید میگوید: من به او گفتم: به راستی حقّ رفاقت را ادا کردی، ولی من به یاری خدا به همه آن شش نکته پاسخ میدهم، مانند باد تندی که در روز طوفانی، خاکستری را میپراکند، و آن این است:

1- دومین نفر قرار دادن او دلیل فضیلتش نیست بلکه گزارشی از تعداد است. زیرا مؤمن با مؤمن و همچنین مؤمن با کافر، در یک جا قرار میگیرند، وقتی که انسان بخواهد یکی از آنها را ذکر کند می‌‌گوید دوّمین آن دو.

2- ذکر پیامبر و او در کنار هم، نیز دلالتی بر فضیلت ندارد، زیرا ـ چنان که در دلیل نخست گفتیم ـ در یک جا جمع شدن، دلیل بر خوبی نیست، چه بسا مؤمن و کافر در یک جا جمع میشوند، چنانکه در مسجد پیامبر که شرافتش از غار بیشتر است، مؤمن و منافق می‌‌آمدند و در آنجا کنار هم اجتماع میکردند، از این رو در قرآن میخوانیم:

«این کافران را چه میشود که با سرعت نزد تو میآیند، از راست و چپ، گروه گروه.» (معارج، 36 و 37)

و همچنین در کشتی نوح (ع)، هم پیغمبر بود و هم شیطان و حیوانات، پس اجتماع در یک مکان، دلیل فضیلت نیست.

3- اما در مورد مصاحبت، این نیز دلیل فضیلت نیست، زیرا مصاحب به معنی همراه است، و چه بسا کافر با مؤمنی همراه باشد، چنانکه خداوند در قرآن کریم میفرماید:

«همراه (با ایمان) او که با او به گفتگو پرداخته بود، گفت: آیا به خدایی که تو را از خاک آفریده کافر شدی؟» (کهف، 37)

4- اما این ‌‌که پیامبر فرمود: «لاتَحْزَنْ» (محزون مباش) این دلیل خطای آن فرد است نه دلیل فضیلت او، زیرا حزن او، یا اطاعت بود یا گناه؛ اگر اطاعت بود، پیامبر از طاعت نهی نمی‌‌کرد، بلکه به آن دعوت میکرد و اگر گناه بوده نهی از آن درست باشد و آیات و دلیلی نیامده که همراه پیامبر امتثال کرده باشد و از اندوه خوری کناره کرده باشد.

5- پیامبر فرمود: «اِنَّ الله مَعَنا» (خدا با ماست) این کلام دلیل آن نیست که منظور هر دو باشند، بلکه پیامبر به او اعلام کرده که خدا همراه من است، منظور شخص پیامبر به تنهایی است و پیامبر از خودش تعبیر به جمع کرده است، چنانکه خداوند در قرآن از خود با لفظ جمع یاد کرده و میفرماید:

«ما ذکر(قرآن) را فرو فرستادیم، و ما قطعاً آن را نگهبانیم.»
(حجر، 9)

و گفتهاند همراه پیامبر گفته: ای رسول خدا اندوه من برای برادرت علی بن ابیطالب است که چه بلایی سرش میآید (همان شب، علی در بستر پیامبر خوابیده بود که نقطه هجوم مشرکان برای قتل پیامبر بود) و پیغمبر فرمود: خدا با ماست، یعنی با من و برادرم علی بن ابیطالب.

6- اما این که گفتی سکینه و آرامش بر او نازل شده، این خلاف قرآن است، زیرا سکینه بر آن کس نازل شد که طبق قسمت آخر آیه، لشکر نامرئی خدا به یاری او شتافت، که پیامبر اکرم باشد.

اگر بر همراه پیامبر سکینه فرود آمده باید مؤید به لشکریان نامرئی خدا شده باشد و اگر بخواهی بگویی هر دو (سکینه و یاری لشکر نامرئی) برای او بود، باید پیامبر را در این جا از نبوّت خارج سازی! بنابراین اگر به این کلام (آیه غار) برای رفیقت استدلال نکنی بهتر است! شیخ می گوید او نیز دیگر نتوانست پاسخ مرا بدهد و مردم از دورش پراکنده شدند، و من از خواب بیدار شدم.

 
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر: