به‌روز شده در: ۳۱ خرداد ۱۳۹۷ - ۱۱:۰۴
logo
تازه های سایت
کد خبر: ۲۷۵۸۹
تاریخ انتشار: ۳۱ ارديبهشت ۱۳۹۷ - ۱۰:۱۱
شیخ محمد بهاری در همان برخورد اول، طرف مقابل را مجذوب و شیفته خود میساخت. او روزی در نجف اشرف، با جمعی از طلاب در محوطه حیات مدرسه ایستاده بود. رهگذری جسارتی به طلاب مینماید. طلبهها درصدد پاسخ به توهین او بر میآیند، امّا بهاری میگوید: او را به من واگذارید. بهاری به رهگذر میگوید: آیا نخواهی مُرد!؟ آیا وقت آن نرسیده است كه از خواب غفلت بیدار شوی؟ آن مرد نگاهی به پشت خود میكند و خطاب به بهاری میگوید: چرا، چرا؟ اتفاقاً موقعش فرا رسیده است! او در حضور بهاری توبه میكند و تحول و انقلابی درونی در او پیدا میشود و از زهّاد وعبّاد و از اوتاد زمان خود میشود

آیت الله حاج شیخ محمّد بهاری از مبرّزترین شاگردان عارف كامل آخوند ملّاحسینقلی‌‍ همدانی كه سالهای متمادی درك محضر او را نموده و به درجات عالیۀ معرفت و شهود و توحید نائل گشت. مرحوم بهاری در سال

۱۲۶۵ ق در شهر بهار همدان به دنیا آمد. پس از گذراندن دروس مقدّماتی در آن شهر، به بروجرد رفته و جزو شاگردان درس آیتالله حاجمیرزامحمود بروجردی (پدر مرجع بزرگ شیعه، آیةالله العظمیبروجردی) قرار گرفت و با كسب درجه اجتهاد، به نجف اشرف هجرت نموده و از ملازمان و شاگردان خاص ملاحسینقلی همدانی گشت و تحت اشراف و تربیت آن بزرگوار، مدارج سلوك و عرفان را طی نمود.

شیخ محمد بهاری در همان برخورد اول، طرف مقابل را مجذوب و شیفته خود میساخت. او روزی در نجف اشرف، با جمعی از طلاب در محوطه حیات مدرسه ایستاده بود. رهگذری جسارتی به طلاب مینماید. طلبهها درصدد پاسخ به توهین او بر میآیند، امّا بهاری میگوید: او را به من واگذارید. بهاری به رهگذر میگوید: آیا نخواهی مُرد!؟ آیا وقت آن نرسیده است كه از خواب غفلت بیدار شوی؟ آن مرد نگاهی به پشت خود میكند و خطاب به بهاری میگوید: چرا، چرا؟ اتفاقاً موقعش فرا رسیده است! او در حضور بهاری توبه میكند و تحول و انقلابی درونی در او پیدا میشود و از زهّاد وعبّاد و از اوتاد زمان خود میشود.

او در نامه ای به یکی از شاگردان خود می نویسد: در هر مرتبه كه هستی آن نیم رمق كه داری، آن قدر را كه به سهولت می توانی به عمل آوری، اگر در آن مسامحه نكردی، آن را به جا آوردی، یك چنین هم بر قوت تو می افزاید... مثلا شب را تا صبح خوابیدی، بنای بیداری داشتی، نشد، حالا كه اول صبح است، تا ملتفت شدی، پاشو، بین الطلوعین را بیدار بودن این خودش هم فیض و توفیقی است از جانب حضرت اله جل جلاله، این را به مسامحه بر خودت تقویت مكن، به شیطان گوش مده كه می گوید: حالا به وقت نماز صبح زیاد است، قدری بخواب، غرض او معلوم است. و همچنین در مجلسی نشستی خیلی لغو و بیهوده گفتی، دلت سیاه شد، اما می توانی نیم ساعت زودتر پاشوی، به تدبیر و حیل (چاره اندیشی)، پس این نیم ساعت را از دست مده، پاشو برو و مگو چه فایده ای دارد، من از صبح به خرابی مشغولم، باز میتوان به این جزیی خیلی از كارها (را) پیش ببری إن شاء الله تعالی.

 
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر: