به‌روز شده در: ۰۲ تير ۱۳۹۷ - ۱۵:۴۰
logo
تازه های سایت
کد خبر: ۲۷۰۰۰
تاریخ انتشار: ۳۰ بهمن ۱۳۹۶ - ۱۰:۳۱
تفسیر آیات سوره زخرف با خطبه قاصعه امیرمومنان (ع)
سرمایههاى مادى و این وسایل تجملاتى دنیا، به قدرى در پیشگاه پروردگار، بىارزش است که باید تنها نصیب افراد بىارزش همچون کفار و منکران حق باشد، و اگر مردم کم ظرفیت و دنیاطلب به سوى بىایمانى و کفر، متمایل نمىشدند، خداوند این سرمایهها را تنها نصیب این گروه منفور و مطرود، مىکرد، تا همگان بدانند مقیاس ارزش و شخصیت انسان این امور نیست
میثم سیاح- در آیات 33 تا 35 سوره زخرف می خوانیم:«اگر (تمکن کفّار از مواهب مادى) سبب نمىشد که همه مردم امت واحد (گمراهى) شوند، ما براى کسانى که به (خداوند) رحمان کافر مىشدند خانههایى قرار مىدادیم با سقفهایى از نقره و نردبانهایى که از آن بالا روند. و براى خانههایشان درها و تختهایى (زیبا و نقرهاى) قرار مىدادیم که بر آن تکیه کنند. و انواع زیورها، ولى تمام اینها بهره زندگى دنیاست، و آخرت نزد پروردگارت از آن پرهیزگاران است».

این آیات، بحث پیرامون نظام ارزشى اسلام و عدم معیار بودن مال و ثروت و مقامات مادى را بیان می کند. «زُخْرف» در اصل به معنى هرگونه زینت و تجمل توأم با نقش و نگار است، و از آنجا که یکى از مهمترین وسائل زینت، طلا است به آن هم «زخرف» گفته شده است، و این که به سخنان بیهوده «مزخرف» مىگویند به خاطر زرق و برقى است که به آن مىدهند.

هدف در آیات مورد بحث شکستن ارزشهاى دروغین است، هدف این است که مقیاس شخصیت انسان ها را ثروت و زینت آنها نشمارند، نه این که امکانات مادى بد چیزى است، مهم این است که به آنها به صورت یک ابزار نگاه شود نه یک هدف متعالى و نهایى. وانگهى، اینها در صورتى ارزش دارد که در حد معقول و شایسته و خالى از هر گونه اسراف و تبذیر باشد، نه ساختن کاخهایى از طلا و نقره و گرد آوردن زینتهاى انبوهى از سیم و زر!

و از اینجا روشن مىشود که نه بهرهمند بودن گروهى از کفار و ظالمان از این مواهب مادى دلیل بر شخصیت آنها است، و نه محروم بودن مؤمنان از آن، و نه استفاده از این امور در حد معقول، به صورت یک ابزار، ضررى به ایمان و تقواى انسان مىزند، و این است تفکر صحیح اسلامى و قرآنى.

کوتاه سخن این که: این سرمایههاى مادى و این وسایل تجملاتى دنیا، به قدرى در پیشگاه پروردگار، بىارزش است که باید تنها نصیب افراد بىارزش همچون کفار و منکران حق باشد، و اگر مردم کم ظرفیت و دنیاطلب به سوى بىایمانى و کفر، متمایل نمىشدند، خداوند این سرمایهها را تنها نصیب این گروه منفور و مطرود، مىکرد، تا همگان بدانند مقیاس ارزش و شخصیت انسان این امور نیست.

جالب این که در حدیثى از پیغمبر گرامى(ص) مىخوانیم: لَوْ وَزَنَتِ الدُّنْیا عِنْدَ اللّهِ جَناحَ بَعُوضَة ما سَقَى الْکافِرَ مِنْها شَرْبَةَ ماء: «اگر دنیا به اندازه بال مگسى نزد خدا وزن داشت خداوند به کافر حتى یک شربت آب نمىنوشانید».

امیرمؤمنان على(علیه السلام) نیز در «خطبه قاصعه» سخن را در این زمینه به اوج رسانده است: موسى بن عمران(ع) با برادرش بر فرعون وارد شدند، در حالى که لباسهاى پشمین بر تن داشتند و در دست هر کدام عصاى (چوپانى) بود، با او شرط کردند که اگر تسلیم فرمان خدا شود، حکومت و ملکش باقى مىماند، و عزت و قدرتش دوام خواهد یافت، اما او گفت: آیا از این دو تعجب نمىکنید؟ که با من شرط مىکنند بقاى ملک و دوام عزتم بستگى به خواسته آنها دارد، در حالى که فقر و بیچارگى از سر و وضعشان مىبارد! (اگر راست مىگویند) پس چرا دستبندهایى از طلا به آنها داده نشده است!؟ این سخن را فرعون به خاطر بزرگ شمردن طلا، و جمعآورى آن، و تحقیر پشمینه پوشى گفت. اگر خدا مىخواست به هنگام بعثت پیامبرانش، درهاى گنجها و معادن طلا و باغهاى سبز و خرم را به روى آنان بگشاید، مىگشود، و اگر اراده مىکرد، پرندگان آسمان و حیوانات وحشى زمین را همراه آنان گسیل مىداشت، ولى اگر این کار را مىکرد آزمایش مردم از میان مىرفت و پاداش و جزا بىاثر مىشد.

و در قسمت دیگرى از همین خطبه مىفرماید: «مگر نمىبینید خداوند انسانها را، از زمان آدم تا آخر جهان، با سنگهایى که نه زیانى مىرسانند و نه سودى، نه مىبینند و نه مىشنوند، آزمایش کرده، این سنگها را خانه مقدس خود (کعبه) قرار داده، و آن را موجب پایدارى و قوام مردم ساخته است، آن را در پر سنگلاخترین مکانها، و بىگیاهترین نقاط روى زمین، در تنگناى درههایى مستقر ساخته، در میان کوههاى خشن، شنهاى متراکم، چشمههاى کم آب، آبادىهاى جدا و پر فاصله، که هیچ مرکبى به راحتى در آن زندگى نمىکند، و سپس آدم و فرزندانش را فرمان داد، که به آن سو توجه کنند و آن را مرکز تجمع خود سازند....».

 
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر: