به‌روز شده در: ۱۹ آذر ۱۳۹۷ - ۱۰:۳۵
logo
کد خبر: ۲۷۱۰۳
تاریخ انتشار: ۱۴ اسفند ۱۳۹۶ - ۱۱:۳۱
در جریان آشوبهای خیابانی عدهای از فتنهگران و سران فتنه مدعی تجاوز و هتک حرمت به زنان و دخترانی شدند که بعدها مشخص شد یا این ادعا مصداق گریه بر گورهای خالی است و یا اصولاً شخصیتسازی بخش دیگری از پروژه توهم توطئه است که آنها با استفاده از دو حرف الفبا به نشانه اسم و فامیل دخترانی که بهزعم آنها در معرض سوءاستفاده قرارگرفته بودند رقم خورد. البته بعدها مشخص شد ادعای آنها تا چه اندازه دروغ است؛ این موضوع و ادعای آزار توسط روزنامهنگاران و رسانهچیهای جریان چپ بعدها در جریان تشیع پیکر حجتالاسلام هاشمی، قائله آشوبهای خیابانی دی ماه سال جاری نیز به گوش خورد و اکنون این موضوع مطرح است که بازیگران این جریان، همانهایی هستند که یا در قبال موضوعاتی که به نفعشان نیست ساکتاند و یا از موضوع خشونت علیه زنان با دروغپراکنی و بزرگنمایی به نفع جریان سیاسی مطلوبشان سوءاستفاده میکنند و هرگز در موعدی که باید پاسخ بدهند پاسخگو نیستند.
رضوانه باهری- «کنجی از خیابان دختر جوانی ایستاده است و منتظر تاکسی است، دراینبین هر ماشین عبوری مدلبالا برایش بوق میزند و یا جلوی پایش نیش ترمزی زده و کمی مکث میکند و بعد از یک مکالمه کوتاه راننده پایش را روی گاز میگذارد و ماشین فریاد کشان از مقابل دختر جوان رد میشود»؛ این روزها ازایندست از روایتها و حرفهای مشابه در رسانههای منورالفکرهایی که تیتر یک خبرگزاریها و روزنامههایشان از تلاش دولت و مجلس برای کاهش خشونت جنسی و کلامی است زیاد شنیده میشود اما اینکه وجود دو نکته نگارنده به نگارش این یادداشت وادار کرد؛ نخست آنکه در جامعه ارزش محوری مثل ایران تا چه اندازه زنان در معرض خشونتهای کلامی و فیزیکی در معابر و اماکن عمومی نظیر مترو، اتوبوس، پارک، خیابان و... هستند؟ و به چه علت در این مقطع زمانی موضوع خشونت خیابانی پررنگتر از هر موضوع ثانویه و اولیهای شده است؟

از پای چشم کبود شده تا خشونت علیه مردان

چندی پیش یکی از رسانههای وابسته به جریانهای فمینیستی در کانال تلگرامی خود موضوع خشونت علیه زنان را با طرح پوستری که در آن زنی وحشتزده با چشمهای مات و البته پای چشمانی کبود و دهانی که با دستی مردانه فشرده میشد موضوع خشونت علیه زنان را در خانهها مطرح کرد؛ اندکی بعد جریانهای وابسته خارجی این پوستر را در سطحی بسیار گسترده پوشش دادند؛ گویا خوراک مناسبی برای تصویر سیاه از وضعیت زنان در ایران برایشان مهیا شده بود، هرچند هیچ عقل سلیمی منکر وجود خشونت خانگی در پارهای از موارد علیه زنان نیست؛ اما جلوه دادن این موضوع که پراکندگی این خشونت در ایران بالاست چندان با اصل حقیقت سازگار نیست؛ ابن جریان اما با اعلام خبری مبنی بر اعمال خشونت زنان علیه مردان! رنگی دیگر به خود گرفت. چندی نگذشت که مرحله دوم این جریان با عنوان رفع اشکال خشونت علیه زنان و تلاشهای مجلس و بهویژه نمایندگان اصلاحطلب رنگ تازهای به خودش گرفت؛ این کد را پیشازاین رسانههای فارسیزبان وابسته در قالب درخواست ویدئو از کاربران شبکههای اجتماعیشان داده بودند، خشونت علیه زنان در خیابآنکه از خشونت کلامی و حتی لمس را شامل میشد و درست در همین هفته گذشته رونمایی از پوسترهایی برای مقابله با این نوع خشونت جالبتوجه بود، خشونتی که البته اگر در عمق ریشههای آن برویم خواهیم دید بخشی از آن زایده وضعیت نامناسب حجاب و پوشش زنان و دختران است، موضوعی که بسیاری از همین افرادی که اکنون مدعی حمایت از طرح ضدانقلابی دختر خیابان انقلاب هستند با عنوانهای مختلف و بهویژه با طرح نه به حجاب اجباری به چالش کشیده میشود؛ این در حالی است که عنصر حجاب شرعی یکی از مهمترین مصادیق ایجاد حیای چشم و مصونیت زنان و خویشتنداری مردان است. همین یک نمونه کوچک میتواند مشتی نمونه خروار برای جریاناتی باشد که به بهانههای سیاسی گاهی ترجیح میدهند شانتاژ رسانهای کنند و گاهی هم سکوت را بر صدا ترجیح داده و حتی راست را دروغ و دروغ را راست جلوه میدهند.

زنان و خشونت یک ابزار مناسب برای بزنگاههای اصلاحات

جریانی که اکنون مدعی مقابله با خشونت علیه زنان به سبک فرهنگی شده است؛ در حوادث مختلف با نگاهی خشونتآمیز و حتی رفتارهایی نامناسب و بهدوراز شأن انسانی زنان، با این قشر برخورد کرده و تنها آنها را ابزاری برای ادامه و بقاء حیات سیاسی خود میدانند. مهرماه 95 خبر افشاگری دختری جوان که خبرنگار یکی از روزنامههای اصلاحطلب زنجیرهای بود فضای خشونتآمیز این رسانهها را که مدعی حقوق شهروندی و حقوق زنان هستند رونمایی کرد. سحر آزاد خبرنگار روزنامه شرق در توئیتی جنجالی اعلام کرد که برخی از دبیران روزنامهها به همکاران خانم خود پیشنهادهای نامتعارف میدهند. این خبرنگار اصلاحطلب در ادامه کامنتهایی که برای وی گذاشتهشده، اعلام کرد که اینیک حقیقت بوده و متأسفانه در این روزنامهها فراگیر شده است. این رسوایی تأملبرانگیز برای رسانههای زنجیرهای در حالی است که برخی از مشکلات مالی نیز برای این رسانهها به وجود آمدهبود وعدهای سعی کردند این مسئله را بهپای تسویهحساب دختر خبرنگار با این روزنامهها بگذارند. از طرف دیگر برخی از فعالان این روزنامهها به اتهامهای مختلف نظیر همکاری با سرویسهای جاسوسی نیز بازداشتشده و موج تازه دیگری در خصوص شدت آلودگی فضای رسانهای آنها ایجاد شد خاطرنشان میشود مهدی رحمانیان مدیرمسئول روزنامه شرق طی گفتوگویی با یکی از خبرگزاریها در همان زمان اعلام کرد که این خبرنگار بیش از دو ماه است که با روزنامه شرق هیچگونه همکاری نداشته است و طرح این مسائل از سوی این فرد بعد از خروج از مجموعه صحیح نیست اما این موضوع در هالهای از ابهام باقی ماند و کم کم رو به فراموشی رفت، دران مقطع هیچیک از گروههای حامی حقوق زنان که از اصلاحطلبان هستند در این زمینه اظهارنظری نکردند و ترجیح دادند در سکوت مبهمی روز را شب و شب را روز کنند. اما این نوع رفتار سیاست زده گاهی در بزنگاههای سیاسی سروشکلی دیگر به خود میگیرد؛ کافی است به حافظه تاریخی خود رجوع کنیم آن هنگام است که پی میبریم سوارشدن بر موج استفاده از ظرفیتهای جنسیتی در راستای منافع سیاسی چه در ایام انتخابات و چه بعدازآن حربهای همیشگی برای دست یافتن به منافع گروهی خاص است، روزهای فتنه 88 این مسئله نمود بیشتری یافت در جریان آشوبهای خیابانی عدهای از فتنهگران و سران فتنه مدعی تجاوز و هتک حرمت به زنان و دخترانی شدند که بعدها مشخص شد یا این ادعا مصداق گریه بر گورهای خالی است و یا اصولاً شخصیتسازی بخش دیگری از پروژه توهم توطئه است که آنها با استفاده از دو حرف الفبا به نشانه اسم و فامیل دخترانی که بهزعم آنها در معرض سوءاستفاده قرارگرفته بودند رقم خورد. البته بعدها مشخص شد ادعای آنها تا چه اندازه دروغ است؛ این موضوع و ادعای آزار توسط روزنامهنگاران و رسانهچیهای جریان چپ بعدها در جریان تشیع پیکر حجتالاسلام هاشمی، قائله آشوبهای خیابانی دی ماه سال جاری نیز به گوش خورد و اکنون این موضوع مطرح است که بازیگران این جریان، همانهایی هستند که یا در قبال موضوعاتی که به نفعشان نیست ساکتاند و یا از موضوع خشونت علیه زنان با دروغپراکنی و بزرگنمایی به نفع جریان سیاسی مطلوبشان سوءاستفاده میکنند و هرگز در موعدی که باید پاسخ بدهند پاسخگو نیستند.

 
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر: