به‌روز شده در: ۲۷ تير ۱۳۹۷ - ۱۴:۴۱
logo
تازه های سایت
کد خبر: ۲۷۲۸۲
تاریخ انتشار: ۲۷ فروردين ۱۳۹۷ - ۱۰:۲۶
برخی می‌گویند نرخ طلاق در ایران اگرچه افزایش پیدا كرده اما هنوز از بسیاری از كشور‌های دیگر پایین تر است. این جمله درست است. مثلا نرخ طلاق در فرانسه و روسیه چیزی در حدود 50 درصد است اما در ایران نزدیك به 20 درصد است كه به نظرم هم به دلیل بافت سنتی و مذهبی بسیاری از اقوام و خرده فرهنگ‌های ایرانی است كه هنوز حفظ شده و هم به دلیل ساختار و ماهیت حقوقی ماست
زهرا محمدی- رکورد طلاق در ایران شکست این موضوع تیتر خبری بود که در هفته گذشته منجر به حرف و حدیث­های زیادی شد و عده­ ای حتی در این میان عده­ای بر این باور بودند که این آمارها شاید مرجع درستی ندارد اما آنچه مسلم است این است که ازدواج و طلاق در ایران نرخی کاملا نابرابر دارد و شتاب فراوان فروپاشی خانواده در مقابل تشکیل آن تبدیل به موضوع روزی شده است که باید راه­ های کاهش آن را شناخت و سپس نسبت به در مان آن اقدام کرد ، دکتر زهرا صدری جامعه شناس است و مقوله طلاق در ایران را بارها و بارها مورد پژوهش قرار داده است او در این باره و در گفتگو با ما با اشاره به عوامل گوناگون و مؤثر در افزایش طلاق گفت: «طی چند دهه گذشته نهاد خانواده تغییرات چشمگیری داشته است شناخت تغییرات نگرشی در خانواده ایرانی، گامی است در جهت شناخت جامعه، و وقوع تغییرات ساختاری در آن و بدین منظور بررسی و ارزیابی روند تحولات نهاد خانواده می تواند به درک دقیق و صحیح مسائل اجتماعی و صدور راهکارهای مناسب و عملی از سوی سیاست گذاران منجر شود. افت اخلاقی، رواج روزافزون فردگرایی، فقدان سرمایه گذاری عاطفی، ادراک ناصحیح پیش از ازدواج، مسئولیت گریزی و تقلید کورکورانه از فرهنگ بیگانه عوامل اصلی افزایش طلاق در میان زوج های جوان در چند دهه اخیر در کشور ماست البته در کنار این موارد می­توان به موضوع اقتصاد و پایداری و ثبات خانواده نیز اشاره کرد اما من معتقدم عامل اقتصاد عامل اصلی در افزایش میزان طلاق در بین زوجین نیست.»

اما اینکه جامعه ایرانی که جامعه ­ای خانواده محور است و اصولا طلاق آخرین راهکار در این جامعه بوده چرا به نقطه­ای رسیده است که تجویز آخر گاهی به سادگی به آسان ترین راه بدل می­ شود موضوع پرسش از دکتر مهدی خداپرست روانشناس و مشاور ازدواج است او در این زمینه معتقد است:
«بهتر است پیش از هرچیز به تحلیل چند نکته قابل تامل در زمینه طلاق ایرانی بپردازیم. به عقیده من پیامدهای گذار جامعه ایرانی از سنت به مدرنیته، نداشتن مهارت
های ارتباط زناشویی لازم و متناسب نبودن پرسونالیتی فردی و خانوادگی زوجین در کنار عوامل اقتصادی مهمترین دلیل فروپاشی تشکلهای خانوادگی نیمه مدرن و جوان امروزی است.

اولین نکته ای که می
خواهم عرض کنم این است که درست است که آمار طلاق در کل کشور در حال افزایش است و حتی شامل شهرهای مذهبی نظیر قم و مشهد و نیز شهرهای سنتی نظیر یزد نیز میشود و در این خصوص آمار تکان دهنده ای که در ابتدای سال مطرح شده حکایت از آن داشت که به طور متوسط ساعتی بیش از 16 زوج در کشور از هم جدا میشوند. اما از زاویه روانشناسی اجتماعی مساله فقط تعداد وقوع طلاق نیست. در کنار مساله طلاق، مسئله ازدواج و نسبت تعداد آن به طلاق نیز برای تحلیل تاثیرات این افزایش آماری مطرح است و ما باید این دو را باهم ببینیم. چرا که همواره یکی از شاخصهای بین ­المللی بررسی وضعیت تشکل خانواده در یک کشور، شاخص نسبت ازدواج به طلاق است. یعنی مثلا در سال 89 در ازای هر 5.6 ازدواج یک طلاق انجام میشده و الان در ازای کمتر از 4.4 ازدواج یک طلاق در کشور صورت میگیرد. بنابراین مستقل از بیشتر شدن تعداد طلاقها به نظرم مسئله مهمتر آن است که در مقایسه با ازدواجهایی که صورت گرفته و طبیعتا تعداد این ازدواجها نیز میتوانسته در برابر آمار طلاق افزایش داشته باشد، باز هم با شتاب جداییها مواجهیم و فاجعه اصلی اینجاست که در برابر افزایش طلاق با کاهش تعداد ازدواج روبه ­رو هستیم! نکته دومی این است که برخی میگویند نرخ طلاق در ایران اگرچه افزایش پیدا کرده اما هنوز از بسیاری از کشورهای دیگر پایین تر است. این جمله درست است. مثلا نرخ طلاق در فرانسه و روسیه چیزی در حدود 50 درصد است اما در ایران نزدیک به 20 درصد است که به نظرم هم به دلیل بافت سنتی و مذهبی بسیاری از اقوام و خرده فرهنگهای ایرانی است که هنوز حفظ شده و هم به دلیل ساختار و ماهیت حقوقی ماست، نکته اینجاست که این دوستان باید در تحلیل خود به این نکته نیز دقت کنند که هزینههای مادی و معنوی جدایی در ایران خصوصا برای خانمها فوق العاده سنگین و بسیار بیشتر از برخی کشورهاست. همین فرهنگ سنتی و ذهنیتها و تعابیر نادرستی که در ناخودآگاه جمعی مردم شکل گرفته است چنان حصار و حریمی برای بازگشت طبیعی این افراد به روابط عادی ایجاد میکند که منجر به فاصله گرفتن آنها از جامعه، توسل به دروغ و پنهان­ کاری و ایجاد مشکلات فراوان در ساختار نظام روانی زوجین میشود و مجددا تاکید میکنم خصوصا در بین خانمها.

واقعا تاسف میخورم از اینکه باید بگویم نه تنها این موارد کمتر در جوامع مدرن یا دارای نرخ بالای طلاق مشاهده نمیشود بلکه حتی بر عکس، این افراد از حمایتها و مزیتهای ویژه ای از همان ابتدای طرح شکایات خود بهره مند میشوند که به سازگاری آنها با وضعیت جدیدشان کمک فراوانی میکند. حتی جرم انگاریهایی که در این زمینه و به طور کلی حد حدود ناهنجاریهای اجتماعی میشود نیز با ایران متفاوت است. امیدوارم در آینده نزدیک با توجه بیشتر به نقش مشاورهها و آموزشهای پیش از ازدواج بتوانیم از وقوع بیشتر این پدیده نامبارک اجتماعی که هزینههای مادی و معنوی زیادی را بر دوش جامعه تحمیل میکند جلوگیری کرده و گام موثری در این زمینه برداریم. به هر حال پیشگیری همیشه مقدم بر درمان است. ضمن آنکه حتما نیازمند وضع قوانین جدیدی در این خصوص هستیم.»

به هرترتیب سیاست­گذاری و فرهنگسازی یکی از ملزومات حفظ خانواده در ایران است، نهادی که می­تواند از بسیاری از بزه ­های اجتماعی و فردی جلوگیری کرده و منجر به رشد و تعالی جامعه شود.

 
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر: