به‌روز شده در: ۳۰ مرداد ۱۳۹۷ - ۱۳:۴۹
logo
تازه های سایت
کد خبر: ۲۷۳۴۰
تاریخ انتشار: ۰۳ ارديبهشت ۱۳۹۷ - ۱۰:۰۴
جوان باید ابتدا از خودش شروع کند؛ چرا که انسان، خلیفة الله است و قدرت خلق و تغییر به او عطا شده است. جمله معروفی است که شما نیز شاید شنیده یا خوانده باشید که: «انسان ها معمولاً همان می شوند که می اندیشند». تصور انسان از خودش و از جهان پیرامونش راه و هدف او را تعیین می کند. کسی که خود را بدشانس، بدبخت و ناتوانْ خطاب و احساس کند، نباید انتظار داشته باشد که دیگران به خوش بختی او کمک کنند. جوان، با قدرت جوانی اش اراده انجام هر تغییری را دارد اما این به میزان باور و انگیزه او برمی گردد که تا چه میزان به توانایی خویش ایمان دارد.

جوان در دوران جوانی همواره با سوالات و پرسش های بی پایان روبروست و اگر نتواند به پاسخ مناسبی برسد چه بسا در روحیه و عزم و اراده او خلل ایجاد شود. و همین امر آغاز بزرگترین آسیب ها و مشکلات روحی و اخلاقی برای او خواهد بود. پس باید فضای جامعه را به سمتی برد که جوان از ایجاد سوال در ذهن خویش نهراسد و همچنین بتواند به راحتی آن را بیان نموده و او را در یافتن به پاسخ یاری نماییم. البته رعایت و دانستن برخی امور می تواند به طور کلی هم در یافتن پاسخ شبهات ذهنی و هم در ایجاد روحیه و تقویت اراده و انگیزه جوانان کمک شایانی نماید که در زیر به برخی از آنها می پردازیم.

همه به دنبال ثروتند ولی خدا آرامش را جای دیگری قرار داده!

همه انسان ها در طول زندگی با نا آرامی های فراوانی روبه رو می شوند و تلاش می کنند به طرق مختلف به آرامش برسند و هر یک نیز راهی را بر می گزینند. اما به جرات می توان گفت اغلب افراد به آن آرامش مد نظر خویش نمی رسند. چرا؟ علت این است که خالق انسان که خود بهتر از همگان به نیازهای او آگاه است راز آرامش او را در اموری بیان کرده ولی اغلب مردم در بین امور دیگری به دنبال آرامش
می گردند! برای نمونه پول ممکن است آرامش موقتی بیاورد یا آسایش به همراه داشته باشد ولی هرگز موجب آرامش دائمی نمی شود و قریب به اتفاق جوانان برای رسیدن به آینده ای آرام و مطمئن فقط پول را عامل اساسی
می دانند.

اما داروی اصلی چیست؟ ذکر نام و یاد خداوند، به انسان، چنان آرامش و اطمینانی
می بخشد که در پرتو آن، انسان، قدرت خاصی به دست می آورد. به تعبیر قرآن دل، تنها با یاد خداوند آرام می گیرد. البته ذکر خداوند، نعمتی است که بندگان خاص خداوند دارند؛ زیرا هرگاه شما یاد خدا کردید، معلوم می شود اوّل خدا به یاد شما بوده و به شما توفیق چنین کاری را عطا نموده است. و برعکس، کسانی که از خدا روی گردان اند و از یاد و نام خدا غافل و در تمام عمر نخواسته اند که به این موضوع بپردازند، زندگی شان با مشکلات و معضلات فراوانی مواجه می شود که به بیان قرآن: «هر که از یاد من روی گرداند، زندگی دشواری خواهد داشت.» و بعد در جای دیگر به دنبال علت آن هستند.یاد خدا در جوانی می تواند کمک خوبی برای طی کردن مسیر زندگی باشد.

همان می شویم که می اندیشیم

جوان باید ابتدا از خودش شروع کند؛ چرا که انسان، خلیفة الله است و قدرت خلق و تغییر به او عطا شده است. جمله معروفی است که شما نیز شاید شنیده یا خوانده باشید که: «انسان ها معمولاً همان می شوند که می اندیشند». تصور انسان از خودش و از جهان پیرامونش راه و هدف او را تعیین می کند. کسی که خود را بدشانس، بدبخت و ناتوانْ خطاب و احساس کند، نباید انتظار داشته باشد که دیگران به خوش بختی او کمک کنند. جوان، با قدرت جوانی اش اراده انجام هر تغییری را دارد اما این به میزان باور و انگیزه او برمی گردد که تا چه میزان به توانایی خویش ایمان دارد.

سرنوشت را نمی توان از سر نوشت!

مراقب تنهایی خود باش که به اندیشه تبدیل می شود؛ مراقب اندیشه خود باش که به عمل تبدیل می شود؛ مراقب عمل خود باش که به عادت تبدیل می شود؛ مراقب عادات خود باش که به شخصیّت تبدیل می شود؛ مراقب شخصیت خود باش که به سرنوشت تبدیل
می شود؛ اما این را از یاد نبر که سرنوشت را نمی توان از سر نوشت! پرداختن به خود و تسلط یافتن بر نفس خویش می تواند در انجام دادن درست کارها به انسان کمک کند؛ چرا که انسان همیشه در حال نبرد با دو قدرت و دشمن است: یکی مشکلات و موانع بیرونی و دیگری وسوسه ها و هجوم های درونی. مقابله با اولی، دوری از تنبلی و تن پروری و سستی و خُمود و البته کار و تلاش دائم را می طلبد و مقابله با دومی، جرات و جسارت و ایمان و شجاعت لازم دارد که البته برترین فضائل اند و به همان اندازه به دست آوردنشان هم دشوارتر. اینها برای مقابله با دشمن درونی، لازم اند.

تکراری زندگی نکن

بی برنامگی و بی هدفی، جوان را به روزمرّگی می کشاند و کسی که دچار روزمرگی شود، به دام افسردگی و احساس بیهودگی در زندگی نیز خواهد افتاد. نتیجه روزمره زندگی کردن، این است که: انسان، هر چه برایش پیش می آید، انجام می دهد، نه هر چه پیش بینی کند. هر چه برای او پیش می آید، می خواهد، نه هر چه بخواهد، برایش پیش آید؛ یعنی باری به هر جهت! یعنی منتظر بخت و شانس و اقبال و.. . بودن؛ یعنی متوقف شدن و تکراری زندگی کردن. داشتن هدف و برنامه، آدمی را به تفکر و تلاش مستمر وا می دارد که حاصل آن، حرکت و تغییر و رشد و موفقیت و جاری شدن است که: «هستم اگر می روم. اگر نروم، نیستم!»

به تلاشت اعتماد کن

در مقابل اراده آهنین آدمی همه چیز امکان پذیر است و اگر انسان به چیزی علاقه مند شد و برای رسیدن به آن تلاش مستمر داشت قطعاً بدان دست می یابد. به تعبیر قرآن: «تنها آنچه انسان با سعی و کوشش به دست می آورد، برای او می ماند.» و یافتن و رسیدن، راهی جز کوشش و خواستن ندارد و البته در این راه، اراده نیز لازم است. نباید فراموش کرد که انعطاف پذیری و تطبیق و وفق دادن خود با شرایط نیز لازم است. البته این موضوع نباید به معنای عقب نشینی، منفعل بودن، دائم اثر پذیرفتن یا همیشه همرنگ جماعت شدن و... باشد.

 
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر: