به‌روز شده در: ۱۹ آذر ۱۳۹۷ - ۱۰:۳۵
logo
کد خبر: ۲۷۱۲۰
تاریخ انتشار: ۱۵ اسفند ۱۳۹۶ - ۱۶:۱۶
محمدکاظم انبارلویی تشریح کرد:
اين تحليل جناب مسيح مهاجري ريشه در منطق فرزند ابوسفيان دارد. سياست تبديل معاند به موافق در دوران خاتمي، جواب نداد رفتند ضد انقلاب را موافق کنند خودشان سر از مخالفت با نظام درآوردند. تئوريسين هاي آن 10 سال بعد در ادامه همان مشي يک دفعه چشم باز کردند، ديدند کف خيابان هستند و عليه نظام شعار مي‌دهند؛ آن هم شعار «مرگ بر اصل ولايت فقيه» و «انتخابات بهانه است، اصل نظام نشانه است»!
سرمقاله روز شنبه گذشته مسيح مهاجري در تحريف تاريخ معاصر و وارونه‌گويي در مورد فتنه 88 و شهادت خلاف واقع در مورد وضع فعلي سران فتنه نکات جالبي دارد که بايد در مورد آن روشنگري کرد.

او در اين سرمقاله مي نويسد؛

«تصحيح سياست دشمن ساختن از دوست، واجب‌تر از رفع حصر است.»

براي آنچه در ذهن مبارک آقاي مسيح مهاجري مدير مسئول محترم روزنامه جمهوري اسلامي ارگان حزب جمهوري اسلامي که حداقل 32 سال است ديگر وجود خارجي ندارد، ذکر مطالب زير را لازم مي‌دانم؛

سياست دوست کردن دشمن از راهبردهاي دولت اصلاحات بود. آقاي سيد محمد خاتمي رئيس دولت اصلاحات مي گفت ما بايد معاند را مخالف، مخالف را منتقد و منتقد را طرفدار انقلاب کنيم.

مبتني بر اين راهبرد در وزارت کشور دولت اصلاحات، کارگروهي تشکيل شد که حسين بشيريه نئومارکسيست، يک ضلع آن بود. تاج زاده انقلابي و تاج بخش سلطنت طلب، ضلع ديگر آن بود. سعيد حجاريان تجديد نظر طلب در قلب اين کارگروه قرار داشت.

افراد ديگري هم بودند که ذکر آنها خيلي مهم نيست. اين جماعت راهبرد خاتمي را تحت عنوان «توسعه سياسي» به منظور رسيدن به اهداف ياد شده دنبال کردند. آنها سرانجام به اين فرمول در توسعه سياسي رسيدند. آن فرمول اين بود؛ توسعه سياسي يعني مدرنيزاسيون، مدرنيزاسيون يعني دموکراتيزاسيون، دموکراتيزاسيون يعني سکولاريزاسيون و سکولاريزاسيون هم يعني لاييزاسيون!

اين فرمول در عمل نشان داد؛ دوست انقلاب را تبديل به دشمن مي کند و اين دشمن هم مي رود ته صف دشمنان در آشوب‌ها! از اين فرمول اولين فتنه در جمهوري اسلامي و نخستين نبرد نرم آمريکا عليه انقلاب بيرون آمد و «ملوس و منوچ» که بعدها به آمريکا فرار کردند جزء رهبران آن بودند. غائله 18 تير 78 به بهانه حمايت از روزنامه سلام و در مخالفت با تعطيلي اين روزنامه پديد آمد و با تدبير نظام مهار شد. اما برخي دوستان انقلاب که با همان فرمول استحاله شده بودند در تخطئه اين شورش يک کلمه نگفتند. 10 سال بعد فتنه 88 توسط همين تيم بازتوليد و بازسازي شد، سياست تبديل دوست به دشمن را دنبال مي کرد و کارآمدي آن فرمول را نشان داد!

ويروس خودشيفتگي و ميل شديد به قدرت به هر قيمت، کبر، غرور، کينه‌ورزي، لجاجت، غيظ و غضب در درون همين جماعت، آتش تهيه فتنه 88 شد.

سرويس هاي دشمن بر آن سوار شدند. بده و بستان‌ها شروع شد. مشاور ارشد ميرحسين موسوي شد يک مأمور سيا (اردشير اميرارجمند)! او رياست کميته حقوقي ستاد انتخاباتي وي را به عهده گرفت. هم او که از طريق خواهرش که عضو منافقين بود، يک ضلع غائله فتنه 88 را ساخت و هنوز هم پس از فرار به خارج، از فعاليت عليه نظام دست بر نداشته است. نتيجه دشمن ساختن دوست اين شد که وزير ارشاد دولت اصلاحات رفت کارمند بي بي سي شد و از زبان دولت انگليس با ما سخن

مي گفت. همزمان نيز مشتي شارلاتان در مطبوعات دوران دولت اصلاحات هم کوچ کردند به پاريس، لندن و واشنگتن، کادر لجن پراکني عليه انقلاب را در رسانه هاي دشمن تکميل کردند و هنوز هم دست از معاندت برنمي‌دارند. آقاي مهاجري از کدام «سياست دشمن ساختن از دوست» ياد مي کند؟ باني اين سياست که بود؟ الآن چه مي کند؟ کافي است بدانيد امروز حسين بشيريه در آمريکا چه مي کند؟ شاگردان دست آموز او در داخل مشغول چه کاري هستند؟ اگر طلحه و زبير که خود در روي کار آمدن حضرت علي (ع) نقش داشتند، تيغ معاندت بر حضرت بکشند، چه کسي جز باند ابوسفيان است که حضرت را مذمت کند و بگويد؛ «سياست دشمن ساختن از دوست» غلط است و به همين بهانه بعد از جنگ جمل، جنگ صفين را با پرچم پيراهن خونين عثمان تدارک ديدند.

اين تحليل جناب مسيح مهاجري ريشه در منطق فرزند ابوسفيان دارد. سياست تبديل معاند به موافق در دوران خاتمي، جواب نداد رفتند ضد انقلاب را موافق کنند خودشان سر از مخالفت با نظام درآوردند. تئوريسين هاي آن 10 سال بعد در ادامه همان مشي يک دفعه چشم باز کردند، ديدند کف خيابان هستند و عليه نظام شعار مي‌دهند؛ آن هم شعار «مرگ بر اصل ولايت فقيه» و «انتخابات بهانه است، اصل نظام نشانه است»!

اين نگون بختان تا آنجا پيش رفتند که حتي کلمه «اسلام» را از جمهوري اسلامي در شعارهاي خياباني خود حذف کردند و سخن از «جمهوري ايراني» به ميان آوردند! هزاران فيلم و عکس و اسلايد از اين صحنه هاي تأسفبار، آن هم زير رگبار بيانيه‌هاي ساختارشکنانه موسوي و کروبي وجود دارد! چطور آقاي مهاجري اين همه حقايق تاريخي را که فقط چند سال از آن مي‌گذرد، انکار مي کند و مي نويسد: «ابرهاي تيره بدبيني (به محصورين) در حال کنار رفتن از آسمان سياست ايران است، خبر آزادي محصورين موجي از اميد در قلب وفاداران واقعي به نظام پديد آورده است.»

اين وفاداران واقعي به نظام چه کساني هستند؟ در فتنه 8 ماهه سال 88 به ويژه روز عاشورا، کجا بودند؟

آقاي مهاجري يک مقاله يا يک سطر خبر و گزارشي از فتنه 88 در روزنامه جمهوري اسلامي نشان دهد که شعار موهن «انتخابات بهانه است، اصل نظام نشانه است» را تخطئه کرده باشد. آقاي مهاجري نشانه اي از وفاداري سران فتنه به «اصل ولايت فقيه» آن زمان که در خيابان‌ها منافقين شعار مي دادند؛ «مرگ بر اصل ولايت فقيه» ارائه دهد! خود وي يک مقاله از تبري از جنايات و خيانت هاي

موسوي و کروبي نشان دهد تا معلوم شود آن زمان کجا بود؟!

امروز چه شده که قبل از اثبات برادري، تقاضاي ارث و ميراث وفادار به انقلاب مي‌کند؟

مهاجري مي‌نويسد: «بسياري از واقعيت هاي پشت پرده وقايع سال 88 روشن شده است. فتنه‌گران واقعي ابهامات را برطرف کرده‌اند.» کدام واقعيت روشن شده؟ شما که همه حقايق تاريخي در اين بازه زماني 8 ماهه را که تيغ بر جمهوريت و اسلاميت نظام کشيدند، انکار مي کنيد. شما از کدام «فتنه‌گر واقعي» سخن مي گوييد، در حالي که صداي طبل رسوايي موسوي و کروبي هر روز بر بام رسانه‌هاي دشمن بلند بود و هنوز هم ادامه دارد؟!

مهاجري مي گويد: «براي اهل فن مشخص بود اين جريان (احمدي نژاد) انحرافي است ولي حاميان او بعدها به اين واقعيت رسيدند.»

اهل فن چه کساني هستند؟ همان ها که«دروغ تقلب» را ساختند و هنوز هم حاضر نيستند دست از آن بردارند؟ اهل فن چه کساني هستند؟ همان‌ها که رفتند اتحاديه اروپا و کنگره آمريکا به دليل نتايج انتخابات سال 88 به دشمن پيشنهاد تشديد تحريم ها را دادند؟!

اهل فن چه کساني هستند؟ همان‌ها که اقتدار ملي و امنيت ملي را در معرض تاراج دشمن قرار دادند به طوري که که نتانياهو اعلام کرد اصلاح طلبان به نمايندگي از اسرائيل در تهران مي جنگند؟!

اهل فن چه کساني هستند؟ همان هايي که با اعلام ناامني در ايران سرمايه‌گذاران خارجي را تهديد کردند که در ايران امنيت نيست، سرمايه خود را تلف نکنيد؟!

اهل فن چه کساني هستند؟ همان هايي که جشن ملي را به عزاي ملي تبديل کردند و ده‌ها بي گناه را به شهادت رساندند و خودشان هم رفتند سر قبري فاتحه خواندند که در آن مرده‌اي نبود؟!

اهل فن چه کساني هستند؟ همان‌ها که حاضر نشدند تمام صندوق‌ها بازشماري شود تا سيه‌روي شود هر که در او دروغ تقلب باشد؟!

فرض کنيم حضرات اهل فن از اول مي دانستند رقيب آنها منحرف است، آيا راه حل برخورد با انحراف، برپايي شورش، تيغ کشيدن به مردمي که به او رأي دادند و محاربه با اصل نظام بود؟

صورت مسئله فتنه 88 را با هيچ دروغ و دغل و تقلبي نمي شود عوض کرد. به شعور ملت نمي شود اهانت کرد و اسناد دقيق تاريخ را نمي شود تحريف کرد و وارونه نشان داد، مگر اينکه آقاي مهاجري بخواهد به صحت تحليل خود همان قدر اعتماد داشته باشد که «دروغ تقلب» را باور کرده است. دروغي که افرادي چون تاج‌ زاده و خاتمي هم به بي اساس بودن آن اعتراف دارند.

سخن آخر؛ آقاي مهاجري! نابستگي کروبي و موسوي به مردم، انقلاب و نظام در فتنه 88 رونمايي شد. انحراف و کژرفت آنها به دليل شيفتگي به خود و قدرت را تاريخ ثبت کرده است. کافي است تاريخ را درست و مطابق با واقع و صادقانه روايت کنيد. آنها اهل «بغي» هستند و با نظام محاربه کردند. اتهامات آنها سنگين‌تر از آن است که حتي تصور کنيد. اگر الان به لطف مسئولين نظام در حصار امن حصر هستند، در قيامت که خداوند حساب ذره اي را هم مي‌رسد، خواهيد ديد جايگاه آنها کجاست و نسبت شما با آنها چيست؟

 
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر: