به‌روز شده در: ۲۹ آبان ۱۳۹۷ - ۱۴:۳۲
logo
تازه های سایت
کد خبر: ۲۷۶۹۷
تاریخ انتشار: ۱۲ خرداد ۱۳۹۷ - ۱۵:۰۰
توافق به دست آمده كه محصول گفتگو با دهانه توپ‌هاست، چيزي نيست كه طرف مقابل جرأت كند آن را به هم زند. چون اين گفتگو محصول پذيرش منطق طرف مقابل مبني بر اصالت قدرت است. آنها فقط اين منطق را درك مي‌كنند و از درك حقيقتي كه مبتني بر صدق و فطرت باشد عاجز هستند. به همين دليل پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله با كفار و مشركين و منافقين، هر 50 روز سختي هاي يك جنگ را تحمل مي كرد و زير بار زورگويي‌هاي آنان نمي رفت.
محمدکاظم انبارلویی- رهبر معظم انقلاب در ديدار مسئولان و كارگزاران به يك حقيقتي اشاره كرده و فرمودند : «دولت جمهوري اسلامي نمي تواند با آمريكا تعامل كند.»

چرا تعامل با آمريكا ممكن نيست؟ چرا حتي وقتي انعطاف نشان مي‌دهيم و عقب مي‌نشينيم اثري در جلوگيري از خصومت‌ورزي اشرار كاخ سفيد ديده نمي شود؟

اينكه امام (ره) در زمان حيات خود باب هر گونه گفتگويي را با آمريكايي‌ها بست، اين واقعيت را مي‌ديد كه اصلاً در مرام آمريكايي‌ها تفاهم، تعامل، گفتگو، پيمان و قرارداد، جايي ندارد. به همين دليل ملاقات وزيرخارجه دولت موقت با يكي از مقامات آمريكايي باعث سقوط دولت موقت شد و چند سال بعد كه مك فارلين با هدايا و پيشنهادهاي شيرين به تهران آمد، از همان فرودگاه مهرآباد ديپورت شد و هيچ مقام ايراني جرأت نكرد در مقابل خشم انقلابي ملت و امام (ره)، او را تحويل بگيرد.

دولت اصلاحات باب تعامل با آمريكايي‌ها به طور غيرمستقيم را تحت عنوان «گفتگوي تمدن‌ها» باز كرد. قرار بود اين گفتگو هيچ شكل سياسي نگيرد اما متأسفانه سر از مذاكرات ايران با تروئيكاي اروپا درآورد و منجر به عهد و پيماني شد كه از سوي طرف اروپايي به هيچ يك از مفاد آن عمل نشد و آمريكا دولت ايران را به پاس خوش عهدي

و پلمب كردن تأسيسات هسته‌اي در فهرست اشرار قرار داد و محور شرارت نامید.

20 سال پيش استاد حسن رحيم پور ازغدي در مناظره‌اي كه در راديو برگزار شد به موضوع «امكان و امتناع گفتگو با غرب» پرداخت و طرف مقابل او سعيد حجاريان از اصحاب مدافع گفتگوي به اصطلاح تمدن‌ها بود. استاد رحیم پور ازغدی، سرّ اينكه نمي شود با آمريكا تعامل كرد را فاش كرد. وی در این مناظره گفت: پيش فرض فلسفي دو سوي گفتگو اين است كه آمريكايي‌ها اعتقاد به اصالت قدرت دارند و ما به اصالت حقيقت معتقديم. اين دو نگره فلسفي با هم جمع نمي شود. به همين دليل باب گفتگو از سوي ما باز است اما از ‌آن سو بسته است. چون طرف مقابل به فكر «حقيقت» نيست، او به فكر «قدرت» است.

امام (ره) با انقلاب اسلامي باب گفتگوي مبتني بر كشف حقيقت را باز گذاشت، اما از آن طرف پاسخي كه دريافت كرد فقط و فقط تير و تفنگ و كودتا و جنگ و تهاجم نرم و سخت بود. به همين دليل هيچ گاه تن به مذاكره نداد و آن را براي سياستمداران منطقه ممنوع اعلام كرد.

آمريكايي‌ها نشان داده‌اند وقتي به ميز مذاكره بر‌مي‌گردند دهانشان بوي باروت مي‌دهد و تمام نرم‌افزارها و سخت‌افزارهاي قدرت و جنگ‌افزارها و حتي همه ظرفيت زرادخانه اتمي خود را روي ميز مي‌گذارند.

اين سؤال براي مردم همواره مطرح است که چرا بايد صورت مذاكرات ما با 1+5 محرمانه باشد؟ طرف غربي كه از چند و چون مذاكره باخبر است، چه كسي نامحرم اين مذاكرات است؟ پاسخ روشن است؛ نامحرم اين مذاكرات، مردم هستند كه دنبال منافع و مصالح خود می باشند. اگر ببينند و بشنوند آمريكايي‌ها عربده مي‌كشند، تهديد مي كنند و لات‌بازي در مي‌آورند، کمترین واکنش این است که به خيابان‌ها مي‌ريزند و به عربده‌كشي‌هاي آمريكا پاسخ مي‌دهند و به ديپلمات‌هاي ايراني مي‌گويند برگرديد گفتگو با گرگ‌ها را متوقف كنيد.

دولت روحاني مدعي بود زبان گرگ‌ها را مي‌شناسد و حتي به طعنه به رقباي خود مي گفت؛ شما گفتگو با غرب را بلد نيستيد، شما با زبان ديپلماسي آشنا نيستيد. رفتند سر ميز مذاكره نشستند، به گرگ‌ها اعتماد كردند، همان گرگ‌هايي كه دانشمندان هسته‌اي ما را با تيغ ترور شهيد كردند تا پيشرفت‌هاي هسته‌اي را متوقف كنند اما نتوانستند.

متأسفانه پيماني با گرگ‌ها بسته شد و ما به تعهدات خود عمل كرديم و پيچ و مهره‌هاي توان هسته‌اي و پيشرفت‌هاي علمي را در سطوح فناوري‌هاي نوين متوقف كرديم اما از آن طرف دريغ از پايبندي به يك تعهد!

اشتباه ما اين بود كه ما در مذاكرات دنبال روشن شدن اين حقيقت بوديم كه به دنيا اثبات كنيم به دنبال توليد بمب هسته‌اي نيستيم، فكر مي كرديم دنيا صداقت ما را در «قول» و «عمل» مي‌پذيرد و دست از شرارت بر‌مي‌دارد. اما در عمل ديديم اصلاً طرف مقابل دنبال كشف حقيقت نيست. اصلاً خود او با تكيه بر انبوهي از كلاهك‌هاي هسته‌اي فارغ از همه مقررات جهاني در مورد منع يا عدم اشاعه سلاح‌هاي هسته‌اي و سلاح كشتار جمعي، با ما از در گفتگو و تعامل وارد شده است.

ما در گفتگو و تعامل به دنبال فطرت حقيقت جوي طرف هستيم، اصلاً طرف مقابل مي‌گويد من انسان نيستم، يك گرگ هستم و منطق من هم همين چنگال خون‌آلود من است و شما راهي جز تسليم و ذلت و خواري نداريد!

20 سال پيش قرار بود يك گفتگويي در بستر غير سياسي و ديپلماتيك شكل بگيرد براي تضمين صلح و امنيت در جهان. نام ‌آن را هم گفتگوي تمدن‌ها گذاشتند. اما اين گفتگوها سر از جايي درآورد كه سعيد حجاريان در همان مناظره تاريخي با رحيم پور ازغدي صريح مي گويد؛ «استنطاق غرب از ما نوعي گفتگوست. رابطه متهم و بازجو هم نوعي ديالوگ است. شما بايد ذهنتان را از گفتگوي دو نفره خارج كنيد و مفهوم گفتگو را توسعه بدهيد و بسياري از اشكال و تعاملات و ترابطات را جزء شقوق گفتگو تلقي كنيد. اين گفتگو حتي ممكن است خودش را در جنگ نشان بدهد. در جنگ دهانه توپ‌ها هستند كه با هم صحبت مي‌كنند.» (1)

تئوريسين هاي دولت اصلاحات خودشان مي دانستند زير كاسه گفتگوي تمدن‌ها نيم‌ كاسه رگ‌هاي گردن برآمده و بزن بزن نبرد سخت و گرم خوابيده است. محصول آن را در فتنه تير 78 و نيز جنگ 33 روزه حزب الله و رژيم صهيونيستي به عينه ديدند.

آمريكايي‌ها در گفتگوي باروتي خود وقتي با زبان و دهان توپها كم مي‌آورند، اشتياق آنها به ميز مذاكره بيشتر مي شود. در مذاكرات هم هر چه توافق كردند، مي‌زنند زير ميز و بازمي‌گردند به جنگ سخت. منتها قبل از بازگشت اصرار دارند تفنگ طرف مقابل را از فشنگ‌خالي كنند تا بتوانند راحت بجنگند. ربط موضوع موشك و نفوذ منطقه‌اي ايران به برجام كه اكنون اروپايي ها اين بخش از گفتگو را نمايندگي مي كنند، همين است.

دولت و دستگاه ديپلماسي ما بايد هوشيار باشند؛ هر وقت دشمن آرايش جنگي مي‌گيرد بايد لحن ديپلماسي خود را تغيير دهند.

هر گونه عقب‌نشيني و انعطاف، دشمن را جسورتر و پرروتر مي‌كند. پاسخي كه رژيم صهيونيستي اخيراً در جولان دريافت كرد و ان شاء الله

به زودي در حيفا و تل‌آويو هم دريافت مي‌كند، بخشي از گفتگو و تعامل ما با غرب است. نبايد انگشت رزمندگان اسلام را از روي ماشه تفنگ‌ها در مبارزه با تروريسم در منطقه به ويژه خبيث‌ترين دولت تروريست جهان، سست كرد.

توافق به دست آمده كه محصول گفتگو با دهانه توپ‌هاست، چيزي نيست كه طرف مقابل جرأت كند آن را به هم زند. چون اين گفتگو محصول پذيرش منطق طرف مقابل مبني بر اصالت قدرت است. آنها فقط اين منطق را درك مي‌كنند و از درك حقيقتي كه مبتني بر صدق و فطرت باشد عاجز هستند. به همين دليل پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله با كفار و مشركين و منافقين، هر 50 روز سختي هاي يك جنگ را تحمل مي كرد و زير بار زورگويي‌هاي آنان نمي رفت.

پي نوشت:

1- مطالب مطرح شده از سوي آقايان ازغدي و حجاريان، به نقل از متن كامل مناظره آنها در دي ماه 77 به نقل از روزنامه فرهيختگان يك‌شنبه 6 خرداد 97 مي باشد.

 
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر: