به‌روز شده در: ۲۳ مهر ۱۳۹۷ - ۱۱:۱۸
logo
تازه های سایت
کد خبر: ۲۸۰۶۳
تاریخ انتشار: ۳۱ تير ۱۳۹۷ - ۱۵:۴۵
مروری بر فیلم خجالت نکش
میتوان «خجالت نکش» را یک فیلم خوب خانوادگی دانست که لازم نیست برای دیدین یک فیلم طنز همراه خانواده خجالت بکشید. خجالت بکشید از الفاظی که به عنوان طنز استفاده میشود و شوخی های نامربوطی که شخصیتها با هم دارند.
سیدمجتبی مومنی - این روزها حال و هوای فیلمهای طنز سینما خوب نیست.نکته مشترکی که در مورد عموم فیلمهای سینمایی طنز هم استفاده از شوخیهای نادرست و غیراخلاقی بیشتر است.
این که بخواهیم از شوخیهای نابجا استفاده کنیم و به هر قیمتی مخاطب را بخندانیم یکی از اهرمهایی است که میشود مخاطب را به سینما کشاند و کارگردانها را به عنوان راه آسان و دردسترس انتخاب میکنند.در این بین میتوان هر از گاهی دیدن فیلمهای طنز تمیز حس و حال خوشایندی به مخاطب میدهد. «خجالت نکش» را میتوان از این دست از فیلمها دانست. «خجالت نکش» فیلم بیادعایی است. نه مثل«ساعت ۵ عصر» مهران مدیری ادای روشنفکری درمیآورد و نه مثل «اکسیدان» شمشیر انتقاد را از رو بسته است و نه حتی مثل «آینه بغل» گیشه را نشانه رفته است. «خجالت نکش» بهاندازه تیم بازیگریاش ساده و بیآلایش است و درست بهاندازه لوکیشنهایش بیادعا. اولین ساخته مقصودی،یک کمدی روستایی است و بهترین نمونه برای اینکه فضای فیلم دستتان بیاید، «زاپاس» ساخته برزو نیک نژاد است که اتفاقاً در گیشه هم بسیار موفق بود؛ اما ورای این سادگی و بیادعایی، طنزی جالب و شیرین جریان دارد که بهموازات تاریخ ایران در طی بیست سال گذشته پیش میرود.
وقتی بیست سال پیش از «فرزند کمتر، زندگی بهتر» سخن رانده میشود هشت سال پیش که به ازای تولد هر کودک وعده اهدای یک سکه بهار آزادی میدادند و باافتخار در بالای جمعیت میایستادند و سر رقم جمعیت چانه میزدند، «خجالت نکش» روایتش را شروع میکند و به اتمام میرساند؛ در اوج زیرکی و ذکاوت، بهویژه وقتی پایان خوش فیلم همراه میشود باروی کار آمدن حسن روحانی بهعنوان رئیسجمهور، دیگر بههیچوجه نمیتوان کنایه پنهان در «خجالت نکش» را نادیده گرفت.
حتی منتقدان معتقدند «خجالت نکش» یکی از غیره منتظره ترین فیلمهای جشنواره فیلم فجر بود.فیلمی که مانند دریچه کوچک و باریکهای از نور در این جشنواره خاموش میماند که جز معدود فیلمهای مهمی که از مدتها پیش منتظرشان بودیم. از «خجالت نکش» هم انتظار ویژهای نمیرفت و چیزی از آن شنیده نشده بود. اما وقتی اکران شد توانست تا اندازه زیادی اتفاقهای خوشایندی در این حوزه برای مخاطب پیش بیاورد.
«خجالت نکش» موقعیت اولیه خود را بهخوبی میشناسد و پرورشش میدهد، همینکه زبان طنز را برای بیان موضوع بارداری در سنین بالا آنهم در مناطق سوپر سنتی روستایی نشین انتخاب میکند نشاندهنده شناخت خوب کارگردان از فضای موردنظر و پتانسیلهای داستانیاش است. نمونههای جدیتری که با بیانی سخت و صریح ساختهشدهاند و میخواستهاند از خلل چنین موضوعی حرفهای مهم و البته حرافانه بزنند، مانند «دعوت» هرگز نتوانستند آنطور که باید با مخاطب خود ارتباط برقرار کنند اما رضا مقصودی بهخوبی با انتخاب بستر کمدی برای تعریف داستان «خجالت نکش» آن را در دل تماشاگر مینشاند.
مهمترین نکته درباره «خجالت نکش» این است که نه ادعاهای بزرگ دارد و نه داعیه جدی بودن سرمیدهد. فیلم حد خودش را بهخوبی میشناسد و سعی هم نمیکند که لقمه گندهتر از دهانش بردارد. به حد و حدود از پیشساخته شده اش نه تنها پایبند است که سعی هم نمیکند گول زننده باشد تا تماشاگر جدیاش بگیرد. مسئله مهم دیگر این است که برای ساخت فیلم حقیقتاً وقت مفیدی صرف و کارگردان موفق شده به یک استاندارد درستودرمان در اجرا و روایت برسد. بازهم مانند «زاپاس» میتوان گفت که این استانداردها درزمینه ساخت یک کمدی خانوادگی در «خجالت نکش» از حد معمولی که از سینمای ایران انتظار داریم هم بالاتر میرود. خصوصاً شکل و قالب طنز فیلم در این رابطه بسیار تأثیرگذار است. شوخیهای فیلم لوث، بیمزه و مهمتر از آن مستهجن نیستند و واقعاً خندهدارند. بدون اینکه شخصیتها لوده بازی دربیاورند، از خنده رودهبرتان میکنند و خب این در سینمای کمدی سخیف ایران کمچیزی نیست. هرچند فیلم در نیمه پایانیاش و پس از گمشدن بچه کمی تغییر لحن میدهد و بار کمدیاش کمتر میشود اما کماکان میتواند تماشاگر را با خود همراه کند. پایان فیلم هم هرچند قابل حدس و سادهانگارانه است اما هندی و الکی عاطفی نمیشود تا حال خوش دیدنش در آخر به ضد حال تبدیل نشود.
برگ برنده فیلم اما در ترکیب زوج دوستداشتنی آن یعنی احمد مهران فر و شبنم مقدمی است. جدا از اینکه هرکدام بهتنهایی، (خصوصاً احمد مهران فر) بازیهای بسیار خوبی ارائه دادهاند و در نقشهایشان بهخوبی جاافتادهاند اما این شیمی میان این دو و دقیقاً ترکیب مشترکشان بهعنوان یک زن و شوهر است که جذابیت و بامزگی فیلم را دوچندان کرده. این دو نفر در فیلم حرف ندارند. بیش از هر چیزی آنچه باعث میشود فیلم خوب و دوستداشتنی باشد بازی این زوج بهیادماندنی ست. کیفیت بازی آنها نهتنها در حوزه فنی و اجرا به کیفیت نهایی فیلم کمک شایانی کرده است که بیشترین تأثیر را هم در فضاسازی و به دست آمدن اتمسفر حال حاضر «خجالت نکش» دارد و به آن شکل میبخشد.
در برابر همه این موارد طولانی و کشدار شدن داستان یکی از مواردی است که مخاطب را آزار میدهد. در فیلم مادری داریم که میخواهد فرزندش را در آغوش بکشد اما از شرم اینکه در سن بالایی بچهدار شده است به همه دروغ میگوید و نوزادش دائماً دستبهدست میشود و از او دورتر میشود. این خط داستانی را در کنار نام فیلم بگذارید تا پایان فیلم را بهراحتی پیشبینی کنید. این ایده کلی ایجاد کمدی در کل فیلم جاری است و شرایط پیرامون همین الگو شکل میگیرد، درنتیجه میتوان گفت، «خجالت نکش» در کلیتیک فیلم کمدی است که بر شوخیهای لحظهای و کمدیهای موقعیت که در طول فیلمنامه پراکنده است شکل نگرفته است؛ اما این ایده آنقدر پختهشده و آنقدر جذاب نیست که بتواند نود دقیقه بیننده را سرگرم کند و او را همراه کند، بهویژه که حال و هوای کلی فیلم و فضاسازی مقصودی در همان ابتدا کل داستان را لو میدهد و این به تعویق انداختن رویداد اصلی دیگر کشش خاصی برای مخاطب ندارد و فقط داستانی است که کش میآید و قصد تمام شدن ندارد.
با همه این موارد میتوان «خجالت نکش» را یک فیلم خوب خانوادگی دانست که لازم نیست برای دیدین یک فیلم طنز همراه خانواده خجالت بکشید. خجالت بکشید از الفاظی که به عنوان طنز استفاده میشود و شوخیهای نامربوطی که شخصیتها با هم دارند. پس میتوانید بدون خجالت همراه خانوادهتان به سینما بروید.


 
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر: