به‌روز شده در: ۰۴ تير ۱۳۹۷ - ۱۰:۴۵
logo
کد خبر: ۲۷۷۲۲
تاریخ انتشار: ۲۰ خرداد ۱۳۹۷ - ۱۵:۱۰
به بهانه بزرگداشت حماسه شهدای موتلفه
شمر خود از سرداران حضرت علی(ع) در جبهه صفین بود او به نوعی جانباز انقلاب علوی هم محسوب می‌شد اما جاه‌طلبی و مقام‌طلبی او را وادار کرد بزرگترین جنایت تاریخ بشر را مرتکب شود. فقط به بهانه اینکه بوی گندم ری مشام او را آزار می‌داد!

محمدکاظم انبارلویی- آن روز که امام پس از حمله رژیم شاه به فیضیه بیانیه آشتیناپذیری خود را صادر کرد، فرمود: «من قلبم را آماده کردهام که بر سر سرنیزههای شما بزنم» انقلابیون صدر اول فهمیدند که پای در راهی نهادهاند اعدام، زندان و شهادت کمترین «هزینه» آن است آن روزگاران کسی به فکر «درآمد» این حرکت تاریخی نبود.

وقتی شاه، امام (ره) را به جرم دفاع از استقلال، شرف و ناموس ملت ایران به تبعید فرستاد ننگ کاپیتولاسیون را پذیرفت و عزت و عظمت ایرانیان را به آمریکا فروخت. اول بهمن سال 1343 ساعت ده صبح وقتی حسنعلی منصور عازم مجلس بود هدف شلیک گلوله محمد بخارایی قرار گرفت و دردم به درک واصل شد. برقی که از شلیک گلوله اسلحه بخارایی ساطع شد فضای تاریک و غمگین مبارزان را در دهه 40 روشن کرد و صدایی که در بهارستان انقلاب آن روز شنیده شد خیلیها را ز خواب غفلت بیدار کرد و آنها را در مسیر مبارزه با طاغوت قرار داد.

نام موتلفه اسلامی از آن هنگام بر سر زبانها افتاد هر چند قبل از آن در جریان طلوع انقلاب اسلامی در 15 خرداد 42 این نام برای ملت و مبارزان راه آزادی و استقلال ایران آشنا بود.

جریان محاکمات قتل منصور و پایداری آنها در راه آرمان های اسلام و ایران و دفاعیات شورانگیز به ویژه وصیتنامه سیاسی آنها نشان داد. جوانان این ملت و قهرمانان و پهلوانان عرصه سیاست برای پرداخت هر هزینهای جهت دفاع از شرف و عزت استقلال کشور آمادهاند. دهه 40 ، 50 و 60 در ایران بهار تحزب و شکلگیری سازمانهای سیاسی و نظامی بود. این حرکت پس از اعدام منصور شتاب و رونق گرفت.

حال و هوای جوانان و اعضای این تشکلها در سازمانپذیری و حزبپذیری به گونهای بود که حاضر بودند از مال، جان و آبروی خود برای رسیدن به اهداف عالیه اسلام و ایران بگذرند. لذا زندان های رژیم تا روز پیروزی انقلاب مملو از جوانانی بود که مسیر انقلابیگری را خوب طی کرده بودند به هزینههای آن واقف بودند.

سؤالی که مطرح است آن است که چه شد پس از انقلاب بهار احزاب و گروهها به خزان بدل شد و دیگر جوانان و مردم رغبتی به تحزب نشان ندادند.

کارکرد احزاب که قبل از انقلاب مبارزه با استبداد و استعمار بود چه شد پس از آن این کارکرد تغییر کرد و برخی احزاب به دامن قدرتهای خارجی افتادند و استقلال و منافع ملی را به خطر انداختند.

حزب توده چون سر در آخور شوروی داشت اعضای آن منافع یک قدرت خارجی رانمایندگی میکردند، گروههای چپ آمریکایی و منافقین هم منافع حزب را نمایندگی کردند. آنها با شورش خیابانی و کودتا به جان انقلاب افتادند و چون رقمی در برابر ارده ملت نبودند مضمحل شدند.

اما سؤال این است چرا گروه ها و احزاب طرفدار امام وانقلاب مسیر رکود را طی کرده و کارکردهای حزب را رها و رو به قهقرا رفتند.

این مهم باید آسیبشناسی شود چرا امروز در نظرسنجی یک یا دو درصد کانون توجه مردم هستند و عمدتاً رجال سیاسی و مذهبی هستند که در انتخابات توجه مردم را جلب میکنند آنها نیز وقتی رای میآورند عقبه سیاسی و تشکیلاتی خود را منکر میشوند و در مذمت حزبگرایی و گروهگرایی داد سخن میگویند.

پاسخ روشن است احزاب پس از انقلاب مرکز کاریابی و جاسازی کادرها برای پر کردن پستها و مقامهای حکومتی شدند و کارکرد آرمانی و معنوی گذشته خود را به تدریج از دست دادند.

اگر کسی قبل از انقلاب به انگیزه اسلامخواهی و خداخواهی و کسب فضایلی چون پذیرش سختیهای انقلاب تا مرز شهادت به احزاب روی میآورد. حالا برای وزیر شدن، مدیر کل شدن، فرماندار استاندار شدن به حزب میآمدند. این در روحیه و در کارکرد و دو کارکرد را از حزب واتاب میدهد. احزابی که در این مسیر قرار میگیرند مسیری به سوی کثرتگرایی دارند که سم استقلال و منافع ملی است. شما به انشعاب روحانیون مبارز از روحانیت مبارز دراوایل انقلاب نگاه کنید با آنکه امام(ره) روی این جدایی صحه گذاشت و آرمانهای دوسوی انشعاب را تعیین کرد. اما دبیر کل جریان انشعابی به آن آرمانها متعهد نماند در فاصله کوتاهی از همان جریان انشعابی یک انشعاب دیگر درست کرد و حزب اعتماد ملی را تشکیل داد در حالی که او در بالاترین پست و مرتبت سازمانی در مجمع روحانیون بود رفت.

دبیر کل یک حزب خودساخته شد. انگیزه او برای این انشعاب رئیس جمهور شدن بود. او در رسیدن به این آرزو خیلی تلاش کرد اما نتیجهای نگرفت و آخر هم تیغ نامردی و بدعهدی به جمهوریت و اسلامیت نظام کشید!

امروزه در برخی احزاب سیاسی حرف این است که چه چیز به ما میرسد در حالی که دیروز دأب انقلابیون برای ورود به احزاب این بود که چه چیزی را برای حزب و انقلاب باید داد.

بخاراییها و امانیها نشان دادند برای صیانت از آرمان های انقلاب و امام باید «هزینه» حداکثری کرد بدون اینکه به «درآمد» حداقلی آن نگاه کرد. آنها با خدا معامله کردند و پاداش خود را هم از خدا گرفتند و نام خود را در تاریخ معاصر جاودانه کردند.

احزاب و گروهها اگر بخواهند امروز به حیات خود ادامه ادامه دهند باید همان حال و هوای قبل از انقلاب را باید داشته باشند.

امروز ملت ایران تمام قد در برابر استبداد جهانی و آمریکای جهانخوار قد علم کرده و از شرف و ناموس و استقلال خود دفاع میکنند. احزاب باید این دفاع را نمایندگی کنند و جلوتر از ملت هزینههای این دفاع جانانه را بپردازند.

اشتهای سیریناپذیر جاهطلبیها و قدرتطلبیها و رسیدن به پستهای چرب و شیرین انقلابیون را در مهلکهای میاندازد که همراه آنها احزاب وابسته به آنان را به قهقرامیبرد.

شمر خود از سرداران حضرت علی(ع) در جبهه صفین بود او به نوعی جانباز انقلاب علوی هم محسوب میشد اما جاهطلبی و مقامطلبی او را وادار کرد بزرگترین جنایت تاریخ بشر را مرتکب شود. فقط به بهانه اینکه بوی گندم ری مشام او را آزار میداد!

فتنه 18 تیر 78 و فتنه 8 ماهه سال 88 شمرها و ابنزیادها و پسرسعدهای انقلاب را رونمایی کرد. آنها بر جمهوریت و اسلامیت نظام که دو دستاورد بزرگ انقلاب اسلامی و در یادگار گرانقدر امام خمینی بود، ظلم کردند. قیام مردم در 9 دی آنها را سر جایشان نشاند والا آنان انقلاب را به ثمن بخس به آمریکا میفروختند و ملت را دوباره به زیر چکمههای خونخوارترین دیکتاتورهای معاصر و استبداد جهانی میبردند.

 
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر: