به‌روز شده در: ۰۲ تير ۱۳۹۷ - ۱۵:۴۰
logo
تازه های سایت
کد خبر: ۲۷۱۰۵
تاریخ انتشار: ۱۴ اسفند ۱۳۹۶ - ۱۲:۱۶
نگاهی به علت شهادت قاضی نور اله شوشتری و دلیل نگارش کتاب احقاق الحق
کتاب شریف «احقاق الحق و ازهاق الباطل» نوشته شهید قاضی نوراله شوشتری رحمه الله است که آن را در ردّ کتاب «ابطال نهج الباطل» مولی فضل‌الله بن روزبهان نوشته است و فضل‌الله بن روزبهان کتاب خود را در ردّ کتاب «نهج الحق» علامه بزرگوار حلی رحمه الله که برای معرفی مذهب تشیع به اولجایتو سلطان محمد خدابنده نوشته بود، تحریر نمود.
چند روز قبل تورّقی در تقویم مناسبتهای اسفندماه میکردم. به شانزدهم اسفند سالروز شهادت عالم مجاهد سید نور اله حسینی شوشتری معروف به قاضی شوشتری مؤلف «احقاق الحق» (1019ق) برخوردم. تصمیم گرفتم در این رابطه به اطلاعاتی دست پیدا کنم. شهیدی که ماجرای نوشتن کتابش بسیار آموزنده است.

کتاب شریف «احقاق الحق و ازهاق الباطل» نوشته شهید قاضی نوراله شوشتری رحمه الله است که آن را در ردّ کتاب «ابطال نهج الباطل» مولی فضلالله بن روزبهان نوشته است و فضلالله بن روزبهان کتاب خود را در ردّ کتاب «نهج الحق» علامه بزرگوار حلی رحمه الله که برای معرفی مذهب تشیع به اولجایتو سلطان محمد خدابنده نوشته بود، تحریر نمود.

برای معرفی کتاب احقاق الحق و نویسندهاش، باید ابتدا به ماجرای نگارش کتاب علامه حلی اشاره نماییم. دو قول در چگونگی شیعه شدن سلطان محمد خدابنده گفتهشده است. ما در اینجا یک قول را که علامه امین در کتاب اعیان الشیعه (ج 24، ص 291) نقل کرده میآوریم.

سلطان اولجایتو محمد مغولی ملقب به خدابنده، بر یکی از زنانش غضب کرد و به او گفت: تو را سه طلاقه کردم (انت طالق ثلاثا). بعد پشیمان شد؛ لذا از علماء مذاهب سؤال کرد. به او گفتند: ناچارا باید محلّل بیاوری. سلطان گفت: شما در هر مسئلهای اقوالی دارید، آیا اینجا اختلاف ندارید؟ گفتند: نه. یکی از وزیرانش گفت: در حلّه عالمی هست که فتوا به باطل بودن این طلاق میدهد. علماء مذاهب گفتند: مذهب او باطل است و نه خودش عقل دارد و نه اصحابش و سزاوار نیست سلطان پی مثل اویی بفرستد.

سلطان گفت: صبر کنید تا من او را حاضر کنم و کلامش را بشنوم. پی او فرستاد و علامه حلی حاضر شد. سلطان تمام علماء مذاهب را جمع کرد. علامه نعلینش را به دست گرفت و بر سلطان وارد شد، آنگاه سلام کرد و پهلوی سلطان نشست. علماء به سلطان گفتند: مگر ما به تو نگفتیم اینها ضعیف العقل اند! سلطان گفت: از او درباره هر کاری که انجام داده، سؤال کنید. پس گفتند: چرا در برابر سلطان باخم شدن مانند رکوع خضوع نکردی؟

علامه فرمود: زیرا احدی برای رسولالله (ص) رکوع نکرد و همه بر او سلام میکردند و خداوند فرموده «فَاِذا دَخَلْتُمْ بُیُوتا فَسَلِّمُوا عَلی اَنْفُسِکُمْ تَحِیَّةً مِنْ عِنْدِاللّهِ مُبارَکَةً»( نور، 60) و رکوع و سجود برای غیر خدا جایز نیست.

گفتند: چرا رفتی پهلوی سلطان نشستی!؟ فرمود: چون جای خالی دیگری نبود. گفتند: پس چرا نعلینت را در دست گرفتی، درحالیکه این کار منافی باادب است؟ فرمود: ترسیدم بعضی از اهل مذاهب کفشهایم را بدزدند! همانطور که نعلین رسول خدا (ص) را دزدیدند. گفتند: اهل مذاهب در زمان رسول خدا (ص) نبودهاند، بلکه بعد از صدسال از وفات رسول خدا (ص) به دنیا آمدهاند و یا بیشتر از صدسال.

مترجم برای سلطان مطالبی را که علامه میفرمود، ترجمه میکرد. پس به سلطان رو کرد و فرمود: شنیدی که اینها چنین اعترافی کردند که در زمان رسول خدا (ص) نبودهاند. پس از کجا اجتهاد را منحصر کردهاند در میان خودشان و اجازه نمیدهند که از غیر آنها نظرخواهی شود، اگرچه فرض شود که آن غیر اعلم باشد!؟ سلطان گفت: آیا هیچکدام از مذاهب در زمان پیامبر (ص) و صحابه نبودهاند؟ علماء گفتند: نه.

علامه فرمود: ولی ما مذهبمان را از علی بن ابیطالب (ع) گرفتهایم که نفس رسول خدا (ص) و برادر و پسرعمو و وصیش بود و نیز از اولاد علی (ع) بعدازآن حضرت. پس سلطان از او درباره سه طلاق در یک مجلس سؤال کرد. علامه فرمود: باطل است؛ زیرا شهود عادل نبودهاند. پس بحث بین علامه و علماء درگرفت تا اینکه تمام آنها تسلیم شدند.

پس سلطان شیعه شد و خطبه به نام ائمه اثنی عشر علیهمالسلام در تمام شهرها خوانده شد و امر کرد که سکّه به نام ائمه زده شود و امر کرد که نامهای ائمه بر مساجد و مشاهد نوشته شود. زمانی که سلطان محمد (اولجایتو) از علامه حلی برای حضور در مقر حکومت دعوت کرد، از او درخواست نمود کتابی برایش بنویسد و در آن ادله عقلی و نقلی شیعه را بیان کند. علامه بزرگوار نیز در اجابت سلطان کتاب شریف «نهج الحق و کشف الصدق» را تألیف کرد و برای سلطان هدیه برد.

حدود دویست سال بعد فضل بن روزبهان یکی از علماء متعصب سنی شافعی کتابی در ردّ «نهج الحق» علامه نوشت و نام آن را «ابطال نهج الباطل» نهاد که تاریخ تألیف آن سال 909 (ه . ق) است. فضل در کتاب خود تمام کتاب نهج الحق را آورد و بر آن اشکال و ایراد وارد نمود. به دنبال این حرکت، علماء بزرگوار اسلام ننشستند و جوابهای محکم به فضل دادند، ازجمله قاضی نوراله شوشتری، تألیف ارزشمند خود «احقاق الحق» را در رد مطالب فضل بن روزبهان نوشت و به بهترین وجه ممکن از حریم تشیّع و علامه حلی دفاع نمود. اهل سنت که قدرت پاسخگویی به استدلالهای محکم قاضی نوراله را نداشتند، جواب منطق را با شمشیر دادند و آن بزرگمرد الهی را به شهادت رساندند.

 
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر: