به‌روز شده در: ۱۹ آذر ۱۳۹۷ - ۱۰:۳۵
logo
کد خبر: ۲۷۰۹۳
تاریخ انتشار: ۱۳ اسفند ۱۳۹۶ - ۱۵:۲۴
اگر چه عدد جریان اشرافی‌گرا چشم‌گیر نیستف ولی این آفت شایسته و برازنده نظام جمهوری اسلامی و آرمانهای بلند انقلاب اسلامی نیست. کم آن خیلی زیاد است. بی تفاوتی نسبت به آن هم برای جریان انقلابی سم مهلک است.
نصر عزیزی- اشرافیگری آفتی است که تا حدودی دامنگیر نظام گردید اگر بتوان ده دلیل عمده برای وقوع یک انقلاب منظور نمود, یکی از آن دلایل اشرافیگری می‌باشد و آن بلیه‌ای است که دقیقاً نقطه مقابل عدالت اجتماعی است. بنا نداریم پیشرفت‌ها و گامهای برداشته شده در حوزه عدالت را در کشورمان نادیده بگیریم و آن همه دگرگونی و رفاه و دستاوردها و تغییرات را نفی کنیم, ولی نمی‌توان از اهداف بلند و آرمانگرایانهانقلاب اسلامی در استقرار عدالت چشم پوشید.

اشرافیگری در ذات فرهنگ شاهنشاهی و نظام سرمایه‌داری غرب و سیره و روش دیکتاتوران تاریخ وجود داشته و دارد ولی بروز غیرمنتظره آن در نظام جمهوری اسلامی به دلیل وجود بقایای آن فرهنگ ضد دینی و افکار منحرف و مرتبط با آن و عملکرد بعضی از مسئولان از اول انقلاب بوده است.

امام راحل(ره) و مقام معظم رهبری به عنوان سکانداران عادلی که پرچم جهانی عدالت را بدست گرفته‌اند، همواره این خطر را به مسئولان گوشزد کرده‌اند و آنچه که امروز تحت عنوان فساد اقتصادی و اجتماعی از آن یاد می‌شود، زمینه‌ساز و بسترساز این آفت گردید.

به جرأت می‌توان گفت شکل‌گیری دایره‌های رانت‌مدار در مجاری برنامه‌ای و بودجه‌ای و عمرانی و بانکها و توسعه بیش از پیش اقتصاد دولتی و شکل‌گیری روابط ناسالم در بین بعضی از مدیران و واسطه‌ها و کارچاق‌کن‌های بخش خصوصی و بی‌لیاقتی بعضی از مدیران رده‌های عالی و میانی و یا بی تفاوتی بعضی از مسئولان در قوای مجریه و مقننه و برخی آلودگی‌ها در سایر نهادها عامل اصلی تکاثر و تجمیع ثروت و شکل‌گیری تدریجی لایه‌ای از جامعه باعث رویکرد اشرافیگری گردید.

باید توجه داشت طبقه اشرافی‌گرا قطب مقابل عامه مردم را تشکیل می‌دهند و به دلیل تضاد منافع اگر وضع موجود را به نفع خود ندیدند تا سرنگونی نظام از همراهی و هماهنگی و پشتیبانی جبهه ضد انقلاب و دشمنان ملت دریغ نمی‌ورزند.

اشرافی‌گراها اینطور نیست که به کاخ‌های آنچنانی و ویلاهای متعدد و خودروهای چند میلیاردی و معاملا نجومی و تکاثر ثروت و مال و منال و املاک بسنده نمایند, بلکه در حاشیه امن خود گروهی را سازماندهی می‌کنند که امور سیاسی را بعهده گیرند، مناصب را با حیله‌ها و روش‌ها غصب نمایند و در انتخاباتها به عنوان پشتیبان و حمایت کننده مالی کرسی‌های مجلس را در اختیار بگیرند و رسانه‌های زنجیره‌ای را اجیر نمایند و با شبکه نفوذیهای دشمن همکاری و همراهی کنند و فضای مجازی را با شایعات هدفدار سامان دهند.

برای اشرافی‌گراها به تدریج دین‌داری بی‌معنا می‌شود، کانون خانواده کم اهمیت و بی اهمیت می‌شود به فساد و فحشا دامن زده می‌شود، رشوه و پارتی‌بازی برای هر کاری تجویز می‌شود، نظام اداری به استخدام منویات آنها در آورده می‌شود.

جریان اشرافیگرا به تدریج جریان انقلابی را کنار زده و ادارات و سازمانها و دوایر دولتی را از وجود نیروهای مؤمن و متدین و انقلابی پاکسازی می‌کنند به همین دلیل در دوره اول دولت یازدهم مقام معظم رهبری این خطر را به دولت آقای روحانی هشدار دادند و عمل نکردند.

تجربه نشان می‌دهد یک پای کار فتنه‌ها و آشوب‌های گذشته وجود فرزندان و یا عمله‌های جریان اشرافی‌گرا بوده است. در مناطق و حوزه‌های انتخاباتی که پول در فرایند انتخابات از ابتدا تا انتها موثر بوده استف جریان اشرافی‌گرا حضور موثر داشته‌اند و برای دوره‌های بعدی نیز برنامه‌ریزی می‌کنند.

جریان اشرافی‌گرا تمام همت خود را بکار می‌برد تا نظام را از کارآمدی و الگوسازی تهی سازد، در جریان مقاومت امنیتی در منطقه تهدید آمیز غرب آسیا به شایعات دامن می‌زند. جریان اشرافی‌گرا در جریان برجام فعال بوده و نان خود را در قراردادها و ارتباطات و واردات و قاچاق کالا و به تعطیلی کشاندن نظام تولیدی بدست آورد.

برای جریان اشرافی‌گرا تلاش برای تحقق استقلال اقتصادی و سیاسی و پیشرفت‌های فرهنگی و فرهنگ خودباوری و موفقیت در عرصه‌های اقتصاد مقاومتی و غلبه بر چالش‌های اساسی سم مهلک است چون منافع آنها در خطر است.

البته مردم آگاه ما در صحنه هستند و امیدوار به آینده درخشان و با نشاط و موفقیت پشت سر رهبری آگاه و عنایات الهی و حضور جان بر کف نیروهای انقلابی و انقلابیون وفادار و رویش‌های درخشان نسل سوم و چهارم این جریان ارتجاعی و ضد انقلابی را به عقب خواهند راند. اگر چه عدد جریان اشرافی‌گرا چشم‌گیر نیستف ولی این آفت شایسته و برازنده نظام جمهوری اسلامی و آرمانهای بلند انقلاب اسلامی نیست. کم آن خیلی زیاد است. بی تفاوتی نسبت به آن هم برای جریان انقلابی سم مهلک است.

جای گلایه مردم وفادار و رأی دهند و اعتماد نموده به این دولت و دولتهای قبلی و سایر مسئولان باقی است که با وجود اقیانوس عظیم اراده مردمی، قوانین بالادستی، قوانین موضوعه، رهبری الهی و بی نظیر و هدایتگر و زمینه‌ها و بسترهای فراوان و استعدادها و فرصت‌های بی نظیر و مغلوب شدن تهدیدهای دشمنان یکی پس از دیگری، چرا جریان اشرافی‌گری امکان حیات و جولان در عرصه‌های اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی و حتی سیاسی داشته باشد؟

 
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر: